۳۱م، شهریور ۱۳۹۷
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

زمان انتشار: ۳۱م, شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ | کد خبر: 72476

ورود کاروان اسرا به کوفه

حادثه خونین کربلا، عصر روز عاشورا با شهادت امام حسین(علیه السلام) و اصحابش پایان پذیرفت و بخش دوم نهضت حسینى به رهبرى امام سجاد(علیه السلام) و عمه بزرگوارشان، حضرت زینب کبری (علیهاالسلام) آغاز شد.

حرکت کاروان اسیران کربلا به سمت کوفه در روز یازدهم محرم سال ۶۱ هجری، یعنی فردای عاشورای حسینی ثبت شده است. عمر سعد کاروان اسرای اهل بیت(علیهم السلام) را به سمت کوفه حرکت داد. کاروان ۱۲ محرم سال ۶۱ هجری به کوفه رسیدند.

کوفه براى خاندان پیامبر اکرم شهرى آشنا بود، برخى از بانوان اسیر در کاروان همچون، حضرت زینب(علیهاالسلام) روزگارى نه چندان دور، خود بانوى گرانقدر این شهر بود و در این شهر جلسه تفسیر قرآن داشت. این شهر مدتى مرکز حکومت امام على(علیه السلام) بود و مردم این شهر خاندان على(علیه السلام) را از یاد نبرده بودند.

اهـل بـیـت رسـول خـدا را هـمـانـنـد اسـیـران وارد کوفه کردند. امام سجاد(علیه اسللام) از شدت بیمارى رنجور شده بود، ولى با این حال او را در غل و زنجیر کرده بودند.

آیا این همان کوفه‌ای هست که تو در آن تفسیر قرآن می‌گفتی؟!

آیا این همان کوچه‌ای هست که کوچه‌هایش، خاک پای تو را مریدانه به چشم می‌کشید؟

آیا این همان کوفه‌ای است که زنانش، زینب را برترین بانوی عالم می‌شمردند و مردانش بر صلابت عقیله بنی هاشم سجود می‌بردند؟

نه، باور نمی‌توان کرد.

این همه زیور و تزیین و آذین برای چیست؟

این صدای دهل و دف از چه روست؟

این مطربان و مقنیان در کوچه و خیایان چه می‌کنند؟

این مردم به شادخواری کدام فتح و پیروزی این چنین دست می‌افشانند و پای می‌کوبند؟

در این چند صباح، چه اتفاقی در عالم افتاده است؟

چه بلایی، چه حادثه‌ای، چه زلزله‌ای، کوفه و مردمش را این چنین دگرگون کرده است؟

چرا همه چشم‌ها خیره به این کاروان غریب است؟ به دختران و زنان بی سرپناه؟ این چشم‌های دریده از این کاروان چه می‌خواهند؟

 سخنرانی حضرت زینب (علیهاالسلام) برابر مردم شهر کوفه

بشیر بن حذلم اسدى مى‌گوید: در آن روز متوجه زینب دختر امیرالمومنین(علیهماالسلام) شدم، به خدا سوگند! در عین حال که سخنورى توانا و بى نظیر بود، حیا و متانت سراپاى او را فرا گرفته بود و گویا سخنان گهربار على(علیه السلام) از زبان رساى او فرو مى‌ریخت و او على‌وار سخن مى‌راند. مـردم کـوفـه با دیدن کاروان اسیران شیون و زارى سر دادند. زینب کبرى(علیهااسللام) به مردم اشاره کرد خاموش باشید! در این هنگام نفس‌ها در سینه‌ها حبس گشت و زنگ‌هاى شتران از صدا افتاد پس ‍ زینب کبرى(علیهاالسلام) شروع به سخنرانى نمود:

اتَبْکُونَ؟! فَلا رَقَاتِ الدَّمْعَةُ، وَلا هَدَاءَتِ الرَّنَّةُ، اِنَّمَا مَثَلُکُمْ کَمَثَلِ الَّتى نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ انْکاثا، تَتَّخِذونَ ایْمانَکُمْ دَخَلا بَیْنَکُمْ… .

اى مردم کوفه! اى اهل خدعه و غدر! آیا براى گرفتارى ما گریه مى‌کنید؛ پس اشک چشمانتان خشک نشود! و ناله‌هایتان فرو نشیند!

مَثل شما مردم، مَثل آن زنی است که رشته خود را بعد از آن که محکم تابیده شده باشد تاب آن را باز گرداند. شما ایمان خود را مایه دغلى و مکر و خیانت در میان خود مى‌گیرید؛ آیا در شما صفتى هست الا لاف و گزاف زدن و به جز آلایش به آنچه موجب عیب و عار است و سینه‌هایتان مملو از کینه و زبان سرشار از چاپلوسى است… .

شما همانند گیاهى هستید که در منجلاب‌ها مى‌روید که قابل خوردن نیست یا به نقره‌اى مانید که گور مرده را به آن آرایش دهند.

ظاهرت چون گور کافر پر حلل                    باطنت قهر خدا عزوجل

آگاه باشید که بد کارى بوده آنچه را که نَفْس‌هاى شما براى شما پیش فرستاد که موجب سخط الهى بود و شما در عذاب آخرت، جاویدان و همیشگی خواهید بود.

آیا گریه و ناله مى‌نمایید، به خدا که باید گریه بسیار و خنده کم داشته باشید؛ زیرا به حقیقت که به ننگ و عار روزگار آلوده شدید که این پلیدی و آلودگی را به هیچ آبى نتوان شست؛ گناه کشتن فرزند خاتم پیامبران و آقا و سرور جوانان اهل بهشت را چگونه می‌توان شست؟!

کشتن همان کسى که در امور، پناه شما و در هنگام نزول بلا، فریادرس شما و در مقام حجت با خصم، رهنماى شما و در آموختن سنت رسول الله (صلی الله علیه و آله)، بزرگ شما بود.

آگاه باشید که بد گناهى بود که به جا آوردید، هلاکت و دورى از رحمت الهى بر شما باد و به تحقیق که به نومیدى کشید کوشش شما و زیانکار شد دست‌هاى شما و در این معامله، دچار خسارت و ضرر شدید. به غضب خداى عزوجل برگشتید و داغ ذلت بر شما نشست؛ واى بر شما باد، اى اهل کوفه!

آیا مى‌دانید جگرگوشه رسول خدا(صلى الله علیه و آله) را پاره پاره نمودید. آیا می‌دانید بانوان محترمه و با عزتِ در گوهر را آشکار ساختید؟! می‌دانید خون رسول خدا را ریختید و حرم او را ضایع ساختید؟!

به تحقیق که کارى قبیح و زشت انجام دادید که موجب سرزنش است و ظلمى به اندازه زمین و آسمان نمودید.

آیا تعجب می‌کنید که اگر آسمان، خون بر سرتان باریده است و البته عذاب روز بازپسین خوارکننده‌تر است و در آن روز شما را یاورى نخواهد بود.

پس به واسطه آن که خدا به شما مهلت داده از حد خویش خارج نگردید؛ زیرا عجله در انتقام، خداى را به شتاب نمى‌آورد و او بى‌تابی نمى‌کند که بر خلاف حکمت کارى کند و نمى‌ترسد که خونخواهى کردن از دست او برود. به درستى که پروردگار به انتظار بر سر راه است (تا داد مظلوم از ظالم ستاند).

راوى گوید: به خدا سوگند! مردم کوفه را در آن روز دیدم همه حرّان و عطشان، دستان بر دهان گرفته و گریه مى‌کردند.

پیرمردى را دیدم در پهلویم ایستاده چنان گریه مى‌کرد که ریشش از اشک چشمانش تَر شده بود و گفت: پدر و مادرم به فداى شما باد؛ پیران شما از بهترین پیران عالمند و جوانان شما بهترین جوانان و زنانتان بهترین زنان و نسل شما بهترین نسل‌هاست و این نسل خوار و مغلوب ناکسان نمى‌گردد.

منبع: مؤسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان