۱۵م، آبان ۱۳۹۸
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

زمان انتشار: ۱۵م, آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ | کد خبر: 79472

۸ ربیع الاول سالروز شهادت امام حسن عسکری(ع)

دوران خاص امامت آن حضرت

همان طور که قبلا گفته شد، خلفای عباسی از هیچ گونه اعمال فشار و محدودیتی نسبت به امامان شیعه دریغ نمی کردند و این فـشارها در عـصر امـام جواد(ع)، امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) در سامرا بـه اوج خـود رسـید. چنان که به دستور همین خلفا، این سه پیشوای بزرگ شیعه را که در مرکز حکومت (سامرا) می زیستند، به شهادت رساندند: امام جواد(ع)در سن ۲۵ سالگی، امام هادی(ع)در سن ۴۱ سالگی و امام عسکری(ع) در سـن ۲۸ سـالگی. در ایـن میان، فشارها و محدودیت ها بر امام حسن عسکری(ع) به دو دلیل از دو پیشوای دیـگر بـیش تر بود، و لذا دوران امامت آن حضرت نسبت به اجداد طاهرینش، متفاوت است. آن دو دلیل عبارتند از: اقتدار شیعیان در این زمان و نیز طلیعه تولد امام عصر(ع)

اقتدار شیعیان

در زمان امـام حـسن عـسکری(ع) بر جمعیت شیعیان در منطقه عراق روزبه روز افزوده می شد و لذا فعالیت های سرّی و علنی آن ها، توجه خـلفای وقت را به خود جلب می کرد؛ به طوری که برای آن ها، وجود شیعیان به واقعیتی انکارناپذیر تبدیل شده بود. شیعیان، امام عسکری(ع) را رهبر و مقتدای خود می دانستند و حـکومت عـباسی را حـکومت حق می دانستند. امام دهم و مخصوصا امام یازدهم نیز، با علم به این مـوضوع، با اقـتدار بیش تری به مبارزه با حکومت می پرداختند.

شواهد متعددی بر اقتدار شیعیان به ویژه در این دوران، ثبت و ضبط است که تـنها ایـن نـمونه را از کتاب مناقب آل ابی طالب می آوریم: پس از شهادت حضرت عسکری(ع) برادرش جعفر کذّاب نزد عبید اللّه بن خـاقان رفـت و گـفت: مقام و منصب برادرم را به من بده؛ در عوض، من سالی بیست هزار دینار برایت می فرستم. عبید اللّه به او تندی کـرد و بـد گـفت و به او گفت: ای نادان! سلطان به روی کسانی که به امامت پدر و برادرت معتقدند، شمشیر کشید تا آن ها را از آن عقیده بـرگرداند و نـتوانست این کار را عملی کند. پس اگر شیعیان پدر وبرادرت، تو را امام می دانند، نیازی به سلطان و غیر سـلطن نـداری کـه منصب آن ها را به تو دهند و اگر نزد شیعیان این منزلت را نداری، به وسیله ما بـدان نـخواهی رسید و…» در «اصول کافی» این داستان ضمن بیان مفصل دیگری آمده است که علاقه مندان می توانند به آن مراجعه کـنند تـا بـه خوبی این ادعا که اقتدار شیعیان در زمان امام حسن عسکری(ع) بسیار زیاد بوده است، برایشان به اثبات برسد.

ترس بنی عـباس از مـهدی موعود(عج)

مسأله مهدویت از زمان پیامبر اکرم(ص) در بین مسلمانان و خصوصا صحابه و تابعین، به طور جدی مطرح بـوده اسـت. براساس ایـن اعتقاد، فردی از نسل پیامبر و همنام او با لقب مهدی، حکومت های جائر را سرنگون خواهد کرد. هرچند پرسش های بسیار زیادی درباره مـهدی از امـامان مـعصوم(ع) شده است، اما همه آن ها، سؤال هایی درباره جزئیات مسأله قیام، یعنی کیفیت، زمان، مکان، مدت ظهور و…بوده و درباره اصل مـهدویت هـیچ تردیدی وجود نداشته است. در احادیث فراوانی که مجموعا بالغ بر ۳۲۳۰ حدیث می شود، به معرفی حضرت مهدی، به لحاظ اصل و نسب، پرداخته شـده اسـت و همگی بر این موضوع تصریح دارند که حضرت مهدی(عج) از فرزندان امام حسن عسکری(ع) است. خود امام حـسن عـسکری(ع) در ۲۲ حدیث و پدر بزرگوار آن حضرت در شش حدیث، به این مـوضوع اشـاره مـستقیم دارند که به عنوان نمونه، به یک مورد از آن ها می پردازیم: امام عـلی النّقی(ع) فرمود: بعد از من، فرزندم حسن امام است و بعد از حسن، فرزندش همان قائمی است که عدل و دادش تمام زمـین را فرا می گیرد.

اگر برخی از احادیثی را که در عـلائم ظـهور وارد شده اسـت به آنچه در قـبل گـفتیم، علاوه کنیم، طبیعی است که حکومت بنی عباس تصور کـند، حضرت قـائم(عج) برای سرنگونی حکومت آنها قیام خواهد کرد. به عنوان نمونه، به بخشی از یک حدیث بسیار مفصل دربـاره نـشانه های ظهور از قول امام جعفر صادق(ع)، دقت کنید:

«…هرگاه دیدی حـق بمیرد و طرفدارانش نابود شـوند، و دیـدی که ظلم همه جا را گرفته و دیدی کـه قـرآن مهجور شده و درست معنی نمی شود…و دیدی که کافر به خاطر سختی مؤمن شاد است، و دیـدی کـه شراب را آشکارا می آشامند و برای نـوشیدن آن، کنار هـم مـی نشینند و از خداوند متعال نـمی ترسند…و دیـدی که در میان بنی عباس، کارهای زنـانگی بـه وجود می آید…و دیدی که ثروت بسیار زیاد، در راه خشم خدا خرج می گردد…و دیدی که نشانه های برجسته حـق، ویران شـده است، در این وقت خود را حفظ کـن و از خـدا بخواه کـه از خـطرات گـناه نجاتت بدهد…» با توجه به ایـن زمینه ها بود که فرقه های گوناگون، افرادی را قبل از تولد امام زمان(عج)، مهدی قلمداد می کردند. برای مثال، «باقریه» به امام محمد بـاقر(ع)، «ناووسیه» به امـام صادق(ع)، «اسماعیلیه» به اسماعیل، فرزند موسی بن جعفر(ع)، «محمدیه» به امـام مـحمد بـن عـلی(ع)، گروهی از «امـامیه» به امام حسن عسکری(ع) و عـلاوه بـر این ها، گروه های دیگری نیز به افراد دیگر، به عنوان مهدی معتقد بودند. با توجه به آنچه گذشت، بنی عباس و پیروان آنان، طبق روایات و اخـبار مـتواتر مـی دانستند مهدی موعود که تار و مار کننده همه حکومت های خودکامه اسـت، از نـسل حـضرت امـام حـسن عسکری(ع) خواهد بـود. به همین دلیل، پیوسته مراقب وضع زندگی آن امام بودند، تا بلکه بتوانند، فرزند او را به چنگ آوردند و نابود کنند (همچون تلاش بیهوده فرعونیان برای نابودی موسی(.

تدابیر امنیتی امام حسن عسکری(ع) و سختگیری حکومت

امام حسن عسکری برای مـقابله با شرایط سخت حاکم بر جامعه آن روز و حفظ کیان و اقتدار شیعیان، تدابیر مهمی اتخاذ کرد که به عنوان نمونه، به دو مورد از آن اشاره می کنیم:

۱٫یکی از یاران امام به نام احمد بن اسحاق می گوید: «به حضور امام رسیدم و از او درخواست کردم تـا چـیزی بنویسد تا من خط او را ببینم، تا اگر نامه ای از او رسید، خطش را بشناسم (و دشمن نتواند به نام امام، نامه جعل کند.) امام فرمود: خط من، گاهی با قلم باریک و گاهی با قلم پهن است. اگر چنین تفاوتی مشاهده کردی نگران نباش»

۲٫یکی از یـاران امـام می گوید: ما گروهی بودیم که وارد سامرا شدیم و مترصّد روزی بودیم که امام از منزل خارج شود، تا بتوانیم او را در کوچه و خیابان ببینیم (امام تحت نظر بوده است.) در این هنگام، نامه ای به ایـن مـضمون از طرف امام به ما رسـید: هیچ کدام بر مـن سلام نکنید و هیچ کس از شما به سوی من اشاره نکند؛ زیرا برای شما خطر جانی دارد!

به دلایل یاد شده، فشار و اختناق در مورد پیشوای یازدهم فوق العاده زیاد و نسبت به امـامان پیـشین شدیدتر بود و از هر طـرف، او را تـحت نظر داشتند. حکومت عباسی به قدری از نفوذ و موقعیت مهم اجتماعی امام نگران بود که امام را ناگزیر کرده بود، هر هفته روزهای دوشنبه و پنجشنبه در دربار حاضر شود.

دربار عباسی به قدری وحشت داشت که به این مقدار هـم کفایت نـکرد. معتز امام را بازداشت و زندانی کرد. و حتی به سدید حاجب دستور داد، امام را به سمت کوفه حرکت بدهد و در راه او را به قتل برساند. ولی پس از سه روز، ترکان خود او را به هلاکت رساندند.

پس از او، مهتدی نیز امام را بازداشت و زندانی کرد و تصمیم به قتل حـضرت داشـت که خـداوند مهلت نداد و ترکان بر ضد او شوریدند و وی را به قتل رساندند.

کرامت های امـام حـسن عسکری(ع)

در روایـتی آمده است که محمد بن علی بن ابراهیم بن موسی بن جعفر گفت: زمانی مـعیشت بـر مـا تنگ شد. پدرم به من گفت که بهتر است نزد ابا محمد برویم، زیرا شنیده ام که آن حـضرت سـخاوتمند است. من بـه پدرم گفتم: «چه قدر او را می شناسی؟» گفت: «هرگز آن حضرت را ندیده ام، ولی ایشان را می شناسم.» آن گاه به قصد دیدار آن حضرت، از منزل بیرون آمدیم. در بین راه پدرم مـی گفت: «اگر آن حـضرت پانصد درهم به ما بدهد، خیلی خوب است تا دویست درهم از آن را جهت لباس هـزینه کـنیم و بـه وسیله دویست درهم دیگر آن، دیون خود را بپردازیم، و با صد درهم بقیه، نفقه خود را تأمین کنیم.» در این حـال، من بـا خودم فکر کردم: «ای کاش سیصد درهم هم به من می داد، تا با صد درهم آن مـرکبی، و بـا صـد درهم دیگر نفقه و با صد درهم بقیه لباس تهیه کنم و خرج سفر کنم.»

وقتی به درب منزل آن حضرت رسـیدیم، غلام آن حـضرت گفت، داخل شوید. وقتی نزد آن حضرت رسیدیم، امام(ع)فرمود: «ای علی! چرا تا این زمان نزد ما نیامدی و چه عاملی مـوجب ایـن امـر شد؟» پدرم گفت: «مولای من! با این حال خجالت می کشیدم که نزد شما شرفیاب شوم.» وقتی از نزد آن حضرت خارج شدیم، غلام ایشان کـیسه ای بـه پدرم داد کـه در آن پانصد درهم بود. آن غلام گفت: «دویست درهم برای لباس و دویست درهم برای بدهی و صـد درهـم از آن را برای نفقه خود صرف کن.» کیسه ای هم به من داد که در آن سیصد درهم بود و گفت: «با صدر درهم آن مرکب، و صـد درهـم دیگر لباس، و با صد درهم بقیه، مخارج سفر خود را تهیه کن. ولی به جای جـبل بـه سوی سوراء برو.» راوی می گوید: «وی همین کار را کرد و در آن جا زنـی را بـه عقد خود درآورد و در آن جا مال و منال زیادی به دسـت آورد؛ هـرچند وی از مذهب وقفیّه دست نکشید و تا آخر عمر بر آن مذهب منحرف باقی ماند.» و در روایت دیگری مـی خوانیم، ابو هـاشم گفت: به حضور مبارک امام حسن عـسکری(ع) شرفیاب شـدم. دیدم آن حضرت مـشغول نـوشتن کـاغذی است و چون وقت نماز رسید، آن حـضرت کـاغذ را بر زمین نهاد و به نماز ایستاد. با کمال حیرت دیدم که قلم همچنان بـر روی کـاغذ حرکت می کند و سطور آن را پر می نماید تا امـام از نماز فارغ شده و قـلم را بـه دست گرفت و به کارهای دیگرش مـشغول شد.

شهادت امام

بالاخره امـام در روز جمعه هشتم ربیع الاول سال ۲۶۰ هجری قمری به شهادت رسید. مورخان در تاریخ و ایام هفته ای که امـام در آن روز بـه شهادت رسیده است، گفت وگوی فراوان دارند. عده ای روز شـهادت را چـهارشنبه و گـروهی یکشنبه می دانند و تـعدادی از آن ها، تاریخ شهادت را اول ربیع الاول و جمعی مـاه ربیع الاخـر گفته اند و در هر صورت، در سال شهادت اختلافی نیست و قول صحیح همان است که ذکر شد. شهادت امام عـسکری(ع)، با زهـری صورت گرفت که به آن بزرگوار خـورانده بـودند. در روزهای پیـش از شـهادت، خلیفه بـا اعزام طبیب بر بالین آن حـضرت (درحالی که آن امام همام، روزبه روز ضعیف تر می شد و آثار درد و رنج در چهره اش آشکارتر می گردید)، سعی داشت، امور را عادی جلوه دهد و ارادت خود را نـسبت بـه امام به مردم نشان دهد. از ایـن رو بـه طـبیب دسـتور داده بود که صبح و شـام، از نـزدیک، مراقب حال حضرت باشد. بعضی از افراد دیگر را نیز برای انحراف اذهان مردم، به خانه آن حضرت می فرستاد. پس از شهادت امام نیز، حکومت بـنی عـباس تـلاش می کرد، مرگ آن حضرت را عادی جلوه دهد، لذا معتمد عباسی برادر خـود، عیسی بـن مـتوکل، را فـرستاد تـا بـر جنازه آن حضرت نماز گزارد. هنگامی که جنازه را برای نماز روی زمین گذاشتند، عیسی نزدیک رفت و صورت آن حضرت را باز کرد و به علویان، عباسیان، قاضیان، نویسندگان و دیگر حاضران نشان داد و گفت: «این ابو محمد عسکری است که بـه مرگ طبیعی درگذشته است و خدمتگزاران خلیفه نیز شاهد بوده اند.» بعد روی جنازه را پوشاند و بر پیکر امام نماز خواند و فرمان داد، آن را برای دفن ببرند. روشن است که این نماز جنبه ریاکارانه داشت وطرحی بود که رژیم حـاکم، برای لوث کـردن ماجرای شهادت امام ریخته بود. آنچه در میان دانشمندان شیعه مشهور است این است که حضرت مهدی(عج) به طور خصوصی بر جنازه پدر بزرگوارش امام عسکری(ع) نماز گزارد؛ زیرا معصوم را جز معصوم تجهیز (کفن و دفن) نمی کند.

اگر نگوییم که همه این ها بـه خـاطر زیر نظر گرفتن اوضاع و احوال خانه امام حسن عسکری(ع) برای شناسایی و یافتن فرزند و جانشین بر حق آن حضرت بوده است، می توان گفت، اقدامات یاد شده، به خاطر انحراف اذهـان عـمومی از جنایت جنایتکاران بوده است. امام عسکری(ع) را در خانه خـود در سـامرا در کنار مرقد پدرش، به خاک سپردند. با شهادت امام، سامرا یکپارچه ضجّه شد و در سوگ بزرگی فرو رفت. بازارها و مغازه ها تعطیل شد و از هر کوی و برزنی صدای ناله برخاست. بنی هـاشم، دیوانیان، امرای لشکری، قاضیان شـهر، شعرا، شهود و گواهان و سایر مردم، برای شـرکت در مـراسم تشییع حرکت کردند. سامرا در این روز، یادآور صحنه قیامت بود.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه