5th، ژوئن 2021
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

زمان انتشار: 5th, ژوئن 2021 ساعت 12:00 ق.ظ | کد خبر: 87714

برکت قیام ۱۵ خرداد

بررسی همه جانبه رخدادهای انقلاب اسلامی ایران نشان می دهد که انقلاب سال ۱۳۵۷ و پیروزی مردم بر رژیم شاه به راستی مدیون قیام ۱۵ خرداد بوده است. در خلال اصلاحات شاه و اوج گیری مخالفت روحانیان با آن، شرق و غرب اختلاف ها را کنار گذاشتند و هر دو با این نهضت مذهبی به مخالفت پرداختند. این امر و تبلیغات غربی ها سبب شد جهانیان از شناخت چهره واقعی اسلام محروم بمانند.

از یک سو، سرکوب قیام و حکومت نظامی سبب سرخوردگی نیروهای انقلابی در نخستین سال های پس از سال ۱۳۴۲ شد و از سوی دیگر، رهبران قیام، تبعید یا زندانی شدند و فعالیت های سیاسی و اجتماعی محدود گردید. تندروها نیز در حکومت شاه قدرت گرفتند. در نتیجه، زمینه برای شدت عمل در زندان ها فراهم آمد. در مقابل، جنبش مسلحانه نیز رشد کرد که این امر را می توان از پی آمدهای قیام ۱۵ خرداد دانست.

با قاطعیت می توان گفت اگر ۱۵ خرداد رخ نمی داد، آگاهی و تفکر انقلابی در مردم آن گونه رشد نمی کرد؛ روحانیت، به ویژه امام خمینی(ره) پیش گام مبارزه با رژیم قرار نمی گرفت و همراه با تشکیل سازمان ها و گردهم آیی های اسلامی، چهره واقعی شاه و دست نشاندگان او برای مردم آشکار نمی شد.

عاشورا و قیام ۱۵ خرداد

محرم هر سال یادآور قیام حسین بن علی(ع) است. سیدالشهدا(ع) همواره مشعل فروزانی است فرا روی نهضت های اسلامی. جامعه تشیع، قرن ها به یاد آن حضرت و دلاوری های ایشان اندوهگینه و خون ایشان را حیات بخش نهال آزادی و حق و عدالت می دونه. مسلمانان شیعه در هر جای دنیا که باشن، دهم محرم را عاشورای حسینی می شناسن. اونها پیوندی معنوی و نامرئی با امام حسین دارن که باعث می شه درباره قیام اون امام بزرگ تفکر کنن و پیام حسین(ع) را از فراز نسل ها همواره بشنون.

چه بسیار انسان های والایی که با لحظه ای به یاد حسین(ع) بودن، همه عوامل ذلت و خواری را کنار گذاشتن و به راه حق پیوستن. فرا رسیدن محرم سال ۱۳۴۲ و پا برجا بودن حوزه قم و تلاش دولت برای محو فعالیت و پیوستگی حوزه با مردم، پیام حسین(ع) درخشان تر از همیشه بر قلب ایرانیان نشست.

۱۵خرداد، نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران زمین به شمار می ره. ۱۵ خرداد، نموداری از پیوند معنوی توده های عظیم سرزمین ما، واکنشی از احساس عمیق مذهبی خلق ایران نمایشی از به پا خواستن مردمی است که می خوان ستم رو محو کنن. ۱۵ خرداد، تجسمی از تاریخ شیعه و درجه ای برای سنجش فداکاری و از خودگذشتگی انسان هایی که در پی آرمان الهی حرکت می کنن. جنبش عمومی در ۱۵ خرداد چنان خروشید که یاد و خاطرش برای همیشه در تاریخ ایران حک شد. تلاشی برای مقابله با ظلم و زور در درخشان ترین روز زندگی هر شیعه ای(دهم محرم) به راستی، این حسین کیست که بعد از قرن ها قیامش، قیامت به پا می کند.

تاریخچه قیام

تصویب لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی در ۱۶ مهر ۱۳۴۱، اصلی ترین عامل برانگیختن احساسات دینی مردم بود. هدف از تصویب این لایحه، تشکیل انجمن هایی در روستاها و شهرها و استان ها مطابق آرای عمومی برای اداره غیرمتمرکز امور اعلام شده بود. سه شرط مندرج در این لایحه یعنی حذف قید اسلام از شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان، اجرای مراسم تحلیف با هر کتاب آسمانی به جای قرآن و حق رأی دهی زنان به شدت احساسات دینی مردم را برانگیخت و مخالفت مراجع را در پی داشت.

برای بررسی این موضوع و آگاهی بخشی به مردم، به دعوت امام و چندی از مراجع، جلسه ای در منزل حاج شیخ عبدالکریم حائری تشکیل شد. در آن جلسه و جلسه های بعدی تصمیم گرفته شد در قالبی تلگرافی به شاه، مخالفت حوزه با لایحه انجمن های ایالتی اعلام شود. در آن تلگراف، دلایلی مانند مخالفت لایحه با شرع انور و قانون اساسی، سوء استفاده دشمنان دیانت و اسلام از آن، تقلید از بیگانگان و… بیان شده بود.

پس از اعتراض های فراوان از علما و نشر اعلامیه های بسیار برای آگاهی رسانیدن به مردم و اعتراض برخی احزاب سیاسی، اسدالله اعلم، با وجود مقاومت دو ماهه مجبور شد لایحه را در ۱۰ آذر ۱۳۴۱ لغو کند.

در ۱۳۳۸، کندی، رئیس جمهور امریکا، طرح اصلاحات زیربنایی برای کشورهای زیر نفوذ آمریکا را به منظور جلوگیری از اعتراض های مردمی و نفوذ کمونیسم شوروی مطرح ساخت. شاه ایران نیز از جمله کسانی بود که این طرح را پذیرفت. لایحه اصلاحات ارضی در ۲۰ دی ۱۳۴۰ تصویب شد. این لایحه با مخالفت گروه های سیاسی فعال در اجتماع روبه رو شد. تبلیغات گسترده نظام حاکم و شخص شاه برای ترسیم تصویری عدالت جویانه از این اصلاحات و تلاش برای جلب نظر علما، بی فایده بود.

پس از درگذشت آیت الله بروجردی که از مراجع تقلید آن زمان و از مخالفان سرسخت اصلاحات بود، طرح مورد نظر در کابینه علی امینی به تصویب رسید. موفق نبودن در طرح اصلاحات ارضی و لغو لایحه انجمن های ایالتی، شاه را واداشت تا ب نام «انقلاب سفید» در پی تحقق اهداف خود برود. اصول شش گانه انقلاب سفید به صورت مختصر چنین است:

الغای رژیم ارباب و رعیتی، تصویب لایحه ملی کردن جنگل ها، تصویب لایحه فروش سهام کارخانجات دولتی به بهانه پشتوانه ارضی، سهیم کردن کارگران در منافع کارگاه های تولیدی، لایحه اصلاحی قانون انتخابات و ایجاد سپاه دانش.

هدف رژیم از این اصول و برگزاری همه پرسی این بود که با گرفتن تأیید از مردم، هرگونه مخالفت را ناموجه نشان دهد. این ظاهرسازی ها، قشرهای گوناگون، جامعه به ویژه علما و در رأس آنها امام را به شدت نگران کرد تا جایی که امام از آن با نام «انقلاب سیاه» یاد کرد. ایشان تأکید کرد که دشمنان اسلام می خواهند از راهی دیگر غرض های لایحه لغو شده ایالتی ـ ولایتی را اجرا کنند. هم پیمانی با اسرائیل، اغفال مسلمانان با استفاده از طرح حق رأی دهی زنان، ایجاد فاصله میان کشورهای اسلامی و مسلمانان ایران از جمله نتایجی بود که امام برای طرح انقلاب سفید پیش بینی می کرد.

مراجع و علمای قم، با رایزنی هایی از آیت الله کمالوند خواستند تا برای اعلام مخالفت آنان با همه پرسی، با شاه دیدار و وی را از پی آمدهای کار آگاه کند. شاه اعتنایی نکرد و علما سرسختانه تر از پیش تصمیم گرفتند با صدور اعلامیه هایی مردم را از شرکت در همه پرسی بازدارند. علما در اعلامیه های خود با تأکید بر زیان بار بودن این همه پرسی، آن را مقدمه ای برای از میان بردن مواد مربوط به مذهب در قانون اساسی خواندند.

در این راه، گروهی از روشنفکران و تشکل های سیاسی ملی، با صدور بیانیه هایی ، علما را همراهی کردند.

با صدور این اعلامیه ها و بیانیه ها، بازارها تعطیل شد. اعتصاب و تظاهرات تهران را فراگرفت. مردم از آغاز بهمن ۱۳۴۱ تا ششم(روز همه پرسی) به شکل وسیعی در تظاهرات شرکت کردند و در گردهم آیی مسجدها حضور یافتند و علیه نظام حاکم و همه پرسی شعار دادند. در فاصله این چند روز به دانشگاه تهران حمله شد. آیت الله خوانساری، مورد اهانت قرار گرفت و عده ای از روحانیان دستگیر شدند. در این میان، شاه برای تأیید همراهی روحانیان با برنامه های اصلاحی اش به قم رفت. مردم قم نیز به توصیه علما از استقبال شاه پرهیز کردند.

با این همه، همه پرسی اجرا شد و برای نخستین بار، زنان رأی دادند. براساس اعلام حکومت، پنج و نیم میلیون به این طرح رأی موافق(۱۷۹/۲۷۱ رأی بانوان) دادند.

پس از همه پرسی، امریکا این به ظاهر پیروزی را به شاه تبریک گفت، هرچند که شواهد، بی اعتنایی مردم به رفراندوم را نشان می داد.

فروردین سال ۱۳۴۲، با توجه به دستور علما، عزای عمومی اعلام و جشن های نوروزی تحریم شد. آیت الله سید محمدرضا گلپایگانی، از مراجع تقلید وقت مراسم سوگواری امام صادق(ع) را هر ساله، در مدرسه فیضیه برگزار می کرد. عوامل ساواک با طرح قبلی در این مراسم حضور یافتند و آنان با استفاده از حضور نیروهای امنیتی، مجلس را برهم زدند. در این واقعه، مأموران امنیتی به ضرب و جرح طلاب پرداختند و حجره های طلاب غارت شد.

همچنین سید یونس رودباری به شهادت رسید. نظیر این حادثه در مدرسه طالبیه تبریز رخ داد و به جریحه دار شدن عواطف دینی و ملی انجامید. اعتراض ها، صدور اعلامیه ها و تظاهرات علما، دانشگاهیان و عموم مردم نیز بالا گرفت.

پس از این حوادث، شاه در سخنرانی های گوناگون، حمله به روحانیان را شدت بخشید. او اعلام کرد برای پیشبرد اهداف خود، ترسی از خون ریزی ندارد. در محرم همان سال کمتر شهری بود که پیام امام و دیگر علما را دریافت نکرده باشد. حضور مردم در مراسم عزاداری و نوحه خوانی و سپس علاقه مندی آنان به شنیدن مباحث سیاسی روز، این موضوع را تأیید می کند.

تاریخچه ۱۵ خرداد

تظاهرات گسترده عاشورا در تهران و قم با همراهی هیئت های بزرگی همچونی هیئت طیب حاج رضایی، اوج اعتراض مردم را نشان می داد. این تظاهرات به سبب حضور چهره های گوناگون مردمی مانند روحانیان, دانشگاهیان و کارگران، اهمیت کم نظیری داشت. مهم ترین حادثه این روزها، سخنرانی امام در مدرسه فیضیه بود که آشکارا به شاه و اسرائیل حمله کرد. ایشان با فریاد اعلام کرد دستگاه سفاک با اساس اسلام مخالف است. امام با نصیحت به شاه، وی را به عبرت گیری از سرانجام پدرش فراخواند.

در سحرگاه ۱۵ خرداد, امام در منزل خود دستگیر شد. هم زمان حاج حسن قمی در مشهد، شیخ بهاءالدین محلاتی در شیراز و عده ای از علما و وعاظ تهران دستگیر شدند. با انتشار این خبر, بازار تهران تعطیل شد. مردم قم تهران و دیگر شهرها به خیابان ها ریختند و قیام ۱۵ خرداد رخ داد.

این قیام خودجوش، برخاسته از احساس وظیفه دینی و شور ایمانی بود که بدون هیچ سازمان دهی و برنامه ریزی صورت گرفت و تا بعدازظهر ادامه داشت. مردم قصد تصرف اداره رادیو و کاخ مرمر و گلستان را داشتند، ولی نیروهای نظامی به شدت آنها را سرکوب کردند. درباره شعار شهدای این قیام، نظر واحدی وجود ندارد. پیکرهای شهدای تهران پس از جمع آوری به صورت دسته جمعی در گورستان مسگرآباد تهران دفن شدند. تظاهرات به صورت پراکنده تا ۱۸ خرداد ادامه داشت، ولی به تدریج, نیروهای امنیتی قیام را سرکوب و مردم را پراکنده کردند.

افزون بر تهران، در روز ۱۵ خرداد عده ای از دهقانان اطراف ورامین و عده ای از اهالی کن نیز با شنیدن خبر دستگیری امام خمینی(ره)، کفن پوش و با شعار «یا مرگ یا خمینی» روانه تهران شدند که در طول راه بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی، تعداد از آنان شهید شدند.

چراغ راه

امام خمینی(ره):

قیام ۱۵ خرداد اسطوره قدرت ستم شاهی را درهم شکست و افسانه ها و افسون ها را باطل کرد.

در ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، پهلویان و هواداران و سردمداران جنایت کارشان با دست ستم شاهی خود، گور خود را کندند و سقوط ننگین ابدی را برای خویش به جای گذاشتند.

با فرا رسیدن ۱۵ خرداد خاطره غم انگیز و حماسه آفرین این روز تاریخی تجدید می شود، روزی که بنابر آنچه که مشهور است، قریب به پانزده هزار نفر از ملت مظلوم و ستم دیده به خاک و خون کشیده شدند، روزی که طلیعه نهضت اسلامی این ملت شجاع و غیور گردیده… . روحانیت به اعتراض برخاست و عصر عاشورا پس از حادثه ای ناگوار، اعتراض با موج عظیم اسلامی بالا گرفت و به اوج رسید و پس از آن، دست ناپاک استعمار از آستین شاه بیرون آمد و غایله ۱۵ خرداد را هرچه دردناک تر به وجود آورد.

ملت عظیم ایران لازم است شکر نعمت های غیرمتناهی الهی را در سالروز ۱۵ خرداد به جان و دل به جای آورد و تمام آنچه گذشته می گذرد را از عنایات خاصه خداوند متعال بداند که هرچه هست، از اوست و به سوی اوست… .

سالروز خرداد ۱۳۴۲، خمیرمایه نهضت مبارک ملت بزرگ ایران و روز بذر انقلاب بزرگ اسلامی ما است. ملت عزیز ما باید این بذر پربرکت را در عصر عاشورای ۱۳۸۳ قمری جست وجو کند.

درعین حال که ۱۵ خرداد، مصیبت برای ما بود، لکن این محبت را هم خدای تبارک و تعالی به ما عطا کرد که مردم بیدار شدند و لبیک گفتند به صدای روحانیون

زلال قلم

در اوج اصلاحات دروغین و به ظاهر رنگین پهلوی، جرقه های آتش زا بر کوهی از کاه افتاد و شعله وصف ناشدنی آن بر دامان خفقان گرفته و شب زده ایران نور و گرمایی ناگفتنی گسترد.

زمانْ، زمان جوش و خروش و ایثار و فریاد بود. هنگامْ هنگامِ الهام آموزی از عاشورا بود، حسین(ع) و یارانش، اسوه های ایثار و شهادت… چه کسانی بهتر از کاروانیان عاشورا می توانستند الگوی حماسه و جانبازی باشند؟

دیگر زمان سکوت نبود… ندای ملکوتی مردی از تبار اولیای خدا، بر دل تاریکی ها لرزه انداخت و اسیران تاریکی را صلا داد: «که برخیزید، به سوی آزادی مشت ها را گره کنید و بال بگشایید».

دسته دسته، آزادی طلبان خسته از بندهای اسارت، چون امواج خروشان دریا بی باک و غیور خود را بر دل سیاه و تاریک ساحل نشینان پهلوی کوبیدند و فریاد برآوردند: «یا مرگ، یا خمینی».

آن هنگام که فرزندان وطن، سپیدپوش، با مشت های گره کرده و آهنین در مقابل توپ و تانک و مسلسل دشمن تیره دل ایستادند… آن زمان که چون گلبرگ های پرپر شده بر خاک وطن فروافتادند… آن لحظاتی که دل مادران داغ دیده چون شقایق خونین شد… از آن زمان که چشمان اشک آلود کودکانْ به انتظار بازگشت پدران تا ابد به افق خیره ماند… آن روزهایی که وطن به داغ غیورمردانش به عزا نشست… برگی دیگر از تاریخ زرین ایران زمین این گونه نوشته شد:

۱۵ خرداد ۱۳۴۲ مصادف است با:

«روز پیروزی، افتخار و سربلندی،… روز بازسازی حماسه عاشورایی حسین و یارانش»

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه