۱۱م، فروردین ۱۳۹۷
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

زمان انتشار: ۱۱م, فروردین ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ | کد خبر: 69804

میلاد امام علی علیه السلام

امام علی(ع) در سیزدهم رجب سال سی ام «عام الفیل» دیده بر جهان گشود. مادر او فاطمه بنت اسد و پدرش ابوطالب، از نخستین گروندگان به اسلام بودند. آن حضرت لقب های بسیاری دارد، از جمله: امیرالمؤمنین، ولیّ الله، اسدالله، مرتضی، وصی، حیدر، کرار، یعسوب الدین و… . کنیه های ایشان نیز ابوالحسن، ابوتراب، ابوالحسین، ابوالریحانتین است.

امام علی(ع) از کودکی در مکتب تعلیم و تربیت رسول خدا(ص) قرار گرفت. آن امام هُمام به جز غزوه «تبوک» در تمامی غزوه ها و جنگ های پیامبر حضور داشت و همواره در رنج ها و سختی های صدر اسلام، یاور و مشاور رسول اکرم(ص) بود. تاریخ اسلام سرشار از شجاعت ها و فداکاری های اوست.

امام فضیلت ها

امام علی(ع) در سایه تربیت، همراهی و هم نفسی با رسول خدا(ص) رشد کرد و به کمال رسید. این رشد و بالندگی معنوی و اخلاقی، پس از بعثت پیامبر نیز ادامه داشت. سخن از فضیلت های علی(ع) بسیار است که مورد اتفاق مورخان منصف قرار دارد. در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

  1. حدیث یوم الدّار: طبری و ابن اثیر، به نقل از ابن اسحاق آورده اند:

پس از فرمان خداوند به پیامبر مبنی بر آشکار کردن دعوت به اسلام، آن حضرت خویشاوندانش را فراخواند و به آنان طعام داد. رسول خدا(ص) پس از دعوت خویشاوندانش به اسلام به آنان فرمود: «کدام یک از شما یاور و پشتیبان من خواهد بود تا برادر و وصیّ و جانشین من در میان شما باشد.» همه سکوت کردند و تنها علی(ع) که از همه کوچک تر بود، برخاست و پشتیبانی خود از پیامبر را اعلام کرد. این درخواست پیامبر سه بار تکرار شد و در هر بار، علی(ع) از جای برخاست. آنگاه پیامبر دست بر شانه علی گذاشت و فرمود: «این برادر من و وصی من و خلیفه من در میان شماست، سخن او را بشنوید و از او فرمان ببرید.»

  1. ماجرای لیله المبیت: این ماجرا بیانگر فضیلتی دیگر برای علی(ع) است که در آن، علی(ع) با ایثار جان خویش، در بستر پیامبر خوابید تا قبایلی که قصد قتل پیامبر را داشتند، به هدف خود نرسند.
  2. حدیث منزلت: وقتی پیامبر در سال نهم هجرت با سپاه اسلام روانه سرزمین تبوک بود، خطاب به علی(ع) فرمود: «نسبت مقام تو به من، همانند نسبت مقام هارون به موسی(ع) است؛ با این فرق که بعد از من پیامبری نخواهد بود.» این بیان رسول خدا(ص)، نشان از برتری علی به دیگران در وزارت و دوستی و جانشینی آن حضرت است.
  3. حدیث غدیر: این حدیث که در ماجرای مشهور «غدیرخُم»، همه امت اسلامی برای شنیدن آن اجتماع کردند، انکارناپذیر است. پیامبر آن روز میان سخنانش فرمود: «هرکس من مولای اویم، پس علی مولای اوست.» پیامبر با این سخن، اطاعت و ولایت علی(ع) را بر امت واجب کرد و این، بزر گ ترین فضیلت برای علی است.

برای علی(ع) فضیلت ها بسیار است، همچون: نخستین مرد ایمان آورنده به پیامبر، انتخاب او به عنوان برادر پیامبر در جریان پیمان برادری، رسیدن به مقام همسری فاطمه(س) و دامادی پیامبر.

فعالیت های ارزشمند امام علی(ع) در عصر خلفا

در طول عمر رسالت، کمتر زمانی را می توان یافت که علی(ع) در کنار پیامبر در صحنه های سرنوشت ساز دوران مکه و مدینه حضور نداشته باشد. برای امام علی(ع) همین افتخار بس که ضربت او بر دشمن، همسنگ عبادت جن و انس و برتر از اعمال همه امت و مظهر کامل رویارویی ایمان و شرک قرار گرفت.

با رحلت رسول گرامی اسلام، پرونده مظلومیت علی(ع) گشوده شد و آن اتفاق هایی که نباید می افتاد، رخ داد. در این میان، آن حضرت راه صبر و تحمل را برای حفظ اساس اسلام پیش گرفت. اگرچه این کار به سختیِ استخوان در گلو و خار در چشم بود.

امام علی(ع) در دوران ۲۵ ساله مصلحت اندیشی و کناره گیری از حکومت، اقدام های مهمی داشت که به آنها اشاره می کنیم:

  1. تلاش علمی و پاسخ گویی به شبهه های دینی و تربیت عالمان، به گونه ای که امام علی(ع)، مبدع علوم نحو و علوم قرآن خوانده می شد. همچنین آن حضرت به پرسش های دانشمندان به ویژه دانشمندان اهل کتاب پاسخ می داد.
  2. گردآوری قرآن و تفسیر آن و بیان مراد واقعی بسیاری از آیات. علی(ع) نخستین کسی بود که پس از وفات پیامبر به گردآوری قرآن مشغول شد و برحسب روایات، به مدت شش ماه در خانه نشست و این کار را به انجام رساند.
  3. پرورش انسان هایی برخوردار از ضمیر پاک و روح آماده و تربیت شاگردانی چون عبدالله بن عباس، ابوذر، اویس قرنی، مقداد، عمار، کمیل، مالک اشتر، میثم تمار، حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه؛ تا بتوانند در پرتو رهبری امام، آنچه با دیده ظاهر نمی توان دید، با چشم دل و باطن دریابند.
  4. کوشش برای تأمین زندگی بینوایان و درماندگان. امام علی(ع) با دست خود باغ و قنات ایجاد و در راه خدا وقف می کرد. به کشاورزی بسیار اهمیت می داد و دیگران را نیز به این کار تشویق می نمود.
  5. شرکت در رایزنی های خلفا و بیان صادقانه راه حل ها. هرگاه دستگاه خلافت در مسائل سیاسی و مشکلات اجتماعی و قضایی با بن بست و بحران روبه رو می شد، از امام که مشاوری مورد اعتماد و واقع بین و صاحب علوم فراوان بود، بهره می برد و آن حضرت مشکلات را از راه برمی داشت و مسیر کار را معیّن می کرد.
  6. بیان حکم شرعی رویدادهای نوظهور و قضایای پیچیده ای که قضات، از داوری درباره آن ناتوان بودند.

زهد امام علی(ع) و سفارش به میانه روی

امیرالمؤمنین، علی(ع)، در بصره به عیادت یکی از یارانش، علاء ابن زیاد حارثی رفت و چون چشمش به خانه بزرگ او افتاد، فرمود: «این خانه با این وسعت را در این دنیا برای چه می خواهی، با اینکه در آخرت به آن نیازمندتری؟ آری، مگر اینکه بخواهی به این وسیله، به آخرت برسی؛ یعنی مهمان کنی (و مهمان را در آن گرامی داری)، صله رحم نمایی و بدین وسیله حقوق (لازم خود را) اظهار کنی و به سود خود قرار دهی که در این صورت، با این خانه به آخرت، رسیده ای.»

علا از دست برادرش به امام علی(ع) گلایه کرد که خودش را به رنج و شکنجه انداخته است؛ عبایی بر دوش گرفته و در گوشه ای نشسته است. نه با کسی معاشرت می کند و نه غذایی می خورد و در حال ریاضت کشیدن است.

حضرت او را خواست و برخوردی به مراتب تندتر از برخورد قبلی که با برادرش داشت، با او نمود. به او که زندگی را رها کرده و به خیال خود، مشغول ریاضت کشیدن شده بود، فرمود: «ای دشمنِ جانِ خود! شیطان در تو راه یافته و هدفِ تیر او قرار گرفته ای. آیا به خانواده و به فرزندانت رحم نمی کنی؟ تو خیال می کنی خداوند (به ظاهر) طیبات را بر تو حلال کرده، اما (در واقع) دوست ندارد که از آنها استفاده کنی؟ تو در پیشگاه خداوند کوچک تر از آنی که بدین گونه با تو رفتار کند». او در پاسخ، به حضرت اعتراض کرد: یا امیرالمؤمنین، شما این حرف ها را به من می زنی، اما زندگی شما به مراتب پایین تر از زندگی من است. حضرت فرمود: «جان من! من مثل تو نیستم، تو خود را با من قیاس نکن. خداوند متعال بر پیشوایان عدل واجب کرده است که زندگی خود را با مردم ضعیف همراه و هماهنگ کنند تا آدم هایی که در جامعه در وضع پایین تری قرار دارند، با مشاهده زمامدارانشان بتوانند بر فقر و نداری تحمل کنند.»

درس کارگزار جامعه به مسلمانان

در نقل های تاریخی هست که امیرالمؤمنین، علی(ع)، کسی را می خواست به عنوان فرماندار به شهری اعزام کند، به او فرمود: «فردا بعد از نماز بیا پیش من.»

آن شخص نقل می کند که فردا بعدازظهر، به همان جایی رفتم که علی(ع) فرموده بود. دیدم در مقابل امام، یک کاسه خالی و یک کوزه آب هست. مقداری که گذشت، به خدمتکارش اشاره کرد و فرمود که آن بسته را بیاور. دیدم بسته سر به مُهری را آوردند. این کیسه، مهر و موم شده بود، تا کسی نتواند آن را باز کند. با خودم فکر کردم که حضرت من را امین دانسته و می خواهد گوهر گران بهایی را به من نشان بدهد، یا امانتی را به من بسپارد. حضرت مهر را شکست و در کیسه را باز کرد. دیدم در این کیسه، شِویق (غذایی بود که از آرد سبوس دار گندم و جو تهیه می شد) وجود دارد. بعد حضرت یک مشت از آنها را آورد، داخل کیسه ریخت، مقداری هم آب از کوزه روی آن ریخت و به هم زد و به عنوان ناهار خورد. مقداری را هم به من داد و گفت: بخور. من حیرت زده شدم. عرض کردم: یا امیرالمؤمنین! شما این را می کنید؟! عراق با این همه نعمت در اختیار شماست؟! شما چرا این طور درِ کیسه را می بندید؟ حضرت فرمود: «سوگند به خدا، من که در این کیسه را مهر کردم، به خاطر بخل نیست که حیفم بیاید از این سویق کسی بخورد. من به قدر حاجت شخصی خودم، از این غذا تهیه می کنم. می ترسم کسی این کیسه را باز کند و چیزی داخل کیسه بریزد و من خوش ندارم که در شکم خود، غدایی وارد کنم که طیب و پاکیزه نباشد. می خواهم غذایی پاکیزه بخورم، غذایی که از مال خودم است و مال کسی در آن نیست. مبادا چیزی را که حلال بودن آن را نمی دانی، تناول کنی و تناول، فقط خوردن نیست؛ او را در اختیار نگیر، مگر یقین کنی که حلال است.»

یتیم نوازی علی(ع)

امام علی(ع) در یکی از شب ها به خانه بیوه زن فقیری گذر کرد که فرزندان کوچکش از شدت گرسنگی گریه سر داده بودند و آن زن بیچاره سعی داشت آنها را آرام کند و بخواباند. آن زن آتشی را روشن کرده و ظرفی را که فقط آب خالی در آن بود، بر روی آتش گذاشته بود تا کودکانش خیال کنند، غذایی تهیه می شود و شاید با این خیال به خواب روند.

امام علی(ع) با دیدن چنین صحنه ای، برگشت و مقداری خرما و آرد و روغن و نان تهیه کرد و عازم آن خانه شد. هرچه قنبر اصرار کرد که در برداشتن آذوقه ها یاری اش کند، حضرت نپذیرفت و خود، آن بار را بر دوش کشید تا به در خانه آن بیوه رسید. اجازه خواست و وارد شد. برنج و روغن را در آن دیگی که بر روی آتش بود، پخت و برای هر کدام از کودکان در ظرفی جداگانه برنج کشید و از آنها خواست که بخورند. وقتی بچه ها سیر شدند، حضرت با آنها بازی می کرد و چهره بچه ها را با خنده های خویش، شادمان ساخت. سپس از خانه آنها بیرون آمد.

قنبر به حضرت گفت: مولایم، امشب شاهد صحنه عجیبی بودم. بخشی از آن را که بردن آذوقه برای یک خانواده فقیر بود، فهمیدم، اما بخش دیگر که بازی کردن با بچه ها بود، به گونه ای که خم شُدید و چهار دست و پا در اتاق راه رفتید و کودکان را خنداندید، برایم باورکردنی نبود و دلیل آن را متوجه نشدم. امیرالمؤمنین، امام علی(ع)، در پاسخ قنبر فرمود: «وقتی وارد خانه این کودکان شدم، آنها از شدت گرسنگی گلایه می کردند. دوست داشتم هنگامی که از این منزل خارج می شوم، آنها ضمن سیر شدن، خندان و شادمان نیز باشند و برای این مطلب راهی پیدا نکردم، جز همان کاری که انجام دادم.»

منبع: پایگاه اطلاع رسانی حوزه