۱م، فروردین ۱۳۹۹
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

زمان انتشار: ۱م, فروردین ۱۳۹۹ ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ | کد خبر: 81585

شهادت پیشوای هفتم

سیره و روش زندگی امام موسی بن جعفر علیه السلام، از نکته های اخلاقی و آموزنده ای سرشار است که الگو و شیوه مناسبی برای زندگی انسان امروزی است.

عبدالمؤمن شبلنجی، امام کاظم علیه السلام را این گونه توصیف می کند:

موسی کاظم علیه السلام عابدترین اهل زمان خود، دانشمندترین، بخشنده ترین و بزرگوارترین آنان بود. جویای احوال فقیران و بینوایان مدینه می شد و شبانه درهم و دینار و دیگر نیازمندی های زندگی را برای آنان می برد و آنان منبع این بخشش ها را نمی شناختند. پس از وفات آن حضرت بود که از خاستگاه این کمک ها آگاه شدند. او بسیار این دعا را می خواند: «اللهمّ انّی اسئلک الرّاحة عند الموت و العفوَ عند الحساب؛ خدایا! از تو درخواست می کنم راحتی و آسودگی هنگام مرگ و عفو و گذشت هنگام حساب را.

محمد خواجه بخاری نیز امام هفتم را این گونه وصف کرده است:

او (موسی کاظم علیه السلام ) که صالح، عابد، بخشنده، بردبار، گران قدر و سرشار از علم بود و عبد صالح خوانده می شد. هر روز پس از برآمدن روز تا ظهر را به یک سجده برای خدا می گذراند. برای شخصی که او را می آزرد، کیسه ای حاوی هزار دینار فرستاد.

از نظر آن حضرت، زیباترین و پربهاترین ساعت ها و لحظه ها، هنگامی بود که با خدای خویش خلوت می کرد. درباره عبادت امام آمده است: چون به درگاه الهی به نماز می ایستاد یا مناجات و راز و نیاز می کرد، اشکش جاری می شد و قلبش به تپش در می آمد و از شوق و خوف لرزه بر اندامش می افتاد، بیشتر اوقات خود را به نماز می گذراند.

از دیگر جلوه های فرمان برداری و بندگی امام کاظم علیه السلام این بود که در ابتدای شب وارد مسجد پیامبر می شد و سر به سجده می نهاد و با صدای بلند که اخلاص و ترسی از خدا از آن شهود بود، می فرمود: «عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدک فَلْیحْسُنِ الْعَفْوَ مِنْ عِنْدِک؛ گناه بنده ات بزرگ است پس باید گذشت و عفو تو نیز نیکو باشد».

هنگامی که به فرمان طاغوت زمان، هارون الرشید، در سیاه چال به بند کشیده شد، به شکرانه فرصتی که برای بندگی خدا برایش مهیا شده بود، به درگاه الهی عرضه می داشت: «اَللَّهُّم انّی کنْتُ أسالُک أنْ تَفْرِغَنی لِعِبادَتَک اللّهُّمَ وَ قَدْ فَعَلْتَ فَلَک الْحَمْدَ؛ بار خدایا از تو می خواستم فرصتی عنایت کنی تا به بندگی و عبادتت بپردازم، خداوندا آنچه خواستم فراهم نمودی پس ستایش تو را سزاست».

کظم غیظ (فرو بردن خشم)

بردباری از مهم ترین ویژگی های امام کاظم علیه السلام بود، به گونه ای که بردباری ایشان، ضرب المثل شد. او نسبت به کسانی که به ساحتش بدی و تجاوز می کردند، راه گذشت و چشم پوشی در پیش می گرفت و با آنان از در نیکی در می آمد و احسان سرشار خود را بر آنان ارزانی می داشت تا روح شرارت و خودخواهی را از نهان خانه جان آنان بزداید.

کظم غیظ از صفات ویژه پرهیزکاران است که خداوند در قرآن از آن یاد کرده است: «الَّذِینَ ینفِقُونَ فِی السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْکاظِمِینَ الْغَیظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ یحِبُّ الْمُحْسِنِینَ؛ [پرهیزکاران] کسانی هستند که در فراوانی معیشت و نیز در قحطی انقاق می کنند و خشم خود را فرو می نشانند و از مردم گذشت می نمایند و خداوند اشخاص نیکوکار را دوست دارد». (آل عمران: ۱۳۴)

این افراد با روحیه قوی و سترگی شان، به مرحله ای از بردباری رسیده اند که هماره اهل گذشت هستند و ناهنجاری های دیگران را تحمل می کنند و گستاخی های دیگران را با رأفت و ادب، پاسخ می دهند. این روحیه، تأثیر بسزایی در ایجاد روابط و معاشرت نیک با دیگران دارد. قرآن کریم در این باره می فرماید:

ادْفَعْ بِالَّتِی هِی أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَینَک وَبَینَهُ عَدَاوَةٌ کأَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ. (فصلت: ۳۴)

بدی و ناهنجاری دیگران را با نیکی و رأفت پاسخ دهید که پی آمد این روش دوستی و صمیمیت است و باعث تبدیل دشمنی به دوستی می گردد.

از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده است:

عاقل ترین مردم کسی است که با مردم بیشتر مدارا کند و باتجربه ترین مردم کسی است که خشم خود را بیشتر فرو نشاند.

همچنین قرآن کریم به این نکته مهم می پردازد که این مرحله از گذشت، تنها از افراد بردبار و صبرپیشه بروز می کند: «وَمَا یلَقَّاهَا إِلَّا الَّذِینَ صَبَرُوا».

به سخن دیگر، بردباری ارزش های زیبای انسانی عفو و گذشت را در جامعه مستقر می سازد و ثمره این اخلاق پسندیده، پایداری صمیمیت و همدلی افراد جامعه است.

از امام سجاد علیه السلام روایت شده است که پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «بهترین راه به سوی خداوند، دو جرعه است: جرعه خشمی که با بردباری برطرف شود؛ جرعه اندوهی که با صبر برطرف شود».

صبر

یاری گرفتن از «صبر»، یکی از ریسمان هایی است که خداوند متعال، مؤمنان را به بهره مندی از آن سفارش می فرماید تا مبادا فرصت ها را از دست بدهیم و زیان کار شویم: «وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ».

آری، بردباری در برابر دشواری ها و گناهان، پاک ترین سلوک و کلید باب سعادت و سرمنشأ رهایی و رسیدن به «حریت» است. هرگاه به این صفت دست یابیم، عزم و اراده مان قوی و روحمان، مستقل می شود.

«بردباری» به فرموده خواجه نصیرالدین طوسی رحمه الله، نگاه داری نفس از بی تابی در برابر ناملایمات است. صبر در منازل السائرین، نگاه داری نفس از شکایت بر ناراحتی پنهان، معنا شده است. صبر را از مقامات متوسطین شمرده اند؛ چون تا وقتی نفس، مصیبت ها و بلاها را ناخوشایند شمارد و در درون بی تابی کند، مقام معرفتش، ناقص است. مقام رضا به قضا مقام بالاتری است.

صبر بر طاعت و معاصی نیز از مقامات متوسطین شمرده شده است، چون از نقصان معرفت به اسرار عبادات و صورت باطنی معاصی است. اگر کسی صورت برزخی و باطنی عبادت و معصیت را بداند، صبر برای او معنا ندارد. آنچه از صبوری پیامبران و امامان توصیف شده، صبر بر دردهای جسمی بوده که به مقتضای طبع بشر، مایه تأثر است یا صبر بر فراق محبوب بود که از مقامات بزرگ محبان است.

در احادیث اهل بیت علیهم السلام ستایش فراوانی از صبر شده و به منزله سر نسبت به جسد به شمار آمده است که اگر صبر برود، ایمان نیز می رود. خواجه نصیر، صبر را مانع نگرانی درونی و شکایت زبانی و حرکات غیر عادی اعضا و جوارح، دانسته است.

انسان بی صبر نزد هر کس و ناکس، زبان به شکوه می گشاید. این ویژگی، خود را در نظر مردم بی قدر می کند و سست عنصر جلوه می دهد و پیش خدا و فرشتگان الهی، بی ارزش می کند. شکایت های زبانی و حرکات زشت غیر عادی، شهادت می دهند که ما اهل ایمان نیستیم؛ چراکه تا نعمت در کار است، به ظاهر شاکریم و چون مصیبتی وارد شود، زبان به اعتراض و شکایت و کنایه می گشاییم. باید کوشید در مصیبت های دنیا، بردبار بود که هم صبر ثواب زیادی دارد و هم صورت برزخی آن بسیار زیباست.

امام صادق علیه السلام می فرماید: «هر کس از مؤمنین گرفتار بلایی شود و بر آن صبر کند، برای او پاداش هزار شهید است».

اللهمّ صلّ علی موسی بن جعفر… مالَفِ البلوی و الصَّبر وَالْمُضْطَهَدِ بِالظُّلم و المَصبُورِ بِالْجَوْرِ وَ المعذّب فی قعر السُّجُونِ و ظلم المطامیر، ذی الساق المرضوض بِحِلَقِ القُیودِ.

پروردگارا! درود فرست بر موسی بن جعفر که وجود مقدسش الفت با بلاها و صبر داشت به ظلم ظالمان و در قبور مَجلس ستم کاران گرفتار بود و معذب در قعر زیرزمین ها و زندان های تاریک بود و پاهای مبارکش در حلقه های زنجیر مجروح گشت.

سلام بی پایان خدا و ملائکه اش بر هفتمین ستاره هادی و امام بر حق، حضرت موسی بن جعفر علیه السلام! درود اهل آسمان و زمین به آن رهبر برگزیده، وارث علوم نیاکان و سکینه و وقار و حلم بی کران!

عبد صالحی که قامت تیره شب را به تهجد و استغفار ردای سپید سحر می پوشاند و همدم سجده های طولانی و گرمی اشک های جاری بود. مناجاتش بسیار و تضرّع و التجایش به درگاه پروردگار مداوم بود. معدن احساس و خیرات و فضل و عطا، آن مقدار حاجت از نیازمندان به نیکویی برآورد که به «باب الحوایج»، شهره گشت.

سلام بر آن صابر کاظمی که سال ها همدم سلسله ها و هم آغوش مصایب و بلاها بود.

«هر گه که نسیم از ره بغداد آید

ما را ز حدیث عشق و خون یاد آید

ای گل که به گردن تو غُل افکندند

از صبر تو، زنجیر به فریاد آید»

امشب در سوگ غریب کاظمین نشسته ایم. پیشوای آزاده ای که سکوتش برتر از فریاد و خاموشی اش، فریادآفرین بود. با صبری شکوهمند، غل و زنجیر را بر پای خویش تحمل کرد تا بند غفلت و دنیازدگی را از فکرها و روح ها بر کند؛ که او مصداق این آیه شریفه است: «وَیضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی کانَتْ عَلَیهِمْ؛ آنها را به معروف دستور و از منکر باز می دارد و بارهای سنگین و زنجیرهایی را که بر آنها بود [از دوش و گردنشان] برمی دارد». (اعراف: ۱۵۷)

موسایی که فرعون عباسیان را در نیل صبر و عظمت خود هلاک کرد. حبل متینی که فرمان خداوند، اعتصام به اوست. اسوه بی نظیری که روش و منش و سلوک عارفانه اش، دوست و دشمن را معترف عظمت خویش کرده است. ابن ابی الحدید آن امام وارسته را این گونه می ستاید: «فقاهت، دیانت، عبادت، بردباری و شکیبایی همه در آن حضرت جمع بود».

عبدالمؤمن شبلنجی درباره امام کاظم علیه السلام می گوید: «جویای احوال فقیران و بینوایان مدینه می شد و شبانه درهم و دینار و دیگر نیازمندی های زندگی را برای آنان می برد و آنان منبع این بخشش ها را نمی شناختند. پس از وفات آن حضرت بود که از خاستگاه این کمک ها، آگاه شدند».

آن معدن حکمت و حلم در سفارشی به هشام فرمود: «ای هشام! اندک گویی بزرگ حکمتی است؛ پس بر شما باد سکوت؛ زیرا شیوه ای نیکو و مایه کم گناهی و سبکی گناهان است و درِ بردباری را محکم کنید که درش صبر است».

از آن حضرت درباره یقین سؤال شد، فرمود: «بر خدا توکل کن و فرمان بردار خدا باش و به قضا و خواسته الهی راضی باش و [کار خویش را] به خدا سپار».

امام کاظم علیه السلام که خود الگویی برجسته در انفاق در راه خدا بود و عطایش به حدی بود که نیازمند را غنی می کرد، در حدیثی می فرماید: «بپرهیز که در راه خدا از دارایی خویش مضایقه کنی که دو برابرش را در نافرمانی خدا خرج کنی».

درباره آداب همسایه داری می فرمود: «خوش همسایگی، خودداری از آزاررسانی به [همسایه] نیست، بلکه خوش همسایگی صبر بر آزار [از جانب همسایه] است».

هفتمین پیشوای ما که بردباری و ایستادگی اش در بلاها و مصایب زبان زد شده است، مؤمن را چون دو کفه ترازو می داند که هر آنچه ایمانش فزونی یابد، بلایش نیز بیشتر می شود و نیز می فرمود: «مصیبت برای شکیبا یکی است و برای بی قرار دو تاست».

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه