۱۴م، شهریور ۱۳۹۹
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

وصیت‌نامه شهید محمد فتحی خلیل آبادی

رابطه خودتان را با خدا بیشتر کنید.

زمان انتشار: ۱۴م, شهریور ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ | کد خبر: 84281

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ 

وصیت‌نامه برادر شهید محمد فتحی خلیل آبادی

یا لثارت الحسین امت امت         ای خونخواهان ابا عبدالله بکشید ظالمان را

بنام خدای شهیدان و به نام معشوق شهیدانی که با خون خود اسلام را جان بخشیدند.

و به نام معبود مادرانی که زحمات چندین ساله خود را فدای مکتب نمودند.

و بنام معشوق عاشقان حق و با درود و سلام بیکران بر منجی بشریت و نائب بر حقش و شهیدان گلگون کفن و امت قهرمان و دلاور ایران و بنام خدای یارانی که در انتظار آقا امام زمان(عج) هستند.

وصیت نامه خود را شروع می‌کنم .

حمد و ثنا سزاوار خدای یکتاست که همه از اوئیم و به سوی او باز می‌گردیم خدائی که جان در اختیار اوست و دانای پنهانی و غیبت‏ها و پوشاننده عیب‏هاست، بار پروردگارا تو را ستایش می‌کنم و سپاسگزارم که راهی را نشانم داده‏ای که خیر و سعادت دنیا و آخرت در آن است و تو از آن خشنود و راضی هستی من ندای نائب حجت را شنیدم. لباس رزم بر تن کردم و همه چیز را پشت سر انداختم.

کانون گرم خانواده و تمام چیزهائی که من را به خود مشغول می‌کرد و باعث می‌‏شد که من از تو دور شوم را رها کردم و آمدم آنجائی که تو دوست داشتی و اینک دیگر نوبت توست که نتیجه من را در این امتحان بدهی؛  ای خدا من هم با اتکا به ایمان و با توکل و رضای کامل به فرمان تقدیرت و به خاطر رسالت بزرگی که بر دوش ما گذاشته‏ای و به راه حسین بزرگ آمدم.

ای آنکه نمونه‏های بزرگی چون حسین(ع) به جهان عرضه کرده‏ای؛ ای آنکه برای اتمام حجت به کافران وجود دنیای سیاهی و تباهی را با آتش وجود حسین‌ها روشن نموده‏ای، ای آنکه راه پر افتخار شهادت را برای آخرین راه جلوی انسانها باز کرده‏ای، ای خدا و ای معشوق من، ای ایده‌آل آرزوهای مردم عارف، به من هم توفیق ده تا مثل مخلصان و شیفتگان درگاهت در راهت بسوزم و از این خاکستر مادی آزاد گردم، چون تنها توئی که کریمی، بزرگی، بخشنده‏ای، و مهربان و من خود نیز می‏دانم که بنده‏ای خطا کارم و در عمل به نصایح تو کوتاهی کردم چه کنم که بندگی و طاعتم کم است پس به بزرگی و عظمت خویش ببخش گناهانم را.

ای خدای بزرگ چگونه شکر و سپاس تو را به جای آورم از این که چنین پدر و مادر عزیز و بزرگواری به من عنایت فرمودی؟.

و اما شما پدر و مادر عزیزم ای آنهائی که مهرتان با خاطرات اولیه در من نفوذ کرد و با بیرون رفتن جان نیز از من خارج نمی‌شود؛ سلام بر شما که من را در راه اسلام  دین، مکتب ، ناموس و دفاع از آرمان های کشور و دستاوردهای این انقلاب خدا دادی ایران، روانه میدان جنگ کردید؛ شمایی که رنج پروراندن من را بیش از ۱۸ سال متحمل شدید. و مادری که شبها نخوابید تا من بخوابم و تو پدری که خود را به آب و آتش انداختی و من را لقمه حلال دادی و شما پدر و مادر چقدر همت در تربیت من بخرج دادید؛ ولی من در عوض به شما رنجهای فراوان داده‏ام. از شما طلب بخشش می‌کنم که حتماً مرا عفو کنید تا در برابر خدا مسئول نباشم.

اما شما برادران و خواهران عزیزم: رفتن به جبهه از روی غرور من نبوده، بلکه این وظیفه شرعی است که لازم بوده و موقعش نیز فرا رسیده بوده که سنگر جهاد با دشمنان خدا و دین اسلام و بندگان صالح خدا و پاسخ دادن به ندای هل من ناصر ینصرنی حسین و لبیک گفتن به فرمان امام امت وارد صحنه شدم و راه شهداء را انتخاب کردم و از شما نیز خواهان ادامه راه شهداء می‌باشم و نیز به شما توصیه می‏کنم که رابطه خودتان را با خدا بیشتر کنید و پشتیبان این انقلاب باشید و در جلسات قرآن و نماز جماعات حتماً شرکت نمائید و این جمله را بخاطر بسپارید که هر شهیدی که از بین شما به لقاء الله می‌پیوندد باعث می‏شود که مسئولیت شما سنگین‌تر شود و شما وظیفه دارید جای شهداء را در جبهه‏های حق علیه باطل پر کنید.

چند کلمه هم برای اقوام خود حرف دارم که نمی‌خواهم ناگفته بماند و آن این است که تا آنجا که می‌توانید به خانه‌های همدیگر رفت و آمد کنید و اگر خدای نخواسته کینه‏ای در دل دارید آن را بیرون کنید و متحد شوید برای مبارزه با مشکلات که ان‌شاء الله خداوند یاری کند قومی را که اتحاد را حفظ نماید.

اما شما برادران، امید است که شهادت برادرتان ناراحتی بوجود نیاورد و نیز خواهران عزیزم امیدوارم که چون حضرت زینب(س) صبور و مقاوم در مرگ برادرتان باشید و حجاب را حتماً حفظ نمائید. ان‌شاء الله این حقیر خود را نسبت به همه برادران و خواهران بخصوص برادران محصل که همکلاس بودیم و برادران ورزش دوست مدیون می‌دانم به همه می‌گویم که از من خوبی ندیده‌اید و چنانچه از من ندیده‌اید و چنانچه از من بدی دیده‏اید به بزرگی خودتان مرا ببخشید؛ باشد که خدا هم همه رفتگان درگاهش را بیامرزد.

و نیز با بودنم که خدمتی به اسلام و مسلمین نکرده و امیدوارم که با ریخته شدن خونم دینم را به اسلام و مسلمین و امام امت و خانواده‏های شهداء و امت مسلمان کرده باشم.

دیگر سخنی نخواهم گفت به امید روزی که سرتاسر جهان منور به نور الهی گردد و جهان از ظلم و ستم پاک و تصفیه شود .

محمد فتحی ۲۰/۳/۱۳۶۶

منبع: مرکز فرهنگی دفاع مقدس دزفول