۱۹م، مهر ۱۳۹۸
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

اشک در مجلس امام حسین(ع) بالاترین عبادت است. + متن کامل خطبه‌ها

باید مراسم عزاداری به بهترین شکل برگزارشود و مردم و مسئولین درحل مشکلات جامعه اهتمام بیشتری ورزند.

زمان انتشار: ۱۹م, مهر ۱۳۹۸ ساعت ۴:۳۲ ب.ظ | کد خبر: 79168

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی “مجد دز” آئین عبادی سیاسی نماز جمعه دزفول با حضور اقشار مختلف مردم متدین و ولایتمدار دزفول و به امامت حجةالاسلام والمسلیمن شیخ حسین عبداللهی امام جمعه موقت دزفول در مصلای امام علی(ع) قرارگاه فرهنگی این شهرستان برگزار شد.

دعوت به تقوا و اهمیت امربه معروف و نهی از منکر از منظر اسلام

خطیب نمازجمعه دزفول ضمن دعوت مردم به رعایت تقوای الهی به اهمیت امربه معروف و نهی از منکر از منظر اسلام پرداخت و گفت: اولین بهره مندی از این فریضه مهم به نفع خود و خانواده ها است.

خانواده ها نباید هم و غم خود را در  فضای مجازی  آلوده مشغول کنند

وی افزود: گاهی اوقات امربه معروف ها و نهی از منکرها برای اشخاص و گاهی برای خانواده و جامعه مفید و یا مضر است که باید دید نوع دریافت و عملکردها مادر این زمینه چگونه بوده است.

امام جمعه موقت دزفول نشستن با اعضای خانواده و گفت و شنودهای سازنده توسط سرپرست خانواده را امری ضروری دانست و تاکید کرد: خانواده ها نباید هم و غم خود را در  فضای مجازی  آلوده مشغول کنندبلکه وقت خود را صرف تربیت سازنده فرزندان و ساختن خانواده خودنمایند.

مسئولین به کار اهمیت دهند و نسبت به مردم بی تفاوت نباشند

وی با بیان این مطلب که امر و معروف ما باید متوجه مسئولین مملکت نیز باشدافزود:علاوه برنظارت بر عملکرد مسئولان باید آنها را مورد نصیحت و موعظه نیز قرار داد تابه کار اهمیت دهندو نسبت به مردم بی تفاوت نباشند.

اشک در مجلس امام حسین(ع) بالاترین عبادت است

امام جمعه موقت دزفول با توجه به روزهای پایانی ماه صفر تاکید کرد: معروف به تبلیغات و شلوغی مجالس نیست بلکه عملکرد صحیح ملاک است.

مردم و مسئولین در حل مشکلات جامعه اهتمام بیشتری ورزند

وی افزود: اشک در مجلس امام حسین(ع) بالاترین عبادت است و باید مراسم عزاداری به بهترین شکل برگزارشود و مردم و مسئولین درحل مشکلات جامعه اهتمام بیشتری ورزند.

پیشرفت های عملی، صنعتی و نظامی کشور غیرقابل چشم پوشی است

حجت الاسلام والمسلمین عبداللهی درخطبه دوم نماز جمعه شهرستان دزفول با اشاره به دیدار دوهزار جوان نخبه کشور با مقام معظم رهبری گفت: مقام معظم رهبری در این دیدار توصیه کردند درمقابل جریان دلسردکننده نخبگان به هوش باشند زیرا برخی بددلان جهش های علمی کشور را نمی بینند.
وی با بیان اینکه نا امیدی برای پیشرفت کشور سم است، افزود: پیشرفت های عملی، صنعتی و نظامی کشور غیرقابل چشم پوشی است.

امام جمعه موقت دزفول افزود: همه پیشرفت های جهان اسلام سرچشمه آن در جمهوری اسلامی ایران است.

اگر میز مذاکره ای هست باید در یمن، فلسطین و دیگر کشورها نیز باشد

حجت الاسلام والمسلمین عبدالهی دموکراسی در مذاکره را بی معنی خواند و اظهار داشت: اگر میز مذاکره ای هست باید در یمن، فلسطین و دیگر کشورها نیز باشد؛ برخورد خاضعانه آمریکا با ایران بدلیل داشتن برگ های برنده زیاد دست ما است.

نمایندگان با رای مردم وارد مجلس شده اند و اجازه ندارند خارج از تعهدات خود در مجلس عمل کنند

وی در بخشی دیگر از خطبه ها برضرورت شفافیت آرای نمایندگان مجلس شورای اسلامی تاکید کرد و افزود: نمایندگان با رای مردم وارد مجلس شده اند و اجازه ندارند خارج از تعهدات خود در مجلس عمل کنند زیرا وکیل مردم هستند.

تقدیراز عملکر خوب و انقلابی قوه قضاییه درمبارزه با مفسدان اقتصادی

امام جمعه موقت دزفول از عملکر خوب و انقلابی قوه قضاییه درمبارزه با مفسدان اقتصادی قدردانی کرد واظهارداشت: رئیس قوه قضا ثابت کرد که در کار خودش اصلا اهل تعارف نیست و برای اجرای عدالت خط قرمزی وجود ندارد.

حمله یمنی ها به تاسیسات نفتی آرامکوپاسخ محکمی به متجاوزان سعودی و همپیمانانش بود

وی در بخشی دیگر از سخنان خود حمله انصارالله یمن به تاسیسات نفتی آرامکو را درراستای دفاع از کشورشان دانست و افزود: درجریان این حملات علاوه برتوقف صدور نفت سعودیها  دوهزار اسیر و غنائم جنگی بسیاری بدست آمد و پاسخ محکمی به متجاوزان سعودی و همپیمانانش بود.

والدین باید استعدادهای بالقوه کودکان خود راشناسایی و آنهارا به بالفعل کنند

امام جمعه موقت دزفول باگرامیداشت روز جهانی کودک گفت: جایگاه کودک و نوجوان در مکتب ما روشن است لذا والدین باید استعدادهای بالقوه کودکان خود را در زمینه های عقلی، اخلاقی، دینی و هنری شناسایی و در راستای تبدیل آنها به بالفعل تلاش کنند.

سخنران پیش از خطبه‌ها

سخنران پیش از خطبه‌ها سرهنگ چگینی جانشین فرمانده پایگاه چهارم شکاری دزفول بود که در خصوص پیشرفتهای نیروهای نظامی از انواع سلاح‌های پیشرفته و رشد در همه زمینه‌ها مطالبی را بیان کرد.

متن کامل خطبه‌ها:

خطبه اول:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

عِبادالله اُوصِیکُم وَ نَفسی بتَقوَى اللّه و اتّباع أَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ

بندگان خوب خدا، اول خودم را و سپس شما را به تقوای الهی توصیه می‌کنم و امیدوارم که این چراغ راه همه ما در عرصه‌های مختلف زندگی باشد.

ماه محرم و صفر را آرام آرام داریم تمام می‌کنیم، صفر را هم مثل محرم داریم پشت سر می‌گذاریم، در این ماه محرم و صفر به برکت قیام امام حسین(ع) حرفها و صحبتهای زیادی مطرح شده و می‌شود.

کتابهای گرانقدر و گراسنگی تألیف می‌شود. درباره این نهضت، پیامهای این مکتب، سخنرانیهای ارزشمندی مطرح می‌شود. مداحان، نوحه سرایی می‌کنند، شاعران شعر خودشان را می‌گویند، اجر همه آنها با خداوند متعال. بانیانی که مجالس روضه اباعبدالله(ع) را برپا می‌کنند، سعیشان مشکور باد و ان‌شاءالله بر سفره اباعبدالله(ع) در دنیا و آخرت متنعم باشند.

یکی از مسائلی که در این فاصله‌ای که هستیم؛ محرم و صفر، معمولا مطرح می‌شود و جا دارد که هم خیلی خیلی مطرح بشود؛ مقوله امر به معروف و نهی از منکر است.

برادران خواهران این مطلب شاید به هزاران نگرش تا الآن مطرح شده است و جا دارد هم مطرح بشود. اما بعضی از نگاه‌ها زیباتر است. بعضی از نگاه‌ها عمیق‌تر است، بعضی از نگاه‌ها کاربردی‌تر است، به درد زندگی فردی ما، اجتماعی ما، سیاسی ما و خانوادگی ما می‌خورد. برداشت از این گوهر تابناک، امر به معروف، نهی از منکر.

بزرگان ما فرمودند که معروفها و منکرها را به سه دسته می‌شود تقسیم کرد. بعضی از معروفها و منکرها حوزه شان یک حوزه شخصی و فردی است. یعنی چتر این امر به معروف و یا این چتر این کار خوب یک نفر را می‌گیرد. شما تصور بکنید الآنی که بنده دارم برای شما سخن می‌گویم، بعضی از شما مشغول ذکر هستید. تسبیح به دست دارید و ذکر می‌گویید. یکی لا اله الا الله می‌گوید، یگی لا حول و لا قوة الا باللَّه العلى العظیم می‌گوید. دیگری ممکن است روز جمعه است ذکر مبارک صلوات بگوید و امثال این اذکاری که مؤمنین می‌گویند. اینها معروف هستند. کارهای خوبی هستند. اما معروفهای شخصی هستند.

شما با این ذکرتان کاری به بغل دستی خود ندارید، بغل دستی شما هم کاری به شما ندارد. چترش یک نفر است. بعضی‌ها از منکرها هم همین جورهستند. یک کسی ممکن است در عمرش سالیانی بگذرد، یک ذکر هم جاری نشود. خوب چقدر بد است آدم به یاد خدا نباشد. این می‌شود یک منکر شخصی، ولی کاری به کسی ندارید.

ممکن است یک کسی نماز شب بخواند، یک معروف شخصی است. ممکن است یک شخصی رو به این مسائل اصلاَ نیاورد. خوب اشتباه دارد می‌کند؛ اما فردی است، شخصی است. اینها یک دسته از معروفات هستند. سر جای خود هم مهم است.

اما دسته دوم از معروفها و منکرها یک مقداری حوزه آن گسترده‌تر است. اصطلاحاَ معروفها و منکرهای خانوادگی می‌گوییم. بعضی از بدیها برای خود آدم تنها بد نیست. برای خانواده هم بد است. بعضی از معروفها برای خود آدم تنها خوب نیست. برای خانواده هم خوب است.

آن بدی‌ها زندگی را از هم می‌پاشاند، این خوبی‌ها خانوداه را مستحکم و منسجم می‌کند. تصور بفرمایید یک آقایی یا یک خانمی در منزل بد اخلاق باشد. بد اخلاقی چتر نحس آن فقط شخص را که نمی‌گیرد. خانه را تبدیل به جهنم و زندان می‌کند و چقدر بد است بداخلاقی!

مرحوم شیخ صدوق در کتاب معتبر خودش امالی می‌نویسد وقتی پیامبر خدا(ص) سعد را در قبر گذاشت،[ خیلی این جمله عجیب است از مرحوم شیخ صدوق.] وقتی سعد از دنیا رفت پیامبر(ص) آنچنان تشییع جنازه‌ای برای سعد کرد، خودش درون قبر سعد رفت؛ او را در قبر گذاشت و آمد بالا. مادر سعد خطاب به پسرش که در قبر بود و از دنیا رفته بود یک جمله گفت. گفت: یَا سَعْدُ هَنِیئاً لَکَ اَلْجَنَّةُ بهشت گوارای تو باد. برای چه کسی پیامبر اینچنین کار کرده است؟

خودش آمده در کفن تو، خودش آمده در قبر تو شرکت کرده است؛ با پای برهنه و بی‌عبا در تشیع جنازه تو شرکت کرد. سریع تا این جمله را پیامبر فهمید یک نهی از منکر خانوادگی کرد. فرمود: یَا أُمَّ سَعْدٍ مَهْ لاَ تَجْزِمِی عَلَى رَبِّکِ از کجا اینقدر قاطعانه می‌گویی سعد در بهشت است؟ از کجا؟

من او را کفن کردم، خب باشه. من او را دفن کردم، خب باشه. من رحمت للعالمین هستم، خب باشه. بد اخلاقی سعد را در منزل چه کنیم؟ أَصَابَتْهُ ضَمَّةٌ الآن سعد دچار فشار قبر است. خیلی مهم است. چه قدر زیبا است. این معروفها و منکرها را وقتی ما در میان روایات می‌بینیم. اگر بخواهیم دسته بندی کنیم این روایات را، خیلی زیاد هستند.

[اما از یک نکته نباید غافل شد برادران خواهران!]

انسجام خانواده و حفظ وحدت خانواده حرف اول را در روایات و آیات ما می‌زند. حرف اول! نشستن در کنار خانواده و با محبت با همدیگر حرف زدن یک معروف خانوادگی است. خدا نکند به جای این نشست و برخاستهای خانودگی، برادر با برادر، خواهر و برادر، فک و فامیل، نقش اساسی را واتساپ و تلگرام و شبکه‌های مجازی پر کنند. چقدر از خانواده‌ها را داریم که یا به خاطر این مسائل فرصت رفتن پیش همدیگر را ندارند یا اگر می‌‍روند پیش همدیگر مشغول به همین موبایل و اینترنت و از این دست امور هستند.

کیفیت مجالس ما به شدت پایین آمده است. ما برای هم و با هم صحبت نمی‌کنیم. احیاناَ اگر فرصت کردیم یک چهار کلمه با همدیگر حرف می‌زنیم. فضای مجازی و این شبکه‌های مجازی دمار از روزگار ما درآورده است. معیارهایی که در خانه و خانواده در روایات مطرح هست خیلی زیبا است.

اَیُّمَا امْرَاَهٍ رَفَعَتْ مِنْ بَیْتِ زَوْجِهَا شَیْئاً مِنْ مَوْضِعٍ إِلَی مَوْضِعٍ تُرِیدُ بِهِ صَلَاحاً نَظَرَ اللَّهُ خانمی که در خانه فعالیت می‌کند، خانه را مرتب می‌کند، به بچه‌ها رسیدگی می‌کند، غذای خودش را می‌پزد، مدیریت منزل می‌کند، خداوند نظر رحمت به این خانم حتماَ خواهد انداخت و در روایات هست مَنْ نَظَرَ اَللَّهُ إِلَیْهِ لَمْ یُعَذِّبْهُ کسی که خدا نگاه رحمت به او بکند عذابش نمی‌کند. اینها از آن معروفهای خانوادگی هستند که خیلی زیاد هستند.

یا علیُّ خِدمَةُ الْعِیالِ تُطْفِی غَضَبَ الرَّبِّ در خدمت خانواده باشی، زحمت خانواده‌ات را متحمل بشوی، غضب خدا را نشانده‌ای. خدا هم به فریاد تو خواهد رسید.

جُلُوسُ المَرءِ عِندَ عِیالِهِ أحَبُّ إلَى اللّه مِنِ اعْتِکافٍ فی مَسجِدی پیش زن و پچه‌های خود بنشینید، با هم گپ و گفت کنید. نشستهای صمیمی خانوادگی بگیرید که مثل اعتکاف در مسجد من پیامبر ثواب دارد و بلکه بالاتر. خیلی معروفها و منکرهای خانوادگی زیاد هستند و نمی‌شود به همه این مطالب پرداخت. انسجام حرف اول را می‌زند.

یکی دیگر از معروفها و منکرها کنار این دو دسته‌ای که من عرض کردم معروفها و منکرهای شخصی، معروفها و منکرهای خانوادگی، دسته دیگری که در معروفها و منکرها وجود دارد، معروفها و منکرهای مسئولین است.

همانطوری که در خانه و خانواده وقتی انسان منکرهای اخلاقی را مرتکب می‌شود، خانواده‌اش معذب است. یک مسئول اگر رعایت معروفها و منکرها را نکند؛ یک جامعه دچار آسیب می‌شود.  اِنَّ اللهَ یُحِبُّ المُحْتَرِفَ الاَمینَ خدا آن مسئولی را دوست دارد که کاری را وقتی قبول می‌کند حرفه‌اش را هم بلد است. اگر حرفه‌اش را بلد نیست نباید قبول کند.

مرحوم امام (رضوان الله علیه) می‌فرماید: مسئولینی که از چرخه مدیریتی فاصله نمی‌گیرند، در عین حال مدیر لایق‌تری بالای سر او می‌تواند بیاید مجموعه را راحت‌تر هدایت کند، سکان این مسئولیت را بهتر بدست بگیرد و نمی‌کند، گناه عظیم و اعظم کبائر را مرتکب شده است.

در همین روایت سعد که برای شما من خواندم، یک جمله عجیبی پیامبر خدا(ص) دارد. وقتی درون قبر سعد رفت و لحد را چید. در روایات داریم پیامبر(ص) دائم می‌فرمود: گِل بدهید، سنگ بدهید، دو سه بار سه چهار بار، این جمله را دائم پیامبر(ص) تکرار می‌کرد و دائم گِل و سنگ می‌گرفت و لحد را محکم می‌چید. وقتی از قبر بالا آمد فرمود: مطمئنا بعضی از شما سؤال در ذهنتان هست که این لحد سَیُبلی پوسیده خواهد شد. فرو خواهد ریخت. این همه گِل، این همه سنگ، این همه محکم کاری برای چیست؟

خود پیامبر(ص) جواب داد: فرمود وَ لکِنَّ اللّه یُحِبُّ عَبداً خداوند دوست دارد إذا عَمِلَ عَمَلاً أحکَمَهُ خدا آن بنده‌ای را دوست دارد که وقتی کاری را انجام می‌دهد، محکم انجام بدهد. درست انجام بدهد. عیب برندارد. کار محکم یعنی چه؟ کار محکم و معروف یعنی این که من وقتی می‌خواهم بیایم برای شما حرف بزنم از صبح، از دیروز، از هفته گذشته‌اش دغدغه ایراد مطالبم را داشته باشم.

چه چیز می‌خواهم برای شما بگویم؟ این همه انسان محترم نشسته است، این همه وقت دارد صرف می‌شود پای منبر من یا منبر امثال من، چه چیز داریم برای مردم می‌گوییم؟ معروف یعنی این. یعنی برای مردم، حساب باز کنیم. وقت مردم را عزیز بشماریم. اگر تریبونی را می‌خواهیم اشغال بکنیم، یک چهار تا نکته درست برای مردم بگوییم. کلیات ابول بقا را اکتفا نکنیم.

[کار محکم یعنی این، خدا رحمت کند مرحوم شهید مطهری را.]

در همین حماسه حسینی خودش وقتی به عنصر تبلیغ می‌رسد مرحوم شهید مطهری فریاد می‌زند. ببینید در جامعه ما تخصص برای تبلیغ و مبلغ شدن چیست؟ اینها فریاد این شهید خبیرعلیم است. اگر کسی آواز خوشی داشته باشد، کم کم، آرام آرام می‌ایستد کنار منبر و بعد از اندکی روی منبر و پس از آن شروع به سخنرانی و ایراد مطالب دینی برای مردم می‌کند.

اتفاقی که در این منابر می‌افتد، اکتفا به کتابهای ضعیف، اکتفا به شنیده‌های نادرست و غلط است. این درد دلی است که مرحوم شهید مطهری می‌کند. این معروف نیست که انسان متخصص باشد و بعد بیاید سکان سخن را بدست بگیرد؟ این منکر نیست که برای علم و شعور و آگاهی مردم ما هیچ ارزشی قائل نباشیم؟ هرکسی می‌تواند غذای جسم را بپزد؟ تا اینکه بتواند غذای روح را؟

وای به حال ما! [اینها فریادهای این شهید است.] وای به حال ما! در عصر علم، در عصر شک، در عصر تردید و شبهه، در عصری که برای اسلام این همه دشمن وجود دارد، روزی نیست که در روزنامه‌ها،[منظورشان آن زمان است] مجله‌ها، فیلم‌ها، مقالات، چنگی به صورت اسلام نکشند و نخراشند. بس نیست این همه مطالب غیر منضبط که دغدغه می‌شود برای صاحبان دین و بهانه‌ای می‌شود در دست دیگران.

منکر چیست؟

در این محرم و صفر بگذارید از این مطالب بگوییم. منکر این است که نگاه ما به این مجالس برادران، خواهران، مسئولین، بزرگواران، نگاه مسئولانه نباشد. هم خطبا باید مسئولانه به این مجالس نگاه بکنند، هم مردم باید مسئولانه نگاه بکنند و هم مسئولین.

بله خطبا باید رعایت کنند؛ شکی در این نیست. هر حرفی را بر منبر نباید بزنند؛ اما مردم هم مسئول هستند. وقتی مردم مطمئن بشوند در یک محفلی در یک مجلسی حرفهای غیر منضبط زده می‌شود، وقتی مطمئن می‌شوند، تحقیق می‌کنند، تفحص می‌کنند، با عالمان مشورت می‌کنند، کتابهای دقیق را مطالعه می‌کند می‌بینند در این منزل، در این حسینیه، در این مجلس، دارد غلط گفته می‌شود؛ ساکت ننشینند. هر سال که نباید این مطالب تکرار بشود. هر سال که نباید این محافل ریشه دارتر بشود.

با کمال ادب، با کمال احترام، ادب و احترام مهم است؛ هم به گویندگان انتقال بدهند و هم به بانیان مجالس دغدغه خودشان را بگویند. آقا من دست زن و بچه‌ام را می‌گیریم در این محفل می‌آورم. من خودم دارم در این محفل شما شرکت می‌کنم که بر معارف دینی ما افزون بشود و علم ما برود بالا.  نه با صد شبهه برگردیم. نه همه چیز را زیر سؤال ببریم.

معروف در این ماه محرم و صفر چیست؟ معروف این است که فقط به فکر شلوغی مجلس باشیم؟ ابدا! معروف این نیست. معروف این است که به محتوای مجالس هم فکر کنیم. ببینیم چه خوراکی داریم به این جوانان می‌دهیم؟ به این مردم داریم می‌دهیم؟ یکی پس از دیگری آن امور اساسی را نشانه گرفتن، به اسم مجلس اباعبدالله(ع) خود مجلس اباعبدالله(ع) را کوبیدن این که نشد کار.

اشک بر سیدالشهدا را مورد هتک حرمت قرار دادن، گریه چیست؟ گریه افسردگی است. اشک ریختن ما نداریم، چه کسی می‌گوید ما نداریم؟ چرا بعضی‌ها بی‌انصافی می‌کنند؟ چرا حاصل عمر این همه عالمان را در یک جمله از بین می‌برند؟ اینهمه روایات صحیح السند که در فضیلت گریه بر اباعبدالله(ع) آن عَلَم روشن و بزرگی مثل مرحوم شهید مطهری قبول می‌کند، سندش را آقای خویی قبول می‌کند، سندش را رجال ما قبول می‌کنند. همه باطل هستند؟

درود خدا بر شهید مطهری. اشکی که روح من را در پرواز بیاورد و هم افق و هم طراز روح وحدت خواه، عدالت خواه، انسان دوستانه حسین بن علی(ع) قرار بدهد این اشک قیمت ندارد به خدا این اشکها افسردگی نمی‌آورد. کدام شهید بر اباعبدالله(ع) گریه کرد و از میدان رزم فرار کرد؟ کدام یک از این مردم دنیا می‌توانند باور کنند گریه‌های بر حسین بن علی(ع) افسردگی و خمودگی آورده است، اما این حرکت میلیونی در اوج فشار، گرسنگی، تشنگی، تهدید جانی و مالی صورت می‌گیرد. آخر خروجی یک امر افسردگی عزلت گزینی است نه حرکت ۲۰ میلیونی.

مگر این همه میلیونها آدم با خنده بر اباعبدالله(ع) روضه می‌روند؟ کربلا می‌روند؟ پیاده روی اربعین می‌روند؟ همه آنها با اشک می‌روند. چرا بعضی‌ها مغالطه می‌کنند؟ چرا بعضی‌ ها قاطی می‌کنند؟ مگر هر اشکی مساوی است با عزلت؟ اینها در مجالس اباعبدالله(ع) بعضی وقتها گفته می‌شود. معروفها  و منکرها را بگوییم.

بانیان حساس باشند. مسئولین فرهنگی با مدیریتهای نو وسط بیایند فضای مجالس و منابر و محافل را اداره کنند. خیلی زحمت کشیدند من در جریان هستم. علی الله اجرهم بهشت نصیب همه آنها باد. کارها در این سالیان کردند. اما فکر جدیدی هم باید کرد. اما رو به جلو باید رفت. هم مردم، هم مسئولین، هم خطبا، هم وعاظ از این بستر عظیم فرهنگی استفاده کنند و کار را رو به جلو ببرند. اینها هم جزء آن معروفهایی است که ما و منکرهایی است که باید در این زمینه قطعاَ باید عرض کنیم و به دنبالش هم باشیم.

یک سری دیگر معروفها و منکرهای مسئولیتی هست که هفته‌های پیش من اشاره کردم و دیگر این هفته خودداری می‌کنم به همین اندازه خطبه اول را بسنده می‌‎کنیم.

خدایا به آبروی اباعبدالله(ع)، به حرمت این دم و دستگاه قسمت می‌دهیم لحظه‌ای دست ما از دامان پر لطف و پر نور و پر برکتشان کوتاه مفرما…

چقدر این جمله، جمله عجیبی است که نقل می‌کنند وقتی صفیه خواهر حمزة بن عبدالمطلب و عمه پیامبر مکرم اسلام(ص) بعد از شنیدن خبر شهادت حمزه گفت: من باید بروم با جنازه حمزه ملاقات کنم. می‌خواهم ببینم. جنازه حمزه دیدنی نبود. سینه حمزه را شکافته بودند. جگر حمزه را درآورده بودند. هند جگر خوار کاری کرد که هیچ انسانی نمی‌کرد.

پیامبر گفت که: از رفتن صفیه بالای جنازه حمزه مانع بشوید. عمه او بود. رفتند مانع شدند، دوباره برگشتند پیش پیامبر و گفتند یا رسول الله(ص) ما حریف صفیه نمی‌شویم. می‌گوید محال است من این بدن را نبینم. باید برادر را حتما ببینم. پیامبر(ص) فرمودند حالا که این جور است شما قبل از آن که صفیه بالای جنازه حمزه حاضر بشود پارچه‌ای روی بدن بکشید و مواضعی را که بدن خونین هست بپوشانید. خواهر طاقت دیدن صحنه‌های این چنینی را ندارد.

خود پیامبر(ص) هم داغدار بود. خود پیامبر(ص) هم برای حمزه عجیب اشک ریخت. عجیب گریه کرد. عجیب نماز خواند. نمازی که پیامبر(ص) بالای حمزه خواند ۷۰ تکبیر داشت. بالای سر هیچ شهیدی این کار را پیامبر(ص) نکرد. خیلی رسول الله(ص) منقلب شده بود. فضا، فضای عجیبی بود. حمزه برای پیامبر(ص) ستونی بود. رکن پیامبر(ص) بود. تکیه بر پیامبر(ص) حمزه بود. رفتند این کار را کردند و صفیه را اینچنین بردند بالای سر حمزه.

شمایی که عاشق اباعبدالله(ع) هستید زودتر از من رفتید جایی که دلهاتان قبلا رفته است. ای کاش! در آن گودی قتلگاه، ای کاش! آن زمانی که آن خواهر غمدیده می‌گشت به دنبال بدن اباعبدالله(ع)، ای کاش! نمی‌دید آن صحنه‌هایی را که هر خواهری را از پا در می‌آورد. یک لحظه متوجه شد که زیر این همه خنجر، نیزه، سنگ، چوب، بدن بی سری افتاده است. چه جوابی باید بدهد؟ چه حرفی زینب کبری(س) باید بزند؟ فقط یک جمله گفت: آن هم سؤال کرد و یک کار کرد.

سؤال کرد هل انت اخی؟ هل انت بن امی؟ تو همان حسین چند دقیقه پیش منی؟ تو فرزند زهرا هستی؟ گویا با دقتی که در این بدن کرد جواب را گرفت. آره این حسین توست. این صید دست و پا زده در خون حسین توست. چه کرد زینب کبری(س)؟ برای اینکه به حسین بگوید حسین خوب شناختمت، خم شد لبها را به رگهای بریده … .

وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّهَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ   ‌قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ  اللَّهُ الصَّمَدُ   لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ   وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ

وَالسَّلامُ عَلَیْکُم ورَحْمَةُ اللهِ

خطبه دوم:

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

عِبادالله اُوصِیکُم وَ نَفسی بتَقوَى اللّه و اتّباع أَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ

خیلی مختصر و فشرده من دو سه تا از مطالب مهمی را که در هفته گذشته اتفاق افتاد بیان می‌کنم و نتیجه‌ای که قرار است از این مطالب بگیریم.

اولاَ برادران بنده و خواهران محترم حتماَ مستحضر هستند؛ دیداری داشت رهبر معظم انقلاب با بیش از دو هزار جوان نخبه که در سرتاسر کشور بودند. نکات خیلی ارزشمندی را فرمود و دغدغه‌های اساسی را مطرح کرد.

فرمود که در مقابل جریان دلسرد کننده، نخبه‌ها به هوش باشند. فرمودند جریانی است بدخواه یا به عبارتی بد دل که جهش‌های علمی کشور را نمی‌بینند. یا دوست دارند دیگران نبینند.

چه چیزی بدتر از یأس؟ چه عاملی مخرب‌تر از ناامیدی؟ ما که واقعاَ وقتی به دو سه دهه گذشته خودمان لااقل نگاه می‌کنیم، باید بگوییم کسانی که دم از ناامیدی می‌زنند، خواسته یا ناخواسته آب به آسیاب دشمن می‌ریزند. تردید نباید کرد. چه جای یأس و ناامیدی است؟ وقتی در این دهه‌های متمادی این همه رشد و پیشرفت در عرصه‌های علمی، صنعتی، نظامی و حوزه‌های مختلف ما داریم می‌بینیم.

قبل از خطبه‌ها هم جناب سرهنگ چگنی فرمودند. واقعیتی است. داریم می‌بینیم. تردید نکنید آن کسی که دشمنان را نسبت به کشور ما ذلیل و خام کرده است، اگر نسبت به آن تحرکات قاطعانه‌ای که کشور ما موضع گیری می‌کند و جواب دشمنان را می‌دهد دستی از پا خطا نمی‌کنند دشمنان، اینها را بلد هستند.

چرا بعضی‌ها فکر می‌کنند این قدر دم از مذاکره زدن دشمنان برای این است که قائل به دموکراسی هستند. اصلاَ دموکراسی معنا ندارد. اصلا احترام به حقوق دیگران بی‌معنا است. اگر میز مذاکره هست برای یمن هم هست. اگر میز مذاکره هست برای فلسطینی‌ها هم هست. اگر میز مذاکره محترم است جای دیگر هم باید محترم باشد.

چرا اینقدر ایران را نسبت به ایران قدر خاضعانه رفتار می‌کنند؟ به خاطر این است که بلد هستند پشت پرده چیست. خیلی از برگهای برنده را ایران هنوز رو نکرده است. آنها را بلد است.  RQ-4مثل یک پشه‌ای می‌افتد. جنازه‌اش را هم ایرانیانی‌ها به آمریکاییها نمی‌دهند.

ترامپ یکی دو ماه است دیگر جنازه این پهپادشان هم پوسیده است می‌گوید: می‌خواستیم حمله کنیم نکردیم. می‌خواستیم حمله کنیم نکردیم. مگه شما جایی که می‌توانید حمله کنید نمی‌کنید؟ نتوانستید. این نکته‌ای بود که زیبا فرمودند. رهبر معظم انقلاب فرمودند: بمب اتم نساختیم، اما چون نخواستیم. نه اینکه نتوانستیم. نه اینکه نمی‌توانیم. نه اینکه که از کسی ترس داریم. مبانی دینی ما، اجازه تجهیز، ساخت، نگهداری سلاحهای کشتار جمعی را نمی‌دهد. این دین ماست.

حالا شما می‌گویید این دین تروریستت است. ما این کشتارهای جمعی را نداریم. شما که خیلی نوع دوست و بشر دوست هستید بروید فکری برای دم خروستان بکنید و قسم حضرت عباستان. این نکته‌های زیبایی بودند که فرمودند.

یک نکته دیگر که من بگویم و واقعاَ کلاف سر درگمی است. این شفافیت آراء نمایندگان، نمی‌دانم چرا برای بعضی‌ها حل نشده است؟ چرا بعضی‌ها از نماینده‌ها نسبت به شفافیت آراء استقبال نمی‌کنند؟ من یک سؤال از این بزرگواران می‌پرسم. آن روزهایی که شما می‌آیید در شهرهای ما و استانهای ما و در سراسر کشور می‌گردید و رأی ما مردم را می‌خواهید، به ما چه می‌گویید که ما به شما رای می‌دهیم؟

نمی‌گویید که ما وکیل شما در مجلس هستیم. بله! ما بعنوان وکیل شما را می‌فرستیم آنجا یا به اسم دیگری؟ خوب وکیل ما هستید آقا. اصلاَ معقول هست یک وکیلی به موکل خودش بگوید مواضع من در دادگاه به تو اصلا ربطی ندارد؟ اینکه پرونده را من به کدام سمت و سو می‌خواهم ببرم به تو هیچ ارتباطی ندارد؟ اینکه من چه حرفهایی می‌خواهم بزنم؛ اینکه معقول نیست.

اگر وکیل هستید و من موکل تو هستم؛ خوب آراء خود را بگو که دفعه‌ای دیگر رأی به تو بدهم؟ ندهم؟ یعنی می‌شود همین جور سربسته؟ حالا آن مطالبی که خیلی سرّی هستند و نمی‌دانم اطلاعاتی هستند و چیزهای مهمی هستند یک حرفی. اما شما راجع به مسائل جاری که نسبت به ما است دارید تصمیم می‌گیرید. ما نباید بفهیم رأی شما مثبت است یا منفی؟ واقعاَ خیلی عجیب است. این هم نکته دوم.

نکته سومی که باید عرض بکنم تشکر ما از مواضع شجاعانه و عادلانه و قاطعانه دستگاه قضا است. خداوند اجر و پاداش اینها را مضاعف کند. خیلی هم سخت است. فشارها هم سنگین است، اما محکم دارند عمل می‌کنند. علی الله اجرهم. رئیس دستگاه قضا با درایت تمام فرمودند: تا امنیت اقتصادی در کشور وجود نداشته باشد برادران خواهران سرمایه گزاری صورت نمی‌پذیرد؛ و امنیت زمانی مهیا است که عرصه و میدان بر مفسدان اقتصادی تنگ بشود.(تکبیر نمازگزاران)

برای مردم خیلی مهم است؛ بدانند کسانی که در مسئولیتی قرار دارند یا منصوب به مسئولین هستند از موقعیت و رانت خودشان  سوء استفاده نمی‌کنند. رئیس محترم دستگاه قضا ثابت کرد که اصلا تعارف در کارش نیست. خط قرمزی هم ندارد. این را ثابت کرد.

یکی دو هفته پیش من دو سه هفته پیش که خطبه می‌خواندم گفتم: از علامتهای جدیت آیت الله رئیسی که خیلی از خط قرمزها در روانه زندان هستند. الآن که دارم با شما صحبت می‌کنم در این خطبه عرض می‌کنم خط قرمزها رفتند ته زندان. و این واقعاَ جای تشکر و قدردانی دارد که اینقدر سریع و با قاطعیت فرمودند: ما دست مفسدان اقتصادی را نه از انگشت بلکه از بازو قطع خواهیم کرد. اینها نکات ارزشمندی بود که این بزرگوار فرمودند.

و نکته‌ای دیگر که می‌خواهم عرض بکنم؛ گل بود و به سبزه نیز آراسته شد. حمله یمن به آرامکوی عربستان و ۵۰ درصد کاهشی نفتش کم بود؛ دو هزار اسیر و میلیاردها دلار میلیونها دلار تجهیزات نظامی به غنیمت بردن هم یک سبزه‌ای بود که کنار این گل قرار دادند و آبروی از پیش رفته بیشتر هم رفت و نشان داد که حمله به یمن حمله درستی نبود. پخته نبود. واقعاَ طراحی آن دقیق نبود. این هم نکته چهارم

و نکته بعد که مهم است و عرض می‌کنم برادران خواهران ما روز جهانی کودک را داریم. روز جهانی کودک ۱۶ مهر ماه یا ۸ اکتبر هست. در ۱۳ تا ۱۹ را ما از نظر ملی بعنوان روز کودک اعلام کرده‌ایم. جایگاه کودک و نوجوان و کلاَ فرزند در مکتب ما پوشیده نیست. وظیفه خانواده‌ها یک چیز است. استعدادهای بالقوه را از بچه‌هایشان شناسایی کنند و آن را بالفعل کنند.

چند استعداد ممکن است یک کودک داشته باشد. ما پدرها و مادرها باید بلد باشیم، این ذخائر را کشف کنیم. بچه ما در چه زمینه‌ای می‌تواند پیروز بشود. استعدادهای عقلی، استعدادهی اخلاقی، استعداهای دینی و استعدادهای هنری و ذوقی. اینها از آن مطالب مهمی است که خانواده‌ها باید نسبت به او دغدغه‌مند باشند. آیات قرآن بی شمار است.

وَاجْنُبْنِی وَبَنِیَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنَامَ خدایا توفیق به من بده خود و خانواده خودم را از آسیبهای فرهنگی دور کنم.

رَبِّ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ ذُرِّیَّةً طَیِّبَةً خدایا بچه‌های پاک، با فهم با کمالات عنایت کن الی ماشاءالله ما آیه و روایت در این زمینه داریم. اما آن نکته‌ای که در عرصه کودک مهم است محبت است و تکریم شخصیت.

در روایات داریم پیامبر خدا فرمود: من تا آخر عمرم سلام به کودکان را هرگز ترک نمی‌کنم. در روایات داریم وقتی که به منزل انصارمی‌رفتند، با برخورد با بچه‌ها سه تا کار را انجام می‌دادند. سلام اول می‌کردند. دست به سرشان می‌کشیدند. کنار خودشان جا می‌دادند و بعد دعا هم جلو خودشان برایشان می‌کردند. اصطلاحا اینها را می‌گویند زبان رفتار نه زبان گفتار، زبان ارتباط. این بچه تا آخر عمر این حرکت‌هایی که شما دستی به سرش می‌کشید در ذهنش می‌ماند. پیامبر(ص) دست زیر چانه می‌گذاشتند و یک دست پشت سر و بعد صورت را می‌بوسند. حالا شما یک دفعه این نوع بوسیدن را تمرین کنید.

یک دست را زیر چانه، یک دست پشت سر و بعد بچه‌تان را ببوسید. اصلاَ صفایی دیگر دارد. لذتی دیگر دارد. کارهایی که پیامبر(ص) این چنین می‌کردند. وقتی در خیابان و کوچه سراغ مسجد می‌رفتند، چهار پنچ نفر در روایاتی می‌دیدم به پیامبر(ص) می‌گفتند کن جملی شنیدیم که تو شتر حسنین می‌شوی برای من هم این کار را هم انجام بده.

خیلی این جمله، جمله مهمی است. خیلی زیبا است. پیامبر(ص) با اینها مشغول بازی شد. یکی از صحابی آمد؛ گفتند یا رسول الله(ص): موقع نماز است فرمودند: بروید از منزل چیزی اول بیاورید. خوراکی باشد مثلا، حالا به اصطلاح امروزی اسباب بازی. و بعد گویا بلال بوده است یا کسی دیگر می‌روند و این اشیاء را می‌آورند گردوها بودند گویا می‌آورند پیامبر(ص) اینها را در دست می‌گیرد، می‌گوید که: شما جمل خودتان را به این گردوها می‌فروشید؟

می‌گویند: بله. پیامبر(ص) اینها را می‌دهد و بعد خودش را از اینها می‌خرد. می‌گوید که: برادرم یوسف(س) را به چند درهم فروختند من را به چند گردو فروختند. خیلی این حرکتها لطیف است. خیلی این برخوردها زیبا است؛ که ان‌شاءالله در این روز و این هفته کودک این مطالب و مسائل را بیشتر مورد قطع قرار بدهیم.

خدایا به حق محمد و آل(ص) قسمت می‌دهیم مرضای ما بخصوص ملتمسین دعا کسانی که التماس دعا گفتند شفای کامل و عاجل عنایت بفرما…

به محمد و آل(ص) قسمت می‌دهیم شرّ دشمنان ما به خودشان برگردان…

در ظهور امام زمان(عج) تعجیل بفرما.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ   ‌قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ  اللَّهُ الصَّمَدُ   لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ   وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ

وَالسَّلامُ عَلَیْکُم ورَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ