۱۷م، مرداد ۱۳۹۷
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

زمان انتشار: ۱۷م, مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ | کد خبر: 71868

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ 

۲۵ ذیقعده روز دحوالارض

روز دحوالارض، بسیار مورد توجّه اهل بیت علیهم السلام بوده است و احادیثی درباره فضیلت‌ها و اعمال این روز، وارد شده است.

 مفهوم‌شناسی دَحْوُ الأرْض

دحوالارض را به گسترش زمین از زیر کعبه تفسیر کرده‌اند.

امام رضا علیه السلام دراین‌باره می‌فرماید: «روز بیست و پنجم ذیقعده روز ولادت ابراهیم خلیل ‌(علیه السلام) و عیسی مسیح‌ (علیه السلام) است و روزی است که زمین از زیر کعبه گسترده شده است.

همچنین نقل شده است که در چنین روزی حضرت آدم ‌(علیه السلام) به زمین هبوط کرده است.

دَحْوُ الأرْض در کلام خدا

به گفته مفسّران، آیه شریفه «وَ الْاَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحیها اشاره به دحوالارض دارد و گفتهاند: «منظور از آن نیز این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب‌های حاصل از باران‌های سیلابی نخستین فراگرفته بود. این آب‌ها به تدریج در گودال‌های زمین جای گرفتند و خشکی‌ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده‌تر شدند تا به وضع فعلی درآمدند.» و نخستین برآمدگی نیز که آشکار شد، کعبه بوده است.

در این‌باره در آیه دیگری به بیانی دیگر می‌خوانیم: «وَ هُوَ الَّذی مَدَّ الْاَرْضَ»

در تفسیر این آیه نیز آمده است: «خداوند زمین را به‌گونه‌ای گسترد که برای زندگی انسان و پرورش گیاهان و جانداران آماده باشد؛ گودال‌ها و سراشیبی‌های تند و خطرناک را به وسیله فرسایش کوه‌ها و تبدیل سنگ‌ها به خاک پر کرد و آنها را مسطح و قابل زندگی ساخت؛ درحالی‌که چین‌خوردگی‌های نخستین آن، به‌گونه‌ای بودند که اجازه زندگی به انسان را نمی‌دادند».

برخی از اعمال و آداب روز بیست و پنجم ذی‌القعده:

۱- روزه گرفتن که این روز، یکی از چهار روزی است که در تمام سال، به فضیلت روزه ممتاز است.

۲- ذکر فراوان خدا

۳- خواندن دو رکعت نماز، نزدیک ظهر به این کیفیت: در هر رکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره الشّمس بخواند و آنگاه بعد از سلام نماز بگوید: «لا حَوْلَ و لا قوَّهَ اِلّا بِالله العلی العظیم» و سپس این دعا را بخواند:

یا مُقیلَ الْعَثَراتِ اَقِلْنی عَثْرَتی یا مُجیبَ الدَّعَواتِ اَجِبْ دَعْوَتی یا سامِعَ الْاَصْواتِ اِسْمَعْ صَوْتی وَ ارْحَمْنی و تَجاوَزْ عَنْ سَیئاتی وَ ما عِنْدی یا ذَالْجَلالِ وَ الْاِکْرام

۴- خواندن دعایی که با این عبارت شروع می‌شود: اللّهمّ یا داحِی الْکعبهَ وَ فالِقَ الْحَبَّة…

 اعمال روز دحو الأرض در کتاب «المراقبات»

۱- آگاهی از نعمتهای الهی این روز

کار مهم در این ماه آگاهى از نعمتهایى است که خداوند در روز «دحوالارض؛ گسترش زمین» به بشر ارزانى داشته است. زیرا آگاهى از نعمت و کم و کیف آن اولین مرتبه شکر است. همانگونه که در روایات بر این مطلب تصریح و در علم اخلاق ثابت شده است.

درروایات زیادى آمده است که در بیست و پنجم ذى القعده کعبه نصب گردیده، زمین گسترده شده، آدم پایین آمده، خلیل و عیسى (علیهما السلام) متولد شدند و رحمت پخش شده است.

از امیرالمؤمنین (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند: «اولین رحمتى که از آسمان به زمین نازل شد، در بیست و پنجم ذى القعده بود. کسى که این روز را روزه داشته و شبش را به عبادت بایستد، عبادت صد سال را که روزش را روزه و شبش را در عبادت باشد، خواهد داشت. هر گروهى که در این روز براى ذکر پروردگار بزرگشان گرد هم آیند، پراکنده نمى گردند مگر این که خواسته آنان داده مى‎شود. در این روز یک میلیون رحمت نازل مى‎شود که نود و نه هزار تاى آن براى روزه داران این روز و عبادت کنندگان این شب خواهد بود.

۲-دو رکعت نماز در این روز

۳- نیز مستحب است دعایى را که اول آن «یا داحى الکعبة» است بخواند.

نعمت نصب کعبه و گسترش زمین

نعمت نصب کعبه و گسترش زمین شکلى دارد و ماهیتى. شکل ظاهرى آن همانگونه که در «اقبال» به آن اشاره شده این است که خداى متعال در این روز زمین را براى سکونت و زندگى انسانها آفرید و از رحمتى که در این روز نازل گردید، زمین و نعمتهاى آن حتى بدن و روزى ما بهوجود آمد. بنابراین تمام نعمتها از هر جنس، نوع و صفت، که کسى قادر به شمارش آن نیست، در این روز فرود آمده و پخش شده است.

بنابراین لازم است بندهاى که مراقب مولایش بوده و در پى شکر نعمتهاى اوست، درباره نعمتهایى که از آن آگاهى داشته و با آفرینش زمین و آنچه در آن است از آن بهرهمند گردیده، بیاندیشد. مثلا از نعمتهاى خداوند متعال در بدن خود شروع نماید که با فراوانى و لطافت آن قطعا نمىتواند تمام آن نعمتها را درک کند که براى توضیح بیشتر مىتوان به علم تشریح پزشکى مراجعه نمود. در کتاب جدیدى از یکى از نویسندگان اروپایى عکسهایى دیدم که پوشش عضوى را با عضو دیگر و رگها و مویرگها را با رنگهاى مختلف و مدارها، رگها و اجزاى دیگر بدن را نشان مىداد بهگونه اى که انسان و حتى پزشک به شگفت مىآید که چگونه تمام اینها بهطور مستقیم یا غیرمستقیم در سلامتى آن عضو و بهطور غیرمستقیم در سلامتى مزاج انسان مؤثرند. و بالاخره نعمتهایى که با حس درک مىشوند بالغ بر چند میلیون هستند. و از اینجا مىتوانیم بفهمیم نعمتهاى غیر محسوس بیش از نعمتهاى محسوس است.

این گونهاى از نعمتهاى بدنى است که انواع دیگرى نیز دارد که شاید تعداد آن بیشتر و عجیبتر از این باشد. از جمله نعمتها نیروهایى نامرئى است که در این اجزاء با تکثیر، تحریک، شکل دادن، تغذیه، رشد، هضم، دفع و… فعالیت مىکنند. و هر کدام علامت و آثار خاص خود را دارند. یکى دیگر از نعمتها وجود ملکوتى این نیروها، قوایى که از آنها تبعیت نموده، کارکرد و تأثیر آن بر کار نیروهاى نامرئى که به شرایط زمانى، مکانى، وضعیت جسمى و روحى و سایر شرایط خارجى بستگى دارد، مى‎باشد؛ که هیچکس قادر به شمارش عناوین اینگونه نعمتها نمىباشد، مگر خدا یا کسى که از جانب او از آن مطلع شده باشد؛ چه رسد به شمارش تک تک آن. و اگر انسان شکل ارتباط عوالم با یکدیگر را بفهمد، بهروشنى مىیابد که تمام این عوالم در سلامتى کامل هر کدام از اعضاى بدن و حتى هر جزء از اجزاى آن عضو، نقش دارند؛ و مىفهمد که خداوند متعال براى اعطاى یک نعمت به ظاهر جزئى به او این همه مقدمات را ایجاد نموده است.

آنگاه اگر درباره نعمتهاى خارجى از قبیل خوردنى، نوشیدنى، لباس، چیزهایى که در آن دخل و تصرف مىکند و حواس ظاهرى و باطنى که در عوالم مختلف هستند اندیشه نماید، فرموده خداوند: «قادر به شمارش ‍ کامل نعمتهاى خدا نیستید» و «لشکریان پروردگارت را بجز خود او کسى نمى‌داند» را بهتر درک مى‎کند.

یکى از عالَمهایى که انسان با نیروى خیال در آن دخل و تصرفات جزیى دارد عالم مثال است که بشر توانایى فهم و و گستردگى آن را ندارد؛ چه رسد به دخل و تصرفاتى که با عقل محیط خود در تمام این عالمها، مىنماید.

اى مسکین! تو کجا و فهم تفصیلى یکى از امور یکى از عالمهایى که عقل تو در آن دخل و تصرف مىکند کجا؟ به این نعمتها بنگر و خود قضاوت کن که چگونه باید شکر این نعمتها را به جا آورى.

تازه اینها ظاهر نعمتهایى است که آفریننده زمین با گسترش زمین به تو عنایت نموده است و اگر درباره عطایاى مالک دنیا و آخرت که با آفریدن زمین به تو عنایت نموده، اندیشه کرده و آن را کاملا درک کنى، شگفتیت افزون خواهد شد.

در این مورد به اختصار مىتوان گفت: آنچه اهل حق و مکاشفه دریافته و روایات اهل بیت وحى (علیهم السلام) به آن اشاره دارد این است که خداى متعال آدم را آفریده و او را در عالم مثال قرار داد – عالمى که در بعضى از روایات از آن به بهشت و در بعضى دیگر به شهر «جابلقا» تعبیر شده است. و این همان بهشت آدم است که از آن به زمین فرود آمده، تا با عبور از این دنیا از نعمتهاى مثالى، که در عالم برزخ براى او آماده شده بهرهبردارى کند؛ که این عالم در برابر بهشت آدم بوده و «جابلسا» نامیده مىشود؛ و نیز به این جهت فرود آمد که در عالم آخرت و در بهشتهاى جاوید از نعمتهایى که براى او مهیا شده، استفاده نماید. و اگر آدم به این دنیا نمىآمد، هیچگاه به نعمتهاى سراى آخرت نمىرسید؛ و تمام نعمتهایى که خداوند به پیامبران، جانشینان آنان، اولیاء و مؤمنین وعده داده است، از فواید سفر به این عالم بوده و این عالم ایستگاهى از ایستگاههاى سفر آخرت مىباشد. حتى از یک جهت منشأ و سرچشمه نعمتهاى آن است. به همین جهت نیز در روایات «مزرعه آخرت» نامیده شده است. و شاید این آیه قرآن نیز به همین مطلب اشاره داشته باشد: «این همان چیزى است که قبلا روزى ما بوده و اکنون مانند آن روزى ما شده است.

بنابراین تمام نعمتهاى جاوید و فنا ناپذیر که قابل مقایسه با نعمتهاى این دنیاى پست نمى باشد – و خالق آن از هنگام آفرینش دنیا هیچگاه به آن نظر نکرده و آن را براى بندگانش انتخاب ننموده و سراى پاداش نیست – منشأ و سرچشمه آن همین عالم دنیا است. بنابراین عارف مراقب در روز «دحوالارض ؛ گسترش زمین» بر خود لازم مى بیند که در مقابل تمام این نعمتها شکرگزارى نماید.

و در این هنگام به خوبى مىیابد که نمىتواند حق مقدار کمى از اجزاى گوشه کوچکى از آن را ادا نماید؛ گرچه تمام عابدین شاکر را به کمک طلبیده و تا ابد مشغول شکرگزارى گردند. نه به این جهت که شکر این نعمتها نیز از نعمتهاى خدا بوده و بر آن نیز شکرى واجب است، بلکه به خاطر بزرگى، فراوانى، ظرافت و دیده نشدن آن نعمتهاست. و آنگاه که بنده به این شناخت رسیده و نعمتهاى الهى را قدر شناخت، نشانه کسانى را که بهخوبى ناتوانى و کوتاهى خود را در شکرگزارى خداى متعال فهمیدهاند پیدا کرده و خجالت مىکشد کوشش خود را -هر مقدار که باشد- شکرگزارى بداند. و مىفهمد که خداوند با قبول این شکرگزارى کم و ناچیز این نعمتها چه منتى بر او دارد. و خداوند متعال را براى این انجام دادن این شکرگزارى، سپاس مىگوید. و معنى شکور (بسیار شکرگزار) را که از نامهاى خداوند است، تا اندازهاى مى‎فهمد. گرچه شناخت کنهِ اسماء خداوند متعال محال است.

از بزرگترین نعمتهاى این روز این است که کعبه را خانه خود قرار داده و اجازه داده است که مردم آن را زیارت نموده و با پاداش و رضایت فراوان این عمل را از آنان مىپذیرد. و این نهایت لطف، مهربانى و کرم است. آنگاه که انسان با چشم باز در معانى اعمال حج تأمل نماید به لطف بزرگ خدا پى مىبرد. و بالاتر از این، مىیابد که او تا چه اندازه دوست دارد که دست عنایت خود را روى سر مؤمنین نگه دارد. نیز نهایت عنایت او در جذب آنان به در خود و دعوت آنان به نزدیکى و پناه خود را درک کرده و قدر نعمت وجود این پیامبر بزرگوار را که بهواسطه آن ما را به این عالمهاى گرانقدر هدایت نموده و ما را از اسرار آن آگاه نموده، و این دلهاى مرده را با نور ایمان حیات بخشیده و گمراهى آن را با نور یقین تبدیل به هدایت نموده، خواهد دانست.

بهطور اختصار درباره نعمت نصب کعبه مىتوان گفت: خداوند متعال انسان را از خاک آفریده و او را به دیدار و پناه خود دعوت نمود. نزدیکى و پناه او نیز مخصوص بلند مرتبگان و افراد با معنویت است. و به جهت این که انسان در اوایل کار، به جهت فرو رفتن در تاریکیهاى عالم طبیعت و اسارت در کره خاکى و میان آب و گل، به این عالمهاى عالى دسترسى ندارد، خداوند، عالم او را با ایجاد مکانى آباد کرده و آن را خانه خود نامید. و آن را زیارتگاه زائرانش و طالبین حضرتش قرار داد تا بر گرد آن چرخیده، زیارتش کرده، به مقتضاى حال خود با پروردگارشان مأنوس ‍ شده و با این امور آماده عالمهاى قدس و نزدیک شدن به خدا گردند. براى این زیارت نیز عبادتهایى مقرر فرموده که تمامى آنان باعث پرواز از عالم خاکى به عالم ملکوت، جبروت و لاهوت است. به عبارت دیگر این عبادتها عبادت کننده را آماده زیارت کعبه حقیقى مىنماید که درباره آن در روایت آمده است: «زمین و آسمانم گنجایش من را ندارد بلکه قلب بنده مؤمنم گنجایش مرا دارد». به عبارت دیگر این عبادات باعث شناخت نفس مى‎شود که شناخت پروردگار را در بر دارد. همانگونه که در مناجات شعبانیه به آن اشاره شده است: «چشم قلبهاى ما را با نگاه آن به خودت روشن فرما تا دیدگان قلبها حجابهاى نورى را پاره کرده و آنگاه به معدن بزرگى رسیده و روحهاى ما به پاکى گرانقدرت آویزان گردد.»

انسان به خاطر حجابهاى تاریکى و نورى نمى‏تواند به معدن بزرگى برسد. حجابهاى تاریکى همان عالم طبیعت است که آن را دیده و حس مىکنیم البته بعضى از عالمهاى مثال نیز به حجابهاى تاریکى ملحق مىشوند. حجابهاى نورى نیز از آنجا شروع مىشود که انسان با واگذاشتن ماده و شکل از عالم طبیعت ترقى، نفس خود را مجرد از این دو دیده، نفس و حقیقت او بدون پوسته ماده و شکل براى او آشکار شده و نفس خود را امر بزرگى ببیند. و با بقاى حجابهاى نورى در معارف کشفى بر او گشوده مى شود و آنگاه به اندازهاى که این حجابها کنار رفته و در عوالم نورى اندیشه نماید، علم به مبدأ، معاد و حقایق مقامات دینى که در این آیه آمده است: «و کسى که به خداوند، فرشتگان، کتابها و پیامبران او و روز قیامت ایمان آورد…» براى او منکشف مى شود. تا جایى که دیدگان دلها حجابهاى نورى را پاره کرده و به معدن بزرگى برسد؛ و در این هنگام به مقام قرب رسیده، و با مشاهده جلوه هاى نامها و صفات خداوند رستگار شده و از زائرین و پناه داده شدههاى او محسوب مىگردد. و خلاصه خداوند با لطف خود براى اهل این عالم خانه اى همجنس عالم خودشان قرار داده تا از فیض زیارتش محروم نمانده و براى این خانه نیز عباداتى را مقرر داشته که باعث آماده نمودن دیدار کننده و شایسته گرداندن او براى دیدار خانه حقیقى اش مى گردد.

الحمد لله ربّ العامین

منبع: مؤسسه فرهنگی و اطلاع‌رسانی تبیان