۲۰م، اردیبهشت ۱۳۹۸
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

وصیت‌نامه شهید علیرضا خرمدل

خدایا این عشق و ایمان به تو است که مرا به جبهه کشانده است.

زمان انتشار: ۲۰م, اردیبهشت ۱۳۹۸ ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ | کد خبر: 76439

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

وصیت‌نامه شهید علیرضا خرمدل

وَلا تَحْسِبَنَّ الَّذِینَ قُتِلوُا فِی سَبِیلِ اللهِ  أَ‍مْوَاتاً بَلْ أحْیَاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونْ

خدایا ما برای تو به جبهه آمده‌ایم و برای رضای تو می‌جنگیم، زیرا که ما از تو هستیم و به سوی تو باز می‌گرد یم. منظورم این است که ما هیچ چیز از خود نداریم. نه خانه‌ای، نه مالی و حتی جسممان هم متعلق به تو می‌باشد.

خدایا از جهنمت ترسی ندارم و به بهشتت طمع نکرده‌ام، بلکه این عشق و ایمان به تو است که مرا به اینجا (جبهه) کشانده است. خدایا در جبهه ما را رسولی از سلاله محمد (ص ) فرماندهی کرده و خواهد کرد.

آری تبر ابراهیم برکفم، صبر ایوب در توانم، تقوای علی(ع ) در دلم کتاب خدا در دستم، شمشیر حق در نیامم، کوله بار ایثار و شهادت بر دوشم، هجرت مصطفی را همراهم: وارث خون یحیایم. میراث دار خون حسینم. فرزند دلبند زهرایم.

شهیدی از امتم، با نوری پرتابشم، پایی پرتلاشم، یادآور شهیدان بَدر و خَندق و اُحد و خِیبرم، راهم راه خدا، هدفم برای خدا، سخنم سخن خدا، جایم در قلب امام و امت، رسالتم نه شرقی و نه غربی جمهوری اسلامی.

حال چند کلمه‌ای با خانواده شهید پرورم: پدر و مادر نمی‌دانم از کجا شروع کنم و به کجا خاتمه دهم. تو برای من پدری جانسوز بودی که هرگز تو را نمی‌توانم از یاد ببرم، زیرا که تو همانند ابراهیم زندگی کردی فرزندانت را آن طور که باید به احکام الهی آشنا ساختی.

نمی‌دانم چگونه از تو تشکر کنم. زیرا که تو مادری بودی همانند فاطمه(س) نمی‌دانم. چه بگویم؟ زیرا که گناهم زیاد است. من شما را خیلی اذیت کرده‌ام و نمی‌دانم که در ازای اذیتی که از من به شما رسیده است، خداوند چه به سرم خواهد آورد. امیدوارم که مرا ببخشید.

مادر و پدر در سر نمازتان مرا عفو کنید تا بلکه خداوند هم مرا عفو کند . پدر و مادر اگر من شهید شدم، برای اسلام است.  پیراهن سیاه به تن نکنید از شما خواهش می‌کنم. اگر غلامرضا برادرم می‌خواست به جبهه برود، جلوی او را نگیرید. بر روی کفنم گلاب بریزید تا با بوی خوش بسوی الله، یکتا معبود بی‌همتا و ائمه اطهار(ع) بشتابم.

حال سخنی چند با  برادرم غلامرضا: اگر چه در طول زندگی دنیوی من تو را اذیت کرده‌ام،  به بزرگی خودت مرا ببخش.

و تو محمد رضا: آری تو پسری بودی که در طول زندگی هدفت جز الله چیز دیگری نبود. برادران: شما سعی کنید، اسلام محمد(ص) را آنطور که باید اجرا نمایید و راهتان را ادامه دهید. از مقدار وسایلی که داشتم استفاده کنید. سعی کنید، پدر و مادر را اذیت نکنید. زیرا که قرآن می‌فرماید : پدر و مادر در مقام انبیاء هستند.

غلامرضا: یک پیراهن دارم که، باقر قصاب از من خواسته است، آن را به او بده. در ضمن از یاد نبرید که شما در دو سنگر بر علیه دشمن می‌جنگید. یکی سنگر مسجد و دیگری سنگر مدرسه است، امیدوارم از این دو سنگر جدا نشوید.

اما شما باید همانند زینب آن شیر زن کربلا پیام خون شهید را برسانید. به امت بگویید که مقام شهید چیست؟ در ضمن یکی از شما در مجلس ختم درباره شخصیت شهید حرف بزنید. سپس بگویید که: ما ناراحت نیستیم از اینکه برادری در راه خدا داده‌ایم. بلکه خوشحال هم هستیم که توانستیم امانتمان را سالم به خودش برگردانیم.

خواهران از شما تشکر می‌کنم که: وظیفه خودتان را ادا نمودید. و من توانستم در زیر پرچم اسلام و با راهنمائیهای شما، راهم را انتخاب کنم. خواهران: مادر را دلداری دهید، نگذارید که او ناراحت شود. آری من رفتم، اما امیدوارم شما بتوانید راهم را ادامه بدهید تا بلکه در نزد خدای باریتعالی روسفید باشیم.

ای امت عزیز: ای رهروان راه حسین(ع) به خون ناحق ریخته حسین(ع) قسمتان می‌دهم که یک لحظه امام را تنها نگذارید. از او پیروی کنید. زیرا که او نائب بحق است. از خدا سلامتی امام را بخواهید.

ای امت مسلمان، برای رزمندگان دعا کنید. زیرا که امام می‌فرماید: من دست و بازوی این رزمندگان را که دست خداوند بالای آن است، می‌بوسم و به این بوسه افتخار میکنم. به خدا سوگند که ما هیچ باکی نداریم، از اینکه بسوی مرگ برویم و یا مرگ بسوی ما بیاید. به تمام دوستان و آشنایان سلام برسانید. به بچه‌های مسجد شریعتی سلام برسانید. و از همه برای من طلب آمرزش کنید .

آن کس که تو را شناخت جان را چه کند          فرزند و عیال و خانمان را چه کند

دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی                  دیوانه، تو هر دو جهان را چه کند

والسلام برادر کوچکتر شما علیرضا خرمدل

ساعت۵/۲ ظهر ۲/۲/ ۶۱

منبع: مرکز فرهنگی دفاع مقدس دزفول