۳م، مرداد ۱۳۹۹
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com
زمان انتشار: ۳م, مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ | کد خبر: 83415

زندگی‌نامه ‌شهید سیدهبت‌الله قاضی‌دزفولی از زبان خانواده و بستگان

شهید معلم بسیجی سید هبت الله قاضی دزفولی فرزند مرحوم سلاله السادات حاج آقا سید نعمت الله(ره( و اولین مسئول فرهنگی ستاد نماز جمعه شهرستان دزفول در سال ۱۳۳۲ در شهر دارالمؤمنین دزفول در منزل جد خود مرحوم آیت الله حاج آقا سید مجد الدین قاضی دزفولی( رضوان الله تعالی علیه ) در محله قدیمی قلعه متولد شد .

وی در حل مشکلات شهر تلاش وافری داشت به طوری که شناسایی محل اقامه نماز در باغ ملی سابق، مصلای فعلی توسط ایشان صورت گرفت.

شهید در جریان عملیات رمضان در تاریخ ۷ مرداد سال ۱۳۶۱ به شهادت رسید.

به منظور آشنایی و توجه بیشتر نسل جوان با اندیشه های متعالی این شهید والا مقام به زندگینامه ایشان از زبان خانواده می‌پردازیم.

مصاحبه با آیت الله قاضی(ره)

در اوج مبارزات مردم مشهد و در هنگامی که آنها زیر تانکهای رژیم پهلوی له می‌شدند در آنجا حضور داشت.

شبها به خاطر جلوگیری از دزدیهایی که می‌شد و شهربانی می‌گفت به امام خمینی شکایت کنید او با گروهی از جوانان در شهر و اطراف شهر مراقبت می‌کرد و هنگامی که یک فرد دزد را گرفتند با اموال دزدیده شده اصرار داشت که حد شرعی جاری شود.

با اینکه در بنیاد پانزده خرداد عضویت داشت و سایر مشغله‌ها و در آموزش و پرورش نیز دبیر بود از خود هیچ چیز نداشت.

بعد از دستور امام بدلیل بیماری استخاره کرده و در آن موقع که بعضیها از رفتن به جبهه امتناع می‌ورزیدند با موافقت بسیج به جبهه رفته و با اینکه به عنوان تدارکات بود ولی به خط مقدم جبهه رفته و نماز جماعت برپا می‌کرد و جریان شهادتش به این صورت بود که می‌خواست زیر آتش شدید دشمن برای یکی از همسنگریهایش که مریض بود از ماشین امداد دم سنگر دارو بیاورد که در این لحظه با شلیک توپ صدامیان به شهادت رسید و مریض همراه او جان سالم بدر برد.

ایشان در راه اسلام و قرآن شهید شده است خداوند می‌فرماید کسانیکه چون مصیبتی به آنان وارد شود می‌گویند، إِنَّا للّه وإِنّا إِلَیهِ رَاجِعُونَ و صبر می‌کنند و نیز می‌فرماید:

وَ لَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیْ‌ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ‌ الَّذینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُون أُولٰئِکَ عَلَیهِم صَلَواتٌ مِن رَبِّهِم وَرَحمَةٌ ۖ...

و بشارت داده به صبر کنندگان ما به شکرانه این مقام هرگز اظهار بد حالی و ناراحتی نمی‌کنیم بلکه خوشحالیم و سپاسگذار این رحمت خداوند.

خداوند می‌فرماید:  لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ. به نیکویی نمی‌رسید مگر آنکه از مورد علاقه‌های خود انفاق کنید.

و چون این شهید مورد علاقه این حقیر بوده و در راه خدا داده‌ایم لذا خوشحالیم. حضرت سید الساجدین(ع) فطریه(سرروزه) خود را از مغز بادام و شکر می‌داد خدمت ایشان علت عرض شد و فرمودند به موجب آیه(لَنْ تَنالُوا) چون شکر و مغز بادام مورد علاقه‌ام هست انفاق می‌کنم.

حضرت علی علیه السلام می‌فرمایند: در مصائب اگر صبر کنی قضای الهی بر تو جاری می‌شود در حالیکه مستحقق پاداشی، و اگر بی تابی کنی باز قضای الهی جاری می‌شود در حالیکه تو گناهکار. دیگر آنکه خداوند می‌فرماید: انَّما یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ:

این است و جز این نیست که داده می‌شود به صابران پاداش ایشان بدون اندازه. صبر اینجانب به سبب امور مذکوره می‌باشد و خداوند وعده پاداش بی حساب به صابران فرموده است و دیگر آنکه چون می‌دانم رضا و خوشحالی شهید در صبر اینجانب است و در وصیتنامه ایشان که پدر و مادرشان سفارش نموده و از اینجانب  بیش از پدر و مادرش انتظار داشته است.

مصاحبه با پدر شهید:

س- جناب آقای سید نعمت الله قاضی شما بعنوان پدر معلم شهید سید هبت الله در مورد خصوصیات اخلاقی ایشان در رابطه با شما و خانواده و دوستان خاطراتتان را بیان فرمایید:

ج- بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ 

سلام و درود به ارواح جمیع شهدای صدر اسلام و شهدای انقلاب اسلامی ایران از جمله شهدای صدر کربلای شهرستان دزفول بالاخص شهید سید هبت الله قاضی فرزند دلبندم که اگر با خون این شهداء درخت اسلام آبیاری نمی‌شد فقط اسمی از اسلام بیش نبود زیرا شهید زنده است و و می‌توان همیشه روح شهید را بین خود و خدا واسطه قرار داد و از خدا طلب آمرزش و حاجت نمود.

در مورد خصوصیات اخلاقی حسنه و خدا پسندانه شهید مخلص اسلام سید هبت الله در زمان حیاتش از سن شش سالگی آثار رشد معنوی در او نمایان بود مطالب را خوب درک می‌کرد و دارای هوشی سرشار و فوق العاده بود در اثر گذشت زمان این صفات و محسنات وی رشد نمود لذا اکثر رفقا و دوستانش شیفته او بودند و از رفتار مکتبی و اسلامی او لذت می‌بردند و این یک افتخاری برای اینجانب و سایر بستگان ما هست.

رژیم سابق جهت به انحراف کشاندن جوانان بعنوان کار آموزی کلاسهایی در نقاط خوش آب و هوا در ایام تابستان تشکیل می‌داد که انواع سوء استفاده‌ها در آن کلاسها می‌شد در یکی از آن کلاسها که او شرکت داشت با مشاهده آن جریانات نمی‌توانست تحمل کند و از آن انصراف داد و از آنجا برگشت و مشغول مطالعات اعتقادی و ادبی در دزفول شد.

س- اطلاعات خود را در مورد فعالیتهای اسلامی شهید در قبل و بعد از انقلاب بیان فرمائید.

مبارزه او طوری بود که چنانچه آن رژیم اطلاع پیدا می‌کردند توأم با شکنجه دادن از طرف دستگاههای جبار و محروم نمودن از تحصیلات دانشگاهی بود؛ لذا از طرفی به علت علاقه زیادی که به او داشتم تصور می‌کرد از فعالیت او را منع می‌کنم، لهذا از من آن فعالیتها را مخفی می‌داشت حتی جهت یادآوری باید ذکر شود، اربعین شهید عظیم اسدی مشکال از شهدای دانشجوی  انقلاب روز پنج شنبه بود برای فاتحه خوانی در آن مراسم به معصوم آباد(شهید آباد فعلی) رفتم عده‌ای دانشگاهی با چند دوربین به همراهی شهید سید هبت الله بر سر مزار شهید سخنرانی‌های انقلابی و ارشادی بوسیله بلندگوی دستی نمودند. در آن حوالی عده‌ای عوامل رژیم ستمشاهی بودند یکی از دانشجویان با کمال شهامت خطاب به آنها گفت: ما انتقام خون این شهیدان را از شما خواهیم گرفت.

پس از خاتمه این مراسم آن عده با دسته‌های کوچک در مسیرهای مختلف و با تغییر دادن شکل ظاهری خود از جمله زدن عینک دودی محل را ترک نمودند او در بین راه که با من برخورد نمود از صحبت کردن خودداری نمود که مبادا ما را شناسائی نمایند و بحمدالله شب به اهواز وارد شدند ولی متأسفانه چند نفر از راننده‌ها که آنها را آورده بودند توسط ساواک دستگیر شدند.

بعد از پیروزی انقلاب تمام نیرو و استعداد و توانایی‌اش را وقف اسلام کرده بود تا زمانی که برای آخرین بار عازم جبهه شد همسنگرانش خاطرات زیادی را از ایشان نقل می‌کنند شب قبل از شهادتش پس از خواندن دعای کمیل، اشعاری را که در مرثیه سیدالشهداء سروده بود برای دوستانش خواند که مورد توجه قرار گرفته بود.

و حال آنکه ایشان سابقه طبع شعر نداشت، بطوریکه همین رفقا اظهار داشتند بعضی از شبها که وی در سنگر نبوده گوشه خلوتی را انتخاب کرده و به عبادت خدا و راز و نیاز با او مشغول می‌شد و این مسئله، روحانیت خاصی به آن محل داده بود.

شهید از زبان مادرش

از بدو تولد بنا بفرمایش پدرم(آیت الله قاضی) سعی داشتم با وضو به او شیر بدهم، و نتیجه این کار در دوران تحصیل و پس از آن به هنگام رفتن به جبهه(و گرفتن استخاره) برایم معلوم شد.

من خدا را شکر می‌کنم که چنین فرزند صالحی به من عطا فرمود و به نیکوترین وجه امانت خود را از ما تحویل گرفت. این سرمایه‌ای است بس عظیم و ذخیره‌ایست الهی برای روز قیامت و من مطمئنم که شهید شفیع ما و دیگران خواهد شد.

ان‌شاءالله

مصاحبه با برادر شهید

س- شما بعنوان برادر شهید در مورد سابقه فعالیتهای اسلامی ایشان در قبل و بعد از انقلاب خاطراتتان را بیان فرمائید.

ج- تا پیش از انقلاب در به راه انداختن تظاهرات ضد رژیم از عناصر فعال بود. و خود در تظاهرات شرکت مؤثر داشت در حمله پلیس به مسجد بازار و در آن روز آتش و خون برادرم حدود هزار اعلامیه امام امت را بین مردم پخش کرده و در همان روز ایشان را یک لحظه آرام ندیدم در دانشگاه نیز اینچنین فعالیت داشت. با تهیه سه راهی و ککتول مولوتف، مردم را در مبارزه ضد رژیم یاری می‌داد و مدتی را نیز که در مشهد گذراندند مبادرت به تشکیل جلسه قرآن برای نوجوانان مسجد محل اقامت خود نمودند.

بعد از پیروزی انقلاب شهید در تمام صحنه‌ها حضور داشت در فعالیتهای فرهنگی، تدریس، تبلیغ …

ایشان در کلاس عربی که در دفتر حزب جمهوری اسلامی دزفول بود تدریس می‌کرد و در زمینه نمایش و تشکیل اردو برای خواهران و برادران انجمن اسلامی دبیرستانهای دزفول با د دفتر حزب همکاری می‌نمود.

در کلیه انتخابات شرکتی فعالانه داشت و عضو انجمن نظارت بر انتخابات بود.

برای ابلاغ پیام انقلاب اسلامی و فریاد مظلومیت ملت مسلمان ایران به مردم دیگر کشورها و در جهت خنثی نمودن تبلیغات ضد اسلامی رسانه‌های غرب و شرق با ستاد خبررسانی از مناطق جنگی، به اروپا فعالیت خود را شروع کرد و در رو به رو ساختن کارها و ارتباطات تلفنی توانست دانشجویان انجمن اسلامی خارج از کشور را در انعکاس جنایات صدام یاری دهد و محصول این تلاشها تشکیل نمایشگاههایی بود که در خارج از کشور در معرض دید عموم قرار گرفت. و گوشه‌هایی از ظلمهای آمریکا و دیگر ابرقدرتها را بر مردم مسلمان ایران افشا نمود.

شهید در جهت تشویق صنعتگران و هنرمندان به امر خودکفائی اقتصادی مبادرت به تشکیل نمایشگاه صنایع دستی در دزفول ورزیدند که مورد استقبال عموم قرار گرفت. از جمله فعالیتهای دیگر شهید در جهت رفاه مردم مسلمان و مقاوم شهرش ده(۱۰) دستگاه پمپ بنزین (که نیاز شهرستان بود) از تهران تحویل گرفت که برای رفع کمبود بنزین در نظر گرفته شد.

ایشان در هر زمینه‌ای که احساس می‌شد باید ورود کند و مشکلی از مشکلات مردم را حل کند بی درنگ اقدام می‌کرد.

خداوند ان‌شاءالله به همه ما توفیق ادامه راه این شهیدان را که همان اسلام اصیل فقاهت و روحانیت است بدهد.

گلواژه‌ای از کلام شهید

و شما امت حزب الله که به وعده و نصرت و رحمت الهی یقین دارید و بر مصائب و مشکلات عظیمی صبر کرده‌اید اینک باید همچنان خروشان به پیش تازید و زمینه را برای ظهور منجی بشریت و ذخیره الهی آماده‌تر سازید تا چشمانمان به قدوم مبارکش منور گردد.