۵م، بهمن ۱۳۹۸
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

بهترین بنده کسی است که وقتی نعمتی به او برسد شکور و هنگام سختی صبور است. +متن کامل خطبه‌ها

ایستادگی و صبر در مقابل سختیها و حوادث صعب در مقابل دشمن از ویژگیهای شخص مؤمن است.

زمان انتشار: ۵م, بهمن ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۱۱ ق.ظ | کد خبر: 80677

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی “مجد دز” آئین عبادی سیاسی نماز جمعه دزفول با حضور اقشار مختلف مردم متدین و ولایتمدار دزفول به امامت حجةالاسلام والمسلیمن شیخ مرتضی بیگدلی امام جمعه موقت دزفول در مصلای امام علی(ع) این شهرستان برگزار شد.

دعوت به تقوای الهی و تبیین ویژگیهای سردار بزرگ شهید سلیمانی 

خطیب موقت نماز جمعه دزفول در خطبه اول نماز با دعوت مردم به رعایت تقوای الهی و تسلیت به مناسبت ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) و سردار سپهبد شهید قاسم سلیمانی به ویژگیهای آن سردار بزرگ پرداخت و گفت: شهید قاسم سلیمانی پس از شهادتش نیز منشأ وحدت در جامعه و اقتدار نظام جمهوری اسلامی ایران بود.

وی افزود: ضربات محکمی که این شهید عزیز بر استکبار جهانی زد بسیار کاری‌تر از دوران حیاتش بود.

ایستادگی و صبر در مقابل سختیها و حوادث صعب در مقابل دشمن از ویژگیهای شخص مؤمن است

امام جمعه موقت دزفول در ادامه به خطبه حکیمانه مقام معظم رهبری در نماز جمعه هفته پیش تهران اشاره کرد و با تبیین دو واژه صبار و شکور از منظر قرآن گفت: ایستادگی و صبر در مقابل سختیها و حوادث صعب در مقابل دشمن از ویژگیهای شخص با مؤمن است.

امام جمعه موقت دزفول از صبور بودن به عنوان نعمتی بزرگ یاد کرد که خداوند متعال به بنده واقعی الهی می‌دهد.

بهترین بنده کسی است که وقتی نعمتی به او برسد شکور و زمانیکه سختی برایش پیش می‌آید صبور است

وی افزود: از منظر امام سجاد(ع) بهترین بنده کسی است که وقتی نعمتی به او برسد شکور و زمانیکه سختی برایش پیش می‌آید صبور است.

شیوه و خواست استکبار جهانی نیز در عصر جدید پیروی از عمل فرعون است

امام جمعه موقت دزفول در ادامه به بیان آیه‌ای از قرآن در خصوص رهانیدن ظلمت و گمراهی قوم موسی پرداخت و افزود: شیوه و خواست استکبار جهانی نیز در عصر جدید پیروی از عمل فرعون است.

وظیفه انسانهای آگاه در این شرایط مبارزه با ستمگران و ایستادگی در مقابله با آمریکای جنایتکار است

وی افزود: پذیرش ظلم و حقارت خواسته مستکبران است اما وظیفه انسانهای آگاه در این شرایط مبارزه با ستمگران و ایستادگی در مقابله با آمریکای جنایتکار است.

امام جمعه موقت دزفول در پایان این خطبه به تبیین فرازهایی از خطبه فدک حضرت زهرا(س) پرداخت و بر ضرورت پیروی از راه و منش آن حضرت تأکید کرد.

از تکالیف عمومی جامعه تقویت بنیه نظامی، علمی و اقتصادی است

حجةالاسلام والمسلمین بیگدلی در خطبه دوم نماز جمعه دزفول با اشاره به بیانات اخیر مقام معظم رهبری مبنی بر اقتدار و قوی شدن ملت و نظام اسلامی اظهار داشت: از تکالیف عمومی جامعه تقویت بنیه نظامی، علمی و اقتصادی است که توسط همه اقشار و مسئولین باید صورت گیرد.

شهیدحاج قاسم در زمان حیات خود نقش مهمی در منطقه ایفا کرد

امام جمعه موقت دزفول سردار سلیمانی را موهبتی بی‌بدیل برای ملت ایران دانست و گفت: حاج قاسم در زمان حیات خود نقش مهمی در منطقه ایفا کرد و شهادت او نیز تأثیر قابل توجهی در منطقه داشت.

وی افزود: سردار سلیمانی موفق شد در طول چند سال از میان کشورهای مختلف بیش از ۵۰۰ هزار جوان را آموزش دهد که همین افراد عرصه را بر دشمنان تنگ می‌کنند.

موشک‌های نقطه‌زن سپاه ابهت آمریکا را شکست و جهان را متحیر کرد

حجةالاسلام والمسلمین بیگدلی با اشاره به حمله موشکی سپاه پاسداران به پایگاه عین‌الاسد آمریکا در پاسخ به ترور شهید سلیمانی بیان‌کرد: موشک‌های نقطه‌زن سپاه ابهت آمریکا را شکست و جهان را متحیر کرد.

وی افزود: دشمن تلاش داشت با ایجاد توطئه و اغتشاش در کشور ناامنی ایجاد کند ولی شهادت سردار سلیمانی و یارانش این توطئه را خنثی و همه مردم را متحد و یکدل کرد.

امام جمعه موقت دزفول تصریح کرد: توجه به حفظ انگیزه‌های ایمانی مردم، اتحاد اقوام مختلف، بکارگیری جوانان با انگیزه و علم برای کشور اقتدارآفرین هستند.

سردار حسن شاهوارپور با ارائه خدمات ارزشمند به جامعه، دشمن را در رسیدن به اهدافش مأیوس کرده است

وی با اشاره به تحریم فرمانده سپاه خوزستان از فرزندان دزفول توسط آمریکا افزود: سردار حسن شاهوارپور با ارائه خدمات ارزشمند به جامعه، دشمن را در رسیدن به اهدافش مأیوس کرده است لذا با تمام وجود از او پشتیبانی می‌کنیم.

قومیت‌گرایی از سوی برخی نامزدها ندایی شیطانی است و مردم باید هوشیار باشند

خطیب موقت نماز جمعه دزفول دامن‌ زدن به قومیت‌گرایی از سوی برخی نامزدها را ندایی شیطانی دانست و تأکید کرد: مردم باید نسبت به این موضوع هوشیار باشند.

وی با تأکید بر لزوم مبارزه نمایندگان مجلس با فساد افزود: برخی افراد علاوه بر دست درازی به بیت المال، ناامیدی و یأس را در جامعه تزریق می‌کنند.

جنایات عوامل نظامی رژیم شاه در دزفول و کشتار مردم و حمله به اماکن مردم منجر به فروپاشی رژیم پهلوی شد

امام جمعه موقت دزفول در فرازی دیگر از خطبه‌های نماز به جنایات رژیم معدوم شاه در دی ماه سال ۵۷ بویژه در دزفول اشاره کرد و گفت: جنایات عوامل نظامی رژیم شاه در دزفول و کشتار مردم و حمله به اماکن مردم منجر به فروپاشی رژیم پهلوی شد.

پیکرهای مطهر ۱۷۰ شهید والامقام بزودی از مرز خرمشهر وارد کشور می‌شوند

امام جمعه موقت دزفول در بخشی دیگر از خطبه‌های نماز با بیان اینکه پیکرهای مطهر ۱۷۰ شهید والامقام بزودی از مرز خرمشهر وارد کشور می‌شوند، اظهار داشت: جامعه بار دیگر از این گنج بی‌نظیر بهره‌مند می‌شود.

خدمات ارزنده انجمن حمایت از بیماران سرطانی دزفول

خطیب موقت نمازجمعه دزفول در فرازی دیگر از خطبه‌های نماز جمعه با اشاره به خدمات ارزنده انجمن حمایت از بیماران سرطانی دزفول بیان کرد: مرکز خیریه امام حسن مجتبی(ع) دزفول تمام خدمات درمانی را به صورت رایگان به بیش از پنج هزار نفر بیمار سرطانی از دزفول و سایر نقاط استان و حتی استان‌های دیگر ارائه می‌دهد.

وی با بیان اینکه بیش از پنج هزار بیمار سرطانی در مرکز خیریه امام حسن مجتبی(ع) خدمات درمانی دریافت می‌کنند، افزود: عملیات ساخت بیمارستان سرطانی دزفول نیز آغاز شده و یکهزار و ۳۰۰ میلیارد ریال اعتبار نیاز دارد که تاکنون ۱۰۰ میلیارد ریال آن توسط مردم تأمین شده است.

نصب چراغ راهنمایی باعث کاهش تصادفات در میدان رودبند می‌شود

حجةالاسلام والمسلمین بیگدلی با اشاره به تردد زیاد وسایل نقلیه از پل مقاومت(سوم) و وقوع حوادث رانندگی در این محل گفت: نصب چراغ راهنمایی باعث کاهش تصادفات در میدان رودبند می‌شود.

سخنران پیش از خطبه‌ها

پیش از خطبه‌های نماز جمعه دزفول حجةالاسلام والمسلمین عبداللهی با اشاره به شهادت سردار سلیمانی توسط آمریکا گفت: سردار سلیمانی یک تفکر، بینش و چراغ راه بود.

امام جمعه موقت دزفول با بیان اینکه سردار سلیمانی به اتحاد جبهه اسلام کمک کرد، افزود: این سردار شهید نقطه ضعف دشمن را شناسایی کرد و تا آخرین نفس مقابل دشمن ایستاد.

مرثیه سرایی در وصف شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) از بخش‌های دیگر آیین عبادی سیاسی نماز جمعه این هفته دزفول بود.

متن کامل خطبه‌ها:

خطبه اول:

اَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

خدمت مؤمنین، مؤمنات، سروران ارجمند، برادران و خواهران ایمانی، عرض سلام و ادب و ارادت دارم و در این روز مبارک که روز جمعه سیدالایام است، خودم را مؤکداً و شما را ملتمسانه به رعایت تقوای الهی و اطاعت از خدا و اوامر او و اجتناب از نواهی او توصیه می‌کنم.

عزیزان، سرور گرامی حاج آقای عبدالهی مجلس و این جلسه مبارک را به فیض رساندند و امید است که اینها مورد توجه صاحب این مجلس، وجود مقدس مهدی آل محمد(ص) قرار بگیرد و دل ما همیشه منور به نور فاطمه زهرا(س) باشد.

این ایام را و فرا رسیدن این ایام را به همگان تسلیت و تعزیت عرض می‌کنم؛ امید است که همیشه در پرتو معرفت او و دست زدن و چنگ زدن به عروة الوثقای او، متصل به خاندان عصمت و طهارت باشیم و هیچ زمانی از زندگانی ما لحظه لحظه حیات ما بدون نور فاطمه زهرا(س) سپری نشود و دچار تاریکی و ظلمت نشود.

عزیزان، بنده هم لازم می‌دانم که این مصیبت بزرگ و فقدان و از دست دادن سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی را، این ضایعه را خدمت همه شما تسلیت و تعزیت عرض کنم. گرچه خداوند این مصیبت را که دید که بر ما واقع شده است، حضور مردم در بدرقه و مراسم تشییع جنازه ایشان، حضوری پرشور قرار داد، این انوار ظاهر شد، همه به میدان آمدند و یکی از باشکوهترین و بی بدیل‌ترین صحنه‌ها که صدها هزار بار سر به آستان شکر الهی باید سایید و از او تشکر کرد که خداوند نسیمی خنک و دلنواز بر این همه دلهای داغ دیده و داغدار وزیدن گرفت و در کنار شادی دلهای مؤمنان از این همه اتحاد، از این همه عزم‌های جزم، از این همه مشارکت و اتفاق، ضربه‌ای محکم بر دشمن وارد کرد و او را در این امر ناکام گذاشت.

و همانگونه که عزیزان گفتند، شهادت او به مراتب کاری‌تر، ضرباتی مؤثرتر، در زمان حیات خودش که استکبار مکرر شاهد این همه ضربات بود، این ضربات کاری تر دیده شد؛ که امید است خداوند متعال به ما حسن توفیق داده، بر این صراط مستقیم الهی کاری پایدار بمانیم و هر لحظه‌ای که می‌گذرد، آموزه‌های صاحب این مکتب، پرچم دار این مکتب که در مکتب و ولایت اهل بیت(ع) و تحت تعلیم امام خودش، رهبر خودش، قائد خودش، حضرت آیت الله العظمی امام خامنه‌ای (مدظله العالی) تربیت شد از انجام وظیفه کوتاهی و قصوری و یا خدای ناخواسته تقصیری دیده نشود.

عزیزان مقام معظم رهبری طبق معمول که سخنانی حکیمانه و مؤثر دارد، در هفته گذشته خطبه‌ای غرّاء، مؤثر، حیات بخش و ترسیم کننده آینده‌ای روشن و البته مسئولیتی خطیر ایراد فرمودند؛ و در میان تمام واژه‌های حکیمانه و گل‌واژهایی که خطبه غرّاء ایشان داشتند آن آیاتی که ترجمه فرمودند، توضیح دادند، در میان این آیات، نگین این آیات، دو تا لفظ صبار و شکور است که هر کدام بار معنایی بزرگی دارد.

صبار و شکور در قرآن کریم در چهار آیه وارد شده است. در چهار مرتبه ذکر شده است. یکی در سوره مبارکه ابراهیم آیه ۵ دیگری سوره مبارکه لقمان آیه ۳۱ و دیگری سوره مبارکه سبأ آیه ۱۹ و سوره شوری آیه ۳۳ این دو تا لفظ و این ترکیب زیبا به خوبی دیده می‌شود.

این دو تا لفظ، از نظر اهل لغت گفته شده است که در قالب صیغه مبالغه است و هر لفظی که در این قالب ریخته بشود به معنای فزونی دارد، به معنای زیادت دارد که یکی فزونی و زیادت صبر و دیگری فزونی و زیادت شکر است.

صبار کسی است که سر تا پا استقامت است. سر تا پا مقاومت است؛ در مقابل خواسته‌های شیطان و تمنیّات شیطان می‌ایستد و قلمرو وجودش را اجازه نمی‌دهد که بیگانه داخل بشود. سدی محکم در حصن حصینی قرار دارد و اجازه نمی‌دهد شأن او، شئونش، خواسته‌هایش، اراده‌اش، دیده و بینش او، مسیر و روش او، برگرفته از روشی است که شیطان نشان می‌دهد.

در مقابل شیاطین بیرون می‌ایستد، می‌جنگد، سرمایه می‌دهد، تحمل سختیهای بسیار و خطرپذیری فراوانی دارد؛ ولی قرص و محکم می‌ایستد؛ صبوری می‌کند. راه صبر و بردباری را در پیش می‌گیرد.

شکور به معنای کسی است که زیاد شکر می‌کند. البته شکور کسی است که اولاً نعمتها را می‌شناسد و به خوبی می‌شناسد؛ هم ظاهر نعمتها و هم باطن نعمتها را به خوبی می‎‌داند. در آن شرایط سخت جنگ، در کوران حوادث، وقت شنیدن اخباری نگران کننده، هجوم دشمن، به شهادت رسیدن بسیاری از عزیزان ما و البته در مقابل، مقاومت سختی که صورت می‌گرفت و ملت ما در فشاری فراوان، ولی رهبری، امام راحل با نگاهی وسیع و عمیق، جنگ را بعنوان یک نعمت نام می‌بَرَد.

و این سخن می‌ماند کأنّه رازی است سر به مهر و سرّی مکتوم با گذشتن حوادث، اتفاقاتی که می‌افتد و سرنوشتی که پیدا می‌کند جنگ و نهایت بعد از جنگ، سالها یک سرمایه، یک گنجینه، یک دفینه‌ بسیار بسیار ارزشمند به این لایتناهی به اختیار مردم شریف ایران است که زندگانی اینها را ضمانت می‌دهد؛ امنیتشان، عزتشان، شجاعتشان، نفوذ محبتشان در دلهای مردمی که فقط در منطقه نیستند، به اقصا نقاط عالم می‌رود و هر لحظه‌ای که می‌گذرد این جلوه‌های دانستن نعمت جنگ که حضرت امام آن را بیان کرد بر ما به خوبی ظاهر می‌شود.

دوم قدر این نعمت را می‌داند. این نعمت ارزان به دست نیامده است. پس نباید ارزان از دست برود.

سوم بر اساس این نعمت و قدر نعمتی را که می‌داند احساس مسئولیتی می‌کند، مسئولیتی سنگین و خطیر دارد و باید واکنشی صحیح نسبت به این نعمت، نسبت به منعم دارد و حفظ و نگهداری این نعمت باید تلاشی مضاعف و کوششی بسیار و سعی بلیغ کند که نعمت افزایی بشود. بتواند نعمت را مستدام و مداوم کند. وگرنه نعمت از او سلب می‌شود. این فرصت از او گرفته می‌شود. این فرصت بزرگ الهی تبدیل به تهدیدی می‌شود. تبدیل به نقمتی می‌شود.

پس بنابراین اینها بنا بر آنچه که هم قرآن می‌فرماید و هم در میان روایات آمده است و هم تجربه عملی نشان داده است؛ ترکیبی  هستند که در کنار همدیگر، گام به گام باید ملازم همدیگر باشند و نقش آفرینی کنند و اگر اینچنین نباشد، آدم دچار مشکل می‌شود. در سختیها صبور، در حال آرامش و آسایش، شکور.

حضرت ختمی مرتبت محمد(ص) می‌فرماید: اَلْإِیمَانُ نِصْفَانِ نِصْفٌ فِی اَلصَّبْرِ وَ نِصْفٌ فِی اَلشُّکْرِ ایمان دو نصف دارد، یک نیمی از آن صبر است و نیم دیگر آن شکر است.

پس هرکس هر مصداق از مصادیق ایمان، هر وجهی از وجوه ایمان در او دیده بشود، ولی فاقد این دو تا وجه و این دو تا مصداق باشد او باید نسبت به حال خودش نگران باشد. باید کاری کند که اینها را بعنوان اُسّ اساس نشانه‌های ایمانی و فضیلتهای ایمانی از خودش ظهور و بروز بدهد.

امام مجتبی(ع) می‌فرماید: اَلخَیرُ الَّذی لاشَرَّ فیه در خیری که از جنس شر در آن نگردید دو چیز است اَلشُّکرُ مَعَ النِّعمَةِ وَالصَّبرُ عَلَى النّازِلَةِ  شکر بر نعمتهایی که خدا داده است و صبر در مقابل سختیهایی که انسان دچار آن می‌شود.

و حدیث سوم که آخرین بخش از این بخش از سخن من است؛ از امام صادق(ع) است که می‌پرسند یا اینکه خودش ابتدا سؤالی مطرح می‌کند که مَنْ أَکْرَمُ اَلْخَلْقِ؟ چه کسی کریم ترین، آقاترین و بزرگوارترین شخص علی الله به نزد خداوند متعال است؟ ایشان می‌فرماید مَنْ إِذَا أُعْطِیَ شَکَرَ کسی که وقتی به او عطیه‌ای داده می‌شود، مورد موهبتی قرار می‌گیرد او شکرانه را به جا می‌آورد.

وَ إِذِ ابْتَلی وقتی که دچار بلایی می‌شود، جا به جایی و تغییری در حال او ایجاد می‌شود، سلامتی و عافیت او به بیماری، ثروت او به فقر، پیروزی او به شکست، عزت او به ذلّت و به شکلی پیشروی او متوقف یا چه بسا دچار برخی عقب نشینیها می‌شود، او در مقابل این سختیها و خسارات باید صبور باشد و راه صبر را در پیش بگیرد.

پس بنابراین انسان در دو حالت یا حالت صبر یا حالت شکر است. شکل سومی وجود ندارد. در قرآن یک آیه دیگر بخوانم مطلب را تمام کنم. (این آیه‌ای که مورد متوجه مقام معظم رهبری بود حالا فرصت بود آیه بعدی را بخوانم نشد بماند، بالاخره اهل معرفت هستید شاید عزیزان در پردازش به این آیه و توجه به آیه به نکاتی دقیق تر برسند که بضاعت بنده اجازه ندهد به همان میزان که شما توانایی دارید برسید من برسم.)

می‌فرماید: وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَىٰ بِآیَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ما به او گفتیم که دو کار مهم را انجام بده؛ یکی اینکه قوم خود را از ظلمت… حالا ظلمت جهل است، ظلمت بت پرستی است، ظلمت خرافه پرستی است، ظلمت ستم دیدگی است، ظلمت فرعون است، هر ظلمتی که میان این قوم است؛ وظیفه داری کاری کنی که اینها از این ظلمت هجرت کنند، رهانیده بشوند.

از این گرفتاری و از این ابتلاء، اینها رها بشوند. این زنجیرها را پاره کنند و به سوی نور هدایت بشوند و کار دوم شما  وَذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ است که چه بسا توجه به این بُعد، تأکیدی است برای حفظ همان باقی ماندن در نورانیتی است  که خداوند متعال به اینها تاج کرامتی بخشیده است و اینها را از این ظلمت، از این منجلاب فساد، تحقیر، تخفیف برهاند.

دارد در قرآن کریم که به اصطلاح فرعون اینها را خفّت می‌داد. اینها را کوچک می‌کرد. فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ تا اینکه اینها مطیعش بشوند. الان شیاطین، استکبار، چرا به ما نسبت می‌دهد؟ چرا ما را می‌خواهد دچار شکست می‌دهد؟ چرا ما را این همه ما را تحریم می‌کند؟ چرا ما را از مواهب و منابعی که باید در اختیار داشته باشیم می‌خواهد محروم کند؟ اینها هیچ مشکلی با این عناوین، با این هسته‌ای، با این پیشرفتها، در باب داشتن وسایل و تجهیزات نظامی و بقیه پیشرفتها ندارند.

می‌خواهند که ما زیر بار اینها برویم. می‌خواهند استقلال نداشته باشیم، می‌خواهند ایده‌ای نباشد که این ایده بتواند در پرتو نور الهی و نه نور طاغوت می‌شود زندگی کرد. می‌شود بهترین زندگانی را و این هم امری نقد است. نسیه نیست. مربوط به آخرت نیست؛ نه همان تمنای رَبَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً در همین نهفته است. این می‌خواهد کاری کند که هم حسنه دنیا از ما سلب بشود و هم حسنه آخرت از ما سلب بشود.

عزیزان می‌فرماید که تو وظیفه داری ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ ۚاینها را تو تذکر بدهی، یادآوری کنی که هیچ وقت در غفلت قرار نگیرند. نسبت به ایام الله؛ که اینها إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُور این امر برای تمام کسانی که صبور و شکور هستند امری است. [حالا این لام را به اصطلاح گفتند لام تعلیل است. برخی گفتند نه به معنای اصطلاح فایده است. یعنی گاهی یک لفظ با علی می‌آید که این علی به معنای ضرر و زیان است. گاهی لِ می‌آید به معنای منفعت است.]

یعنی اگر کسی صبور باشد و شکور باشد، می‌تواند از منفعتش، از عوایدش، از سودش، از محسناتش، از برداشت کامل از این سبزینه‌های امیدواری را امکان دارد که میسر بشود اگر این نباشد هرگز بدست نمی‌آید.

ایام الله روزهایی که سرنوشت ساز هستند. روزهایی درس آموز هستند. روزهایی که مایه عبرت هستند. روزهایی که نقطه عطف تاریخ هستند. مثل و مانندی ندارند. اتفاقی افتاده است. در محاسبات بشری هر روز اتفاقاتی می‌افتد که اتفاقات تکراری است. دست بشر، یک بشر می‌آید یک کاری می‌کند، گامی برمی‌دارد، گاهی دستی بالا دست می‌آید گامی بلندتر برمی‌دارد؛ هرگز موجب اعجاب نیست. چون بالاخره بشر در حال پیشرفت است. ممکن است مختصر شگفتی بیافریند ولی اعجاب بزرگ وقتی است که حادثه‌ای اتفاق می‌افتد، خبری می‌آید، موهبتی نازل می‌شود، نعمتی واقع می‌شود که مردم در بی خبری و عجز و ناتوانی بهره مند از این نعمت بزرگ شدند.

نعمت وجود پیامبران، نعمت قرآن، نعمت امیرالمؤمنین(ع)، نعمت حضرت فاطمه زهرا(س)، نعمت امام حسین(ع)، نعمت شهدا، نعمت مهدی آل محمد(ص) همه اینها باید سبب شکرانه ما باشد که ما شاکر باشیم و آنچه که مهم است توجه به اینها کنیم. روزهایی پیروزی داریم و البته روزهایی داریم که دشمن به شکلی ممکن است گاهی بر ما غلبه‌ای داشته باشد. تسلطی نسبت به برخی سنگرها داشته باشد. محرومیتها بر ما واقع بشود. نسبت به آن پیروزیها باید شکور، نسبت به این پیروزی بدست نیامدن‌ها و محرومیتها باید ما صبور باشیم.

اگر توجه به این نعمت کنیم، این نعمت نعمتی اجتماعی است. همه مردم، همه امت، باید توجه کنند. اگر اینچنین باشد جامعه رو به پیشرفت و اجتماع، اجتماعَ امیدوار کننده‌ای است. آنچه که حضرت زهرا(س) را وا می‌دارد به مسئولیتی خطیر و سنگین توجه دادن مردم به این مهم است.

خطبه فدکیه حضرت زهرای اطهر(س) در مسجد مدینه، در مقابل انصار و همچنین مهاجرین خطبه‌ای غرّا و حکیمانه است؛ بخشی از آن مبتنی بر این است که شما در پرتو ولایت غیر خدایی دچار چه منجلابی بودید، نورانیت الهی، تجلی یافت در وجود مقدس پیامبر(ص) به چه مواهبی رسیدید که اگر توجه نکنید به نقطه واسط که اقرب از همه مردم به وجود مقدس رسول اکرم و علی(ع) شما بی توجه باشید آن وقت دچار نکبتی می‌شوید که پایانی ندارد.

از این شتر شما جز خون چیزی نخواهید نوشید. این چیزی که حضرت زهرای اطهر(س) در این امر هم ماند، وجود شریفش را سپر بلا کرد و به شهادت رسید.

عزیزان این درس، درس بزرگی است. این عبرت، عبرت بزرگی است. موهبت انقلاب، موهبت رهبری، موهبت تربیت یافتگانی چون حاج قاسم سلیمانی، موهبتی است بی نظیر، بی بدیل که آسان و ارزان بدست نیامده است. اینها همیشه باید نُقل و نَقلِ مطالب، محافل و آموزه‌های تربیتی ما برای فرزندان ما باشد؛ اگر باشد، همیشه این خورشید در حال تابیدن است. حرارت آن، نور آن، گرمی بخش زندگانی ما است.

خداوندا قسمت می‌دهیم ما را از این خورشید عالم تاب هرگز محروم مگردان.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ  إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ  فصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ  إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ

صَدَقَ اللهُ العَلی العَظیمُ

خطبه دوم:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

عِبادَ اللّه اُوصِیکُم وَ نَفسی وَ نَفسی وَ نَفسی بتَقوَى اللّه

بندگان خدا شما را و خودم را مؤکّداً به رعایت تقوای الهی توصیه می‌کنم.

عزیزان مقام معظم رهبری در روز ۲۷ دی ماه هفته پیش خطبه‌ای زیبا داشتند که در فرازی از این خطبه بعد از تبیین مطلبی بسیار عمیق و ژرف فرمودند: من در یک کلمه عرض می‌کنم ملت عزیز ایران، باید همتشان این باشد که قوی بشوند. تنها راه پیش روی ملت ایران عبارت است از قوی شدن. باید تلاش کنیم و قوی بشویم.

پس مقام معظم رهبری نقطه عزیمتشان توجه به ضرورت اقتدار این ملت است. یعنی همیشه در همه عرصه‌ها چیزی که می‌تواند دشمن را ناکام کند و فضا را و مسیر را بر دشمن ببندد، نقطه کوری ایجاد نشود که امیدی و نقطه روشن برای دشمن فراهم کند و ما را تهدید کند، مسئله این است که ما باید کاری کنیم که مقتدر باشیم. کاری کنیم که قوی باشیم.

البته این قوّت هم یک خواسته نیست که انسان شبها بر بالین نرم سر را بگذارد و آرزو داشته باشد که این را در عالم رؤیا ببیند؛ بلکه باید این ایده شریف تبدیل به رفتاری بشود که ما مردم و از همه مهمتر مسئولینی که شئون مردم به اختیار آنها است، اینها همه باید تلاش کنیم تا به این اقتدار برسیم.

این اقتدار چند خصوصیت دارد. اقتداری که مورد توجه است و مؤکداً مقام معظم رهبری در این چند سال، هم در مقام سخنرانی و بیان ایده تأکید فرمودند و هم در مقام عمل، فرامینشان و هم در مقام انتخاب مسئولین در دایره‌ای که ایشان به طور مستقیم مسئولیتها را تعیین کرده‌اند و خط اصلی را نشان داده‌اند؛ مسئله توجه به اقتداری است که از درون باید بدست بیاید به تعبیری اقتدار درون زا.

توجه به حفظ انگیزه‌های ایمانی مردم. این می‌تواند بسیار بسیار اقتدارآفرین باشد. ما هم آموزه‌هایی داریم که اقتدار آفرین هستند؛ و هم الگوهای عملی داریم که اینها به ما اقتدار می‌دهند. بالاخره شخصیتی مثل حاج قاسم سلیمانی یک تربیت یافته از مقام معظم رهبری و حضرت امام و او هم یک سرباز از سربازان امام زمان(ع) است.

در طول تاریخ دهها، صدها شخصیت تربیت یافته که مردم را تربیت کردند. بالاخره شهری مثل دزفول که افتخار پایتخت مقاومت مردم ایران را همراه خود دارد و این مردم مردمی صبور بودند، مردمی اقتدارآفرین بودند، اگر ایمان و انگیزه‌های ایمانی نبود قطعاً اینچنین تختی و اینچنین جایگاهی رفیع برای آنان فراهم نمی‌شد و با این دید نمی‌توانستند دیگران اینها را بعنوان الگو انتخاب کنند.

دوم به کار گرفتن جوانان پرانگیزه است. پرانگیزه، پاک، مؤمن که اینها می‌توانند بسیار مؤثرتر واقع بشوند. وگرنه دولتی، نهادی که بیاید از انسانهایی که سالهای سال به قول معروف آرد را بیخته و الک را آویخته و آنچه در تجارب چند سال مسئولیتشان داشتند دیگر شاید کفگیر این تجارب و این دیگ به ته رسیده است و بعضاً هم ناموفقیتها و نامرادیهایی را توانسته به صورت گران بر دوش این ملت بار کند، نمی‌شود اقتدار ایجاد بشود.

برخی مصلحت اندیشی‌های مرعوبانه که به نظر می‌رسد، بعنوان سیاستمداری و برخوردار از فهم سیاست و زبان دانی دنیا معرفی بشود، در عمل ثابت شد که نه! اینها نیست. بلکه جوانان با انگیزه، کار بزرگ حاج قاسم سلیمانی این است. سرور گرانقدر ما فخر شهرستان ما سردار رئوفی در مراسم گرامیداشت حاج قاسم سلیمانی فرمود که ایشان موفق شد در طول چند سال از میان تعدادی کشور و امت اسلامی بیش از ۵۰۰ هزار جوان را آموزش بدهد، ترتیب بدهد و هرکدام را مثل یک امت بیاید به جامعه بنمایاند و اینها را در میادین بسیار سخت مورد آزمودگی قرار بدهد و عرصه را بر دشمنان تنگ کند. اینها نشان از همین اراده دارد. توجه به اقتداری درون زا.

دوم اقتدار ملی. که قدرت این ملت در اتحاد است. اتحاد آحاد مردم، طبقات مردم، اقوام مختلف، اگر کسی در نقطه‌ای باشید، در مسجدی باشید، در محفلی باشید، در روستایی باشید، در میان طیفی باشید، در میان کسانی خصوصاً در این ایام احتیاج به رأی مردم دارند، پرچم ننگین قومیت گرایی را بلند کنند، این پرچم را پرچم شیطان بدانید. این ندا را ندایی غیر رحمانی بدانید و این ندا باید در نطفه خفه بشود و اجازه ظهور و بروز داده نشود.

همه ما زیر یک پرچم، تحت یک اراده و بر اساس اهداف یک نظام در حال حرکت هستیم و هرکس با این معیارها شایستگی دارد وظیفه داریم مسئولیت را به اختیارش بگذاریم. اینکه مدعی کلید داری، مهم نیست. مهم این است کسی لیاقت داشتن این کلید حل مشکلات را داشته باشد. پس اتحاد مهم است. اتحاد اقوام مهم است. اینها اقتدار آفرین هستند.

اقتدار علمی که نباید از قافله علم عقب بمانیم. دشمن نباید سد راه ما بشود. هیچ محدودیتی برای در نوردیدن مرزهای علمی نباید باشد. باید به نهایت از پیشرفت و توسعه برسیم که  اَلعِلمُ سُلطان علم قدرت می‌آورد. یعنی یکی از تولیدات علم ایجاد قدرت است. نور می‌آورد. همین نور، روشنایی راهی است که می‌تواند آینده را برای ما ترسیم کند.

اقتدار اقتصادی است. می‌شود با تدبیری صحیح این همه تحریمها را شکاند و دشمن را ناکام گذاشت.

اقتدار قضایی است. قوه قضاییه باید صلابت داشته باشد. با معاندان با متجاسرین با متجاهرین با کسانی که حقوق ملت را اینها سلب می‌کنند، ملت را از احیای حقشان از احقاق حقشان محروم نگه می‌دارند، رانت‌خواری می‌کنند، اختلاس می‌کنند، دزدی می‌کنند، به این ملت و امت خیانت می‌کنند، با صلابت قاطعیت مقابله کند و اجازه ندهد اینها جامعه ما را سست کنند و ایجاد یأس و ناامیدی بشود.(تکبیر نمازگزاران)

اقتدار نظامی است که شما جلوه‌هایی از این اقتدار را دیدید که از جنگ جهانی به این طرف، هیچ دولتی جرأت نکرده است، یک تیر، یعنی یک نهاد رسمی، یک دولت مقتدر که با ادعای اقتدار جرأت کرده باشد یک گلوله به سمت یک آمریکایی شلیک کند. بعنوان دولت، حالا گاهی گروههایی، گاهی برخی افراد یک سری اقتدامات انجام داده‌اند. نه! به یک پایگاه رسمی که هرگز پایگاهی زیرزمینی و مخفی نیست.

نیروها هست، تجهیزات هست و بخشی از راهبرد آمریکاست که در این منطقه قرار داده است. حالا بیایند این مظهر اقتدار در کنار دهها پایگاه با این همه تسلط و این همه پشتوانه طرح مانور جهت مقابله با جمهوری اسلامی و احتمال خطری که واقع می‌شود در پس هر حرکتی، بیایند موشکها را روانه کنند.

موشکهای نقطه زن و دقیقی که بتواند دشمن را از این هیبت بیاندازد و همانند همان تبری باشد که حضرت ابراهیم(ع) بتها را شکاند و آن را بر دوش بت بزرگ قرار داد. جهان به شکلی در مقابل این اقتدار، بُهت زده شد و راه یافت که هیچ کسی جز سیاستمداران احمق آمریکا را مقصر این تنش نمی‌دانند. این اقتدار، اقتدار نظامی است. که روز به روز باید بر آن افزوده بشود.

و بعد از همه مهمتر اقتدار فرهنگی است. که ما باید به آن توجه کنیم. فرد و جامعه باید توجه کند. خودش، قدرت آن که برگرفته از قدرت لایزال الهی است. دینش، ملتش، اینها می‌تواند برای انسان اقتدار بیاورد. غیر از این اقتداری وجود ندارد. پس باید از هر جهت ما مقتدر بشویم.

باز ما ۲۷ دی ماه را گرچه خوب باید هفته گذشته به این مطلب پرداخته می‌شد، و هفته‌های گذشته، ولی حاج آقای قاضی فرمودند: به جهت به این است که بالاخره مردم در تقویم خاطرات خودشان این روز را از یک طرف روزی سیاه برای مزدوران رژیم طاغوتی بود. آمد میان مردم و با تانک و با نفربرها به جان مغازه‌ها و کسب و کار مردم و برخی مطالب رکیک شعار می‌دادند.

چماق بدستها آمدند تعدادی مردم بی گناه را در کف خیابان به شهادت رساندند لکه ننگی بر دامان طواغیت زمان، البته در رأسشان، پشتیبانشان آمریکا قرار داده شد و البته سطری زرّین در دفتر پر افتخارما علیرغم این ستمی که بر ما واقع شد، خطری که بر ما ایجاد کرد و علی الظاهر رعبی که می‌خواستند بیاندازند ملت در میدان ماند و هرگز اجازه نداد دشمن در قدمی که جلو گذاشته و این قدم را شکانده است، مردم شریف دزفول، قدمی بلندتر از طرف دشمن برداشته بشود. به یاد این شهدا صلواتی هدیه بفرمایید.

در روز سه شنبه ۸ بهمن ماه ما آغوش ما باز است برای استقبال از ۱۷۰ تن شهید گمنام که از مرز خرمشهر اینها را وارد می‌کنند و باز جامعه ما بهره مند از نورانیّتی است که یک گنجی پایان ناپذیر از دل زمین بیرون آمده است؛ هر از چند گاهی  دلهای وارفته را یک نشاطی، یک شوری، یک توجهی می‌دهد.

امیدوارم خداوند اسبابی فراهم کند که هیچ گاه ما شهدا را فراموش نکنیم و راهشان، رسمشان، زندگی بخش ما باشد و توفیق همنشینی با شهدای کربلا را نصیب این شهدا کند.

مورد بعد، مورد حمایتی است که ما از فرزند خودمان داریم، به خودمان می‌بالیم به خودمان می‌نازیم به خاطر داشتن فرزندانی دلیر، شجاع و دشمن زبون کن، که دشمن هر از چند گاهی بساط تحریم خودشان را پهن می‌کند و معرکه می‌گیرد. در این معرکه گیری آمد یکی از فرزندان تربیت یافته این خطه، سردار سپاه اسلام حاج حسن شاهوارپور را قرار داد و او را تحریم کرد.

من به نمایندگی از شما بر دستان این رزمنده، بر دیدگان این رزمنده، بر کفش پای این رزمنده، بوسه می‌زنم که توانست باعث افتخار ما بشود و دشمن را مأیوس کند و از این جهت ما از این فرزند خودمان پشتیبانی می‌کنیم و او را همانند جان عزیز گرامی می‌داریم و امیدواریم که او الگو باشد برای کسانی که مرعوب هستند و تمام توجه آنها عقربه ساعت حیاتشان رو به سمت دشمن  و خواسته دشمن می‌رود؛ او را نشان می‌دهیم که این راه، راهِ هدایت است. این راه، راهِ سعادت است.

امیدوارم خداوند بر عزت این شخصیت بزرگ بیافزاید و خداوند ما را قدرشناس اینچنین نعمتهای بزرگی بنمایاند.(صلواتی برای سلامتی و موفقیتشان هدیه بفرمایید.)

عزیزان از یکم تا هفتم بهمن ماه، مبارزه سرطان است. عزیزان می‌دانید ما بالاخره دوست نداریم، هیچکدام از آحاد مسلمین، هرفردی که زندگی دارد، زندگی او دچار اختلال بشود. دچار بیماری و بلیه‌ای بشود، خصوصا بیماری سرطان که حالا در برخی جاها لاعلاج، در بسیاری از جاها صعب العلاج است و خوب به لطف خدا گاهی خدا عنایت داشته و اسباب صحت و سلامتی و عافیت را فراهم کرده است.

ولی عزیزان بالاخره همت والای مؤمنین ایجاب می‌کند که تلاش کنند، اسبابی را فراهم کنند تا اینکه اسباب سلامتی و عافیت و دورانی که بیماران سرطانی دارند که در پی معالجه هم مخارج سنگین را به عهده می‌گیرند و هم بواسطه برخی علایم و خصوصیات این بیماری دچار عوارض بسیار سختی هستند و کمر شکنی هستند؛ به شکلی باید این بیماری را تحمل کنند.

در این راستا یک برگ بر کتاب پرافتخار دزفول ورق می‌خورد؛ به نام انجمن حمایت از بیماران سرطانی. که به لطف خداوند به وسیله عزیزانی که در رأس این مسئولیت که من شاید راضی نباشد نام ببرم و نام هم نمی‌برم. عزیزی است که سالها در کسوت لباس سپاه پاسداران، پرافتخار در میان افتخارآفرینان، ارتش، نیروی زمینی، نیروی هوایی، نیروی دریایی و او هم یک عزیز در میان این همه عزیزان، عمری در ۸ سال دفاع مقدس رزمندگی داشت و البته در وجود شریفش هم داغی از میان مبتلایان به این بیماری گرفتار شد، آمد نه تنها در چنبره یأس و ناامیدی ننشست، بلکه برخاست با امید به خداوند و توجهاتش کاری را شروع کرد؛ عده‌ای مخلص را هم به همراه خودش برد و مؤمنین هم پشتیبانی کردند و این انجمن با درمانگاه با بخشهای مختلف با تجهیزات پیشرفته توانست شرایطی را فراهم کند که به قول مقام معظم رهبری که می‌فرماید: کاری کنید که بیماران فقط از بیماری رنج داشته باشند.البته با تدبیرهایی این درد و این آلام هم زدوده بشود و کم بشود. دیگر به فکر مخارج و فکر درمان و طول درمان نباشند.

آمده‌اند با پشتیبانیهای شما مخصوصا این رقم را فرمود بالغ بر ۶۰ ملیارد تومان عزیزان دزفولی کمک کرده‌اند در مرحله اول درمانگاه، که تمام هزینه‌هایی که انجام می‌شود این را خودش تقبل می‌کند.

یعنی وقتی بیماری وارد می‌شود و از امکانات استفاده می‌کند، تحت درمان واقع می‌شود، هیچ گونه پولی پرداخت نمی‌کند که هیچ خدماتی مربوط به امر ازدواج، کمک هزینه‌های مختلف، حتی مشاوره‌های حقوقی، هزینه‌های کمک تحصیلی، در باب مسکن، در باب ازدواج، در بقیه مسائل اینها را باز کمک می‌کند.

الان هم موفق شده است اولین بیمارستان، یعنی در هیچ نقطه‌ای از کشور بیمارستان سرطانی وجود ندارد، الا در شهرستان دزفول. ساختمانی را بنا گذاشتند که با کمک مردم تاکنون ده میلیارد تومان مردم کمک کردند. ۱۳۰ میلیارد تومان هزینه احداث آن است و به لطف خدا مردم هم کمک کردند.

کمکهای شما بسیار بسیار مؤثر است. البته فقط اختصاص به بیماران دزفولی هم ندارد. از استانهای مختلف می‌آیند عددی بالغ بر ۵ هزار نفر مبتلای به سرطان تحت پوشش است که هم خودش و هم خانواده‌اش از این استفاده می‌کند.

البته هم شرط هم نکرده‌اند برای کسانی که فقط تهیدست و فقیر هستند. هرکس که مبتلا به این بیماری است می‌تواند از این استفاده کند. پس در این جهت شما سعی کنید ان‌شاءالله در کنار دیگر برادران و خواهران ایمانی هم همراه باشید.

من زیاد تصدیع ندهم. یک ذکر مصیبتی از حضرت زهرا(س) داشته باشم خطبه را تمام کنم.

مسئله این پل مقاومت یا پیروزی که واقع شده است در منطقه رودبند، بواسطه کثرت رفت و آمد ماشینها وسائل نقلیه هر روز شاهد تصادفهایی است که هم خسارات جانی را دربردارد و هم خسارات مالی را در بر دارد و برای ما خیلی تحمل این وضعیت مشکل است.

عزیزان منطقه و دلسوزانی که در شهرستان وجود داشتند، طی نوشتن طوماری با مراجعه به برخی دستگاهها وعده‌هایی را توانستند از مسئولین بگیرند ولی متأسفانه تاکنون عملی نشده است. که خرجی هم ندارد. پروژه‌ای سنگین و اعتباری هنگفت نیاز نیست. بلکه نصب چراغ راهنمایی؛ به نظر می‌رسد به شکلی این ترددها کنترل بشود که این مشکلات برای ما پیش نیاید و جان عزیزی در معرض خطر و تلف قرار نگیرد.

مورد بعدی خوب ایام فاطمیه است. عزیزان دیگر نیازی نیست من تذکر بدهم. نسبت به راه اندازی هیئتها، برگزاری مراسمها، و دقیقا چیزی که روح رسول اکرم(ص) وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) بر ما ناظر و شاهد است. قُلِ اعْمَلُوا فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ

عزیزان حضرت زهرای اطهر(س) آمد عامل پیوندی شد. رسول اکرم(ص) رحلت کردند و به ملاقات خدا رفتند. حضرت علی(ع) هم به شکلی مردم با ناسپاسی نسبت به وجود شریفشان ایشان را خانه نشین کردند. این ارتباطی که بین امت و امام است، بین مردم و مبدأ و منشأ نور است، قطع شد. حضرت زهرای اطهر(س) آمد میدان داری کرد.

و این اتصال برقرار را کرد. تمام سعی و تلاشش این بود که این پیوند رحمت را با امت برقرار کند و همراهی با او نکردند. سعی کرد. تلاش کرد در شهر مدینه، خانه به خانه می‌رفت به مردم می‌گفت. به بزرگان سرمی‌زد. مسئولیت همه را، میان مردم، مسجد می‌رفت. خطبه می‌خواند. این همه تلاش و البته آنچه که الان ما داریم؛ این همه عشق و دلدادگی به مکتب حضرت پیامبر اکرم و حضرت علی(ع) و منش امام حسین(ع) اینها همه از تلاش حضرت فاطمه زهرا(س) است که داریم.

ولی خوب چه کنیم؟ یک مطلبی نقل می‌کنند آیت الله خزعلی می‌گوید: مرحوم حسان این شاعر بزرگ آیینی، یک روز برای او نقل می‌کند که رفتم ملاقات حضرت آیت الله امینی عرض کردم آقا شما زیاد می‌روید مدینه. آنجا که می‌روید آیا تا کنون یک نقطه از مدینه را دیدید یک ناله‌ای بلند بشود که از آن محل صدور ناله بفهمید قبر مخفی زهرای اطهر(س) کجاست؟

ایشان می‌فرماید: من زیاد رفتم. ارادت زیادی به حضرت زهرای اطهر(س) دارم؛ ولی در هر سفر که به مدینه وارد شدم، دیدم از کل کوچه‌های مدینه صدای ناله بلند است. خدایا در میان این همه ناله من زهرا(س) را کجا پیدا کنم؟ و همه صداها بلند است.

مدینه کوچه هایت بوی زهرا(س) می‌دهد     نشان از غربت شبهای مولا می‌دهد

خیلی سخت است یک همسر، یک مرد، بیاید همسرش را در جوانی از دست بدهد. از آن سخت‌تر این است که باید پیکرش را خودش غسل بدهد. از آن سخت‌تر این پیکر مجروح و مصدوم را باید غسل بدهد. از آن سخت‌تر که این پیکر مصدوم در مقابل فرزندان کوچکش باید غسل داده بشود. تمام این سختی‌ها تحمل آن دشوار است. نمی‌شود تحملش کرد.

اما خوب چه کنیم او باید با غسل داده بشود؟

بتاب ای مه بر کاشنه من                که تاریک است امشب خانه من

بتاب ای مه که من با قلب خسته           دهم خود غسل پهلوی شکسته

ببین بشکسته پهلویش، سیه گردیده بازویش

بریز آب روان رویش، ولی آهسته آهسته

لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظیم

خداوندا به نور حضرت فاطمه زهرا(س) به نور حضرت علی(ع) قسمت می‌دهیم ذخیره آخرین از خاندان زهرای اطهر(س) امام زمان را به فریاد ما برسان…

بر توفیقات ذریّه او نائب شریفش مقام معظم رهبری بیافزای…

بیماران اهل اسلام شفای عاجل عنایت بفرما…

رهبر انقلاب را در کنف حمایت خود از بلایا مصون بدار….

شهدای ما، امام شهدای ما را با شهدای کربلا و جده طاهره‌اش فاطمه زهرا(س) محشور بگردان…

دشمنان، آمریکا، استکبار، اسرائیل، اروپاییهای تابع استکبار، تابع شیطان بزرگ را خداوندا به سزای عملشان برسان…

شهید بزرگوار شهید حاج قاسم سلیمانی این مرد بزرگ الهی سردار دلها همراه با همرزمان شریفش را توفیق همنشینی با امام حسین(ع) را نصیبشان بگردان.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ   ‌قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ  اللَّهُ الصَّمَدُ   لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ   وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ

السَّلامُ عَلَیْکُم ورَحْمَةُ اللهِ