8th، آوریل 2020
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

*توضیح المسائل تمدنی*

به قلم: عبدالحسین سخاوت

زمان انتشار: 8th, آوریل 2020 ساعت 1:30 ب.ظ | کد خبر: 81846

بسمه تعالی
*توضیح المسائل تمدنی*
وتبویب آن با نظم خدایی ومقابله بانظم شیطانی
ما مسائل زیادی داریم که ابتدا باید آن مسائل را به شیوه ای روشمندمتناسب با روش تحقیق همان علم پاسخ دهیم و پاسخ را در دایره روش تحقیق ومبانی واصول واحکام واهداف وقواعد ومقاصد آن علم به روایی وپایایی در حد خود برسانیم ونتیجه را وارداقدام وعمل فردی واجتماعی کنیم وازبرآیند آن نظریات به ایجاد فرآیند ونظام سازی که همان راه تمدن سازی است؛ بپردازیم. یکی از آن مسائل این است :
#* / اگر بخواهیم نظرات دین را برای مقیاس کلان جهانی؛ بصورت مواد برنامه ای ارائه کنیم و” توضیح المسائل تمدنی” داشته باشیم؛ این توضیح المسائل به چه محورها وعناوینی باید بپردازد؟ و چه باب هایی وچه فهرستی خواهد داشت؟ */
ابتدا تعریف فقه با توجه به نقطه نظرمشترک فقیهان بویژه امامین انقلاب :
فقیهان، ” فقه را علم به احکام شرعیه از روی ادله تفصیلیه دانسته اند”
ودرکلمات رهبرمعظم انقلاب نیز در معنای اصطلاحی اش به معانی ای “”چون فهم دین”” ۱ معرفت دینی ۲ شناخت دین ۳
و یا دانش فهم اسلام ۴ آمده است؛ گرچه ایشان با توجه به نیاز جامعه وحکومت به فقه، در موازات تعریف امام (ره) به اینکه : “”حکومت، فلسفه عملی فقه است “” ؛
فقه اسلامی را این گونه معرفی کرده است:
((فقه اسلام یعنی مقررات اداره زندگی مردم)).۵
فقه در نظر ایشان به دو حوزه عام وخاص تقسیم شده است. بدین معنا که فقه در حوزه عام در راستای معنای لغوی، به معنای آگاهی از دین ۶ وفهم دین در فروع واصول معنا شده ۷ وامور اساسی دین اسلام، چون اثبات خدا، توحید، معاد ودر مجموع اصول اعتقادات وعقاید، اخلاقیات اسلامی، بلکه تمام معارف باهمه شمول وسعه آن را در برمیگیرد۸
مراد از فقه ، تنها علم به احکام فرعیه نیست، بلکه مراد از فقه، علم دین، اعم از معارف الهی وعقاید حقه وعلم اخلاق وفقه به معنای مصطلح می باشد ۹
واین در حالی است که فقه به معنای خاص در تقسیم ایشان، به احکام رایج فقهی، آگاهی از فروع دینی، استنباط وظایف فردی واجتماعی انسان از مجموعه متون دینی معنا شده است: ۱۰
منظور ما از فقه به معنای خاص کلمه، آگاهی ازعلم دین وفروع دینی واستباط وظایف فردی واجتماعی انسان از مجموعه متون دینی است ۱۱
این دومعنا از فقه با یکدیگر منافات نداشته وبه عنوان عام وخاص مطلق؛ مکمل یکدیگر تلقی می شوند؛ بلکه برای فهم احکام عملی فقه، می بایست فهمی جامع از اصل واساس دین نیز داشته باشیم :
“”فقه وفقاهت “”را به دو معنا بیان می کنیم:
هردو معنا درست است ومکمل یکدیگراست:
یک معنا از دومعنا یفقه را همان “”فهم کلی دین “” می دانیم . در این کلیت دین، اصول عقاید ومبانی دین ومعارف دینی هست وجنبه های عملی دین، یعنی احکام، اعم از احکام فردی واحکام اجتماعی وآنچه که برای اداره زندگی انسان لازم است، نیز هست ۱۲حال با توجه به این پیش زمینه وتعاریف لغوی واصطلاحی وحقیقی فقه ؛ سوالی یا مسئله ای که درابتدا مطرح شد رابه صورت فرضیه ای به قرار زیر صورت بندی می کنیم:
۱- فهرست ” توضیح المسائل تمدنی” براساس نقشه یک تمدن است.
۲– دسته بندی ابواب “فقه تمدنی” براساس ساختارها، نظام ها وفرآیندهای تمدنی است
تبیین مسئله
چون فقه موجودهنوز آن چیزی نیست که دربیانات رهبری معظم آمده وبرای وظایف اجتماعی وحکومتی ودر ارتباط بامواضع حکومت وجامعه در برابرنقشه ها وطراحی های دشمن وموضوع شناسی های جاری وآینده ومحتمل کمتر تصویر دقیق وناظر به نیاز امروز دارد وآنچه دارد خود ولی امر باید تصمیم سازی وودرغالب پدیده ها ومسائل جدید خودتصمیم گیری کند وفعلا خود فقه بالاستقلال وهمراستا با اهداف ومقاصد شریعت نمی تواند باصطلاح مدل های کاربردی واجتماعی را بدهد وغالباگزاره های فقهی را باید تبدیل کند به مدلهای کاربردی- اجتماعی ؛ ونمی تواند با این روش که روش عدم تنافی وتغایر وتعارض با قواعد است یعنی همان روش تهذیب، حکم مستقل ودرون دینی با تفسیر کارشناسی خود از موضوع؛ حکم ونظر بدهد بلکه برتفسیر موضوعات تهیه شده در تفکر علوم سکولاری وعرفی اصلاحیه می زند وآنها راتهذیب می کند در حالی که اگر آنچه مد نظر رهبری است ، کار شود، خود فقه مدلهای کاربردی – اجتماعی را خواهد داد ودیگر لازم نیست که گزاره های فقهی تبدیل شود به مدلهای کاربردی- اجتماعی؛ بلکه خود فقه قوانین حقوقی، راهبردی وساختاری را با روش های نو ودرونی خودبا دستاوردهای نو به ارمغان می آوردپس باید ساختاری وروشهایی برای در برگرفتن مسائل جدید وتفسیر آن وتعیین موضوعات جدید وآینده بوجود بیاوردودیگر بجز عنوان “مسائل مستحدثه” عنوانی حقیقی که جامع انواع مسائل مختلف از مسائل جاری تا مسائل محتمل آینده تاساختن دولت اسلامی وجامعه اسلامی وتمدن اسلامی ومعارضه های محتملی که مانع استقرار ویا مواجهه با این اهداف وآرمانهای متعالی باشد بوجود آید بطوری که در هیچ مسئله وموضوعی منفعل یا عقب نباشیم پس:
اگر تمدن سازی مساوی باشد با ساختار سازی ونظام سازی شبکه ای
و نظام سازی نیز مساوی باشد با مجموعه ای از اجزاء مرتبط با یکدیگربرای ایجاد یک هدف . وجوهره نظام و ساختار؛ روابط بین اجزاء باشد؛
آنگاه نظام سازی مساوی است با تولید ارتباطات تنظیم شده برای ایجاد یک برآیند که نتیجه آن فرآیند سازی است تعریف فقه تمدنی
اما آنگونه که در آموزه های دین دیده می شودنظام سازی تولید ارتباطات بهینه یا بهینگی روابط برای یک برایندمفلحانه است
ازاین اصلاح و بهینگی روابط انسان باخدا و با خود و با دیگر انسانها و باکل هستی و موجودات می توان تعریف فقه تمدنی رابدست آورد که: تعیین حکم فعل مکلف در مقیاس خودسازی ،دولت سازی ، جامعه ساز ی و تمدن سازی بگونه ای است که سعادت، کمال و تعالی، رفاه ورقاء را برای همه به ارمغان آورد.

با این موازین، تعیین حکم ساختارها و فرآیندهای جامعه سازی در سطوح حکم وضعی همانند حکم تکلیفی، یعنی تعیین شرایط صحت و فساد ساختارها و فرآیندها با فقه تمدنی بطوری است که به ارتقاء تعامل ” تکلیفی فردی حقوقی ” با گزاره های دین به تعامل ” ارشادی جمعی فرهنگی” می انجامدیعنی ورود گزاره های ارشادی و مستحبات و مکروهات در حیطه الزام فرهنگی و توسعه دایره مکلف فردی، به جمع مکلفین و به تمام فرآیندهای زندگی انسان، جهت بهینگی روابط انسانی – اجتماعی در تمام سطوح و لایه ها و جوانب زندگی اجتماعی جامعه.
پس ما درتقابل با شیطان و ایجاد هر نظم جدیدی مثل نظم مجازی برتمام جهان توسط او تکلیف داریم و فقه بایدحکم وضعی و تکلیفی همه را مشخص سازد: از یک طرف درجهت نفی نظم او و از طرف دیگر در جهت اثبات و استقرار و اقامه و تثبیت نظم اسلامی خود و دعوت ناس به آن با شیوه مجاز دینی؛ با ایجاد زمینه و مقدمات و لوازم اقامه آن.
*حال می پرسیم ساختار فقه تمدنی چگونه است؟ *
به نظر می رسد باید در بردارنده تمام نظامات و فرآیندهای خرد وکلان اداره فرد و جامعه باشد یعنی بیان کننده نظامات و ساختارها و فرآیندهای اقتصاد، مالکیت، توزیع، تولید،کشاورزی ، خدمات وصنعت ،نوع مدیریت و اداره، تغذیه سالم ، دارو و سلامت، بهداشت؛ محیط زیست، ارتباطات، خانواده، ازدواج ، جامعه سازی، دولت سازی ، سرمایه اجتماعی و…. بوده؛ و از آن سو در مقابله بامسائلی که شیطان می آفریند از بیوتروریسم و تراریخت ها و جنگ های ترکیبی و رسانه ای و ارتباطی و شناختی و ادراکی تاجنگهای بیولوژیک و زیست محیطی و جنگ در فضای مجازی و سایبر و جنگ های نیمه سخت و اقتصادی و پیمان نامه ها و ائتلاف ها و مسائل مالی و پولی و بانکی تا ایجادتسلط فرهنگی و سبک منحوس زندگی شیطانی تا تسلط برقانونگذاری و مسائل حقوقی و فرهنگی کشورها با یکجانبه گرایی در تحمیل چیزی بنام اسناد بین المللی بر کشورها و تغبیر نگرش ها و محاسبات و انگاره ها و فرهنگ ها و هویت هاباهمین اسنادتا تحمیل سبک و سیاق باصطلاح رشد و پیشرفت کشورها و شکل دهی همه مقدرات همه ملل با فرهنگ شیطانی باین توسعه با بی توجهی به زیر ساخت های هویتی و فرهنگی ملل و نشاندن گمراهی بجای هدایت تا خط دهی به علوم از جمله علوم انسانی تا مسئله حقوق بشر و مردم سالاری و دمکراسی تا عدالت و تعیین فاصله در همه وجوه زندگی انسان ها با فرهنگ شیطانی و حاکمیت بخشی به این فرهنگ بعنوان تنها فرهنگ دارای حق حیات و حاکمیت همانند حق وتو و دارابودن حق داشتن سلاحهای خاص اتمی و بیولوژیک و شیمیایی و میکروبی وغیره ….
که همه در دسته بندیهای مختلف ابواب فقه براساس الگوی نیازهایی که برای زندگی فردی و جمعی بشر بصورت حقیقی و مجازی؛ خود فقه بمعنای دین درهمه وجوه زندگی تعریف میکند ؛ سپس راه و روش تبدیل گزاره های فقهی به قوانین حقوقی و راهبردی و ساختاری از درون فقه تعیین می شود و دستاوردهایش را ارائه می کند.
شاید چنین چیزی همان ساختار فقه تمدنی باشد که البته باید متخصصین و فقهای گرانقدر نسبت به آن و درستی یا نادرستیش اظهار نظر بفرمایند.
اما اینکه روش تبدیل گزاره های فقهی به مدلهای کاربردی-احتماعی و نیز تبدیل ابواب فقه موجود به ساختار فقه تمدنی چگونه خواهد بود ودارای چه مراحلی است ان شا ءالله در قسمت بعدخواهد آمد.

پی نوشتها:
۱– بیانات در دیدار با ائمه جماعات استان تهران -۶۲-۱-۲۹
۲–در دیدارباطلاب و اساتیدحوزه مشهد۶۶-۱- ۵و روحانیون اردبیل ۶۶-۴-۳۰
۳–سخنرانی۶۳-۲-۱۹
۴–در مراسم سالگرد ارتحال امام ۸۲-۳-۱۴
۵- کتاب انوار ولایت ص۶۳-۶۲
۶-درس خارج فقه ۸۰-۱۱-۲
۷-در دیدارطلاب و اساتید حوزه مشهد ۶۶-۱-۵
۸-درس خارج فقه ۸۱-۹-۲۵
۹-درس خارج فقه ۷۰-۶-۳۱
۱۰- کتاب انوار ولایت ص ۶۲و۶۳
در دیدار طلاب و اساتید مشهد۶۶-۱-۵
۱۱-خطبه های نماز جمعه۶۳-۶-۶
۱۲-سخنرانی درجمع طلاب وروحانیون ۶۸-۱۰-۵