23rd، اکتبر 2021
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

زمان انتشار: 23rd, اکتبر 2021 ساعت 1:56 ب.ظ | کد خبر: 89448

شناسنامه امام جعفر صادق علیه السلام

جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب علیهم السلام، ششمین امام شیعیان، و پنجمین امام از نسل امیر المومنین (ع) کنیه او ابوعبدالله و لقب مشهورش (صادق) است. لقب های دیگری نیز دارد، از ان جمله صابر، طاهر، و فاضل. ولادت او ماه ربیع الاول سال هشتاد و سوم از هجرت رسول خدا (ص)، و در هفدهم ان ماه بوده است. ولی بعض مورخان و تذکره نویسان ولادت حضرت را در سال هشتاد هجری نوشته اند و در ماه شوال سال صد و چهل و هشت هجری به دیدار پروردگار شتافت. مدت زندگانی او شصت و پنج سال بوده است. نام مادر او فاطمه یا قریبه دختر قاسم بن محمد بن ابی بکر است و ام فروه کنیت داشته است. چنان که مشهور است فرزندان ان حضرت ده تن بوده اند، هفت پسر به نام های اسماعیل، عبد الله، موسی، اسحاق، محمد، عباس و علی و سه دختر به نام های ام فروه، اسماء و فاطمه است.

اوضاع سیاسی عصر امام جعفر صادق علیه السلام

در زمان امام صادق خلافت از دودمان اموی به دودمان عباسی منتقل شد. عباسیان از بنی هاشم اند و عموزادگان علویین به شمار می روند. در اخر عهد امویین که کار مروان بن محمد، اخرین خلیفه اموی، به عللی سست شد، گروهی از عباسیین و علویین دست به کار تبلیغ و دعوت شدند. علویین دو دسته بودند: بنی الحسن که اولاد امام مجتبی بودند، و بنی الحسین که اولاد سید الشهداء علیهما السلام بودند. غالب بنی الحسین که در راسشان حضرت صادق علیه السلام بود از فعالیت ابا کردند. مکرر حضرت صادق دعوت شد و نپذیرفت. ابتدای امر سخن در اطراف علویین بود. عباسیین به ظاهر به نفع علویین تبلیغ می کردند. سفاح و منصور و برادر بزرگترشان ابراهیم الامام با محمد بن عبد الله بن الحسن ابن الحسن، معروف به (نفس زکیه) بیعت کردند و حتی منصور – که بعدها قاتل همین محمد شد – در اغاز امر رکاب عبد الله بن حسن را می گرفت و مانند یک خدمتکار جامه او را روی زین اسب مرتب می کرد، زیرا عباسیان می دانستند که زمینه و محبوبیت از علویین است. عباسیین مردمی نبودند که دلشان به حال دین سوخته باشد. هدفشان دنیا بود و چیزی جز مقام و ریاست و خلافت نمی خواستند. حضرت صادق علیه السلام از اول از همکاری با اینها امتناع ورزید.

سیره فرهنگی و تبلیغی امام صادق علیه السلام

امام صادق (ع) در سال های اخر حکومت امویان و اوایل حکومت عباسیان، با استفاده از درگیری بنی امیه و بنی عباس و مشغولیت انان به مسایل خود که موجب تخفیف خفقان شده بود، نهضت علمی و مذهبی خود را گسترش داده و عملا مدینه را حوزه درسی قرار دادند که در ان هزاران پژوهنده مشتاق، در رشته های گوناگون از محضر ان امام بهره می گرفتند . شهرت علمی امام در بلاد اسلامی ان چنان چشمگیر و زبانزد خاص و عام بود که از نقاط بسیار دور سرزمین های اسلامی برای کسب فیض به مدینه و حوزه درس او می امدند و از دریای بی کران علوم الهی او بهره می بردند . حتی بسیاری از متفکران غیر مسلمان نیز برای مذاکره علمی با امام به خدمتش می رسیدند و حضرت به میزان سطح درک و علمشان پاسخ می گفتند؛ گاهی سطح علمی سوال کننده ایجاب می کرد که حضرت پاسخ علمی و فلسفی بدهد و گاهی پاسخ در حد ابطال دلیل خصم بودن و گاهی ساده تر از ان. بدین گونه، حضرت با نهضت علمی خود افق معارف اسلامی را چنان گسترش داد که دیگر توطیه های دشمنان نتوانست جلوی فوران انوار معرفت را بگیرد.

فضایل و سیره اخلاقی امام صادق علیه السلام

امام صادق (ع) از نسل علی بود و در شجاعت بی نظیر. او شجاعت و پایداری را از پدران خود به ارث برده بود. در مقابل زورمندان و امیران از گفتن حق پروا نداشت. روزی منصور، خلیفه عباسی، از مگسی درمانده شد و از وی پرسید: چرا خداوند مگس را افرید؟ امام (ع) پاسخ داد: (تا جباران را خوار کند.) امام (ع) مهابتی خدادادی داشت، چهره اش نورانی بود و نگاهش نافذ. عبادت بسیار سبب شده بود ابهتش دلها را جذب کند. عظمت و مهابت وی چنان بود که ابو حنیفه بر منصور وارد شد و امام (ع) حضور داشت، به گفته خودش چنان تحت تاثیر هیبت امام (ع) قرار گرفت که مهابت منصور با ان همه خدم و حشم در برابر ان هیچ بود.

نه تنها خود را در غم و شادی نزدیکان و یاران و پیروانش شریک می دانست، بلکه با تمام مردم همدردی می کرد. وقتی در مدینه نرخها بالا رفته بود به وکیل خرجش فرمان داد تا مواد غذایی موجود را بفروشد و مانند سایر مردم روزانه غذا تهیه کند. (معتب) می گوید: چون در مدینه نرخها بالا رفت، امام به من فرمود: چقدر مواد غذایی داریم؟ گفتم: چند ماهی را کفایت می کند. فرمود: انها را بفروش. گفتم: مواد غذایی در مدینه نایاب است. فرمود: ان را بفروش و بعد مانند مردم هر روز مواد غذایی خریداری کن. ای معتب، نیمی از خوراک خانواده ام را گندم قرار بده و نیمی را جو.

گوهرهایی از کلام نورانی امام صادق علیه السلام

حضرت صادق علیه السلام در حالی که هنوز امام مهدی علیه السلام متولد نشده، برای دوران غیبت او این چنین ناله می زند ): سیدی غیبتک نفت رقادی وضیقت علی مهادی وابتزت منی راحه فوادی سیدی غیبتک اوصلت مصابی بفجایع الابد؛ اقای من! غیبت تو خواب را از دیدگانم ربوده وبسترم را بر من تنگ ساخته و اسایش قلبم را از من سلب نموده است. ای اقای من! غیبت تو اندوه مرا به فجایع ابد پیوند داده است.) سدیر می گوید: در چنین حالی که امام صادق علیه السلام را ان گونه دیدیم، عقل از سرمان پرید و از شدت جزع قلوبمان چاک چاک گردید… و گفتیم: ای فرزند بهترین خلایق! چشمانت گریان مباد! از چه حادثه ای اشکتان روان و سرشک از دیدگان ریزان است؟ حضرت صادق نفس عمیقی کشید که بر اثر ان [غم] درونش برامد و هراسش افزون شد، ان گاه فرمود: (نظرت فی کتاب الجفر صبیحه هذا الیوم… وتاملت فیه مولد قایمنا و غیبته وابطاءه وطول عمره وبلوی المومنین فی ذلک الزمان وتولد الشکوک فی قلوبهم من طول غیبته؛ صبح امروز به کتاب جفر نگریستم… و تامل کردم در ان درباره میلاد قایم ما و غیبت او و تاخیر ان و طول عمرش و گرفتاری مومنان در ان زمان و پیدایش شکوک در قلوب انها بر اثر طول غیبتش.)

اصحاب و شاگردان امام صادق علیه السلام

مکتب پربار جعفری و محضر گهربار امام صادق اسلام شناسانی بزرگ به جامعه اسلامی هدیه کرد دانشمندانی که هر یک خود مرجعی مهم در مسایل علمی و مذهبی به شمار می ایند. همه شاگردان ان حضرت در راه حفظ اثار اهل بیت (علیهم السلام) اهتمام می ورزیدند، اما برخی از ان ها نقش بیشتری داشتند و درست به همین دلیل، امام بر خود لازم دیده است که از تلاش های برجسته و صادقانه ان ها قدردانی نماید. درباره زراره فرمود: (رحم الله زراره بن اعین، لو لا زراره لاندرست اثار النبوه و احادیث ابی؛ خدا رحمت کند زراره را که اگر تلاش های او نبود اثار نبوت و احادیث پدرم تباه می شد). و در حق زراره و محمد بن مسلم و برید بن معاویه و لیث بختری فرمود: اینان از نجبا هستند و از امنای الهی به شمار می ایند، حلال و حرام خدا را می دانند و اگر اینان نبود اثار نبوت تباه می شد.

امام صادق علیه السلام از نگاه دیگران

مالک بن انس، فقیه مدینه می گوید: هرگاه نزد امام صادق(ع) می رفتم، ان حضرت بالش به من می داد تا بران تکیه کنم. او ارج و منزلتی برایم قایل بود و می فرمود: مالک! دوستت دارم. من از این گفته او خرسند می گشتم و به این جهت، حمد و سپاس الهی را به جای می اوردم. وی هرگز از سه حال بیرون نبود: یا روزه بود، یا به عبادت خدا ایستاده بود و یا به ذکر حق مشغول بود. ان بزرگواراز پرهیزکاران بزرگ و پارسایان والا مقام و خدا ترس بود…مجالسش لذت بخش و سودش به دیگران بسیار بود. هرگاه می خواست بگوید: (قال رسول الله ) رنگ مبارکش گاهی سبز و گاهی زردمی شد، به طوری که دیگر نزد اشنایان خود هم شناخته نمی شد. در یکی از سال ها با وی حج گزاردم. هنگامی که شتر ان حضرت به محل احرام (میقات ) رسید، هرچه می خواست بگوید: (لبیک اللهم لبیک ) نتوانست. به روی زمین بیفتاد. عرض کردم: اقا! ناچارهستید از این که تلبیه را بگویید. ان حضرت فرمود: ای ابن ابی عامر! چگونه به خود جرات دهم و بگویم: (لبیک اللهم لبیک )؛ در حالی که می ترسم که پروردگار در جواب بگوید: (لالبیک و لا سعدیک ).

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه