۴م، مهر ۱۳۹۹
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

وصیت‌نامه شهید محمد حسین نوری

پیام خون شهیدان حفظ حجاب شما خواهران بزرگوار می‌باشد.

زمان انتشار: ۴م, مهر ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ | کد خبر: 84641

وصیت‌نامه برادر شهید محمد حسین نوری

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ 

به نام خداوندی که مرا شهید کرد و برد

قال الله العظیم فی کتابه : قُل لَّوْ کُنتُمْ فِی بُیُوتِکُمْ لَبَرَزَ الَّذِینَ کُتِبَ عَلَیْهِمُ الْقَتْلُ إِلَى مَضَاجِعِهِمْ.

کشته شدن آنها که در میدان پیکار شهید شدند بخاطر این نیست که بر حق نیستند.

(آیه مبارکه ۱۵۴ سوره آل عمران)

بلکه به این جهت است که قلم تقدیر الهی که راهی برای فرار از آن نیست چنین جریان یافته که آن کشته شدگان در بستر‌های شهادت آرام گیرند بنابراین اگر شما برای پیکار بیرون نمی‌آمدید و در خانه‌ها می‌نشستید آنانکه کشته شدن بر آنها مقرر شده بود بسوی بسترهای خویش خارج می‌شدند که راه فراری از اجل مسمی که قابل یک ساعت تأخیر و تقدیر نیست وجود ندارد .

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ کَفَرُوا وَقَالُوا لِإِخْوَانِهِمْ إِذَا ضَرَبُوا فِی الْأَرْضِ أَوْ کَانُوا غُزًّى لَّوْ کَانُوا عِندَنَا مَا مَاتُوا وَمَا قُتِلُوا لِیَجْعَلَ اللَّهُ ذَٰلِکَ حَسْرَةً فِی قُلُوبِهِمْ ما ماتُوا وَ ما قُتِلُوا لِیَجْعَلَ اللَّهُ ذلِکَ حَسْرَةً فِی قُلُوبِهِمْ وَ اللَّهُ یُحْیِی وَ یُمِیتُ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ (آل عمران ۱۵۶)

ای کسانیکه ایمان آورده‌اید زنهار مانند آنانکه کافر شدند نباشید که درباره برادران خویش (هم مسلکان خود) آندم که در زمین به نبرد می‌رفتند و کشته می‌شدند تا خداوند این عقیده را سر انجام در دلهای ایشان حسرتی گرداند براستی که خداوند هم زنده می‌کند و می‌میراند ( برای حیات و زندگی و مرگ هر کس اجل و مدتی هست و ارتباطی با مسافرت و جنگ ندارد بنابراین اگر به جنگ هم نرود می‌میرد و خداوند به آنچه می‌کنید بیناست.

پس از عرض سلام حضور پدر و مادر، برادران و خواهران ، اقوام و دوستان امیدوارم ان‌شاءالله حال شما خوب باشد همانطور که می‌دانید من به دستور امام و به اجازه پدر و مادر و برادرم به جبهه آمده‌ام دوست دارم بعد از شهادتم که اگر لایق بــاشم و خداونــد تبــارک و تعالی دوستم باشد،

وقتی که به سر قبرم می‌آیید زیاد گریه نکنید و بیشتر قرآن بخوانید بخصوص تو ای مادر تو خودت را برای من نــاراحت مکن چون حالا دیگر من به لقاءالله رسیده‌ام و تو را ان‌شاءالله شفاعت می‌کنم . نزد پروردگار تو آن مادری بودی که من را بزرگ کردی، تو آنی که شبها بخاطر من بیدار می‌ماند و خوابش را فدای من می‌کرد تا آسوده بخوابم.

مادر و پدر عزیزم امیدوارم مرا ببخشید که گاهی اوقات از فرمان شما سرپیچی می‌کردم و من حالا می‌فهمم که چه اشتباهاتی می‌کرده‌ام و این اشتباهات از نادانی من بود.

پدر و مادر عزیزم برای من ناراحت نشوید زیرا من امانتی بیش نبودم در نزد شما و این امانت را خدا به شما عطا فرمودند و شما هم خیلی خوب از این امانت نگهداری کردید که ان‌شاءالله خداوند اجرتان را می‌دهد و همانطور که قرآن می‌فرماید  إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ.

پدرم از تو تشکر می‌کنم که نماز خواندن را در ایام کودکی به من و به برادرم و به خواهرانم آموختی و ان‌شاءالله به غلامرضا هم بیاموزی. خواهران بزرگم اگر بخواهید من خوشحال بشوم حجابتان را حفظ کنید و بچه‌های خود را همچون زینب (س) و امام حسین (ع) بزرگ کنید .

البته با کمک شوهرانتان و ایشان را همیشه اطاعت کنید حتی اگر دستور دادند بر سر قبرم نیایید نباید بیائید که می‌دانم اینطور نمی‌گویند.

از تو برادر بزرگم کمال تشکر را می‌کنم چون اخلاق تو را سر مشقم قرار دادم و تا آنجا که توانستم از این سرمشق بهره بردم ولی متأسفانه نتوانستم اخلاقم را همانند اخلاق تو برادر عزیز و بزرگوارم بکنم و از خواهرانم که از من کوچکترنــد خــواهش می‌کنم به مادر کمک کنند و او را دلداری دهند و نگذارند که مادر زیاد کار کند و خدای نکرده عاجز بشوند و همانطوری‌ که به مادر کمک می‌کنند حجاب خود را هم حفظ کنند؛ زیرا پیام خون تمام شهیدان حفظ حجاب شما خواهران بزرگوار می‌باشد و به درس و مشقتان هم برسید از همه اعضاء خانواده می‌خواهم که کارهای خوب را به غلامرضا بیاموزند و تشویقش کنند و از خانواده‌ام می‌خواهم که برادران بسیج را احترام بگذارند و همیشه امام و بزرگان مملکت را دعا کنند .

« خدانگهدار امام و شما باد ـ خداحافظ» ـ ۱۳/۱۰/۶۱

منبع: مرکز فرهنگی دفاع مقدس دزفول