۲۴م، اسفند ۱۳۹۷
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

وصیت‌نامه شهید عبدالغفور پشم فروش

هیچ وقت دل به دنیا نبند که خیلی سریع می‌گذرد.

زمان انتشار: ۲۴م, اسفند ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ | کد خبر: 75567

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ 

وصیت‌نامه برادر شهید عبدالغفور پشم فروش

و اگر خدا بر تو ضرری خواهد هیچ کس دفع آن نتواند و اگر خیر و رحمتی خواهد باز احدی رد آن نتواند که فضل و رحمت حق به هر کس از بزرگان بخواهد البته می‌رسد و اوست خدای آمرزنده و مهربان.                       (آیة ۱۶ از سورة هود)

سلام علیکم، بر تمام افراد خانواده و آشنایان و دوستان و برادران دینی که این وصیت نامه را می‌خوانند هر چند من کوچکتراز آنم که بتوانم پند یا اندرز یا پیامی برای شما بدهم؛ لیکن اسلام خواسته است که هر شخصی مسلمان وصیت کند. اگر من در این راه کشته شدم خودم این راه را پذیرفته ام وخودم این راه راقبول کرده ام و هیچ کس مسئول جان من نیست و امیدوارم که من هم جزو شهدا قرار گیرم و خداوند تبارک و تعالی جان این نا قابل را در راه حق قبول نماید.

برادران و خواهران: همیشه به فکر آخرت باشید و نگذارید تا دنیا شما را به خود مشغول نماید و از دنیا برای رسیدن به بهشت و رضای خداوند تبارک و تعالی استفاده نمایند. عزیزان همیشه به خدا فکر باشد که هر چه او خواهد همان است. ای کسانی که صدای مرا می‌شنوید من یک آرزو داشتم و آن هم این بود که یاور امام باشید و بتوانم زندگیم را هدف دار کنم و هدفم همیشه خدا باشد. این را فهمیده بودم و همیشه در نظرم بود که پایان چنین باشد. راه را تشخیص داده بودم؛ ولی هنوز خودسازی من تمام نشده بود، بر نفسم مسلط نبودم.

برادران بخدای مالک یوم الدین قسم که زندگی در این دنیا خاتمه پیدا نمی‌کند و این دنیا برای آن دنیا است و همه رفتنی هستیم. آرزو‌های خود را کم کنید در فکر آخرت باشید و بیشتر فکر کنید و این موقعیت زمانی، بهترین موقعیت است، بهترین وضع را در این کشور داریم. امام را دعا کنید ،امام را دعا کنید.

پیرو دستورات او باشید. ای کسانی که می‌گفتید کاش در صحرای کربلا بودیم و به امام حسین (ع) کمک می‌کردیم. الان آن روز فرا رسیده است. از شما می‌خواهم به عنوان یک خیر خواه برای شما تمام زندگی و سرمایه زندگیتان را روی این انقلاب بگذارید که خیر خواهید دید و نفع زیادی خواهید برد. با خداوند معامله کنید و هیچکس حق ندارد در مرگ من ناراحت باشد و تأسف بخورد که هر چه خدا برایم بخواهد از جان و دل پذیرایم.

برای خانواده عزیزم:

سلام علیک:

پدر و مادر عزیزم: همیشه خدا را یاد کنید، همیشه از خدا کمک بخواهید که لحظه‌ای شما را به خودتان وانگذارید و آیة بالا را بخوانید سپس چه باک هر چه خدا خواهد و هیچ کس نمی‌تواند آن را تغییر دهد مگر دعای خیر بندگان پاک خدا و کسانی که خدا آنها را دوست دارد هیچ نمی‌خواهم برای من ناراحت باشید. مرگ حق است و این را بدانید همانقدر که شما مرا دوست می‌داشته‌اید من هم شما رادوست دارم. ولی فکر کنید که چرا من روی این دوست داشتنها پاگذاشتم.

آیا کسی مرا وادار کرد؟ خیر توجه کنید که انسان در این جهان نیامده است که دوست داشته باشد زندگی و دنیا را و بدنیا نیامده که همینطور به زندگی ادامه بدهد ومراحله آن را یعنی از بچگی به جوانی و از جوانی به پیری و مرگ )طی کند و بعد هم در رختخوابی نرم و در زیر سایه‌ای خنک رخت از این جهان ببند و به انسان برای این ساخته نشده است. انسانی که خدا می‌گوید تو خلیفه من در زمینی بلکه این خلیفه باید مراحلی را طی کند تا به خلیفة الهی برسد . به خدا توکل کنی و از هیچ چیز نهراسید.

مادر عزیزم: تو را خیلی دوست دارم و دعای خیرم برای توست. خدا همیشه یار و یاورت باشد. از هیچ چیز نترس و هیچ ناراحت نباش. که دنیا خیلی تند می‌گذرد و هیچ فکر این مباش که عزیزی از دست داده‌ای که دنیا محل گذر است.

پدر گرامیم و دوست مهربانم امیدوارم همیشه خدا تو را هدایت کند وتو را نگهدار باشد. پدرم چگونه از تو تشکر کنم. تو چقدر صبور بودی خیلی دوستت داشتم. پدر دوست دارم مردانه در عزای من بنشینی و فقط ذکر خدا بگوئی و توکل داشته باشی و ناراحت از مرگ من نباش که دنیا وفا ندارد و هیچ وقت دل به دنیا نبند که خیلی سریع می‌گذرد و این چیزهای دنیوی همه‌اش امتحان است و آزمایش دل به اینها نبند.

پدرم دوست دارم از هیچ نترسی و فکر کنی که آیا در این دنیا چیزی هست که بتوانیم به آن دل ببندیم و بخاطر آن بمانیم و آیا بعد از این دنیا چه خواهد شد و پدر عزیزم توشه آخرت را جمع کن و دنیا خیلی سریع می‌گذرد.

این چند جمله را برای همسرم می‌نویسم نه برای تسلی خاطر بلکه حقایقی هستند که من توانسته‌ام در این چند سال عمرم بفهمم و درک کنم و این حقیقت چنین است که دنیا مزرعه آخرت است و چنین خداوند تبارک و تعالی فرموده است.حال در این مزرعه که دنیا نام دارد چه بکاریم تا محصولی را در فصل اخر بدست آوریم تا این محصول بهترین محصول باشد و در آنجا ضرر و زیان نبینم.

آیا همین دنیای فانی که به آن مشغولیم می‌تواند محصول آخرت را برای ما فراهم کند با خیر؟ به نظر من این تخم باید صبر و حقیقت باشد و همچنین توصیه به صبر و حقیقت چیست؟ آیا صبر و در مقابل ظلم یا در مقابل مصائب برای رسیدن به حقیقت در این دنیایی که ظلم بیداد می‌کند؟

آیا باید در مقابل ظلم ایستاد یا باید صبر نمود یا اینکه باید مقابله کرد و ظلم را کوبید؟ به هر عنوان و هر کاری و در مقابل فشارهایی که در این راه می بینیم صبر کنیم؟ و حقیقت آیا می‌تواند چیزی به جز رضای خداوند باشد؟ آیا حقیقت این است که بخوریم و بخوابیم یا این است که همه زندگیمان رنگ الهی داشته باشد؟

باید عرض کنم من این اهداف را با جان و دل قبول دارم و اگر هم چند وقتی ظاهراً به زندگی دنیوی مشغول بودم،  بخاطر این معنویت بوده است

در اینجا چند جمله برای برادران و خواهرانم  می‌نویسم. شما رادوست دارم. شما راه حق را انتخاب کنید و اهل فکر و اسلام و عمل باشید و سعی کنید که پاسدار از اسلام وامام باشید. مادر و پدر را ناراحت نکنید و آنها را دوست بدارید و به آنها کمک نمائید.

وَالسَّلامُ عَلَیْکُم ورَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ

عبدالغفور  پشم فروش

منبع: مرکز فرهنگی دفاع مقدس دزفول