۲۴م، خرداد ۱۳۹۸
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

وصیت‌نامه شهید احمد زابلی

تا آنجا که می‌توانید به اسلام خدمت کنید و از این کار روی گردان نباشید.

زمان انتشار: ۲۴م, خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ | کد خبر: 77039

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ 

گفتم که چرا دشمنت افکند به مرگ         گفتا که چون دوست بود ، خرسند به مرگ

گفتم که وصیتی ندارم؟ خندید               یعنی که همین بسی است لبخند به مرگ

وصیت‌نامه برادر شهید احمد زابلی

بروید با نبرد با دشمن، با دلی محکم و قلبهایی مملو از محبت خدا، قلبهایی که هیچ قدرت ترسلی ندارند . (امام امت)

و شهادت می‌دهم که خدائی نیست جز الله و شهادت می‌دهم که محمد(ص) رسول و بنده خداست وعلی(ع) ولی اوست.

و با سلام بر امام زمان(عج) و نائب بر حق او امام امت و با سلام برامت شهید پرور و انقلابی و با سلام به خانواده‏ام.

حال بعد از مدتی فرصتی نصیبم شد تا وصیتم را، جوهره عمرم را، حرفهای آخرم را بر روی قلم بیان کنم وآنچه می‌نویسم جوهره ‌وصیت‌هایم می‌باشد.

در حالی که لحظات آخر عمرم را سپری می‏کنم و خود را با دنیایی از گناه مواجه می‌بینم همواره بار گناه بر دوشم سنگینی می‌‏کند و توان گفتن پیامی برای شما را ندارم. چرا که خجالت می‌کشم که با این همه گناه برای شما پیام دهم. خدا می‌داند که چقدر توبه کردم، ولی دوباره به حال اولم برگشتم و چقدر گناه کردم در حالی که او مرا مشاهده می‌کرد و من خجالت نمی‏کشیدم.

و حالا وقت رفتن است، چیزی برای آخرت ندارم و بواسطه گناهم دستم از همه چیز قطع شده وامیدم به ناامیدی مبدل شده است. ولی خدایا هنگامی که رحمتت را می‌بینم، قدرت سخن گفتن پیدا می‌کنم و خدایا تو خود همچنان که رحمتت را در این دنیا به ما ارزانی کردی در آن دنیا فضل و بخشش و رحمت را از ما دریغ مکن.

صحبت اولم با پدرم و مادرم هست. ای پدر و مادر و ای کسانی که فرزندی تربیت کردید و به جامعه تربیت کردید و به جامعه تحویل دادید. ای کسانی که تمام عمرتان را صرف بزرگ کردن وتربیت من کردید: نمی‌دانم چگونه زحمات شما را جبران کنم.

ای مادر چگونه می‌توانم از تو تشکر کنم که تو با همه این مریضی‌هایت من را بزرگ کردی.

و تو ای پدر که آرزو داشتید که من به نوبه خود و بعد از شهادت برادر غلامعلی در پیری همانند عصای دست شما باشم، اگر افتخار شهید شدن را پیدا کردم هرچند نام شهید عظیم‌تر از آن است که به من نسبت دهید، می‏خواهم که صبور و مقاوم باشید و مانند زینب(س) باشید، که بعد از شهادت فرزندان و برادرش به تبلیغ اسلام پرداخت.

و از شما می‏خواهم که بی‌خود از من برای مردم تعریف نکنید و برای مراسم خرجهای زیادی انجام ندهید که باعث ناراحتیم می‏شود.

صحبت دوم با برادرانم است. هرچند که می‏دانم شما از هرلحاظ بهتر از من هستید، اما از شما می‌خواهم تا آنجا که می‌توانید به اسلام خدمت کنید و از این کار روی گردان نباشید. چرا که هر کس در راه خدا خدمت می‌‏کند و می‏گوید مسلمان هستم، خسته نمی‌شود. و نگویید که دو نفر از خانواده مان شهید شده است، دیگر کارمان را انجام دادیم.

و سخن دیگری که دارم این است که جبهه‌ها را گرم نگه دارید واسلحه من را از روی زمین بلند کنید و راهم را ادامه دهید و بدانید که تنها درس خواندن نیست که انسان را به فلاح می‏رساند، بلکه جهاد حالا به ما روی کرده و ما باید ابتدا جهاد، بعد درس را ادامه دهیم.

صحبت آخرم با مردم است:

ای مردم: ای امت حزب الله، شما امتی هستید که سخن‌ها را برای خدا تحمل می‌کنید و خواهید کرد و هرکه برای رضای خدا سختی ببیند، مورد لطف خدا قرار گرفته است که شاعر می‌گوید :

هرکه در این بزم مقرب تر است                 جام بلا بیشترش می‌دهند

ودیگر اینکه طوری رفتار کنید، مخصوصاً برادران، که خدا از شما راضی باشد. برادران نکند که مسجدها را خالی کنید. اگر که مساجد را خالی شوند، اول بدبختی ما است. ای امت حزب الله: ای مردم که همیشه پشتیبان امام بوده‏اید و هستید و نکند که این منافقان و کفار بر شما غلبه کنند که اینها می‏خواهند با رواج دادن فساد اخلاقی این انقلاب را به گمراهی بکشانند. چرا که هرچه که ما در این دوران ضربه خوردیم از این منافقان بوده است.

 

وای جوانان هرچند مسئولیت خود را می‌دانید و می‏دانید که با شهید شدن هر یک از برادران مسئولیت شما سنگین‌تر می‌شود و ممکن است از درس عقب بمانید، ولی وظیفه خود را انجام دادید و شما در آخرت روسفید هستید.

وکسانی که به دنبال کارهای روزانه خود بودند و حتی به پست و مقامی رسیدند، بدانید که ممکن است که در این دنیا مقداری هم خوشی باشد، ولی بدانید که در آخرت سرافکنده خواهند بود .

در آخر اگر کسی از من ناراحتی دیده است به بزرگی خودش مرا ببخشد. زیرا که می‏دانم نه فرزند خوبی برای پدر و مادر بودم ونه برادر خوبی برای برادران و خواهرانم و نه دوست خوبی برای دوستانم. و از شما می‏خواهم که از خدا برایم طلب آمرزش کنید و راهم را ادامه دهید.

برادر کوچک شما     احمد زابلی

مورخ ۱۸/۱۱/۶۶

منبع: مرکز فرهنگی دفاع مقدس دزفول