۱۶م، دی ۱۳۹۸
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

زمان انتشار: ۱۶م, دی ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ | کد خبر: 80234

ماجرای جنگ جمل و عاقبت اصحاب جمل

جنگ جمل چرا اتفاق افتاد؟ 

امام علی(ع) در ذیحجه سال ۳۵ هجری قمری، در پی اصرار و اتفاق نظر مردم از جمله مهاجران وانصار؛ زمام خلافت را به دست گرفت. طلحه و زبیر که به امید رسیدن به مقام و منصب با حضرت بیعت کرده بودند وقتی شیوه حکومت داری حضرت را دیدند ابتدا به تقسیم بیت المال حضرت(ع) معترض شدند و به خاطر سابقه ی خویش در اسلام راضی به تقسیم مساوی بیت المال نبودند.

تا جایی که به امام(ع) گفتند: إِنَّکَ جَعَلْتَ حَقَّنَا فِی الْقَسْمِ کَحَقِّ غَیْرِنَا…

تو در تقسیم بیت المال حق ما را همانند حق دیگران قرار دادی و بین ما و ایشان در تقسیم بیت المال با تساوی برخورد کردی!

سپس به بی نصیب ماندن از پُست حکومتی معترض شدند چون طلحه و زبیر برای به حکومت رسیدن حضرت(ع) بسیار تلاش کردند،و در عین حال از حضرت(ع) انتظار پست حکومتی داشتند، از این جهت زبیر خواستار حکومت عراق و طلحه حکومت یمن بود.

آنان می گفتند: نُبایِعُکَ عَلی أنا شُرکاؤُکَ فی هذالاَمرِ…

با تو بیعت کردیم که در حکومت نصیبی داشته باشیم.

که حضرت(ع) به هیچیک از اعتراضات آنان ترتیب اثر نداد.

طلحه وزبیر بعد از اینکه از عدالت امام(ع) خشمگین شدند، چهار ماه پس از به خلافت رسیدن حضرت(ع)، از امام(ع) اجازه خواستند که برای انجام عمره به مکه بروند.

امام فرمود که؛ آنان به عمره نمی روند، بلکه قصد نیرنگ دارند.

پس طلحه و زبیر مدینه را به قصد مکه به ظاهر برای عمره ترک کردند.

نقشه از این قرار بود که اینان به همراه عایشه، که در مکه حضور داشت، به بهانه خونخواهی وخواستار قصاص قاتلین عثمان علیه امام(ع) قیام کنند. و این را به دیگران بفهمانند که عثمان مظلوم کشته و قاتلین وی همه در رکاب علی(ع) هستند.

و برای توجیه پیمان شکنی خویش مدعی شدند که؛ از ترس و با اکراه بیعت کرده اند و لذا تعهدی در فرمانبرداری از امیرمؤمنان (ع) ندارند.

امام علی(ع) در واکنش به این ادعا، خود طلحه و زبیر را قاتلان اصلی عثمان معرفی کرد و فرمود:

«این خونخواهی برای آن است که کسی علیه خود آنان ادعایی نکند.»

سران سپاه جمل؛ خونخواهی عثمان را تنها بهانه ای برای ابراز مخالفت خود با علی(ع) مطرح کرده بودند.

طلحه وزبیر بعد از اینکه از عدالت امام(ع) خشمگین شدند،مدینه را به قصد مکه به ظاهر برای عمره ترک کردند.

نقشه از این قرار بود که اینان به همراه عایشه، که در مکه حضور داشت،به بهانه ی خونخواهی وخواستار قصاص قاتلین عثمان علیه امام(ع) قیام کنند. واین را به دیگران بفهمانند که عثمان مظلوم کشته و قاتلین وی همه در رکاب علی(ع) هستند.

جنایات اصحاب جمل در بصره:

۱- اهانت به عثمان بن حنیف فرماندار امام علی(ع) در بصره:

وقتی لشکر طلحه، زبیر و عایشه (ناکثین) وارد بصره گردید، صلح و آرامش آن شهر را به هم زدند و بر عثمان بن حنیف، فرماندار مولا علی(ع) در بصره، تاختند و دستگیرش کردند؛ تازیانه ها بر بدنش نواختند؛ و با وضع رقت باری موهای سر و صورت او را کندند!

پس از آن عثمان بن حنیف را رها کردند و او نیز خود را به لشکر مولا علی(ع) رساند.

چشم عثمان که به رخسار مولا امیرالمومنین(ع) افتاد اشک از دیده اش سرازیر گشت و گفت: یا امیرالمومنین! من آنروز که از پیش تو می رفتم یک مرد پیر و دارای ریش انبوه و سفیدی بودم.

و امروز به قیافه جوانی که در صورت او موئی نباشد برگشته ام!

امیرالمومنین(ع) از این حادث و از این جنایتی که درباره عثمان انجام گرفته بود آنچنان متأثر و ناراحت گردید که سه بار  تکرار فرمودند: انّا لله وانّاالیه راجعون

۲- غارت بیت المال بصره و کشتن نگهبانان بیت المال:

بعد از تسخیر بصره توسط لشکر طلحه، زبیر و عایشه، حکمی که عایشه درباره نگهبانان بیت المال صادر نمود بدین ترتیب بود که؛ زبیر را به پیش خود خواند و گفت:

زبیر! اینها کسانی هستند که بر روی تو شمشیر کشیده و از عثمان بن حنیف و بیت المال دفاع نموده اند.

اینک قتل آنان را به عهده تو می گذارم. تو باید سر اینان را از تن جدا ساخته و از دم شمشیر بگذارنی!

زبیر با دریافت این فرمان با یاری فرزندش عبدالله همه آنان را مانند گوسفندان سر برید و تن بی جانشان را در کنار هم قرار داد!

تعداد کشته شدگان در این حمله علاوه بر مجروحین، به هفتاد نفر می رسید که پنجاه تن از آنها را بعد از دستگیری برای ارعاب و ترسانیدن مردم، در مقابل چشم آنان گردن زدند.

بنابر نقلی تعداد نگهبانانی که آن روز به قتل رسیدند به چهارصد نفر می رسید!

۳- ایجاد جنگی خونین با تلفات هنگفت:

جنگ جمل که طلحه و زبیر آغاز کننده آن بودند، آثار و نتایج و عواقب شومی داشت که برخی از آنها را متذکر می شویم:

در جنگ جمل میان دو لشکر تا حدی تیراندازی شد که چوبه های تیر هر دو لشکر تمام گردید و آنچنان در میان دو لشکر نیزه ها رد و بدل گردید و در سینه های مردان جنگی فرو رفت و آنقدر افراد دو لشکر بر خاک تیره غلطیدند که اگر در روی جنازه های کشته شدگان، اسب دوانی می شد پای اسبان جز با اجساد و بدنهای مسلمانان با چیز دیگری تماس پیدا نمی کرد!

آمار کشته شدگان را طبری شش هزار تن نقل نموده است.

ولی ابن اعثم در تاریخ خود می گوید تعداد کشته شدگان از لشکر عایشه، نه هزار نفر و از لشکر علی(ع) هزار و هفتصد تن بوده است.

ابن عبد ربه در عقدالفرید می گوید: در جنگ جمل از یاران و لشکریان عایشه تعداد بیست هزار و از لشکریان علی(ع) پانصد نفر کشته شدند.

و در تاریخ یعقوبی چنین آمده است که در جنگ جمل تعداد کشته شدگان از دو لشکر بیش از سی هزار تن بوده است!

آری در جنگ جمل بیش از حد، ضرر اقتصادی و ناراحتی های روانی و جسمی بر مسلمانان وارد گردید:

چه مادرانی که داغ جوان دیدند!

چه زنانی که بیوه گردیدند!

و چه اطفالی که یتیم و بی سرپرست ماندند! و گناه تمامی این جنایات بر گردن کسانی است که این جنگ شوم را آغاز کردند!

طلحه و زبیر در حالی سبب کشته شدن هزاران نفر شدند که خداوند تبارک و تعالی درباره کشتن ظالمانه یک نفر اینگونه می فرماید:

«مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَیْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِی الْأَرْضِ فَکأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعاً»

هر کس یک انسان را بکشد بدون اینکه او کسی را کشته باشد و یا فسادی در زمین کرده باشد، مثل این است که همه مردم را کشته است.

…جنگ به پایان رسید طلحه توسط نیروی خودی کشته شد. اما زبیر به ظاهر از جنگ کناره کشید و بصره را به قصد مدینه ترک کرد.

ابن جرموز که از سپاه عایشه بود، از فرصت استفاده کرده و با حیله با وی همراه شد، و در اولین فرصت زبیر را کشته و سر از تن او جدا کرد وبه همراه شمشیرش برای گرفتن هدیه نزد حضرت(ع) آمد.

وقتی حضرت(ع)چشمش به شمشیر زبیر افتاد، ناراحت شد و فرمود: «افسوس که این شمشیر، چه اندوهی را از چهره پیامبر(ص) زدوده بود!»

سپس فرمود: از رسول خدا(ص) شنیدم که فرمود: «بَشّر قاتلَ ابنِ صَفیةِ بِالنارِ» کشنده پسر صفیه را به آتش دوزخ بشارت بده!

و در روایت دیگر فرمود: الزُبیرُ و قاتلُه فی النارِ  زبیر و قاتل را در آتش دوزخند!

عایشه بعد از جنگ به بصره انتقال داده شد و چند روز در آنجا آن جا ماند، تا بعداً روانه مدینه شود، وقتی مهلت پایان یافت و او در رفتن تعلل ورزید، امام (ع)، عبدالله بن عباس را پیش وی فرستاد و به او هشدار داد.

آنگاه وی را با عده ای از زنان بصره، که به دستور امام جامه مردان پوشیدند، با جمعی از لشکریان خویش، همراه محمد بن ابی بکر، با احترام و مشایعت، عایشه را تحت الحفظ به مدینه روانه کرد.

در حالی خود عایشه از وجود این سربازان زن بی خبر بود.

بعدها عایشه هرگاه روز جمل را به یاد می آورد، آرزو می کرد که ای کاش قبل از آن مرده بود و در آن حادثه حضور نمی یافت.

وی هنگامی که آیه «وَ قَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلاَ تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَی»

و در خانه های خود بمانید، و همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید.

را می خواند، چندان می گریست که روبندش خیس می شد.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه