۱۵م، خرداد ۱۳۹۸
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

زمان انتشار: ۱۵م, خرداد ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ | کد خبر: 77013

قیام ۱۵ خرداد

بی تردید هیچ دگرگونی و انقلابی بی ریشه و علت پدید نمی آید و بسترها و عواملی در شکل گیری آن مؤثر است.

قیام ۱۵ خرداد نیز جنبشی ماندگار و اثر گذار است و نقطه عطفی در کارنامه انقلاب اسلامی ایران به شمار می رود. این قیام، سر آغاز تحوّلات و دگرگونیهای شگفت آوری شد که به حق می توان از آن به عنوان «یوم اللّه» نام برد.

عوامل و بسترهای چندی در پیدایش قیام ۱۵ خرداد نقش دارد که در این نوشتار ابتدا به بررسی و تبیین آنها می‌پردازیم و سپس پیامدها، آثار و دستاوردهای عظیم آن را مورد بازکاوی دقیق قرار می دهیم.

عوامل و ریشه ها

بازکاوی عوامل پیدایش نهضت پانزده خرداد، بعنوان مقدمه و طلیعه انقلاب شکوهمند اسلامی، نیازمند بررسی علل و پیش زمینه‌های مختلفی است که از نهضت تحریم تنباکو و انقلاب مشروطیت به وجود آمده و تا سال ۴۱ و پس از آن در خود انقلاب اسلامی تداوم داشت و در واقع هم باید بعد مادی و ظاهری این علل را در نظر گرفت و هم بعد باطنی و معنوی آنها را؛ چنان که شهید مطهری می‌گوید: «این نهضت، نهضتی است از تیپ نهضت پیامبران؛ یعنی، برخاسته از خودآگاهی یا خدا آگاهی.

این خود آگاهی ریشه‌اش در اعماق فطرت بشر است و وجدان اسلامی بیدار شده جامعه ما، او را در جستجوی ارزشهای اسلامی برانگیخته است و این وجدان مشترک و روح جمعی جوشان جامعه است که طبقات مختلف و احیاناً متضادّ را در یک حرکت هماهنگ به راه انداخته است… در نیم قرن اخیر {به خصوص با تشکیل سلسله دین ستیز پهلوی} جریانهایی رخ داد که بر ضد اهداف عالیه اسلامی و در جهت مخالف آرمانهای مصلحان صد ساله اخیر بود و طبعاً نمی‌توانست برای همیشه از طرف جامعه ما بدون عکس العمل بماند: استبداد خشن و وحشی و سلب هر نوع آزادی، نفوذ استعمار نو، دور نگه داشتن دین از سیاست؛ بلکه بیرون کردن دین از میدان سیاست، کوشش برای بازگرداندن ایران به جاهلیت قبل از اسلام و احیای شعارهای مجوسی و میراندن شعارهای اصیل اسلامی و… .»

در واقع مهم ترین عامل شکل دهنده نهضت ۱۵ خرداد، احساس و باور عمیق توده های مردم درباره دین ستیزی، ارزش ستیزی و به حاشیه راندن دین از یک طرف، و حاکم کردن ارزشهای مرده و منحط غربی و غیر دینی از طرف دیگر بود؛ یعنی، درخواست عمومی مردم برای اصلاح و دگرگونی در ناهنجاریها و کژتابیهای فکری، اخلاقی و دینی ای که داشت شکل می‌گرفت.

ریچارد کاتم استاد دانشگاه و مأمور سفارت آمریکا در ایران، می‌گوید: «نهضت خمینی رحمه الله به طور ناگهانی و سحرآمیز در ظرف چند ماه به وجود نیامد و سر بلند نکرد؛ ریشه‌هایش عمیقاً در گذشته ایران قرار دارد و به گذشته‌ای دور باز می‌گردد. واقع تر بگویم: این جنبش، تداوم نهضتی برای دگرگونی بنیادین بود که بیشتر از یک قرن قبل نضج گرفته بود.»

از نظر باطنی و درونی، علّت اصلی نهضت ۱۵ خرداد بازیابی هویت اسلامی ایران و تلاش در جهت حاکمیت ارزشهای اخلاقی و دینی بود. با این حال می توان عوامل تکوینی و شکل دهنده آن را به شمارش در آورد.

عوامل شکل دهنده قیام

انقلاب اسلامی ایران، در دوره شکل گیری خود (۱۳۴۰ ـ ۱۳۴۳) با یک سری زمینه ها و مقدمات همراه بود و در این دوره انرژی تحول و دگرگونی، طی یک سلسله جریانات و اقدامات به تدریج به سمت حوزه علمیه قم کشیده شد و رنگ و محتوای مذهبی به خود گرفت و رهبری یک عالم دینی در حدّ مرجعیت؛ یعنی امام خمینی رحمه الله بر آن مسجّل شد. این زمینه‌ها و مقدمات عبارت است از:

الف. رحلت آیة اللّه بروجردی و مطرح شدن نام امام خمینی رحمه الله ؛

ب. جریان لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی؛

ج. جریان همه پرسی ششم بهمن؛

د. حادثه خونین فیضیه (۱۳۴۱)؛

ه . دستگیری امام رحمه الله و قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲٫

ارائه دکترین کندی

انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۹۶۰ آمریکا که به روی کار آمدن دمکراتها به رهبری کندی منجر شد، با تغییراتی در سیاست خارجی آن کشور همراه گردید. کندی بر خلاف پیشینیان معتقد به سیاست انعطاف پذیرتر در رویارویی با بحرانها، به ویژه در کشورهای جهان سوّم بود. او معتقد به پیمانهای اقتصادی به جای نظامی، فعّال سازی قوای امنیتی و اطلاعاتی به جای استفاده از ارتش و تقویت برنامه های فرهنگی از قبیل سپاه صلح، دمکراسیهای هدایت شده و… بود. روی کار آمدن دولتهای غیر نظامی دست نشانده از جمله ابزارهای دولت کندی برای رسیدن به این هدف بود. در بعد اقتصادی نیز ایجاد طبقه متوسط، به راه انداختن صنایع وابسته و مونتاژ و گسترش اقتصاد مصرفی از برنامه های اصلی بود. لازمه رونق اقتصاد سرمایه داری، داشتن بازار مصرف گسترده و قدرت خرید بیشتر مردم است و برای رسیدن به اهداف اقتصادی، می بایست ساختار سیاسی ـ اجتماعی مناسبی فراهم شود.

در این میان در ایران که شاه ـ پس از کودتای ۲۸ مرداد ـ خود را مدیون آمریکا می دانست، برای ادامه سلطنت، از سیاستهای جدید کندی راه گریزی نداشت. محصول این سیاست، روی کار آوردن دولت شریف امامی و طرح شعارهای آزادی احزاب و فضای باز سیاسی و اصلاحات اداری بود؛ اما وی چندان مورد تأیید کندی نبود و هیئت حاکمه جدید آمریکا روی علی امینی حساب ویژه ای باز کرده بود.

سفر فروردین ۱۳۴۱ شاه به آمریکا و اطمینان دادن وی به کندی در مورد اجرای برنامه های مورد نظر واشنگتن، باعث شد کندی با تغییر دولت در ایران به عنوان راه تضمین حکومت شاه موافقت نماید. در نتیجه شاه در بازگشت، دولت امینی را بر کنار و در ۲۸ تیر ۱۳۴۱ اسدالله علم را جایگزین وی کرد. از اینرو دوران حکومت علم، سر آغاز یکپارچگی در ساختار حکومت شاه و شروعی بر دیکتاتوری مطلق وی در کشور بود.

اولین اقدام دولت علم در جهت اجرای سیاستهای جدید، تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی در هیئت دولت بود.

لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی

در این لایحه به لزوم حذف اسلام از شرایط نمایندگی مجلس و لزوم سوگند به «کتابهای آسمانی» به جای قرآن و … اشاره شده بود. البته بعد از آن بحث انقلاب سفید و طرح رفراندم و… نیز مطرح گردید.

تصویب لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی (در ۱۶ مهر ۱۳۴۱ توسط دولت علم) و بازتابهای آن، دلیلی بود تا حضرت امام خمینی رحمه الله نهضت عظیم خویش را بنیان گذارد و این در حالی بود که با رحلت مرجع عالی قدر شیعه آیت اللّه العظمی بروجردی رحمه الله ، ثلمه ای عظیم به ملت و روحانیت وارد شده بود و رژیم نیز عرصه را برای جولان بلا منازع خود در دین ستیزی مهیّا یافت.

به دنبال این مسئله، امام خمینی رحمه الله علمای طراز اوّل را دعوت به مشورت کرد و آنان طی تلگرافی مخالفت خود را با دولت ابلاغ کردند.

امام در پی بی اعتنایی دولت، در اعلامیه ای تأکید فرمود: «اینجانب حسب وظیفه شرعی به ملّت ایران و مسلمین جهان، اعلام خطر می کنم، قرآن کریم و اسلام در معرض خطر است، استقلال مملکت و اقتصاد آن در معرض قبضه صهیونیستها است… ملّت مسلمان تا رفع این خطرها نشود، سکوت نمی کنند و اگر سکوت کنند، در پیشگاه خداوند قاهر، مسئول و در این عالم محکوم به زوال است.»

سرانجام با پایمردی امام و حمایت مردم و روحانیون، دولت عقب نشینی می کند و لایحه را پس می گیرد. این مسئله حائز نکات قابل توجّهی است و نقطه عطفی در مسیر حرکت مردمی بود که موجب تحکیم پایه های انقلاب اسلامی گردید.

نکته جالب توجه اینکه امام رحمه الله مبنای این برخوردها را حقّ نظارت مجتهدین بر مصوّبات مجلس می داند که در اصل دوّم متمّم قانون اساسی ذکر گردیده و شیخ فضل اللّه نوری رحمه الله در تصویب آن نقش اصلی را داشت.

همچنین حرکت امام در جوّ ملتهب ایران آن روز، باعث شد که انرژی انقلابی ملّت ـ که از سال ۳۹ به فوران آمده بود و در بحران هویت و رهبری دست و پا می زد ـ پشت سر امام و مذهب و روحانیت، کانالیزه شد. از اینرو از نیمه دوّم سال ۴۱ و به دنبال قضیّه لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی، تمام اذهان دولت و ملّت متوجه قم و امام گردید.

مقام معظم رهبری آیت اللّه خامنه ای مد ظله العالی در مورد شکل گیری نهضت ۱۵ خرداد، به مسئله انجمنهای ایالتی و ولایتی اشاره می کند: «وقتی که انجمنهای ایالتی و ولایتی شروع شد، هنگامه عظیمی در سراسر کشور به وجود آمد… در لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی که در هیئت دولت به تصویب رسیده بود، قسم به قرآن را به «کتاب آسمانی که اعتقاد دارد» تبدیل کرده بودند. قید اسلام را نیز از انتخاب کننده و انتخاب شونده، برداشته بودند و به زنان هم به اصطلاح حق رأی داده بودند. این قضیه ای بود که مخالفت آن با اسلام را همه می فهمیدند.»

فاجعه قیام آفرین

هنوز خشم عمومی نسبت به این حرکت رژیم فروکش نکرده بود که ساواک قم، مجلس روضه خوانی را که از طرف آیت اللّه العظمی گلپایگانی رحمه الله منعقد شده بود، مورد حمله قرار داد. در این هجوم که روز دوّم فروردین ۱۳۴۲ صورت گرفت، مردم و طلاب مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به رگبار بسته شدند و مدرسه فیضیه به خون ملّت رنگین شد.

حضرت امام رحمه الله پس از اطلاع از این فاجعه، سخنرانی تندی علیه شاه کرد و در اعلامیه ای، منشأ سرکوبگری و ظلم؛ یعنی شاه را نشانه رفت: «شاه دوستی؛ یعنی غارتگری، هتک اسلام، تجاوز به حقوق مسلمین، تجاوز به مراکز علم و دانش. شاه دوستی؛ یعنی، ضربه زدن به پیکر قرآن و اسلام، محو آثار اسلامیت. شاه دوستی؛ یعنی تجاوز به احکام اسلام و تبدیل قرآن کریم. شاه دوستی؛ یعنی کوبیدن روحانیت و اضمحلال آثار رسالت. حضرات آقایان توجّه دارند که اصول اسلام در معرض خطر است، قرآن و مذهب در مخاطره است… .»

خونهای ریخته شده در مدرسه فیضیه، و روشنگریهای شورانگیز امام رحمه الله همچنان ادامه داشت تا محرّم و عاشورای ۱۳۸۳ ه . ق فرا رسید. حکومت با وضعیت به وجود آمده، تصمیم گرفت محدودیتهایی را برای عزاداری ایجاد کند. به همین دلیل وعاظ از سخنرانی علیه شاه و اسرائیل و آمریکا منع شدند.

حماسه رهبری در عاشورای ۴۲

امام خمینی با تبلیغات و اقدامات خود، طی حدود دو ماه، حادثه فیضیه را تا نزدیک محرم تداوم داد. شهر قم شاهد سخنرانی تاریخی امام علیه شخص شاه، آمریکا و اسرائیل بود. این سخنرانی به منزله رویارویی مستقیم و آشکار با حکومت بود و نشان می داد که امام، روحانیت و مردم، به نقطه غیر قابل بازگشتی با دستگاه رسیده اند. امام فرمودند: «ای آقای شاه! ای جناب شاه! بدبخت، بیچاره! ۴۵ سال از عمرت میره، عبرت بگیر. عبرت از پدرت بگیر. اگر راست می گویند که تو با اسلام و روحانیت مخالفی، بد فکر می کنی. اگر دیکته می کنند، به دست تو می دهند، در اطراف آن فکر کن. چرا بی تأمّل حرف می زنی؟ چه ارتباطی بین شاه و اسرائیل است که سازمان امنیت می‌گوید: از شاه صحبت نکنید، از اسرائیل هم صحبت نکنید؟ آیا به نظر سازمان امنیت، شاه، اسرائیلی است؟ آیا به نظر سازمان امنیت، شاه یهودی است؟ آقای شاه! اینها می خواهند تو را یهودی معرفی کنند تا من بگویم کافری، از ایران بیرونت کنند و به تکلیف تو برسند.»

طی حدود ۲۴ ساعت بعد از این سخنرانی، رژیم سریعا عکس العمل نشان داده و مأموران شاه، نیمه شب پانزدهم خرداد، امام را به تهران منتقل و به زندان قصر بردند.

صبح ۱۵ خرداد، مصادف با ۱۲ محرم، خبر دستگیری امام در سراسر ایران منتشر شد و مردم به شدّت عکس العمل نشان دادند و در حدّ وسیعی اعتراض کردند. دسته جات عزادار به تظاهرات پرداختند و مردم قم گروه گروه با اظهار خشم و نفرت از این عمل دستگاه، به طرف حرم حضرت معصومه حرکت کردند و جمعیت انبوهی در آنجا گرد آمدند. با توجه به دستگیری امام، مأمورین شاه که از قبل آمادگی کامل داشتند، به جان مردم افتاده و جمعی را شهید و برخی را مجروح نمودند.

در واقع می توان قیام ۱۵ خرداد را حرکت خود جوش و مردمی ـ بدون برنامه ریزی قبلی ـ دانست که با توجّه به بسترها و زمینه های قبلی به وجود آمد و در حمایت از رهبر دینی و یاری آرمانهای متعالی، به اوج خود رسید و شهرها و مناطق مختلف ایران را در بر گرفت.

سوگمندانه باید گفت که اجتماعات و تظاهرات مردمی زنان و مردان در اعتراض به بازداشت امام در قم، تهران و برخی دیگر از شهرها با هجوم نیروهای مسلح و مأمورین خون آشام به خاک و خون کشیده شد.

سیل خروشان کشاورزان غیور و کفن پوش ورامین، دهقانان کَنْ و مردم جماران به سوی تهران سرازیر شد و انبوه جمعیت ـ اعم از بازاریان، بار فروشان، معلمان، دانشگاهیان و اقشار مختلف مردم، با غریو رعدآسای یا مرگ یا خمینی و مرگ بر شاه، تهران را به لرزه در آورد.

این اعتراضات الهی و به حق، با واکنش شدید رژیم روبه رو شد و توسّط نیروهای جهنّمی و خون آشام خود، تظاهر کنندگان را با وضع فجیعی قتل عام نمود. و… به این ترتیب یوم اللّه ۱۵ خرداد شکل گرفت.

دستاوردها و پیامدهای قیام

با اعتراضات و تظاهراتی که صورت گرفته بود، امام خمینی رحمه الله پس از ده ماه زندانی شدن، در ۱۸ فروردین ۴۳ به قم مراجعت کرد و مورد استقبال با شکوه مردم و روحانیون قرار گرفت. این استقبال و توجّه مردم، به نوبه خود، پس از حادثه ۱۵ خرداد، برای امام و انقلاب یک پیروزی محسوب می شد و نقطه عطفی بر این حرکت انقلابی مردمی به شمار می آمد که پس از فراز و نشیبهایی سرانجام در سال ۵۷ با سرنگونی رژیم شاهنشاهی به پیروزی رسید. نهضت ۱۵ خرداد در اندیشه بنیان گذار نظام جمهوری اسلامی، دارای منزلتی ویژه بوده و مبدأ انقلاب اسلامی است.

«۱۵ خرداد را بشناسید و مقصد ۱۵ خرداد را بشناسید و کسانی که ۱۵ خرداد را به وجود آوردند، بشناسید. ۱۵ خرداد از همین مدرسه (فیضیه) شروع شد. عصر عاشورا در همین مدرسه اجتماع عظیم بود و ۱۵ خرداد برای اسلام بود … و به اسم اسلام بود و به مبدأیت اسلام و راهنمایی روحانیت و همین جمعیتها که الآن اینجا هستند… .»

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه