21st، ژوئن 2021
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

زمان انتشار: 21st, ژوئن 2021 ساعت 12:00 ق.ظ | کد خبر: 87924

ولادت و تحصیلات القاب

شهید دکتر مصطفی چمران در سال ۱۳۱۱ ش در شهر مقدس قم به دنیا آمد. پدر وی که مردی متدین بود از راه کسب به تامین مخارج زندگی می پرداخت. او در حالی که هنوز مصطفی یک سال بیشتر نداشت، به تهران عزیمت کرد. مصطفی تحصیلات دوران دبستان را در مدرسه انتصاریه نزدیک پامنار آغاز نمود. وی با تلاش و استعداد سرشاری که داشت، در دبیرستان البرز تهران پذیرفته شد و به لحاظ توان علمی و متانتش همواره مورد توجه معلمان و دبیران قرار داشت.

ورود به دانشگاه

شهید مصطفی چمران در سال ۱۳۳۲ ش به دانشکده فنی دانشگاه تهران راه یافت و تحصیلات خود را در رشته مهندسی برق ادامه داد. در دوران دانشجویی که مقارن با دوران ملی شدن صنعت نفت و کودتای ۲۸ مرداد بود، در تمام حرکت های سیاسی مردم حضوری فعال داشت. اما این حضور هرگز موجب اُفت تحصیلی یا تعطیلی دروس دانشگاهی او نشد و با وجود آن همه مشکلات در عرصه های پرتنش سیاسی ـ اجتماعیِ آن زمان، شهید چمران با معدلی بالا و عنوان شاگردِ ممتاز، از دانشکده فنی دانشگاه تهران فارغ التحصیل گردید.

شرکت در جلسات مذهبی

شهید دکتر مصطفی چمران، قبل از آن که دانشجوی دانشگاه باشد، با روح لطیف و حق جوی خود، در حالی که بیش از پانزده سال بیشتر نداشت، از دانش پژوهان و تشنگان علوم الهی و معارف آسمانیِ قرآن کریم بود. ایشان همواره در درس تفسیر قرآن کریم که به همت آیت اللّه طالقانی رحمه الله در مسجد هدایت برقرار بود، شرکت می جست و جان خود را پالایش و آرایش می نمود.

روحیه استکبارستیزی

شهید دکتر مصطفی چمران در دوران دانشجویی خود، همواره در فعالیت های سیاسی شرکت می جست. او از جمله سران جنبش دانشجویی، بعد از کودتای ۲۸ مرداد و ماجرای سفر معاون رئیس جمهور وقت آمریکا، نیکسون، و حادثه ۱۶ آذر بود. در این روز نظام شاه دانشجویان معترض به سفر نیکسون را به گلوله بست و سه تن از فرزندان این کشور را به شهادت رساند. شهید چمران جزء زخمی شدگان آن حادثه خویش بود.

هجرت و دوری از وطن

شهید دکتر مصطفی چمران، به عنوان دانشجوی ممتاز دانشکده شناخته می شود و برای ادامه تحصیل تا مقطع دکتری به وی بورس تحصیلی تعلق می گیرد. به دنبال آن وی راهی آمریکا می شود. نخست دوره فوق لیسانس مهندسی برق خود را از دانشگاه تگزاس با درجه ممتاز به پایان می رساند و سپس در دانشگاه برکلی، مدرک دکتریِ خود را با بهترین درجه علمی در رشته الکترونیک و فیزیک پلاسما دریافت می کند.

آمادگی و آموزش نظامی

شهید مصطفی چمران، پس از قیام خونین پانزدهم خرداد به همراه بعضی از دوستان مؤمن و هم فکر خود برای فراگیری فنون جنگ های نامنظم و چریکی رهسپار مصر شد، و به مدت دو سال سخت ترین دوره های چریکی و جنگ های نامنظم را پشت سر گذاشت و بعد از آن مسئولیت آموزش جنگ های چریکی به مبارزان ایرانی را عهده دار شد.

دعوت امام موسی صدر از دکتر چمران

در اواخر سال ۱۳۴۹ ش بنا به دعوت امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، دکتر مصطفی چمران به لبنان عزمت کرد و از همکاران نزدیک وی شد. شهید چمران در دست نوشته هایش به این نکته اشاره دارد که: «من در آمریکا زندگی خوشی داشتم. از همه نوع امکانات برخوردار بودم. ولی همه لذّات را کنار گذاشتم و به جنوب لبنان رفتم، تا در میان محرومین و مستضعفین زندگی کنم؛ با فقر و محرومیّت آنها بیشتر آشنا شوم؛ قلب خود را برای دردها و غم های این دل شکستگان باز کنم؛… لذت خود را در آب دیده قرار دهم؛ تنها آسمان را، در سکوت و ظلمت شب، پناهگاه آه های سوزان خود سازم؛… می خواستم که در این دنیا با سرمایه داران و ستمگران محشور نباشم، در جوّ آنها نفس نکشم، از تمتعات حیات آنها محظوظ نشوم و علم و دانش خود را در قبال پول و لذات زندگی خوش به آنها نفروشم»

آموزش به جوانان جنوب لبنان

دکتر چمران پس از ورود به لبنان در جنوبی ترین نقطه آن، یعنی شهر صور، اسکان گزید و مدیر مدرسه صنعتی جبل عامل شد. وی همت خود را صرف آموزش به جوانان این مدرسه که اکثر آنها یتیمان شیعه لبنان بودند نمود. خود او در این باره می گوید: «جوان های شیعه لبنان جزو بهترین جوان ها بودند. نزدیک به دو سال با آنها در جهت ایدئولوژیک کار کردیم که این فعالیت بعدا به سازمان دهی حرکه المحرومین منجر شد؛ یعنی همین جوان ها بودند که ستون فقرات سازمان بزرگتری را که حرکه المحرومین باشد ایجاد کردند»

راه اندازی «اَمَل»

دکتر مصطفی چمران، این سردار بزرگ اسلام، در خاطرات خود به چگونگی تشکیل سازمان نظامی «اَمَل» اشاره می کند و می گوید: «بعدها که انفجار در لبنان به وجود آمد و از هرطرف افراد مسلح وارد صحنه شدند و هیچ گروهی برای بقا چاره ای جز مسلح شدن نداشت حرکه المحرومین دست به ایجاد یک سازمان نظامی به اسم اَمَل زد، که در حقیقت شاخه نظامی حرکه المحرومین بود. اعضای اَمَل را از بین بهترین و معتقدترین بچه ها که از کلاس کادرسازی فارغ التحصیل می شدند انتخاب می کردیم و به حق می توانم بگویم بعضی از جوانان امل کسانی هستند که با اسلام راستین آشنا شده و بر اساس آن مبارزه می کنند»

در فراق امام موسی صدر

خبر ربوده شدن امام موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، در ۲۹ شهریورماه ۱۳۵۷ (مطابق با ۳۱ اوت ۱۹۷۸) جهان اسلام و به ویژه لبنان را تکان داد. این خسارت و غم جانکاهِ آن بیش از همه بر دوش دکتر چمران سنگینی می کرد. شهید چمران تمام تلاش خود را برای نجات دادن و پیدا کردن امام موسی صدر به کار بست، اما متأسفانه تلاش وی و دیگر هم رزمان و شیعیان لبنان تاکنون نیز به نتیجه نرسیده است. سرنوشت آن رهبر نیکوسیرت و موسای طور سینای لبنان هم چنان در پرده ابهام باقی مانده است.

آمادگی برای نبرد با نظام شاه

هرچه به اواخر عمر رژیم طاغوت و پیروزی انقلاب اسلامی نزدیک می شد، چیزی که ناگزیر می نمود، درگیری خونین بین مردم از یک سو و رژیم طاغوت از سوی دیگر بود. در این مقطع از زمان دکتر چمران وعده ای از جوانان برومند ایرانی که در لبنان و سوریه دوره آموزش نظامی دیده بودند، آماده حرکت به ایران شدند. شهید چمران در این باره می گوید: «ما نیز در نظر داشتیم که پانصد رزمنده سازمان اَمَل را تجهیز کنیم و خود را به وسط معرکه نبرد برسانیم… خود من دست اندرکار این سازماندهی بودم تا این افراد را با این امکانات نظامی در وسط معرکه پیاده کنیم و نمی توانم شوق و حرارت و احساسی که این جوانان برای آمدن به ایران و شهادت در کنار برادران ایرانیِ خویش داشتند را بیان کنم»

پیام مظلومیت جبل عامل

شهید چمران چهره مظلوم و ستم دیده لبنان را این گونه به تصور می کشد:

«من از جبل عامل آمده ام؛ سرزمینی که ابوذر غفاری، یار صدیق پیامبر بزرگ، برای اولین بار اسلام راستین را به مردم آن منطقه تبلیغ کرد و مسجدی برای عبادت خدا بنا نمود»

«من از جبل عامل آمده ام، که در دوران ۱۴۰۰ ساله تاریخ اسلام همیشه مظلوم بوده است»

«من نماینده محرومین و مستضعفان جنوب لبنان هستم که همه روزه زیر آتش توپخانه سنگین و بمب هواپیماهای اسرائیل می سوزد. من از سرزمینی آمده ام که بیش از نیمی از آن به کلی نابود شده است»

غائله کردستان و حضور دکتر چمران

شهید دکتر مصطفی چمران، این مالک اشتر انقلاب، هم چون سربازی فداکار و از خودگذشته برای به جا آوردنِ وظیفه ای که در قبال دفاع از انقلاب و کشور احساس می کرد، وقتی که گروه های ضد انقلاب، منطقه کردستان را ناامن و مردم آن خطه را وحشت زده کرده بودند، وارد صحنه شد و برای اولین بار پس از پیروزی انقلاب در قائله کردستان لباس رزم پوشید و به کمک مردم آن منطقه شتافت. دکتر چمران به همراه تیمسار شهید فلاحی رشادتی آفریدند که در تاریخ کردستان و ایران به یادگار مانده است؛ حماسه ای که در آن، شهرهای پاوه، نوسود، مریوان، بسطام، بانه و سردشت را یکی پس از دیگری آزاد، و غریو شادی را برای مردم این شهرها به ارمغان آورد.

عمل به وظیفه

شهید دکتر مصطفی چمران، این مبارز دنیای اسلام، مرد عمل بود و در پی رضای خداوند، هرکجا احساس وظیفه می کرد حضوری جدی می یافت. او ترجیح می داد جایی ایفای نقش کند که دیگران نیستند یا نمی توانند و بر همین اساس بود که اگرچه ایرانی بود، از لبنان و فلسطین که مسئله اول جهان اسلام بودند، غافل نمی ماند.

دکتر چمران در وزارت دفاع

شهید دکتر چمران در سال ۵۸، به پیشنهاد شورای انقلاب و فرمان حضرت امام رحمه الله ، به وزارت دفاع منصوب شد. او اولین غیرنظامی بود که به این سمت گمارده می شد. اما تجربه او در لبنان و مبارزات وی در آن خطه و دانش وی از یک سو و توانایی و عشق او به اسلام و ایران، انتخاب او را بهترین گزینه می نمود.

اولین رویارویی شهید چمران با ارتش بعث

شهید چمران پس از حمله ناجوان مردانه نظام بعثی عراق به مرزهای ایران، نمی توانست آرام بگیرد. پس از کسب اجازه از امام رحمه الله به همراه مقام معظم رهبری حضرت آیت اللّه خامنه ای، دامت برکاته، به اهواز رفت و از همان بدو ورود دست به کار شد و شبِ بعد از ورود، اولین حمله چریکی را علیه تانک های دشمن آغاز کرد.

تشکیل ستاد جنگ های نامنظم

شهید دکتر چمران، با گردآوری رزمندگان داوطلب، به تربیت و سازماندهی آنان پرداخت و ستاد جنگ های نامنظم را در اهواز تشکیل داد. این ستاد به غیر از رشادت هایی که در عملیات چریکیِ به موقع، برای به انفعال کشیدن لشکرهای مکانیزه بعثی و پیشگیری از پیشروی آنها به سوی اهواز از خود نشان داد، توانست سپاه دشمن را مجبور به عقب نشینی کند.

به سوی قربانگاه

خبر شهادت ایرج رستمی، فرمانده منطقه دهلاویه، دکتر چمران را سخت متأثر و اندوهگین کرد. شهید چمران برای معرفی فرماندهِ جدید و روحیه دادن به افراد تحت امر خود عازم منطقه می شود. وی در دهلاویه رزمندگان را در کانالی جمع کرده، شهادت فرمانده شان، ایرج رستمی، را به آنها تبریک و تسلیت می گوید و با صدایی محزوم و گرفته و نگاهی عمیق این سخنان را به زبان جاری می سازد: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد می برد».

شهد شهادت

دکتر چمران پس از معرفی فرماندهِ جدید منطقه دهلاویه به همه سنگرها سرکشی، و با همه رزمندگان دیداری تازه می کند ودر خط مقدم در نزدیک ترین نقطه به دشمن پشت خاکریزی می ایستد و نکاتی را به رزمندگان یادآور می شود و تاکید می کند که از این نقطه که دشمن با چشم غیرمسلح دیده می شود کسی جلوتر نرود. در همین حین آتش خمپاره باریدن می گیرد. شهید چمران دستور متفرق شدن و پناه گرفتن می دهد و خود در حال پناه گرفتن بود که ترکش خمپاره ای به پشت سرش اصابت می کند به دنبال این واقعه غم انگیز آه و شیون اطرافیان او از صحنه جانکاهی که ناظر آن بودند بلند می شود. تلاش هم رزمان وی در رساندن او به بیمارستان بی ثمر می ماند. وقتی جسم او به اهواز می رسد که روح ملکوتی او به آسمان ها پرکشیده بود.

قسمتی از پیام امام رحمه الله در شهادت دکتر چمران

«چمران عزیز با عقیده پاک، خالص [و [غیر وابسته به دستجات و گروه های سیاسی و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد در راه آن را از آغاز زندگی شروع و [زندگی خود را] با آن ختم کرد…او با سرافرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید. هنر آن است که بی هیاهوهای سیاسی و خودنمایی های شیطانی برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند و این هنر مردان خداست. او در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش به خیر»

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه