۲۴م، بهمن ۱۳۹۹
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

وصیت‌نامه شهید ناصر آتش زر

مواظب باشید به این جهان فانی دلنبندید.

زمان انتشار: ۲۴م, بهمن ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ | کد خبر: 86748

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ 

وصیت‌نامه برادر شهید ناصر آتش زر

إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ

وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَکُونَ فِتْنَةٌ

وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ

با درود و سلام به حضرت مهدی(عج) و نائب برحق ایشان امام امت و خانواده معظم شهداء و مفقودین و اسرا و دوستان و آشنایان .

اینجانب ناصر آتش زر بنده عاصی و گناهکار در پیشگاه خداوند متعال و شیعه دوازده امامی چند جمله‌ای بعنوان وصیتنامه که عصاره زندگی این حقیر در این دنیای فانی و تمام شدنی می‌باشد به عرض می‌رسانم.

در اول شهادت می‌دهم به یگانگی خداوند متعال که هیچ شریکی ندارد و به او ایمان دارم و همچنین به قیامت و آخرت بعنوان روز حسابرسی اعمال جمیع انسانها از صمیم قلب معتقدم و به تمامی پیامبران از آدم تا خاتم ایمان دارم و آنان را ‌فرستادگانی از طرف خداوند می‌دانم و شهادت می‌دهم که حضرت محمد(ص) ختم کننده نبوت بود. بعد از پیامبر اکرم حضرت علی(ع) امام و پیشوای مسلمین بوده است؛هر چند که خلافت را از او گرفتند، نزدیک به ۲۵ سال برای اسلام سکوت کردند و شهادت می‌دهم که حضرت فاطمه(س) دختر معصوم و پاک پیامبر و همسر حضرت علی(ع) بوده وشهادت می‌دهم که امام حسن مجتبی(ع) امام دوم شیعیان است وشهادت می‌دهم که او چه رنجها و دردها و مظلومیتها که نکشیده است.

حتی جنازه او را کافران از خدا بی خبر تیر باران کردند وشهادت می‌دهم به امام حسین(ع) که فرزند دوم امام علی‌(ع) که آقا و مولای و سید شهیدان می‌باشد وامام سوم شیعیان می‌باشد و من با دشمنان ایشان تا پایان زندگی خود در ستیز هستم و دوستان ایشان را دوست می‌دارم و بعدا به نه فرزند ایشان که آخر ایشان حضرت مهدی(عج) می‌باشد و معتقدم که امام دوازدهم ما در غیبت هستند و روزی خواهد رسید که به اذن خدا ظهور کرده و دنیا را پر از عدل و داد می‏گرداند و چون که امام دوازدهم ما در غیبت هستند، همه مسلمانان باید رهبر و مرجعی داشته باشند. اینجانب هم حضرت امام خمینی را رهبر شیعیان جهان می‌دانم.

برادران: من حقیرتر از آن هستم که به شما وصیت کنم، اما چون یک تکلیف است وظیفه خود دانستم چند جمله‌ای برای شما بگویم و بنویسم.

برادران و دوستان و آشنایان عزیز گرچه دست ما از این دنیا کوتاه شد، ولی شما باید فراموش نکنید که این نظام آفرینش و خلقت است که خداوند ما را آفریده و دوباره ما را می‌برد این حرکت هیچگونه ناراحتی ندارد و روز همه ما فرا می‌رسد. پس مواظب باشید به این جهان فانی دلنبندید و سنگ آن را به سینه نزنید. دنیا محل گذر است.

باید مرگ دیگران برای ما عبرت انگیز باشد. خود را به کارهای معنوی زینت بدهید. شما خلیفه خداوند در روی زمین می‌باشید من راهی را رفتم که ائمة اطهار(ع) آن را رفتند و بر گردن ماست که این راه را تا آخر برویم.

امت حزب الله و همیشه در صحنه: یکی دو خواهش دارم. امام را تنها نگذاشته و از فرمایشات گهر بار ایشان که ما را رستگار می‌کند و راه بهشت را برای ما هموار می‌کند حداکثر استفاده را ببریم. هنوز خون شهیدان ما بر روی زمین ریخته. هنوز مفقودین همان برادران دینی که همان رفقای بهتر از برادر و برادرانی که هنوز جسدشان در برابر باد و سرما مانده و یا معلوم نیست که چه بر سر آنها آمده است.

درست است که انسان فراموش کار می‌باشد و باید مسائل را فراموش بکند، ولی نه تا این اندازه که به فکر هیچ چیز نیستند و یا به فکراسراء‌ باشید که در غربت بسر می‌برند چه شده است شما را که درمسائل مادی غوطه‌ور شده‌اید. کمی به خود بیائید.

در ضمن از برادران مسجد سجاد(ع) می‌خواهم که مسجد را ترک نکنند و نماز جماعت را ترک نکنند. با بچه‌ها باشید. از گرفتاریهای همدیگر تا حد کافی آگاه باشید و بسیج را با نگهبانی دادن گرم بگیرید. به جبهه‌ها بروید و جبهه‌ها را پر کنید ومساجد را که سنگر هستند پر نگهدارید و آنهائی که می‌توانند و شرایط برایشان فراهم می‌باشد به جبهه بروند.

پس شما امت باید بیعت خود را به این انقلاب و اسلام محکم نگهدارید که در غیر این صورت پا روی خون شهیدان گذاشته‌اید و فردا باید درپیشگاه خدا جوابگو باشید. به خانواده‌های شهداء و مفقودین و اسراء سر بزنید و از حال آنها با خبر شوید.

به خدای یگانه سوگند می‌خورم دلم پر از حرف است. چه کنم که نمی‌شود تمام آن را به زبان آورم. من دیگر دلم از این دنیا با رفتن بهترین دوستان و رفیقان که بهتر از برادر بودند کنده شده بود. تمام آنها آن طرف جمع شده‌اند و من کوله بار را بسته‏ام و دنبال آنها راه افتاده‏ام. باید جای هر شهید یا مفقود در جبهه پر شود.

من می‌روم تا جای خالی برادرانی چون محمد رضا صفائی‌فر و امیر ترنجی زاده و علیرضا حداد دزفولی، غلامرضا حداد دزفولی و ناصر پاک نژاد و سعید امیدیان و خلیل امیدیان و مجیدمحمد شارونی و محمدرضا محمدی‌فر و کریم عبدالزاده و حسین جمشیدی و منصور درویش خراسانی را در جبهه پر کنم و اگر خداوند شهادت را نصیبم ما کرد ما نیز شکر گذاریم و اگر نکرد به سوی هدف و راه خود که همان ادامه راه شهیدان و مفقودین می‌باشد می‌روم.تنها خداوند پاداش ما را بدهد.

اینجانب بنده‌ای عاصی و گناهکار بیش نبودم و از خداوند طلب آمرزش دارم نمی‌دانم. حرف دلم را چگونه بر کاغذ بیاورم. فقط این را می‌گویم که سعی کنید آدم بی تفاوت نسبت به مسائل جامعه و انقلاب نباشید. باید خون جگر خورد. باید خون داد تا درخت اسلام را آبیاری کنیم.

خونهای به ناحق ریخته شده که انقلابها و فریادها را بوجود می‌آورند. خون به ناحق ریخته اباعبدالله(ع) است که هنوز در رگها وجسم و روح این جوانان هور و هیجان می‌افکند تا جهان نامی است و مخالفی، ثمره این خون از بین نخواهد رفت و هر روز ما عاشورا و هر زمین ما کربلا می‏باشد.

برادران ما پیرو خط سرخ ابا عبدالله(ع) و شهدای کربلا می‌باشیم و ادامه دهنده راه آنان هستیم تا نابودی کفر و شرک از روی زمین وبلادهای اسلامی به یاری خداوند ان‌شاءالله.

در خاتمه از تمامی شما طلب عفو و بخشش دارم. مرا حلال کنید. همیشه بیاد ما فاتحه‌ای  بخوانید.

التماس دعا .

به امید پیروزی اسلام بر کفر جهانی.

خدا حافظ شما

بنده عاصی پرورگار یکتا – ناصر آتش زر

خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار

والسلام

منبع: مرکز فرهنگی دفاع مقدس دزفول