5th، اکتبر 2021
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

زمان انتشار: 5th, اکتبر 2021 ساعت 12:00 ق.ظ | کد خبر: 89109

شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام

امام حسن مجتبی علیه السلام ، فرزند بزرگ مرتضی بود که در ساحل کوثر و دامان نبوی بالید. او خلیفه بر حق رسول و ایت ایمان وجهاد بود، ولی امروز، باد غربت در کوچه های مدینه می وزد و سایه سیاه غم بر خانه های گلین مردم مدینه بال گسترانده است. فرشتگان، سوگوار مصیبت میوه دل وصی رسولند. لولو سبز دریای علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام ، با دلی تفتیده، شوق دیدار خدا و عزم پرکشیدن تا بی کرانه عرش الهی را دارد. سلام بر بقیع غریب و مزار بی شمع و چراغش که رواق مظلومیت اهل بیت علیهم السلام است.

دورنمایی از دوران امامت پیشوای دوم

از انجا که زمین و اهل ان از محبت خدا خالی نمی ماند، پس از شهادت امام علی علیه السلام ، امامت به امام حسن مجتبی علیه السلام رسید و ان حضرت مسیولیت کشتی توفان زده امت را برعهده گرفت. رهبری امام حسن علیه السلام در شرایطی اغاز شد که معاویه با تسلط چندین ساله خود بر منطقه شام، همه حق گریزان و اهل باطل را با خود همراه و هم پیمان کرده بود.

از سوی دیگر، امام حسن علیه السلام یارانی داشت که هیچ امیدی به پایداری و یاری انان نبود. ان حضرت به مردم کوفه فرمود: (در حق من مکر و حیله کردید، همان طور که درباره پیشینیانم عمل کردید.) شرایط به گونه ای شد که فرماندهان سپاه ان حضرت نیز، یکی پس از دیگری به معاویه پناهنده شدند. حتی برخی از سربازانش، به خیمه ان حضرت یورش بردند و سجاده از زیر پایش کشیدند و ضربه ای بر ایشان وارد کردند و مجروحش ساختند.

سرگردانی معاویه

انتقال خلافت به فرزند رسول خدا صلی الله علیه و اله ، موجی از اندوه و اضطراب را در معاویه برانگیخت. او دچار سرگردانی عجیبی شد؛ زیرا می دانست امام حسن علیه السلام موقعیت و محبوبیت فراوانی در بین مسلمانان دارد و از هر کس نزد پیامبر عزیزتر است.

معاویه، ناگریز شورایی فوری تشکیل داد و یاران رازدار و پیروان صمیمی را به دربارش فراخواند و انها را از موقعیت خطرناکی که برایش پیش امده بود، اگاه کرد. پس از بررسی های لازم، همگی موافقت کردند که جاسوسان چیره دستی به همه شهرهایی که خلافت امام را پذیرفته اند، بفرستند تا مردم را از نیروی معاویه و ناتوانی حسن علیه السلام بترسانند. همچنین مقرر شد نامه هایی برای بزرگان عرب و روسای قبایل بنویسند و رشوه های کلانی به انها بپردازند تا از حمایتشان برخوردار شوند.

تلاش گسترده معاویه

معاویه از راه های گوناگونی برای مبارزه با شخصیت اجتماعی و سیاسی امام مجتبی علیه السلام بهره برد، ولی به زودی دریافت که مبارزه با سبط پیامبر، با هر چهره و رنگی محکوم به شکست است. از این رو، تصمیم گرفت ان بزرگوار را به شهادت برساند. معاویه بارها بر مسموم کردن امام حسن علیه السلام تصمیم گرفت. حاکم نیشابوری نقل می کند که امام مجتبی علیه السلام را بارها مسموم کردند، ولی اثر چندانی نگذاشت تا انکه سرانجام در اخرین مرتبه، زهر، کبد حضرت را پاره کرد. طبری می نویسد: (علت وفات امام مجتبی علیه السلام این بود که معاویه هفتاد مرتبه ان حضرت را مسموم کرد، ولی اثر فوری و اساسی نگذاشت تا اینکه زهری را برای مسموم ساختن ان حضرت برای جعده دختر اشعث بن قیس کندی فرستاد. همراه ان زهر، بیست هزار دینار نیز بود، به اضافه ده قطعه باغ از باغ های کوفه که به نام جعده کرده بود)

همکاری معاویه و مروان

ابن ابی الحدید می نویسد: (چون معاویه خواست برای پسرش یزید بیعت بگیرد، اقدام به مسموم نمودن امام مجتبی علیه السلام کرد؛ زیرا معاویه برای گرفتن بیعت به نفع پسرش و موروثی کردن حکومتش، مانعی بزرگ تر و قوی تر از حسن بن علی علیهماالسلام نمی دید. پس توطیه کرد و ان حضرت را مسموم نمود)

در این توطیه، بیشترین نقش را مروان بن حکم، فرماندار مدینه ایفا کرد. وقتی معاویه بر این جنایت تصمیم گرفت، در نامه ای از مروان خواست در مسموم کردن امام حسن علیه السلام سرعت گیرد و ان را در اولویت قرار دهد. مروان، برای اجرای این توطیه، مامور شد با جعده، دختر اشعث و همسر امام مجتبی علیه السلام تماس برقرار کند. معاویه در نامه اش نوشته بود که جعده فردی ناراضی و ناراحت است و می تواند با ما همکاری کند. نیز سفارش کرده بود صد هزار درهم به او بدهند و وعده دهد که پس از انجام ماموریتش، او را به همسری پسرش یزید درخواهد اورد.

جنایت هولناک

جعده، همسر امام حسن علیه السلام ، زهر را در شیر ریخت. حضرت در ان روز، روزه بود. زمانی که به خانه بازگشت، جعده ان شیر مسموم را نزد ان حضرت اورد. امام ان را نوشید و فرمود: (ای دشمن خدا! مرا کشتی. به خدا سوگند پس از من بدانچه می خواهی نخواهی رسید و خدا تو را خوار خواهد کرد.) امام حسن علیه السلام پس از این زهر، چهل روز بیمار بود و هر روز بیماری ان حضرت شدت می یافت.

وصیت به برادر

امام مجتبی علیه السلام در اخرین لحظه های زندگانی پربرکت خود، به برادرش حسین علیه السلام فرمود: (در این واپسین روز زندگانی ام در این دنیا و اغاز زندگی اخرتی ام، از اینکه میان من و تو جدایی می افتد، ناخرسندم، ولی اینک از دیدار جدم رسول خدا صلی الله علیه و اله ، پدرم علی علیه السلام ، و مادرم فاطمه علیهاالسلام ، و عمویم حمزه و جعفر خشنودم.) ان گاه ودیعه های امامت را که از پدرش و از انبیای الهی به ارث داشت، به ان حضرت داد و فرمود: (ای حسین! به تو وصیت می کنم در میان بازماندگان و اهل بیت من، خطاکاران را با بزرگواری ببخش و نیکوکاران را پذیرا باش و پس از من برای همگی انان پدری مهربان باش. مرا در کنار مزار جدم رسول خدا صلی الله علیه و اله ، به خاک بسپار که من سزاوارترین فرد برای دفن در جوار مزار اویم، ولی اگر جلوگیری کردند، تو را به ان خدایی که جایگاهی والا نزد او داری، سوگند می دهم مبادا به اندازه خون حجامت، خونی ریخته شود که خود به سوی پیامبر روانه ام و نزد او درباره انچه بر من روا داشتند، شکایت خواهم برد)

وداع غریبانه

زمانی که امام حسن علیه السلام دار فانی را وداع گفت، حضرت عباس علیه السلام ، عبدالرحمان بن جعفر و محمد بن عبدالله بن عباس به کمک امام حسین علیه السلام شتافتند و ان حضرت با کمک انها، جنازه برادرش را غسل داد، حنوط کرد و کفن نمود. ان گاه به مصلا که در نزدیکی مسجدالنبی بود، منتقل کردند. در انجا بر جنازه حضرت نماز گزاردند، سپس ان را برای تجدید عهد و دفن، نزدیک مزار رسول خدا صلی الله علیه و اله بردند.

مروان بن حکم به همراه اشوب گران جلو امدند و فریاد براوردند: (شما می خواهید حسن بن علی علیهماالسلام را کنار پیامبر دفن کنید؟ هرگز نمی شود.) عده ای از امویان و اشوب گران به دنبال بهانه بودند و می خواستند فتنه ای به پا کنند که امام حسین علیه السلام با بردباری، برادرش را به سوی بقیع برگرداند و در کنار جده اش، فاطمه بنت اسد در بقیع دفن کرد. امام حسین علیه السلام به مروان فرمود: (اگر برادرم وصیت کرده بود در کنار جدش، رسول خدا صلی الله علیه و اله دفن شود، می فهمیدی تو کوچک تر از ان هستی که بتوانی ما را برگردانی و جلو دفن جنازه او را در میان حرم پیامبر بگیری)

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه