۷م، فروردین ۱۳۹۹
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com
زمان انتشار: ۷م, فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۳:۲۹ ب.ظ | کد خبر: 81686

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی “مجددز”در آستانه سی و چهارمین سالگرد ارتحال عالم ربانی و فقیه صمدانی علامه شیخ عباس مخبردزفولی هستیم دانشمند فقیدی که آیت الله موسوی جزایری زعیم حوزه های علمیه استان خوزستان از ویژگیهای او می فرمود: او مرد میدان علم و دانش بود و کلمات موثر و دلنشین اش بردل هر شنونده ای می نشست و از اخلاص این بزرگواراین بود که با علم و تالیفاتی که داشت، ریاه و جاه طلبی و مقام پرستی را از خود دور ساخت و تنها برای رضای خدا گام بر می داشت.(۱)

باگرامیداشت یاد و خاطره آن علامه فقید فرزانه دراین ایام و برای آگاهی بیشتر نسل عزیزجوان ویژگیهای افلاکی آن خطیب دانشمندرا یاد آورمی شویم.

ازتولدتا ورود به تحصیلات حوزوی

نود‌ و‌ دو سال پیش(۱۳۰۷) در خانواده‌ای که شور و شیفتگی به اهل بیت(ع) و زمزمه دانش و فرزانگی موج می‌زد، کودکی چشم به جهان گشود که به سبب دلدادگی به ساحت حسینی و ارادت به قمرمنیرهاشمی، ابوالفضل‌العبّاس، عبّاس نام گرفت. عباس در آغوشی پرورده شد که زمزمه و اشک حسینی، کامش را شیرین کرد و جانش را به مصباح هدایت و روشنای عاشورا منور کرد. در این خانواده پدر، برادران و خویشاوندان همگی مرثیه‌خوان و روضه‌سرای اباعبدالله(ع) بودند و همین، عبّاس را از همان طلیعه زندگی با این ارزش‌ها و فضیلت‌ها آشنا کرد. در فضای چنین خانواده‌ای و در مکتب و مدرس حوزه‌های آن روزگار، پرورش یافت و از همان کودکی آثار فراست و هوشمندی در سلوک و بیان و رفتار او جلوه‌گر شد.
تحصیلات حوزوی را در زادگاه خود آغاز کرد، فلسفه و منطق را از محضر آیت‌الله سیداسدالله نبوی(ره) آموخت که این شخصیت گرانقدر خود درس‌آموز آیت‌الله سیدحسین بادکوبه‌ای بوده و یکی از شاگردان وی علامه طباطبائی(ره) بود.
شیخ عبّاس در محضرشخصیت‌های دانشور و فقیه، آیت‌الله شیخ منصور سبط شیخ انصاری و آیت‌الله العظمی شیخ محمدعلی معزّی- صاحب کتاب گران سنگ «تجدیدالدوارس وتحدیدالمدارس»در فقه استدلالی- کسب فیض کرد و فقه و اصول آموخت و سپس رهسپار نجف اشرف شد تا جان عطشناک خویش را به زلال آموزه‌های مکتب نجف بسپارد و از محضر استادان حوزه علمیه نجف مانند آیات عظام سیدمحمود شاهرودی، سیدمحسن حکیم، سیدابوالقاسم خویی، سیدعلی موسوی بهبهانی، سیدشهاب‌الدین مرعشی نجفی، سیدحسین موسوی بجنوردی، سیدابراهیم اصطهباناتی و شیخ عبدالکریم زنجانی بهره‌مند و مستفیض گردد.
شیخ عبّاس در این حلقه‌های درس با سخت‌کوشی، ممارست، تمرکز و به ویژه استعداد و نبوغی که داشت مدارج علمی را به سرعت طی کرد و به مرتبه اجتهاد رسید. استادان او با درک تبحر، چیرگی و ورزیدگی و ژرفای علمی،از او خواستند تا به مقام اجتهاد ومرجعیت متمایل شود و کمتر به منبر و مرثیه‌خوانی بپردازد،پیشنهادی که مقبول فقیه ذاکر و شیدای سیدالشهداء(ع) نیفتاد و تا دم آخر نوکری حسین(ع) و ارتباط بی واسطه با مردم را بر همه مقامات ظاهری ترجیح داد و همین خضوع و خشوع و بزرگ منشی، او را محبوب ومقبول و مرجع معنوی و علمی مردم قرار داد.
ویژگی‌های علمی و اخلاقی علامه مخبردزفولی
درس آموخته حوزه نجف، با پشتکار و جدیت علمی و تهذیب نفس و سلوک معنوی بعدها به جایی رسید که به سبب منبر و وعظ و خطابه و سخنوری و قلمی شیوا مورد اقبال مردم و کانون توجه خاص و عام شد.
از ویژگی‌ها اخلاقی و سلوک آن بزرگوار می‌توان به موارد زیراشاره کرد:
۱- مردم‌داری و مواسات
علامه مخبردزفولی به راستی«فی‌الناس و من‌الناس» بود. او از میان مردم برخاسته بود و با مردم، زیستی خاضعانه و متواضعانه داشت. ملجأ مشکلات و مسائل مردم بود. ساعت‌ها حتی در شب و در دوران نقاهت و بیماری پاسخگوی سؤالات فقهی و شرعی، اعتقادی و اخلاقی و اجتماعی مردم بود. دست گره‌گشایش و دغدغه و مجاهدت وی در رفع گرفتاری‌ها، زبان‌زد مردم بود. در امور خیر پیش‌قدم و سابق بود و در سختی‌ها غمخوار و همدم و همدل مردم، همین بود که محبوب قلب‌ها بود و منبر او دلنشین و کلامش تا ژرفای قلب‌ها راه می‌یافت. او مصداق «الیه یصعدالکلم‌الطیب والعمل‌الصالح یرفعه» بود.
علامه مصداق مواسات و غمخواری بود. نگاه و بیان آرامش بخش او در گوش همه کسانی که با وی همدم و محشور بودند طنین داشت. در ساختن بیمارستان، مدرسه و رفع نیازها و حوائج مردمی از هیچ پویه و کوششی دریغ نداشت. همین ویژگی‌هایِ مردم‌مدارانه، حتی زمینه جذب مخالفان و معاندان را فراهم می‌کرد.
۲- سخنوری و بلاغت
مجالس وعظ و منبر علامه مخبردزفولی، چه در روستا، شهر، مرکز استان و شهرستان‌های کشور شهره و شناخته شده بود. حافظه شگفت و تسلط بر قرآن و روایات، شناخت دقیق و عمیق ادعیه، نهج‌البلاغه، سامان و نظم سخنرانی و انتظام و انسجام مطالب، روضه‌خوانی‌های مستند و مراثی معتبر و سوزناک و صدق و اخلاصی که در کلام وی جاری بود، سخنانش را جذّاب و دلربا و نافذ می‌ساخت، زبانِ روان و شیرین همراه با تمثیل‌ها و حکایات، همه‌ی قشرهایی را که مخاطب سخنش بودند، سیراب و مجاب می‌کرد. در مسجد صنیعی دزفول هنوز خاطرهِ آموزه‌ها و مجالس او با پیران امروز و جوانان دیروز هست.
در سخنرانی‌های علامه، فرهنگ و اندیشه و مشی و منش امام خمینی(ره) کاملاً محسوس و مشهود بود. در کتابخانه وی، رساله امام(ره) موجود بود و این درست در هنگامی بود که دارندگان رساله امام در معرض پیگرد و تعقیب ساواک قرار می‌گرفتند.
در سال۱۳۴۲ و آغاز قیام امام خمینی، همراه دو چهره شاخص انقلاب، مرحوم آیت‌الله ابوالقاسم خزعلی و شهید آیت‌الله مفتح در حسینیه اعظم اهواز سخنرانی کرد و در عصر انقلاب سخنرانی وی در مجلس شهید عظیم اسدی مشکال- نخستین شهید مبارزات انقلاب اسلامی در دزفول- و مجلس بزرگداشت مرحوم حجت‌الاسلام کافی هنوز در خاطره‌ها باقی است.
سخنرانی‌های علامه مخبر، متقن و مستند، شیوا و بلیغ، عمیق و مستدل و به اندازه و مخاطب شناسانه بود. در کنار سخنرانی، خطبه‌خوانی‌های گیرا و جامع و مؤثر وی در نماز جمعه و تدریس در نهادهای انقلابی مانند جهاد سازندگی، سازمان تبلیغات اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در تربیت، هدایت و بالندگی نیروهای جوان و انقلابی بسیارمؤثر بود.
معمولاً در مجالس مهم سخنرانی در شهر دزفول، علامه شیخ عباس مخبردزفولی به عنوان نماینده و منتخب علمای شهر سخنرانی می‌کرد.
۳- بصیرت دینی و انقلابی
علامه مخبر دین‌شناسی زمان آگاه بود و به مدد همین ژرف‌اندیشی و روشن‌بینی، در ارشاد و هدایت نسل جوان و نشان دادن خطرگاه‌ها و آفت‌ها و آسیب‌ها، دقیق، عمیق و هوشیارانه عمل می‌کرد.
در سال‌های پیش از انقلاب به سبب روابط صمیمانه با نسل جوان و روشنگری و ابهام‌زدایی و پاسخ به پرسش‌های جوانان و انذار و هشدار در باب عناصر و عواملی که نظام و حکومت بیداد پهلوی برای انحراف نسل جوان از آن بهره می‌گرفت، در اسناد ساواک به عنوان« محرّک جوانان برای انقلاب» از وی یاد شده است.
در دوره انقلاب و خیزش و حرکت شکوهمند مردم، علامه مخبر نه تنها دوشادوش مردم حضوری مؤثر در حرکت مردمی و اسلامیِ انقلاب داشت که همراه با علمای اعلام به ویژه آیت‌الله قاضی، اعلامیه‌های انقلاب را امضا و منش و روش امام خمینی(ره) را تبلیغ و تحلیل می‌کرد. سروده های حماسی و انقلابی وی در همین زمان، بخشی از فعالیت‌های فرهنگیِ روشنگرانه و بصیرتمندانه‌ی وی بود.
۴ تواضع و خشوع علمی و عملی
با همه مقام و منزلت علمی وشکوه معنوی و روحانی، فروتنی و صمیمیت و افتادگی، در سلوک و منش علامه مخبر، آشکار و بارز بود. متواضعانه به سخنان دیگران گوش می‌سپرد، متواضعانه پاسخ می‌داد، متواضعانه با مردم همراه می‌شد و چونان سیرت پیامبرانه،« من‌الناس و فی‌الناس» بود و با همگان با نرم‌خویی رفتار می‌کرد. در پاسخگویی علمی نیز جز استدلال و پاسخ‌های صریح و صحیح، هرگاه لازم به ارجاع به منابع و مآخذ متقن بود از تأخیر پاسخ تا بررسی دقیق منابع و مآخذ پروا نداشت. علامه مخبر حتی در مقابل سطحی‌ترین پرسش‌ها، جواب مناسب می‌داد و تا شخص پرسشگر قانع نمی‌شد، رها نمی‌ساخت.
گاه کودکان و نوجوان به طرح پرسش‌های متوالی با وی می‌پرداختند و علامه مخبر بی‌هیچ خستگی و بی‌حوصلگی، با صبر و شکیب و حلم، به پاسخ‌های عالمانه و روشن می‌پرداخت. بخشی از محبوبیت علامه مخبر، محصول همین تواضع و رابطه خاضعانه و خاشعانه و در عین حال عالمانه بود.
تواضع و روابط متواضعانه با مردم سبب شده بود که مردم با اعتماد و اطمینان و رها از تشریفات و عناصر حائل‌آفرین، با وی دمساز و همراه باشند؛ به استخاره‌هایش مؤمن و معتقد و تعبیرِخواب و خواب‌گزاری‌هایش را با جان و دل بپذیرند. مردم به خوبی می‌دانستند وی چون آنان زندگی می‌کند و زّی علمی و عملی او زاهدانه و دنیاگریزانه و« نفس پرهیزانه» است و همین بود که باورش داشتند و او را محرم و رازدار خود می‌دانستند.
۵-گستره علمی و معرفتی
مطالعه آثار علمی و مکتوب و درنگ در متن سخنرانی‌ها و خطابه‌های علامه فقید شیخ عبّاس مخبردزفولی، ترجمان تلفیق و پیوند علوم گوناگون در ذهن و ضمیر این عالم بزرگوار است. علامه مخبر درس آموخته حوزه‌های علمیه ایران و نجف بود. علاوه بر فقه و اصول، در علوم گوناگون چون تفسیر، فلسفه، ادبیات، عرفان، تاریخ، حدیث و مباحث تربیتی و معارف عمیق دینی متبحر،صاحب‌نظر و محقق بود. قلمِ روان در کنار بیانِ رسا و روان، شخصیت علمی وی را به خوبی نشان می‌دهد.
حافظه شگفت وی سرشار از آیات و روایات بود که به هنگام از آنها بهره می‌گرفت. حافظ ادعیه و زیارات و عارف و عالم به امّهات کتب شیعه، به ویژه نهج‌البلاغه، صحیفه سجادیه و احادیث کتب اربعه شیعه بود. مرور سخنرانی‌های وی تلفیق آیات و روایات را در تبیین و تحلیل و پروردن مباحث آشکار می‌سازد. کتب علمی ایشان در حوزه فلسفه، اخلاق، تفسیر و مباحث اجتماعی، اخلاقی و اعتقادی گواه آن است که علامه زوایا و خفایای علوم را کاویده و با درک ژرف و تأمل عالمانه به نگارش پرداخته است.
انضباط و انتظام و انسجام علمی نه تنها در قلم که در گفتار ایشان نیز به روشنی پیدا بود. گفتار و نوشتار و در کنار این دو، رفتار علمی علامه، تصویری از یک دانش‌آموخته مکتب اهل بیت(ع) را فراروی انسان قرار می‌داد.
سجایا و فضایل اخلاقی، علمی و معنوی استاد علامه شیخ عبّاس مخبر، بسیار فراتر از آن است که بر این قلم جاری و ساری شده است. او ادیبی ظریف‌اندیش و شاعری نغزگوی نیز بود. طرائف و ظرائفی که در سخن و بیان او بود، زنگار از دل می‌گرفت و جان را طراوت و شکوفایی می‌بخشید. محضر وی همه درس و تعلیم و عبرت و رشد و معنویت بود. آنان که به ادراک این شخصیت نائل آمدند، خاطرات شیرین و شگرفِ محضر عالمانه و ادیبانه و عارفانه‌اش را فراموش نمی‌کنند.
علامه شیخ عباس مخبر دزفولی سرانجام در ساعت ۳۰/۶ روز جمعه هشتم فروردین ماه ۱۳۶۵ دعوت حق را لبیک گفت. یادش گرامی باد. «عاش سعیداً و مات سعیداً »
امام جمعه دزفول سالروز رحلت آن خطیب و مولف دانشمند مرحوم حجت السلام والمسلمین علامه شیخ عباس مخبر دزفولی امام جمعه موقت فقیددزفول را گرامی داشته و بر روح پاک و مطهر آن یاردیرین آیت الله قاضی (ره) و شهدای گرانقدر دوران دفاع مقدس درود و صلوات می فرستد.

منابع:

۱ – «کتاب یک شهر دوجبهه یک خاکریز» عبدالامیر مطیع رسول

۲ – «تاریخ شفاهی زندگی و مبارزات علامه شیخ عباس مخبردزفولی» غلامرضا درکتانیان