6th، آگوست 2021
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

باید از وقایع تاریخ برای اطلاع و آگاهی مردم در فضای فتنه‌ها و شبهات عبرت گرفت. + متن کامل خطبه‌ها

عصر کنونی، عصر وجود بعضی از شبهه‌ها و افق‌های مه آلود است؛ مردم و بویژه قشر جوان باید با مطالعه و تحقیق متوجه مکاتب انحرافی باشند.

زمان انتشار: 6th, آگوست 2021 ساعت 5:38 ب.ظ | کد خبر: 88685

گزارش پایگاه اطلاع رسانی “مجد دز” آئین نماز جمعه دزفول با حضور مردم متدین و ولایت مدار دزفول و به امامت حجه‌الاسلام والمسلمین شیخ حسین عبداللهی امام جمعه موقت دزفول با رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی در مصلای امام علی(ع) برگزار شد.

نهج البلاغه راه صحیح زندگی کردن در عرصه‌های فردی خانوادگی اجتماعی و سیاسی را به جوامع بشری می‌آموزد

خطیب نماز جمعه دزفول درخطبه اول نماز ضمن دعوت مردم به رعایت تقوای الهی از کتاب نهج البلاغه بعنوان افتخار شیعیان یاد کرد و گفت: این کتاب ناب راه صحیح زندگی کردن در عرصه‌های فردی خانوادگی اجتماعی و سیاسی را نه تنها به مسلمانان بلکه به جوامع بشری می‌آموزد.

امیرمومنان حضرت علی(ع) را می‌توان به وضوح در کلامش شناخت و سکوت و کلام آن حضرت دارای حکمت است

وی افزود: امیرمؤمنان حضرت علی(ع) را می‌توان به وضوح در کلامش شناخت و سکوت و کلام آن حضرت دارای حکمت است.

امام جمعه موقت دزفول اظهار کرد: تنهایی امیرمؤمنان حضرت علی(ع) در راستای تحقق بخشیدن عدالت است.

بایداز وقایع تاریخ برای اطلاع و آگاهی مردم در فضای فتنه ها و شبهات عبرت گرفت

امام جمعه موقت دزفول گفت: باید از وقایع تاریخ برای اطلاع و آگاهی مردم در فضای فتنه‌ها و شبهات عبرت گرفت.

وی افزود: عصرکنونی عصر وجود بعضی از شبهه‌ها و افق‌های مه آلود است که خود را به صورت وهابیت و منحرفین مهدویت و مسیحیت نشان داده است.

 مردم و بویژه قشر جوان باید با مطالعه و تحقیق متوجه مکاتب انحرافی باشند

حجه‌الاسلام والمسلمین عبداللهی تأکید کرد: مردم و بویژه قشر جوان باید با مطالعه و تحقیق متوجه مکاتب انحرافی باشند تا حق و حقیقت از مهجوریت بیرون آید.

دیندارانی که می‌خواهند منافع دنیا و آخرت را با هم جمع کنند در مسیر منافقان حرکت می‌کنند 

امام جمعه موقت دزفول یادآورشد: دیندارانی که می‌خواهند منافع دنیا و آخرت را با هم جمع کنند در مسیر منافقان حرکت می‌کنند که از اشعث می‌توان به عنوان نمونه تاریخی آن نام برد.

کسانی که مسیر حرکت دشمنان از جمله آمریکا را با سکوت می‌گذارنند در جبهه حق نیستند

وی با تأکید بر اجتناب از عافیت طلبی افزود: مؤمنان باید بدانند که اگر با حق نباشند بر حق هستند و از کسانی که مسیر حرکت دشمنان از جمله آمریکا را با سکوت می‌گذارنند در جبهه حق نیستند.

نخبگان مذهبی و فرهنگی در ماه محرم مسیر عدالت و جانفشانی حضرت امام حسین(ع) در برابر دشمنان را برای مردم تبیین کنند

امام جمعه موقت دزفول در آستانه ماه محرم از تکایا هیئتها مساجد، گروههای مذهبی، صدا و سیما، حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها خواست مسیر عدالت و جانفشانی حضرت امام حسین(ع) در برابر دشمنان را برای مردم تبیین کنند.

تبیین سخنان ارزشمند مقام معظم رهبری در آئین تنفیذ حکم ریاست جمهوری

حجه‌الاسلام والمسلمین حسین عبدالهی در خطبه‌ دوم  نماز جمعه دزفول گفت: رهبر معظم انقلاب در آیین تنفیذ حکم ریاست جمهوری در انتخابی هوشمندانه شعار مردمی بودن آیت‌ الله رییسی را محور سخنانش قرار داد و بیان کرد دولتی مردمی است که با مردم، در کنار مردم و در میان مردم باشد زیرا مردم به خوبی تشخیص می‌دهند که کدام مسئول همرنگ و از جنس خودشان است و از دل و جان با مردم حرف می‌زند.

مردم ثابت کردند فرهنگ عافیت طلبانه را قبول ندارند

وی گفت: مسئولی که در شرایط کرونا که جانش در خطر است دوشادوش مردم در میان مردم حضور پیدا می‌کند با مسئولی که در شرایط  کرونا نه همدوش مردم و نه همدوش کادر پزشکی بود متفاوت است؛ مسوولی که کار جهادی خود را رها نکرده و در سختی‌های روزگار شریک رنج مردم است با مسئولی که با ویدیو کنفرانس پروژه‌ها را افتتاح می‌کند متفاوت است.

وی ادامه داد: مردم ثابت کردند گفتمان و فرهنگ عافیت طلبانه را قبول ندارند؛ زمانی دولت مردمی است که دولت وفاق باشد، از دوگانه‌های موهوم عبور کند و افراد خدوم را روی کار آورد که امیدواریم چنین اتفاقی در دولت سیزدهم رخ دهد.

یکی از عناصر کلیدی برای مردمی بودن دولت، صداقت مسئولان است

امام جمعه موقت دزفول اضافه کرد: یکی از عناصر کلیدی برای مردمی بودن دولت، صداقت مسئولان است؛ هر چقدر مردم فاصله بیشتری بین خود و مسئولانشان بببیند دلسرد می‌شوند؛ مردم باید دولت را محرم اسرار خود بدانند.

وی یکی دیگر از عناصر دولت مردمی را مبارزه با فساد بیان کرد و گفت: مبارزه با فساد یعنی مقابله پیشگیرانه با زمینه فساد مانند فرار مالیاتی، انحصار بی دلیل در امتیازدهی و سوداگری ناسالم است.

وی افزود: اکنون قیمت هر پاکت سیمان در کشور تا بالای ۱۰۰ هزار تومان رسیده در حالی که قیمت کالاها در کارخانه بسیار کمتر است؛ از چرخه تولید تا مصرف فساد شکل گرفته و رشد یافته که باید از این فسادها پیشگیری شود.

حجه‌الاسلام والمسلمین عبدالهی ادامه داد: آیت‌ الله رییسی گفته هیچ وقت سفره مردم را شرطی نمی‌کنیم و نان، گوشت و دیگر نیاز مردم را به مذاکرات خارجی گره نمی‌زنیم؛ آنقدر ظرفیت داخل را افزایش می‌دهیم که در هر شرایط سیاسی خدشه‌ای به معیشت مردم وارد نشود.
 
نمی‌شود خود را در برابر همه دنیا خوار کنیم و ادعا کنیم زبان دنیا را بلدیم

امام جمعه موقت دزفول با گلایه از مسئولان دولت قبل گفت: نمی‌شود خود را در برابر همه دنیا خوار کنیم و ادعا کنیم زبان دنیا را بلدیم؛ با ترفند، نمی‌توان هشت سال را با مذاکره سپری کرد و اگر ملت ایران از اول می‌دانست که دولت روحانی جز این، ترفند دیگری ندارد به طور قطع به این دولت رأی نمی‌داد.

باید با دست پر به میدان آمد و فعالیت کرد 

وی با بیان اینکه باید با دست پر به میدان آمد و فعالیت کرد افزود: باید با همه دنیا تعامل، گفتگو و معامله کرد اما در صورت مذاکره نکردن با دنیا نیز نباید با مشکل رو برو شویم.

متن کامل خطبه‌ها:

خطبه اول:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

عِبادالله اُوصِیکُم وَ نَفسی بتَقوَى اللّه و اتّباع أَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ

خدا را سپاسگزاریم که توفیق عنایت کرد در این جمعه از ماه ذی الحجه و آخرین نماز جمعه این ماه پربرکت، در خدمت شما خواهران و برادران بزرگوار باشیم.

همچون خطبه‌های گذشته خطبه‌های اول، این خطبه را هم اختصاص می‌دهم به مقداری توضیح و تشریح کتاب بسیار گران سنگ نهج البلاغه مولا امیرالمؤمنین علی(علیه اسلام) که این ماه در حقیقت ماه این بزرگوار هم هست. عید غدیر این بزرگوار در این ماه اتفاق افتاد. روز مباهله را هم در همین ماه ما داشتیم و پاره‌ای دیگر از آیات قرآنی که در شأن اهل بیت(ع) نازل شده‌اند مثل آیه اطعام در همین ماه بوده است و ان‌شاءالله فرصتی می‌طلبد که فضیلت این ماه بزرگ ماه با محوریت ولایت را توضیح و تبیین کنیم.

افتخار ما شیعیان کتاب نهج البلاغه است. کتابی که پر است از مطالب ناب و گهرهای درخشانی که راه صحیح زندگی کردن را در عرصه‌های فردی، خانوادگی، اجتماعی، سیاسی، خرد و کلان به ما می‌آموزد. ما، نه یعنی شیعیان، ما، نه یعنی مسلمانان، ما، یعنی انسان؛ نهج البلاغه کتابی منحصر و مخصوص و محصور در یک دین، آیین، مذهب نیست.

به قول آقای جرداق که به زیبایی این نکته شرح داده است عَلیَ من الإسلام لِلاِنسانِ علی(ع) اگرچه برخواسته و ریشه فکر و اندیشه او در یک دین مشخص به نام اسلام بود، اما میوه تفکر علی، دانش علی، زندگی علی، منش و مرام و مشی علی، برای بشریت است. عَلیَ من الإسلام لِلاِنسانِ.

واقعا نهج البلاغه مولا امیرالمؤمنین(ع) آینه تمام نمای شخصیت این امام بزرگوار است. ما هم در روایاتمان هم داریم که خدا در کلام خود تجلی کرده است و این یک مطلب بسیار پذیرفتنی است که خفایا و زوایای فکری، فرهنگی، روحی هر انسانی متبلور و متجسم در کلام اوست. امیرالمؤمنین(ع) هم به وضوح شخصیت ایشان را می‌شود در کلماتش پیدا کرد.

نهج البلاغه‌ای که در پنج سال آخر عمر امیرالمؤمنین(ع) نوعا و غالبا صادر شد. خیلی حرف بزرگی است. کسی ۶۳ سال عمر کند، ۵۸ سال آن را تقریبا در سکوت بگذراند. اینجنین شخصیتی با این بلندا، با این علم، با این وسعت روح و دانش سکوت او معنادار است.

«إِنَّا لَأُمَرَاءُ الْکَلَامِ» معنایش همین است که ما اگرچه در سخنوری سرآمدیم، اما امیر بیان هم هستیم. یعنی عنان سخن به دست خودماست. می‌توانیم ۵۰ سال سکوت کنیم حرف نزنیم؛ و این خودش درس بزرگی است. خیلی وقتها انسان باید اینچنین سوار بر سخن، سوار بر سکوت، سوار بر زوایای شخصیتی خودش باشد. عنان کار را بتواند به دست بگیرد. ۵۸ سال سکوت، خوب این هم نکته‌ای در باب نهج البلاغه است.

لذا فرمود: ان نطقوا صدقوا، و ان صمتوا لم یسبقوا ما اهل بیتی هستیم اگر سخن بگوییم، صدق و راستی از کلام ما می‌بارد و اگر سکوت کنیم نه چنین است که مجبورمان کردند به سکوت؛ خودمان عنان کلام را در دست داریم. یکی از مسائلی که نهج‌البلاغه مولا امیرالمؤمنین(ع) به زیبایی به جامعه درس می‌دهد یک نکته است.

نکته‌ای است که من فکر می‌کنم، بیش از صد بار در نهج‌البلاغه تکرار شده است و آن تنهایی امیرالمؤنین(ع) در راستای تحقق بخشیدن عدالت است. شما اگر نهج‌البلاغه را به این دید نگاه بکنید. صدها بار امیرالمؤمنین از تنهایی خود در مسیر اقامه عدل و گسترش داد، در جامعه سخن گفته است.

ما در آستانه محرم الحرام هم هستیم. سه شنبه هفته آینده روز اول محرم است و ما قاعدتاً از دوشنبه شب منبرها دیگر نسب می‌شود و نام و یاد مولا اباعبدالله(ع) برافراشته می‌شود. اتفاقاً امام حسین(ع) هم مانند پدر بزرگوار خود در همین مسئله هر دو از ابیات یک غم نامه‌اند. یعنی در ایفای نقش خطیر خودش سید الشهدا هم تنها ماند.

سؤال: چرا و به چه دلیل این ناکامی محقق شد؟ سرّ این ناکامی در این مسیر پر ارزش چه بود؟ این سؤالی است که تکایا، هیئتها، مساجد، گروههای مذهبی، صدا و سیما، حوزه‌های علمیه، دانشگاهها، همه باید به این بپردازند که چرا مصلحان قَدَر و بلند قامت و بر قله ایستاده‌ای مثل این دو بزرگوار در مسیر بسط عدالت به اینچنین مشکلهایی برخورد کردند و جان خودشان را هم دادند؟

سرّ اینکه امیرالمؤمنین(ع) و سید الشهدا(ع) این خطبه‌ها را خواندند جنبه شخصی نداشت، جنبه همین نکته را داشت که ما در این عصر عبرت بگیریم. ما هم بیاییم زندگی آنها، تاریخ آنها را، واکاوی کنیم و درس بگیریم؛ و الا چه معنایی دارد ما داستان ۱۴۰۰ سال پیش را بخوانیم؟ و الا چه معنایی دارد قرآن کریم داستان یوسف هزاران سال قبل اتفاق است برای ما بگوید؟ و الا چه معنایی دارد بعد از این همه آیاتی که در تاریخ، قرآن نقل کرده است بفرماید فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ؟ عبرت یعنی همین.

یعنی تاریخ را باید خواند و قواعد و قوانین آن را برای همه تاریخ در نظر گرفت. یکی از آن عواملی که این ولیّ خدا و دین خدا و راه حق و عدل تنها می‌ماند، و بعضاً نیمه کاره رها می‌شود شبه‌ها و فتنه‌ها هستند. تردیدی نیست در این نکته.

در همین نهج‌البلاغه وقتی حکومت به امیرالمؤمنین(ع) رسید یک جمله معروف گفت. فرمود:  إِنَّ الآفَاقَ قَدْ أَغَامَتْ، وَ الْمَحَجَّهَ قَدْ تَنَکَّرَتْ. راه از بیراه مشخص نیست.

فضای جامعه غبار آلود است. افق‌ها را مه گرفته است. إِنَّ الآفَاقَ قَدْ أَغَامَتْ پرده‌های گرد و غبار افتاده است، چشمها تشخیص راه را از بیراه نمی‌دهند. این یک مشکلی است که امیرالمؤمنین(ع) در جای جای نهج البلاغه فرموده است. در خطبه ۳۸ هم همین را می‌فرماید إنّما سُمِّیَتِ الشُّبهَهُ اصلا شبهه را چرا شبهه می‌گویند؟

لأنّها تُشبِهُ الحَقَّ چون آنقدر باطل به حق نزدیک می‌شود در مرز سیاست و در امور اجرایی و در روابط اجتماعی، که خیلی‌ها نسبت به این تشخیص کور رنگ می‌شوند. نمی‌توانند بفهمند حق چیست؟ باطل چیست؟ از بس باطل لباس حق را به تن می‌پوشد. این نکته‌ای است که امیرالمؤمنین(ع) خیلی فریاد زده است فأمّا أولیاءُ اللّه ِ فضِیاؤهُم فیها الیَقینُ

آدمهایی که بلد هستند، آدمهایی که هوشمند هستند، هوشیار هستند، ولیّ خدا هستند، در راه مستقیم قدم برمی‌دارند، چراغ یقین، تحلیل، بینش، علم، آگاهی، مطالعه به دست می‌گیرند و راه از بیراهه، بازشناسی می‌کنند. این یک جمله است که ردپای او در نهج البلاغه زیاد است. سید الشهدا همچنین است.

زخم کاری که بر پیکره جامعه اباعبدالله(ع) خورد در همین فضاهای شبهه آلود و شبهه ناک است. برادران، خوهران، درس ما همین است. ما الان در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که اگر در آن عصر، عصرهای گذشته با یک منبر، با مخاطبین ده نفر، بیست نفر، سی نفر گفته می‌شد و احیاناً مطلب دو ماه بعد، سه ماه بعد، یک سال بعد، به نقطه دیگری از مملکت اسلامی می‌رسید، الان اینجور نیست.

الان دیگر معنا ندارد انسان نسبت به شبهه‌ها و افقهای مه آلود به قول امیرالمؤمنین(ع)، بی تفاوت باشد. مِهی که از این سر عالم تا آن سر عالم ممتد است و کشیده است. شبهه‌ای که زمان سرش نمی‌شود. در این لحظه که اینجا تولید می‌شود در این همین لحظه جای دیگر دنیاست. چطور می‌شود انسان نسبت به این همه شبهه‌ها بی تفاوت باشد؟ شبهه‌هایی که خودش را در قالب گرایش به مسیحیت نشان می‌شود.

[چند وقت قبل جوانی را دیدم کتاب انجیل دستش بود. کتاب انجیل که متن آن برای کسی که با متون مذهبی و دینی سر و کار دارد سخت است خواندنش. من دیدمش دست یک جوانی که هنوز دیپلم هم نگرفته بود. سوم راهنمایی را هم نداشت. با بهترین چاپ از آن سر عالم برایش فرستاده بودند. کتاب الان پیش من است من آن را دارم. گفتم خوب تو چطور می‌خواهی آن را بخوانی؟ تو چطور می‌خواهی قرآن را با انجیل مقایسه کنی؟ نقاط قوت ضعف را دریابی و راه را از بیراه تشخیص بدهی؟ خوب دارند زیر پایه تو را لیز می‌کنند. می‌لغزانند.]

این همه هزینه برای چیست؟ شبهه‌هایی را که خودشان را درقالب گرایش به وهابی گری نشان می‌دهد. ما وهابیت بیخ گوشمان نیست در گوشمان هست. در دل و جان ما دیگر قرار گرفته است. شبهه‌هایی که خودش را در قالب احمد الحسن نشان می‌دهد. در بین جوانان ما رسوخ کرده‌اند. بین خانواده‌های حتی بعضا، بعضا، ولو اندک، مذهبی رسوخ کرده‌اند و دارند زجر می‌برند.

چه باید کرد؟ باید مسئولین در سالم سازی فضا، برنامه داشته باشند. هرکسی که ادعای مسئولیت فرهنگی در کشور را می‌کند، نسبت به هر جوانی که گرایش به احمد الحسن، به مسیحیت، به وهابی گری، به فلان و فلان پیدا می‌کند، باید بلرزد بر خودش . نباید خواب به چشمانش بیاید. نوش دارو بعد از مرگ سهراب چه فایده‌ای دارد؟ نباید اجازه بدهیم گسترش پیدا بکند یک فرقه ضاله و مضله و بعد بگوییم خوب حالا چه کار بکنیم؟

زیرساختهای خودش را در جامعه بگستراند بعد بگوییم حالا چه کار بکنیم؟ بگوییم راهکارهای قانونی و قضایی نداریم. نمی‌توانیم برخورد بکنیم. خوب یعنی چه؟ پس بمانیم تا جامعه ما کاملا رنگ و بویش عوض بشود؟ این که نشد.

از آن طرف جوانان هم باید به فکر رهزنان و دزدان عقیده و فکر و اندیشه خودشان باشند. با مطالعه، با جستجو، با تحقیق، آب شرب و سرمنشأ این فرقه‌ها و نحله‌های فاسد را پیدا بکنند. این خیلی مهم است. این یک نکته است. که بعضا دین خدا، ولیّ خدا، با همین شبهه‌ها آرام آرام مهجور می‌شود. کنار می‌رود. در یک خانه مسلمان انجیل در کنار قرآن قرار می‌گیرد.

این که قرآن می‌گوید مَهْجُورًا یعنی چه؟ یعنی همین. اینکه می‌گوییم ولیّ خدا مهجور واقع شده است یعنی چه؟ یعنی همین. جوانی که باید در این عاشورای اباعبدالله(ع) سینه بزند بگوید نه تعالیم اباعبدالله(ع) تعالیم فلان و فلان. این مهجور است. مگر مهجور یعنی چه؟ جامعه ما به کدام سمت دارد می‌رود؟

[یک زمانی وقتی ما؛ من یادم است یک زمانی مباحث امامت و ادلّه امامت را مطرح می‌کردیم، یک بزرگواری گفت که: در جامعه شیعی این قدر فریاد امامت زدن برای چه؟ گفتم همین است وقتی این پایه‌ها محکم نشود، اتفاقاً جا برای دیگران باز می‌شود، و شد، و شد. تعارف هم نباید کرد. باید به خود آمد. این یکی از آن مسائل است که حق و حقیقت مهجور واقع می‌شود.]

نکته دوم و عنصر دوم دینداری عافیت طلبانه است. برادران، خواهران، به دور از جمع، به دور از جمع، خیلی از انسانها می‌خواهند دیندار باشند اما هزینه‌های دینداری را نمی‌خواهند بپردازند. می‌خواهند عافیت طلبانه دیندار باشند و بمانند.

این روحیه، روحیه درستی نیست. این روحیه سر از نفاق، دو رنگی، تلوّن، بوقلم صفتی در می‌آورد؛ نمی‌‍‌شود بعضی وقتها منافع دنیوی را با آخرت گرایی جمع کرد. بعضی از جاها باید به خاطر دین خدا از جان خود گذشت، از آبروی خود گذشت، از موقعیت خود گذشت، اگر آدم بخواهد اینها را با همدیگر جمع کند، چاره‌ای جز نفاق و دو رنگی ندارد، چقدر زیاد هستند در تاریخ دین و دینداران اشعثها.

اشعث زمانی با علی(علیه اسلام) است چند صباحی با معاویه است. چند صباحی با مختار هست، چند صباحی با مصعب است. چند صباحی با امام مجتبی(ع) است بعد می‌رود دوباره با معاویه. برای چه؟ برای چه؟ برای حفظ منافع. نمی‌شود واقعا بعضی وقتها جمع کرد.

حرثمه بن سلیم در همین ایام که محرم است، بگوییم. عاشورا آمد خدمت امام حسین(ع) به امام عرض کرد که من از صفین یاد دارم که پدر تو گفت: اینجا خوبانی به شهادت می‌رسند. نشان هم دارم. استخوانی را هم دفن کرده‌ام. اتفاقا این استخوان را هم همین جا دوباره پیدا کردم که شما خیمه زده‌اید.

امام به او گفت حالا این همه را گفتید یعنی چه؟ هستید؟ گفت لامعک ولا علیک نه با توأم نه بر توأم. نه در زمره دوستان تو حاضر می‌شوم نه دشمنان تو. این درست نیست. ما فاصله‌ای میان حق و باطل نداریم. حاشیه‌ای میان حق و باطل نداریم. حاشیه امن. با حق نبودی بر باطل هستی. سکوت عافیت طلبانه خلاف حرّیت است.

خیلی از افراد، می‌دانند آمریکا دارد تجاوز و تعدی به منافع ملتها و دولتها، انسانها می‌کند. چرا حرف نمی‌زنند بعضی‌ها؟ چرا قلم به دست نمی‌گیرند؟ چرا سکوت کردند؟ چرا فریاد نمی‌زنند؟ چه می‌خواهند از مجامع بین الملل؟ چه کسب وجاهتی می‌خواهند برای خود بکنند؟ کسی که اینجاها سکوت می‌کند دیگر بر باطل است.

قرار نیست سکوت کردن. باید فریاد زد. و خیلی از عناصر دیگری که به بسط و ان‌شاءالله توضیح آن در مهجور ماندن حق و امام حق و مسیر حق و عدالت ان‌شاءالله عمری باشد در خطبه‌های بعد توضیح خواهم داد. فقط این دو کلمه در ذهن باشد که می‌شود گفت شبهه‌ها یک. و دوم عافیت طلبی در عرصه دینداری، دو تا از عناصر مهم به حاشیه راندن جبهه حق در عرصه‌های اجتماعی هستند.

خدا را به حق محمد و آلش قسم می‌دهیم آنی و کمتر از آنی ما را در مسیر حق متزلزل نگرداند.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ   ‌قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ  اللَّهُ الصَّمَدُ   لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ   وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ

والسَّلامُ عَلَیْکُم ورَحْمَهُ اللهِ 

خطبه دوم:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

عِبادالله اُوصِیکُم وَ نَفسی بتَقوَى اللّه و اتّباع أَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ

بندگان خوب خدا، خودم را و شما را توصیه به اجرای فرامین خداوند می‌نمایم.

در خطبه دوم که بیشتر به مناسبتها اشاره می‌شود، مناسبتهای مهمی را ما پیش رو داریم. محرم و صفر. خیلی در باب محرم و صفر می‌شود صحبت کرد که ان‌شاءالله اگر من توفیقی داشتم در همین ماه به این مبحث خواهم پرداخت. اما مناسبتهای مهمی را هم پشت سر گذاشته‌ایم عید قربان، عید غدیر، روز مباهله را هم در اعیاد مذهبی خودمان داشتیم.

اما در هفته گذشته حال و هوای سیاسی کشورمان هم بیش از پیش قابل بررسی بود و مهم بود. سه‌شنبه گذشته حکم ریاست جمهوری جناب آیت‌الله رئیسی توسط رهبر معظم انقلاب تنفیذ شد و دیروز هم که همه شما مستحضر هستید ما شاهد مراسم تحلیف و سوگند ریاست محترم جمهوری بودیم در مجلس شورای اسلامی، با حضور مسئولان عالی رتبه داخلی و میهمانان بلند پایه سیاسی خارجی.

اتفاقهای زیادی در این دو سه ماهه‌ای که منجر شد به ریاست جمهوری و انتخاب جناب آیت‌الله دکتر رئیسی، اتفاق افتاد در کشور ما که قابل بررسی است. اما من فرصت زیادی ندارم فقط به یک نکته می‌خواهم اشاره کنم و آن انتخاب هوشمندانه‌ای بود که رهبر فرزانه انقلاب در مراسم تنفیذ مطرح کردند.

رهبرانقلاب در مراسم تنفیذ و سخنرانی خودشان، یک جمله و یک کلمه از شعارهای تبلیغاتی جناب آقای رئیسی، رئیس جمهور محترم کشورمان را انتخاب کردند و آن را محور صحبت مراسم تنفیذ قرار دادند. شعار آقای رئیسی همان طوری که شما می‌دانید فرمودند: که من دولت مردمی، را می‌خواهم تشکیل بدهم. رهبر انقلاب همین شعار را گرفت و فرمود که: دولت مردمی چه عناصری باید داشته باشد؟ به چه دولتی دولت مردمی می‌گویند؟

(حدود ده تا شاید شماره و عنصر از عناصر تشکیل دهنده دولت مردمی را برشمردند. سه چهارتای آن را انتخاب کردم و عرض می‌کنم و در آخر هم گلایه‌ای که مطرح خواهم کرد.)

نکته اولی که فرمودند در تبیین دولت مردمی، فرمودند: دولتی مردمی است که با مردم، در کنار مردم و در میان مردم باشد. این دولت را می‌گویند دولت مردمی.

برادران، خوهران، مردم به خوبی تشخیص می‌دهند که کدام مسئول همرنگ آنها هست، کدام مسئول همرنگشان نیست. چه مسئولی از جنس خودشان هست، چه مسئولی از جنس خودشان نیست. چه کسی از دل و جان با مردم حرف می‌زند و مایه می‌گذارد و چه کسی با لقلقه زبان با مردم بازی می‌کند و حرف می‌زند.

مسئولی که در ایام کرونا که جانش در خطر است جدی هم در خطر است، دوشادوش مردم، میان مردم، کنار مردم، در دل مردم، حضور پیدا می‌کند، خیلی متفاوت است با مسئولی که نیم ساعت در ایام کرونا نه همدوش مردم بود، نه همدوش و همدل کادر پزشکی بود و نه هیچ و نه هیچ. خیلی تفاوت دارد.

شاخصه مردمی بودن چیست؟ با مردم، در مردم، میان مردم، خوب این را مردم می‌فهمند، می‌بینند. مسئول آنها دو بار یک بار دارد کرونا می‌گیرد اما ول کن مشکلات و مصائبشان نیست. کار جهادی خود را رها نکرده است. بله یک مسئول هم، می‌تواند با ویدئو کنفراس کل کشور را کرونای آن را به زبان مدیریت بکند، اما مردم می‌خواهند کسی بین آنها باشد.

أَ أَقْنَعُ مِنْ نَفْسِی بِأَن یُقَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِین وَ لَا أُشَارِکَهُمْ فِی مَکَارِهِ الدَّهْرِ بس است به زبان بگوید این علی امیرالمؤمنین(ع) است اما در یک سختی از سختیهای روزگار شریک غم مردم نباشم؟

پس عنصر اول با مردم بودن است به شکل محسوس، ملموس نه لسانی و زبانی.

دوم: فرمودند دولتی دولت مردمی است که تلاش شبانه روزی و جهادی و مجدّانه را برای رفع مشکلات مردم داشته باشد. یک نکته‌ای که خیلی من تعجب کردم در ایام انتخابات، همین بود؛ شخصیتی که از ظرفیت خودش، برای بازگشایی دو هزار کارخانه و امثال کارخانه‌ها استفاده کرد، کارگرانی را که بیکار شده بودند را به سر کار فرستاد، با تلاشهای شبانه روزی و مجدّانه، بعضی از رقبا تمسخر می‌کردند و می‌گفتند تو به این کار چه کار؟ تو در اتاق خود می‌نشستی کار خود را می‌کردی. مردم به این شکل و به این نحوه از رأی دادن گفتند ما این گفتمان و فرهنگ عافیت طلبانه را قبول نداریم.

ما می‌خواهیم کسی باشد که آبرویش را به دست بگیرد و بیاورد وسط، از تمام ظرفیت و امکانات خودش استفاده کند و بگوید من این کارخانه را باز می‌کنم. من این هزار نفر کارمند یا کارگر بیچاره‌ای که در این شرایط سخت بیکار شدند را از ظرفیت خودم استفاده می‌کنم می‌روم جلو. نمی‌گویم این ساعت اداری من است به من چه مربوط. نمی‌گویم این چارت اداری من است از من نخواستند. اینکه نشد جهاد. اینکه نشد مجدّانه برخورد کردن. اینکه شد شبانه روزی کار کردن.

وقتی رهبری کلمه شبانه روزی را استفاده می‌کند، دلیل دارد. وقتی جهاد را استفاده می‌کند، دلیل دارد. مملکت ما با ساعات اداری درست نمی‌شود. شب ر اباید به روز دوخت. روز را باید به شب پیوند زد. کار کرد. این هم نکته دوم از مطالبی که فرمودند باید دولت مردمی باشد.

نکته سوم: فرمودند زمانی یک دولت، دولت مردمی است که دولت وفاق باشد. از دوگانه‌های موهوم، چپ، راست، اصلاح طلب، اصول گرا، فلان، فلان، بگذرد. عبور کند و خدمتگذار و افراد خدوم را انتخاب کند و بیاورد سر کار. اگر می‌خواهد مردمی باشد. دعا می‌کنیم همچنین اتفاقی هم در دولت سیزدهم بیافتد. ان‌شاءالله (تکبیر نمازگزاران)

یکی از عناصر مهم و کلیدی برای مردمی بودن صداقت مسئولان است. هرچه قدر مردم مسئولان خودشان را از صداقت فاصله ببینند بین آنها هست دل سرد می‌شوند. مسئولان مردم را مَحرم اسرار خودشان بدانند. این هم نکته چهارمی بود که برای دولت مردمی بیان فرمودند.

و نکته پنجم و آخرین نکته فرمودند و تصریح کردند رهبر انقلاب، فرمودند که عنصر مبارزه با فساد، یعنی دولت مردمی این است. مبارزه با فساد. ایشان در سخنرانی خودشان تصریح کرد فرمودند که جناب آیت الله رئیسی در قوه قضائیه اقدامات خوبی را در همین زمینه مبارزه با فساد شروع کردند. بله همین طور هم بود. خود جناب رئیسی تعبیرشان این بود که من در قوه قضائیه مبارزه با مفسد کردم و از الان می‌خواهم مبارزه با فساد بکنم. این را بارها و بارها گفتند و مردم هم به همین گفتمان رأی دادند.

اما نکته مهمی که فرمودند رهبر انقلاب، فرمودند مبارزه با فساد یعنی مقابله پیشگیرانه با زمینه‌های فساد. این خیلی مهم است. مقابله پیشگیرانه با زمینه‌های فساد است مثل فرار مالیاتی. مثل انحصارهای بی دلیل در امتیازدهی. مثل فرمودند که فعالیتهای ناسالم سوداگرانه. واقعا چه دلیلی دارد؟ الان سیمان در کشور ما به بالای صد هزار تومان رسیده است. این همان سوداگری ناسالم است.

چرا بعضی از کالاها در کارخانه یک پنجم، یک ششم، بعضا یک دهم قیمت بازار نیستند؟ این وسط چه کسانی دارند سوداگری می‌کنند؟ ما ریگی را از آسمان می‌گیریم می‌آوریم زمین، نگرفتیم؟ زم را با چه حربه‌های اطلاعاتی که فرانسوی‌ها و دیگران تشکیل دادند برایش و او را در حاشیه امنی قرار دادند ما مثل یک مگس آن را گرفتیم و اعدام کردیم. (تکبیر نمازگزاران)

از چرخه مصرف تا در کارخانه تولید، این ده پانزده نفری که این بلا را به سر مردم می‌آورند اینها چه کسانی هستند؟ اینها قابل شناسایی واقعا نیستند؟ این همه سلطان و سلاطین در چه بستری شکل می‌گیرند و رشد می‌کنند و سرطانی به جان ملت می‌شوند؟ سلطان سیمان هم اضافه شده است به آنها سلطان فلان، سلطان فلان …

اینها مبارزه با فساد است. اینها سوداگری ناسالمی است که مردم انتظار دارند ان‌شاءالله در دولت سیزدهم شاهد این همه چپاول اموال مردم، آوار شدن این همه فشار روحی و روانی بر مردم نباشند. این نکته‌ای بود که باز رهبر انقلاب اشاره کردند و نکته پایانی که خود آقای رئیسی اشاره کرد، گفتند که ما هیچ وقت سفره مردم را شرطی نمی‌کنیم.

این نکته نکته بسیار مهمی است. ما نان مردم را، گوشت مردم را، ریز و درشت زندگی مردم را به مذاکرات خارجی بند نمی‌زنیم. ما ظرفیت داخلی را آنقدر بالا می‌بینیم که برجام هم نشد، فدای سر همه ملت ایران.

گلایه ما همین جاست اتفاقاً. گلایه‌ای که ما از مسئولین قبلی داریم بعنوان عبرتی برای تاریخ و درسی برای آیندگان، این که نمی‌شود خودت را لو بدهی، ذلیل کنی، خوار کنی در برابر همه دنیا و آن وقت ادعا داشته باشی من می‌توانم در مذاکرات هم برّنده با شما حرف بزنم. خیلی از مسئولین ما درست حرف نزدند از نظر روابط دیپلماتیک با دنیا. گفتند زبان دنیا را بلد هستیم اما این طرزش نبود که با یک ترفند مذاکرات از اول تا آخر ۸ سال را ما سپری کنیم، ریز و درشت مملکت را به این مذاکرات بند بزنیم در این عرصه نمی‌توانیم اگر مذاکره نباشد، در آن عرصه شکست می‌خوریم، در مهار تورم نمی‌توانیم اگر نفت را نفروشیم، آن وقت بخواهید دنیا هم با صداقت تمام بیاید با تو حرف بزند و پای مذاکراتش بماند و تو را در همه برنامه‌های تو موفق بکند؛ این عین سفاهت است. دشمن دشمنی خودش را می‌کند. شما وقتی از اول تا آخر می‌گویید من بدون فروش نفت نمی‌توانم قدم از قدم بردارم خوب نفت تو را نمی‌خرد.

این یک طرف قضیه است. طرف دیگر قضیه، یک ترفند باید شخصی فقط در دستش باشد؟ یعنی اگر ملت ایران از همان اول می‌دانستند که این دولت، دولتی که گذشت، بدون این ترفند، ترفند دیگری ندارد؛ رأی می‌داد؟ به خدا رأی نمی‌داد. این گلایه‌ای است که ما داریم. با دست پُر باید وسط آمد. با دست پُر باید کار کرد. با همه دنیا باید تعامل کرد. با همه دنیا باید گفتگو کرد. باید مذاکره کرد. اما نه اینکه اگر گفتگو نکردیم ما از گرسنگی می‌میریم، همه چیز ما تحت الشعاع قرار می‌گیرد. لااقل این را به دنیا مخابره نکنیم در سخنان رسمی خودمان.

این مطلبی است، که گلایه‌ای است که ما داریم و ما دوست داریم همچنان که رئیس جمهور محترم جناب آقای رئیسی بر توان داخلی از یک طرف و بر تعامل با دنیا از سوی دیگر، متوازن دارد برخورد می‌کند، امیدواریم که همچنین اتفاقی هم بیافتد.

و سخن را پایان می‌دهم با اتهام زنی وزیر خارجه انگلستان مبنی بر عدم امنیتی که در دریای عمان اتفاق افتاد و آن را به گردن ایران گذاشت، حمله به نفت کش. اینها گویا شیطنتهای خودشان را جایی ندارند بچسبانند، به ملت ایران و دولت ایران می‌چسبانند. همه دنیا آنها را شناخته است و تهمتها و اتهاماتشان را هم می‌داند.

خدایا به محمد و آل(ص) قسمت می‌دهیم آنی ما را به خودمان وامگذار…

ملت ایران را در عرصه‌های مهم سیاسی، اجتماعی، بین المللی موفق و پیروز بدار…

شر دشمنانشان را به خودشان برگردان…

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ   ‌قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ  اللَّهُ الصَّمَدُ   لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ   وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ

وَالسَّلامُ عَلَیْکُم ورَحْمَهُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ