۱۱م، بهمن ۱۳۹۷
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

زمان انتشار: ۱۱م, بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۱۱:۴۴ ق.ظ | کد خبر: 74628

دوران تدریس و مراتب علمی آیت الله قاضی(ره)

منزل خود را تبدیل به مدرسه کرده بود

در زمان کودکی شاهد بودم که آیت الله قاضی منزل شخصی خود را به حوزه علمیه تبدیل کرده بود، به طوری که یک اتاق بزرگ از منزلش که مشرف به رودخانه دز بود به مدرسه اختصاص داده و در همین اتاق، وجوهات شرعی را از مردم دریافت می‌کرد و شهریه طلاب را به آنان پرداخت می‌نمود.

در مدرسه آیت الله نبوی تدریس می‌کرد

حوزه درس آیت الله قاضی منزل مسکونی او بود، ایشان به تقاضای مرحوم آیت الله سید اسدالله نبوی روزی ۲ ساعت در حوزه علمیه ایشان تدریس می‌کرد و یکی از اساتید حوزه علمیه آیت الله نبوی بود.

اشتیاق فراوان به تدریس داشت

از ویژگیهای بارز آیت الله سید مجد الدین قاضی اشتیاق وافر ایشان به تدریس بود، چنانکه در ابتدای تحصیل و فراگیری مقدمات هر کتابی را که به پایان می‌رساند، بلا فاصله آن را تدریس می‌نمود. البته این عادت دیرینه و سنت حسنه و موفق فضلای مدارس علمیه بوده است.

ایشان بیش از ۶۰ سال از عمر پر برکت خود را بی‌وقفه با این عادت پسندیده سپری کرد. تدریس و قیل و قالهای طلبگی بیش از هر چیز او را به وجد و نشاط وامی‌داشت و به سر ذوق می‌آورد. این شور و اشتیاق و این تمحض و تمرکز با احاطه کامل به متن و عبارات و کلمات مؤ لفان و تمثیلات مشهور موجب شده بود محل درس او مشحون از اهل فضل باشد.

سخن به گزاف نیست که کمتر کسی از فضلای معاصر منطقه دزفول پیدا می‌شود که نزد ایشان درس نخوانده و یا به نحوی از  محضرشان کسب فیض نکرده باشد، آن هم در دوره‌ای که حلقه‌های تدریس ده‌ها عالم و مدرس برجسته در مدارس پر رونق آنجا بر پا بود.

اهتمام پشت کار معظم له به اندازه‌ای بود که زمان و مکان و هر مانع دیگر نمی‌توانست در این امر وقفه و خللی ایجاد نموده و یا درس و تعلیم را از اولویت خارج کند.

روزی حجةالاسلام والمسلمین حاج ملا محمد کاظم تدین(ره) از مدرسان حوزه و از وعاظ و خطبای مشهور دزفول، پس از پایان درس فرمود: کتاب شریف شرایع الاسلام محقق حلی را خدمت حضرت آیت الله قاضی و در منزل ایشان تلمذ می‌کردند.

روز آخر ذی حجه بود و به اتمام کتاب چیز زیادی باقی نمانده بود و با شروع محرم الحرام تمامی درس و بحثها برای مدتی طولانی تعطیل می‌گردید و مقدار باقیمانده بیشتر از یک جلسه درسی معمول در حوزه‌ها بود.

من پیش از درس از ایشان استدعا کردم هر طور شده کتاب را به پایان برساند و حتی عرض کردم چنانچه درس تا وقت ناهار ادامه پیدا کرد توقع صرف ناهار با ایشان را نداشته باشم.

معظم له با کمال میل پذیرفت و درس را شروع کرد، مدتی گذشت و مقداری از عبارات را شرح و تفصیل داده بود که ایشان را برای اقامه نماز میت یکی از مؤمنین و محترمین دعوت کردند.

از جایی که در امور اجتماعی بسیار ساعی بود، پذیرف و عازم رفتن گردید و از جهتی که هیچ مانع و رادعی برای تشکیل حلقه درس نمی‌دید و هیچ تکلفی را در ین باره نمی‌پذیرفت فرمود: کتابت را با خود بیاور.

لذا وقتی که مردم به امور متوفی مشغول بودند، در مسجد مربوطه مقدار دیگری از کتاب را خواندیم و پس از اقامه نماز میت  که مقارن با ظهر شد با هم به مسجد امام حسن مجتبی علیه السلام (مسجد بازار) رفته و فریضه ظهر و عصر را ادا کرد، سپس به منزل ایشان مراجعت کردیم.

خدمتشان عرض کردم، بنده قبل از درس به حضرتعالی قول داده بودم در صورت طولانی شدن درس توقع ناهار نداشته باشم که فرمودند: چنین چیزی امکان پذیر نیست.

بلافاصله پس از صرف ناهار با رغبت  تمام تتمه کتاب را تدریس کرده و به پایان رساندند.

من هیچ گاه این محبت، سعه صدر و حوصله و بزرگواری را از یاد و خاطر نخواهم برد که یک روز کامل از اوقات گرانبهای خود را صرف این موضوع کردند.

تدریسی منحصر بفرد

حضرت آیت الله سید مجدالدین با آن همه مراتب فضل و دانش از تدریس مقدمات استنکاف نمی‌کرد. این کمترین، مقدار قابل توجهی از مقدمات را از محضر پر فیضش خوشه چینی کردم.

اگر به دلیل سفر یا اشتغالات عدیده در تدریس ایشان وقفه‌ای کوتاه ایجاد می‌شد در اولین فرصت آن را جبران می‌کرد اگر چه با  اوقات و ساعات غیرمعمول مواجه می‌شدیم. سبک تدریس ایشان متفاوت و متمایز از دیگران و تقریبا منحصر بفرد بود. برای شروع درس، شاگرد یا یکی از شاگردان عبارت خوانی می‌کرد. مشارالیه به دلیل حافظه بسیار قوی و حضور ذهن و احاطه بر لفظ و معنی هنوز مقداری از عبارات خوانده نشده بود که خود آن را تکمیل می‌کرد و توضیح می‌داد.

متون غالب کتب درسی را از ادبیات (صرف و نحو و معان یبیان) منطق، فقه و اصول و … از حفظ داشت و نیازی به استفاده از کتاب مورد نظر نبود و به دلیل تسلط بر مسائل ادبی، لغزشهای صرفی و نحوی عبارت خوان را به او یادآوری می‌کرد.

 اعلم این شهر آیت الله قاضی است

مرحوم حاج عبدالسادات سرور زاده فرزند مرحوم حاج رمضان، خادم مسجد بازار نقل می‌کرد: روزی عالم برجسته و مجتهد مشهور مرحوم آیت الله حاج میرزا محمدعلی معزی دزفولی، علمای دزفول را دعوت کرد تا اعلم علمای شهر را به آنان معرفی کند. در این جلسه، آن عالم بزرگ رو به جمع علما کرد و پرسید: به نظر شما اعلم این شهر کیست؟ وقتی همه پاسخ دادند: بدون شک شما اعلم علمای این شهر هستید، او با تواضع خاصی فرمود: اعلم از من وجود دارد و آن شخص آیت الله حاج سید مجد الدین قاضی است که من هر روز صبح با صدای عصای او که از پشت دیوار خانه‌ام عبور می‌کند، تا برای اقامه نماز صبح به مسجد بازار برود، بیدار می‌شوم.

این شهادت از سوی مرحوم  آیت الله معزی دزفولی موجب افتخار آیت الله قاضی و نشان دهنده مرتبه علمی و فقهی ایشان بود.

رساله‌‌ای درباره نماز مسافر نوشتند

آیت الله قاضی پس از فوت پدر خود به دلیل اداره زندگی خانواده که عائله‌ای سنگین بودند، فرصت کمی برای نوشتن و مطالعه  داشتند اما با این حال مطالب و جزواتی را درباره نماز مسافر نوشتند.

در بهت و حیرت مانده بودند

در یکی از روزها که در منزل افتخار میزبانی آیت الله قاضی را داشتم پس از صرف صبحانه جمعی از طلاب و روحانیون برای درس به منزل آمدند و نشستند، من به احترام آیت الله قاضی ادامه کلاس درس را به ایشان سپردم. در آن روز آقای قاضی به گونه‌ای با تسلط علمی و بیان شیوا و جذاب، تدریس کردند و با بهره گیری از حافظه سرشار خود به ارائه موضوعات پرداختند که طلاب و روحانیون حاظر، در بهت و حیرت مانده بودند که چگونه پیرمردی با آن سن و سال برغم سالها دوری از تدریس بدون مراجعه به کتاب و یا آمادگی قبلی به آن شیوایی، مطلب را بیان می‌کردند.

در تدریس از تمثیلات و حکایات استفاده می‌کرد

آیت الله قاضی به هنگام تدریس با استفاده از تمثیلات و حکایات دل پذیر و یادآوری نکته‌ها و شواهد، جلسه درس را برای استفاده عموم و طلاب دلپذیر می‌کرد و طلبه‌ها نیز با اشتیاق به درس و نکات حواشی آن، گوش فرا می‌دادند و درس را بهتر می‌آموختند.

سخنان شیرین و پندآموز

در سال ۶۱ و ۶۲ بخشهایی از فقه و از جمله شرح لمئعه را در حوزه علمیه دزفول نزد آیت الله قاضی نزد آیت الله قاضی تلئمذ کردم روش ایشان در ارائه این درس به این صورت بود که من عبارات درس را از روی کتاب می خواندم و ایشان آن را با دقت و تسلط توضیح می دادند.

یکی از برکات این مدت آن بود که با  توجه به اینکه کلاس درس، خصوصی بود و من تنها شاگرد آن بودم، ایشان قبل و بعد از درس، از تجربیات و خاطرات خود و یا در مورد مسائل شهر و کشور، سخنان شیرین و دقیقی می‌فرمودند که من از شنیدن آنها نهایت بهره را می بردم.

 کلاس اخلاق و معنویت

در دوره‌ای که در محضر آیت الله قاضی تلمذ می کردیم، ایشان با عطوفت بسیار و مهربانی فر اوان با ما برخورد می‌کردند تا جائی که احساس می کردیم در کنار پدر مهربان خود نشسته ایم. با او درد دل می‌کردیم و ایشان به مشکلات ما رسیدگی می‌کرد.

کلاس درس ایشان، کلاس اخلاق بود و بیش از آنکه محل تعلیم علم باشد، تحصیل درس ادب و اخلاق بود و ما معنویت و ایمان و مردم‌داری و دلسوزی برای مردم و در راه مردم را از ایشان فرا می‌گرفتیم.

در علوم حوزوی و فقهی تسلط داشت

تسلط آیت الله قاضی در میان اهل علم بر علوم حوزوی بسیار مشهور بود و کهولت سن و ضعف بینایی ایشان نیز نتوانسته بود در این زمینه تأثیرگذار باشد. این تسلط به گونه‌ای بود که برغم سن بالا و آن همه مشغله ذهنی و اجرایی و دوری از تدریس، هنگامی که طلبه‌ای پرسشی می‌کرد و یا جمله ای از یکی از کتابهای فقهی را در محضرشان می‌خواند، تا چندین سطر پس از آن را با تسلط کامل برای او توضیح می‌دادند و فروض و فروع مختلف آن موضوع را بیان و مطرح می‌کردند به گونه‌ای که موجب حیرت طلاب و علمای حاظر می‌شد.

آیا شما به یاد دارید؟

در زمان موشکباران دزفول یک بار که مسئولین برای عرض تسلیت و همدلی داغداران خانواده‌های شهدا آمده بودند آیت الله مهدوی کنی نیز در ان جمع بودند. پس از مراسم تشییع که دور هم نشسته بودیم ایشان به آیت الله قاضی رو کردند و گفتند: آیا به یاد دارید در مدرسه لرزاده، به طلاب، دروس حوزوی را تدریس می‌فرمودید؟ ایشان هم تأیید کردند و این نشان دهنده مقام علمی آ یت الله قاضی بود.

در تمام علوم مربوط به اجتهاد متبحر بود

آیت الله در تمام علوم مربوط به اجتهاد متبحر بود اگر چه در تکلم مشکل داشتند اما دارای حافظه بسیار عالی بودند و در مسائل علمی حضور ذهن عجیبی داشتند و حتی مدتها در مدرسه مرحوم آیت الله نبوی در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی تدریس می‌کردند که من خود شاهد تدریس ایشان بودم.

منبع: کتاب مجد دین نوشته دکتر غلامعلی رجایی