۲۰م، شهریور ۱۳۹۷
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

زمان انتشار: ۲۰م, شهریور ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ | کد خبر: 72304

عظمت و حرمت محرم

محرم، نام نخستین ماه از ماه های دوازده گانه قمری است. علت نام گذاری این ماه به محرم آن بود که در زمان جاهلیت، جنگ در این ماه را حرام می دانستند و روز اول محرم را اول سال قمری قرار می دادند.

بنی امیه در سال ۶۱ هجری، با ریختن خون سیدالشهدا و خاندان و یارانش در این ماه و پدید آوردن حادثه کربلا، احترام ماه حرام را نگه نداشتند.

از آنجا که ماه محرم یادآور حادثه کربلا و عاشوراست، فرا رسیدن آن دل ها را اندوهناک می کند. پیروان و شیفتگان امام حسین(ع) نیز از اول محرم همه جا را سیاه پوش می کنند و به یاد آن امام شهید، به عزاداری می پردازند.

محرم همچون عاشورا، رمز احیای خاطره حماسه های کربلاست. در فرهنگ شیعه، نام محرم با عاشورا، کربلا و امام حسین(ع) آمیخته شده است و با یکدیگر پیوند دارند و گویی محرم جز حسین و کربلا هیچ ندارد. امام حسین(ع) با شهادت، به قرب الهی رسید و این کار بزرگ، چون تابلویی زیبا، برای همیشه در برابر چشمان انسان قرار دارد.

رشد، در پرتو عزاداری

وظیفه پیروان امام حسین(ع) و شیعیان آن حضرت، عمل به سیره و رفتار ایشان است. چراغ فروزانی که اباعبدالله الحسین(ع) روشن کرد، روشنایی بخش راه پیروان او شد. بنابراین، دوستداران و شیفتگان آن حضرت وظیفه دارند با عزاداری و سوگواری برای آن حضرت و یاران باوفایش، این مشعل هدایت را همواره روشن نگه دارند.

افزون بر این، عزاداری برای سالار شهیدان از جنبه های دیگر نیز در خور توجه است که عبارتند از:

  1. تولّی و تبرّی: تولّی، دوست داشتن دوستان خدا؛ یعنی پیامبر اکرم(ص) و خاندان اوست. تبری نیز به معنای بیزاری جستن از دشمنان خدا؛ یعنی دشمنان پیامبر و خاندان اوست. عزاداری نیز ادای تکلیف تولّی و تبرّی است که از فروع دین و تکالیف شیعه است. اشک ریختن بر حسین(ع)، نوعی بیعت و امضای پیمان دوستی با سیدالشهدا و ابراز تنفر و انزجار از دشمنان و قاتلان آن حضرت است.
  2. رشد فردی، اجتماعی و فرهنگی: یکی از آثار و پی آمدهای عزاداری برای

سید شهیدان، ساختن فرد و جامعه بر اساس الگوی عرضه شده امامان معصوم: است؛ عزاداری از روی شناخت و معرفت و رعایت چارچوب های شرعی و عرفی.

انجام دادن این عزاداری، افزون بر اینکه در بعد عاطفی و معرفتی، فرد را به اهل بیت پیامبر(ص) وابسته می کند، فرهنگ زلال اهل بیت: و مذهب شیعه را نیز با معرفت وعاطفه به نسل های بعدی منتقل می کند و این بهترین راه برای حیات فرهنگی مکتب اهل بیت: به شمار می آید.

  1. حفظ و ترویج اسلام ناب: عزاداری و گریه بر مصایب سالار شهیدان، موجب زنده نگه داشتن راه و هدف نهضت حسینی است. مجالس عزا، ادامه رسالت پیام رسانان عاشورا؛ یعنی امام سجاد(ع) و حضرت زینب۳ است. سوگواری در محرم و گریه بر مظلومیت شهدای کربلا، سلاح همیشه برّانی است با فریاد و اعتراض به ستمگران.

آسیب های عزاداری سالار شهیدان

فرهنگ عاشورا و عزاداری امام حسین(ع) نیز مانند هر پدیده باارزش دیگر دچار آفت ها و آسیب هایی است که در صورت مقابله نکردن عاقلانه با آن ممکن است به فرهنگ پربار عاشورایی آسیب هایی وارد شود. برخی از این آسیب ها عبارت است از:

الف) برخورد عاطفی صرف با مقوله عزاداری: بی شک، عاطفی ترین صحنه ها در تاریخ عاشورا وجود دارد. این بُعد از حادثه عاشورا به دلیل دو عنصر حماسه و زیبایی در کنار عاطفه قوی، آن را اثرگذارتر کرده است. در فرهنگ عامه، بیشتر شاهد پررنگ بودن جنبه تراژیک این حادثه هستیم، به گونه ای که تا حدودی عرصه بر جنبه های حماسی و عرفانی حادثه عاشورا تنگ شده است. متأسفانه در گذر زمان، برای شدت بخشیدن به جنبه عاطفی، داستان ها و مطالبی بدون ربط و سند برای حادثه عاشورا جعل شده است، مانند عروسی حضرت قاسم در روز عاشورا… .

ب) تبدیل شدن عزاداری به عادت: از آنجا که بار عاطفی حادثه عاشورا قوی است، ظرفیت عادت پذیری آن به شدت افزایش می یابد. وقتی موضوعی به عادت تبدیل شود، دیگر برای به جا آورنده آن عمل، تنها انجام دادن آن، هدف خواهد شد و او با این کار تخیله روانی می شود. ازاین رو، انتظار معنادار بودن و پویایی عمل، انتظاری بی معنا خواهد بود.

ج) آمیخته شدن عزاداری با فرهنگ های قومی و ملی: شیوه های عزاداری هر قوم و ملت مانند زبان آنها گوناگون است. بنابراین، باید بکوشیم برای هماهنگ و اصول مند کردن عزاداری سیدالشهدا، براساس فرهنگ یک ملت، با فلسفه و اهداف و روح قیام تناسب ایجاد شود.

د) ضعف دانش و بینش عمومی: کمبود دانش و اندیشه در جامعه، زمینه ساز گسترش انحراف ها، تحریف ها و خرافه هاست. در این زمینه هر چه میزان و سطح تحصیلات افراد جامعه بیشتر باشد، امکان کمتری برای نفوذ اندیشه های نادرست و باطل وجود خواهد داشت. این امر با روحیه پرسشگری، نقادی و نقدپذیری ارتباط بسیاری دارد. بینش بالای جامعه همواره موجب امنیت روانی جامعه و اعتلای جایگاه عالمان و واعظان مصلح و آگاه است.

محرم، درس زندگی

تو هر یک از ماه های خوب خدا، نسیم نعمت و رحمت بر مؤمنان می ورزه. ماه محرم، ماهیه که به ما یاد می ده چگونه زندگی کنیم. آموزه های عاشورا و حرکت بی مانند امام حسین(ع) فقط برای ما مسلمونا نیست، بلکه برای انسان و انسانیته. محرم به ما درس عزت، معنویت، ایثار، حماسه و عرفان می ده.

بعضی آدما زندگی رو در نفس کشیدن و خوردن می دونن؛ این جور زندگی، زندگی حیوانیه، ولی زندگی انسان، متعالی تر و فراتر از خور و خواب و خشم و شهوته.

این زندگی سرشار از ایمان و انسانیت و عزته که دین اسلام به اون حیات و زندگی طیبه و پاک می گه. امام حسین(ع) برای دست یافتن به این زندگی برتر و جاودانه، پذیرای شهادت شد و از بیعت با یزید خودداری کرد. بر این اساس، دیدگاه، هم مرگ و هم شهادت، خیر و سعادته، هم حیات و پیروزی و به فرموده قرآن، «اِحدی الحُسنیین» یکی از دو خوبی. پس شیفتگان حسین(ع) حق دارن نسبت به یاران آن حضرت و شهدای کربلا احساس حسرت کنن و با خود بگن: ای کاش ما هم در کنار شما بودیم و به فوز عظیم می رسیدیم!

سخن بزرگان

امام خمینی(ره)

«محرم، ماه نهضت بزرگ سید شهیدان و سرور اولیای خداست که با قیام خود در مقابل طاغوت، تعلیم سازندگی و کوبندگی به بشر داد و راه فنای ظالم و شکستن ستم کار را در فدایی دادن و فدایی شدن دانست».

«محرم است. این محرم را زنده نگه دارید! ما هر چه داریم، از این محرم است و از این مجالس. مجالس تبلیغ ما هم از محرم است؛ این قتل سیدالشهداء و شهادت اوست. اگر این مجالس وعظ و خطابه و عزاداری و اجتماعات سوگواری نبود، کشور ما پیروز نمی شد».

«هزار و چهارصد سال است که با این منبرها، با این روضه ها و با این مصیبت ها و با این سینه زنی ها اسلام را حفظ کرده اند».

مقام معظم رهبری

«امام حسین(ع)، از لحاظ عملی درس بزرگی به همه تاریخ اسلام داد و در حقیقت، اسلام را، هم در زمان خودش و هم در هر زمان دیگری بیمه کرد. هر جا فسادی از آن قبیل باشد، امام حسین(ع) در آنجا زنده است، با شیوه و عمل خود دارد می گوید که شما باید چکار کنید. تکلیف این است. لذا باید یاد امام حسین(ع) و یاد کربلا زنده باشد؛ چون یاد کربلا، این درس عملی را جلوی چشم می گذارد».

نکته ها

دلیل نام گذاری مجالس عزای امام حسین(ع) به روضه خوانی، این است که در دوره سلطان حسین بایقرا، از نوادگان تیمور، یکی از دانشمندان وخطبای خوش آواز سبزوار به نام ملا حسین، معروف به واعظ کاشفی به هرات رفت و مورد توجه بزرگان دولت قرار گرفت و شهرت فراوان یافت. او کتابی به نام روضة الشهداء به فارسی درباره واقعه کربلا، برای نواده دختری سلطان حسین بایقرا نوشت. شیعیان در روزهای سوگواری، «روضة الشهدا» را از رو می خواندند و عزاداری می کردند. کسانی که این کتاب را می خواندند، کم کم به مناسبت نام این کتاب، به روضه خوان معروف شدند. به تدریج خواندن روضه از روی کتاب منسوخ شد و در مجالس عزاداری، روضه خوانان آن را از حفظ می خواندند.

در دوره صفویان که برپایی مجالس روضه خوانی عمومیت یافت و در هر کوی و برزنی مجلسی بر پا می شد، گروهی که آواز خوشی داشتند، روضه خوانی را پیشه خود قرار دادند. این دوران، اوج شکوفایی روضه خوانی است.

هر شب از شب های ماه محرم، به یکی از شهیدان یا شخصیت های مرتبط با جریان کربلا اختصاص دارد. این نام گذاری واضع مشخصی ندارد و ذاکران اهل بیت: این نام گذاری را انجام داده اند. ترتیب متعارف شب های دهه اول ماه محرم این گونه است:

شب اول: مسلم بن عقیل؛

شب دوم: ورود به کربلا؛

شب سوم: حضرت رقیه؛

شب چهارم: فرزندان حضرت زینب، حر بن ریاحی و فرزندان مسلم بن عقیل؛

شب پنجم: عبدالله بن حسن، زُهیر و حبیب بن مظاهر؛

شب ششم: قاسم بن حسن؛

شب هفتم: علی اصغر؛

شب هشتم: علی اکبر؛

شب نهم: حضرت عباس۷؛

شب دهم؛ امام حسین(ع).

علامه امینی=، صاحب «الغدیر»، با شنیدن مصایب حضرت امام حسین(ع) و اصحاب ایشان با صدای بلند بر مصایب خاندان پیامبر می گریست. بسیار اتفاق می افتاد که اهل منبر و دیگر حاضران و مستمعان نیز از دیدن حال او منقلب می شدند و می گریستند.

آیت الله حاج شیخ عبدالکریم حائری=، دستور می داد پیش از تدریس، کسی قدری ذکر مصیبت حضرت سیدالشهدا بخواند و سپس درس را شروع می کرد. ایشان حتی پس از رسیدن به مرجعیت، در خیابان ها در دسته های سینه زنی و عزاداری شرکت می کرد و مانند مردم عادی بر سر و سینه می زد.

یک جرعه آفتاب

پیامبر اکرم(ص)

«مرگ حسین(ع) آتشی در دل مؤمنان انداخته است که هرگز سرد نخواهد شد».

امام حسن(ع)

«آنچه به من می رسد، زهری است که با دسیسه به کامم ریخته می شود، ولی ای اباعبدالله! هیچ روزی مانند روز [مصیبت] تو نیست».

امام رضا(ع)

«بر چون حسین(ع)، باید که گریندگان بگریند؛ زیرا گریستن بر او گناهان بزرگ را می زداید. چون ماه محرم می رسید، کسی پدرم را خندان نمی دید. غم و اندوه بر او چیره بود تا آنکه ده روز می گذشت. روز دهم، روز سوگواری و اندوه و گریه او بود و می فرمود: این روزی است که حسین(ع) در آن کشته شد».

«هرکه در روز عاشورا کسب و کار خود را فرو گذارد، خداوند حاجت های دنیا و آخرت او را برآورده می سازد».

امام صادق(ع)

«روز شهادت حسین(ع)، سوگ ناک ترین روزهاست.»

امام صادق(ع) در پاسخ به این پرسش که چرا روز عاشورا سوگ ناک ترین روز نامیده شده است، نه روز رحلت پیامبر و حضرت فاطمه۳ و روزشهادت حضرت علی(ع) و امام حسن(ع)، فرمود: «به این دلیل روز شهادت حسین(ع)، سوگ ناک ترین روزهاست که اصحاب کسا؛ این گرامی ترین آفریدگان نزد خدای تعالی، پنج نفر بودند… پس چون حسین(ع) کشته شد، دیگر کسی از اهل کساء باقی نماند که پس از او مایه تسلی خاطر مردم باشد. بنابراین، رفتن حسین(ع)، به منزله رفتن همه آنهاست، چنان که باقی بودن آن حضرت مثل این بود که همه اهل کسا زنده هستند».

محرم، خیابان بزرگی است

گُر می گیری، گرمت می شود، گرما زیر پوستت می پیچد و تو سوختن را در سلول های احساست، حس می کنی. دماسنج دلت را که نگاه کنی، گرمای وجودت دستت می آید. انگار در اجاق رگ هایت هیزم می سوزانند. گرما بالاتر از حدّی است که برف چشم هایت را آب نکند و سماور هیئت ها را به جوش نیاورد. گرما بالاتر از حدّی است که زیر دیگ های نذری را روشن نکند.

داغ می شوی. محرم هنوز سوژه داغی است. نفس هایش گرم و عطرآگین است. انگار در ریه هایش اسپند و عود می سوزانند. هر سال صدای گام هایش، کوچه ها و خانه ها را هوایی می کند و با اولین دق البابش، در به رویش می گشایند و این گونه، عطر نفس هایش در پیراهن شهر می پیچد.

محرم، سیاه پوش داغی سترگ، از راه می رسد، داغی مثل آه بلند فرات و گلوی سوخته خورشید، مثل مجمر چشم هایی نگران و عطش هایی سربریده.

شانه های درختان باغچه تکان می خورد. گل ها لب به مرثیه می گشایند و نغمه های معطرشان تا هفت کوچه می پیچد.

کربلا، بذری است پاشیده در زمین محرم؛ بذری که پوسته اش را شکافته و آن قدر ریشه کرده و قد کشیده که شاخه هایش روی دیوار هر خانه ای به چشم می خورد و میوه هایش را هر سال اهالی خانه دستچین می کنند، میوه هایی که طعم داغش، دهانت را می سوزاند. درختی که ریشه هایش داغ نوشیده است و شاخه هایش گرمای دو آفتاب را در سلول هایش ریخته و در آوندهایش عطش جریان دارد، باید میوه ای بدهد که طعم عطش و آفتاب داشته باشد.

محرم، خیابان بزرگی است برای گم شدن. گاهی گم شدن، اتفاق قشنگی است؛ مثل قطره های بارانی که پس از باریدن در دل خاک گم می شوند، ولی پس از چند صباحی، در هیئت ساقه ای قد می کشند و زیستنی دوباره را تجربه می کنند.

محرم آغاز می شود. کوچه ها پیراهن سیاهشان را از صندوقچه ها بیرون می آورند. باید از خودم بیرون بزنم. محرم، خیابان بزرگی است.

عاشورا

شهادت حسین(ع) شعله ای در جان ها برمی افروزد که تا ابد به سردی و خاموشی نمی گراید. هر کس نشان از این شعله ندارد، فسرده و مرده است. چون در جامعه ، بارقه ای از این شعله مقدس فرو افتد، شور حیات و حرکت در خویش خواهد یافت. هر کس حسین(ع) را شناخت، «سراجی» در ظلمت و «سفینه ای» در موج خیز حادثه یافته است. شیعیان و شیفتگان حسین(ع) که در فضای عشق حسینی تنفس کرده و به مدد عشق و اشک اشتیاق ایستاده اند، هماره هستی خویش را در پرتو پاس حرمت حادثه عاشورا یافته اند.

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه