۳۱م، شهریور ۱۳۹۹
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

زمان انتشار: ۳۱م, شهریور ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ | کد خبر: 84478

چگونه جنگ به ما تحمیل شد؟

شکست طرحهای براندازی نظام جمهوری اسلامی، هیئت حاکمه آمریکا را در سال ۱۳۵۹ به سمت تجربه راه حل نظامی تمام عیار سوق داد. شرایط آن روز جهان، مانع از اقدام یک جانبه آمریکا می‌شد. انتخاب عراق به عنوان آغازگر جنگ، انتخابی بسیار حساب شده بود. این کشور متحد شوروی و بلوک شرق شناخته می‌شد و به طور طبیعی آنها را در حمایت از صدام در کنار آمریکا و اروپا قرار می‌داد.

همچنین عراق در صورت لزوم می‌توانست، تا مدتها با ثروت ملی خود، جنگ علیه ایران را اداره کند. روحیه قدرت طلبی صدام و خصومت‌های مرزی دو کشور در گذشته، شرایطی مطلوب برای آمریکا پدید می‌آورد تا به صدام برای تجاوز به ایران، چراغ سبز نشان دهد. به این ترتیب، ارتش عراق در روز ۳۱ شهریور ۱۳۵۹، تجاوز گسترده نظامی خویش به ایران را آغاز کرد.

ماشین جنگی صدام که از مدت ها قبل به کمک دولت فرانسه و کارتل های اسلحه سازی آمریکایی و انگلیسی و تجهیزات نظامی روسی آماده این تجاوز شده بود، به سرعت کیلومترها در خاک ایران پیش روی کرد و مناطقی وسیع از پنج استان ایران را اشغال کرد.

امام خمینی(ره) بی درنگ فرمان مقاومت صادر کرد و به مردم اطمینان داد اگر به دفع تجاوز دشمن به عنوان یک تکلیف شرعی به پا خیزند، شکست دشمن قطعی است. نیروهای عراقی پیش از رسیدن به هدف های تعیین شده، با دفاع مردم ایران مواجه شدند. واقعیت های محاسبه نشده و تلخ برای آمریکا کم کم هویدا شد.

دور تازه‌ای از فشارهای سیاسی بر ایران با سردمداری آمریکا آغاز شد. آنها به جای محکوم کردن متجاوز، جمهوری اسلامی را تحت فشار گذاشتند که آتش بسِ پیشنهادی را بپذیرد. این در حالی بود که هنوز چندین هزار کیلومتر مربع از خاک ایران در اشغال دشمن بود. ضمن اینکه صدام در هیچ یک از پیشنهادها، نه تنها تضمینی برای عقب نشینی به مرزهایش نداده بود، بلکه رسماً مدعی بود که مناطق وسیع اشغال شده و مناطق دیگر که هنوز به اشغال در نیامده اند، باید به خاک عراق ملحق شوند.

امام خمینی(ره) عزم خویش و ملت را برای ادامه دفاع تا عقب نشینی متجاوز به مرزهای شناخته شده و جبران خسارت وارده اعلام می داشت. در سومین سال جنگ، پس از عملیات بیت المقدس و آزادسازی بندر مهم خرمشهر، رهبری و ملت ایران، چاره ای جز ادامه دفاع مقدس خود نداشتند.

هنوز قسمت‌هایی از خاک کشور در اشغال دشمن متجاوز بود و صدام با دلگرمی از حمایت های بی دریغ دولت های بزرگ جهان، به تقویت مجدد و حمله نظامی می اندیشید. توقف یک جانبه جنگ از سوی ایران، کشور را در برابر هجوم های بعدی عراق، بی‌دفاع می‌ساخت.

آمریکا تنها راه باقی مانده را بین المللی کردن بحران جنگ می‌دانست. بر این اساس، جنگ نفت کش ها آغاز شد. ناوهای جنگی فرانسه، انگلیس، آمریکا و روسیه به آبهای خلیج فارس وارد شدند. مأموریت این نیروها، جلوگیری از صدور نفت ایران و توقف و بازرسی کشتی های تجاری و جلوگیری از صدور کالای اساسی به جمهوری اسلامی بود.

این به آن دلیل بود که در ماه‌های آخر جنگ هشت ساله، سپاه اسلام در موضعی کاملاً برتر قرار داشت و دشمن را در اکثر مناطق اشغال شده، به پشت مرزهایش فراری داده بود. سرانجام قطع نامه ۵۹۸ از تصویب شورای امنیت گذشت. این قطع نامه قسمت عمده نظرها و شرایط قبلی ایران برای ترک نبرد را که از آغاز دفاع خویش بر آن اصرار می‌ورزید، ولی سازمان بین المللی به امید پیروزی صدام زیر بار نمی‌رفتند، پذیرفته بود. بدین ترتیب جنگ تحمیلی هشت ساله به پایان رسید و جمهوری اسلامی، حضور خود را به عنوان یک قدرت با ثبات و شکست ناپذیر در پهنه بین المللی به اثبات رسانید.

هشت سال دفاع مقدس، با همه فراز و فرودهایش، موجب خلق فرهنگی غنی شد؛ فرهنگی که از آن به عنوان فرهنگ پایداری و مقاومت یاد می کنیم. مهم ترین شاخصه‌ای که این فرهنگ را از دیگر فرهنگ‌های مقاومت متمایز می‌سازد، عنصر خداباوری است؛ همان گوهر اصیلی که تمام سکنات و حرکات رزمنده را متوجه مبدأ هستی می‌سازد.

وقتی در یک راهبرد نظامی، خدا، محور باشد، آن گاه فتح خاک تنها یک هدف ثانوی است؛ هدفِ اولی و اساسی، ادای تکلیف الهی است که شهادت و پیروزی را در مرتبه‌ای برابر قرار می‌دهد. رزمنده فی سبیل الله، برای دفاع از استقلال و هویت ملی و دینی خود از شهادت نمی‌هراسد و همین دفاع مقدس ما را در طول تاریخ بی نظیر می‌کند.

دفاع هشت ساله، سند مقاومت و پایداری ماست. وقتی دشمن سرتا پا مسلح بعثی به مدد همه قدرت‌های زورگوی عالم به میهن مان حمله کرد، تازه بیش از یک سال از انقلاب اسلامی گذشته بود. شرایط انقلابی و عوارض آن بر فضای جامعه حاکم بود و هیچ آمادگی سیاسی و اقتصادی و اجتماعی در کشور فراهم نبود.

جنگ هشت ساله به معنای واقعی اش، تحمیلی و نابرابر بود. با این همه، رشادت و فداکاری آحاد ملت در قالب بسیج، سپاه، جهاد و ارتش و حتی کمک های مردمی پشت جبهه، تابلویی بی‌سابقه و ماندگار از مقاومت را پیش چشم دنیا به نمایش گذاشت. «حماسه ملت ایران در دفاع مقدس، نمایشگر قلّه ظرفیت‌های انسانی مردم این سرزمین خدایی بود»

دفاع ملت ایران به معنای حقیقی مقدس بود. در حالی که دشمن ناجوانمردانه با بمباران مدارس، مناطق مسکونی، بیمارستانها و … موجب رعب و وحشت مردم می‌شد، ما به سبب اصول اعتقادی و رعایت اخلاق و موازین انسانی، هیچ گاه در برنامه‌های دفاعی خود از این شیوه ها بهره نبردیم.

سینه‌های سوخته جانبازان شیمیایی و پرپر شدن این عزیزان در سالهای پس از جنگ، سند مظلومیت ملت ایران در این جنگ ناجوانمردانه است.

«حضور بسیجی‌ها در جبهه‌ها مایه کابوس رژیم عراق است و این طور به نظر می‌رسد که تعداد آنها تمامی ندارد و حضورشان در جبهه ها، هیچ گاه توقف نمی یابد»

این عبارتی است که مجله آمریکایی «نیوزویک» در مورد نقش بسیجیان در جبهه‌های جنگ در سال ۶۵ می‌نویسد: بسیج چیست و بسیجی کیست؟ «بسیج لشکر مخلص خداست شجره طیبه‌ای است که از جوان های ۱۵ ساله تا مردان ۷۰ ساله را در زیر سایه گسترده خود گردآورده است و بسیجی آن کسی است که ایمان در دلش می‌جوشد و برای رسیدن به اهداف پاک، سر از پا نمی‌شناسد. کسی که حاضر است وجود خود را برای کشورش، برای آرمانش و برای آحاد ملتش، با استعداد و با جان و تن خود سرمایه گذاری کند؛ او یک بسیجی است.

شهدای ما آسمانی بودند؛ اما از آسمان نیامده بودند. فرشته ها گفتند: «آیا می خواهی انسان را خلق کنی که بر روی زمین خون ریزی کند؟» خدا فرمود: «من چیزی را می دانم که شما نمی دانید.» بیا به این راز خدایی فکر کنیم! من و تو هم خیلی روی خاک نمی مانیم. به قول شهید آوینی: «شهدا ماندند و زمان ما را با خود برده است.» کاش زمان بایستد تا این قدر از شهدا دور نشویم. کاش بیندیشیم که سرخی خاک شلمچه و دهلاویه و فکه، نشان چه رازی است؟ «آیا نمی‌اندیشید در نشانه‌هایی که در زمین قرار داده ایم؟»

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه