۹م، مهر ۱۳۹۶
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

زمان انتشار: ۹م, مهر ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ | کد خبر: 66801

عزاداری ائمه اطهار در روز عاشورا

امام حسین(علیه السلام) فرمودند:

من مرگ را جز خوشبختى نمى‏ دانم و زندگى با ستمکاران را چیزى جز نکبت و رنج نمى ‏شمارم.

روز عاشورا تمامش با حزن و اندوه بر اهل بیت (علیهم السلام) گذشت، آثار فجایع بنى امیه در آن روز دل هر شنونده را آب و چشمانش را خونبار مى‏ کند، در آن روز جز فریاد زنانى که کسان خود را از دست داده بودند، و جز آه و ناله مادران داغدیده و دلسوخته ‏هاى محزون صداى دیگرى شنیده نمى ‏شد، و هر کسى جز افراد پریشان مویى که رنج مصیبت، آنان را از پاى در آورده، و غبار آلودهایى که خاک بر سر افشانده بودند دیده نمى‏ شد.

گروهى بر سر و سینه مى‏ زدند، گویى مردم همه در حال سکر و بى هوشى بسر مى‏ برند که نه مست بودند و نه بیهوش ولى سوز و گداز مصیبت، بیش از حد، غم و اندوه، بسیار بزرگ و عظیم بود اگر روزنه‏اى از عالم بالا بسویت باز شود آنگاه خواهى شنید که عالم ملکوت غرق در ضجه و ناله و حوران بهشت در غرفه‏ هاى آن در آه و فعان و امامان راستین به گریه و شیون در سوگ نشسته ‏اند.

آرى چرا چنین نباشد که یادگار رسالت و خورشید خلافت و نشان امامت، فرزند پیغمبر مصطفى (صلى الله علیه و آله و سلم) و پاره تن فاطمه زهرا و جگر گوشه وصى مرتضى و برادر حسن مجتبى و حجت خدا بر جهانیان، شهید شده است.

براى عزاى او گریه کم و غمگسارى اندک است، اگر در این مصیبت بزرگ دلها پاره پاره شود و جانها قالب تهى کنند هنوز کم است و کسى حق آن را اداء نکرده است.

چرا این زندگى حیوانى فدا نگردد و حال آنکه سر چشمه حیات اصیل و پاک انسانى را از بین برده ‏اند، و چرا این اشکهاى ناقابل نریزند و حال آنکه خون مظلوم دنیا، ثارالله را بر زمین ریخته ‏اند و چگونه کشتى آفرینش، لنگر بگیرد و حال آنکه لنگر و لنگرگاه در تلاطم و خروش است؟

آیا مى ‏شود اشک چشم افزایش پیدا نکند و حال آنکه پیوسته مى‏ بیند قربانیان آل محمد را که سر از بدن جدا و یا بدنهاى پاره پاره روى زمین داغ کربلا عرضه شمشیر بنى امیه گشته‏ اند و سرهاى مقدسشان را بالاى نیزه نصب کرده، شهر به شهر و دیار به دیار هدیه مى‏ برند. و مى ‏بیند آنها را که خود آبروى دنیا و آخرت بوده ‏اند چگونه آب فرات را بر آنها بستند و با لب تشنه شریعه فرات شهیدشان کردند. تمام حیوانات و وحوش بیابان از آن استفاده مى‏ کردند ولى زنان و کودکان اهل بیت پیغمبر از آن ممنوع بودند!!

اسبهاى نیرومند و تازه نفسى برگزیدند و بر آن بدنهاى پاک و مطهر تاخت و تاز مى‏ کردند و داستان غم‏ انگیز سینه حسین (علیه السلام) زیر سم ستور گفتنى نیست.

پیغمبر عظیم و بزرگ اسلام (صلى الله علیه و آله و سلم) به مجردى که به یاد حسین و مصیبت او مى‏ افتاد گریه مى‏ کرد، بنابر این کسانى که مى‏ خواهند به او تأسى کنند و از او پیروى نمایند باید جلسات سوگ بر حسین (علیه السلام) برقرار کنند و همه اهل خانه را وادار کنند بر او گریه نمایند و به یکدیگر تسلیت بدهند و همانطور که در حدیث از امام باقر (علیه السلام) وارد شده است، هنگام ملاقات به یکدیگر بگویند:

عظم الله أجورنا و أجورکم بمصابنا بالحسین و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه المهدى من آل محمد (صلى الله علیه و آله و سلم).

عبدالله بن سنان روز عاشورا خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید، دید حضرت چهره مبارکش گرفته و غمگین است و قطرات اشک از چشمان مبارکش مانند مروارید بر گونه هایش مى‏ غلطد. از وى پرسید: براى چه مى‏ گریید یابن رسول الله؟

حضرت فرمود: مگر تو غافلى! و نمیدانى مصیبت ابى عبدالله در امروز بوده است؟ سپس به او دستور داد حال و شکل خود را مانند عزاداران و مصیبت دیدگان درست کند، تا بندها و تکمه‏ هاى خود را بگشاید، آستین‏ها را بالا بزند و سر را برهنه نماید، آن روز را روزه کامل نگیرد ساعتى پس از عصر با آب افطار نماید که در آن لحظات آتش جنگ خاموش شد، اگر پیغمبر خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) زنده بود او صاحب عزا بود.

امام کاظم (علیه السلام) هرگز در ایام دهه محرم خنده بر لبانش دیده نشد و پیوسته حزن و اندوه بر چهره ‏اش نقش بسته بود، و روز دهم از غم و غصه، و اندوه و مصیبت حضرت بود.

امام هشتم على بن موسى الرضا (علیه السلام) مى‏ فرمود: همه باید براى حسین بگریند زیرا در روز شهادت حسین، چشمان ما را جریحه دار و عزیزانمان را در کربلا بى کس و یار کردند.

در زیارت ناحیه مقدسه امام زمان (علیه السلام) مى‏ فرماید:

(اى جد بزرگوارم) هر صبح و شب در غمت ناله مى‏ زنم و عوض اشک برایت خون مى‏ گریم

فلاندبنک صباحاً و مساء و لأبکین علیک بدل الدموع، دما.

با توجه به آنچه بیان شد آیا بر ما واجب نیست جامه انس و معمولى را باز کرده و لباس حزن و اندوه و گریه بپوشیم؟ و بدانیم چگونه مى‏ بایست با سرپا کردن مجالس عزا، براى شهید عطشان در عاشوراى او احترام بگذاریم و تعظیم شعائر کنیم!!؟

حسین (علیه السلام) در روز عاشورا

ابن قولویه (ره) و مسعودى نوشته ‏اند: وقتى که امام (علیه السلام) روز عاشورا نماز صبح را با اصحاب بجاى آورد، رو به سوى نمازگزاران نمود و پس از حمد و ثناى پروردگار فرمود: خداوند به کشته شدن شما و من در این روز اجازه داده است، بر شما است که صبر و پایدارى نمائید و با دشمن بجنگید.

پس از آن، صفوف لشکر خود را که هشتاد و دو نفر سواره و پیاده بودند منظم نمود زهیر بن قین را در میمنه و حبیب بن مظاهر را در میسره قرار داد، خود افراد خاندانش نیز در قلب آن قرار گرفتند، و پرچم را بدست برادرش عباس داد زیرا حضرت ابوالفضل را که قمر بنى هاشم بود با کفایت‏تر از دیگران براى اینکار مى‏دانست، چه او حق و حرمت آن را بیشتر حفظ می کرد و براى نگاهدارى آن دلسوزتر و براى دعوت به حق داعى‏ تر و براى حفظ رحم مرتبط تر و براى عهد و امان زینهارتر و براى مبارزه استوارتر، و در اضطراب و آشفتگى، خوددارترین همه بود. عمر سعد نیز با سى هزار نفر بسوى حسین (علیه السلام) آمده بود، و رؤساى چهارگانه کوفه در آن روز عبارت بودند از:

۱ – عبدالله بن زهیر بن سلیم ازدى، رئیس محله اهل مدینه.

۲ – عبدالرحمن بن أبى سبره حنفى، رئیس محله مذحج و اسد.

۳ – قیس بن اشعث، رئیس محله ربیعه و کنده.

۴ – حر بن یزید ریاحى، رئیس محله تمیم و همدان. که تمام این رؤسا و قبایلشان غیر از حر ریاحى در جنگ حسین بن على (علیه السلام) شرکت کرده بودند.

عمر سعد، عمرو بن حجاج زبیدى را در میمنه و شمر بن ذى الجوشن را در مسیره و عزره بن قیس أحمسى را بر سواره‏ها و شبث بن ربعى را بر پیاده‏ ها فرمانده قرار داد، و پرچم را به غلام خود ذوید سپرد.

لشکر ابن سعد در اطراف خیمه ‏ها تاخت و تاز مى‏ کردند که چشمشان به آتش برافروخته در خندقى که آنرا شب عاشورا، در پشت خیمه‏ ها، حفر کرده بودند، افتاد.

شمر با صداى بلند گفت: یا حسین، قبل از آتش قیامت با آتش دنیا خودت را مى‏ سوزانى؟

حسین بن على (علیه السلام) فرمود: مثل اینکه این گوینده شمر بن ذى الجوشن است؟

پس از آنکه جواب دادند و معلوم شد که شمر است حضرت فرمود:

اى پسر زن بزچران، تو به آتش جهنم از من سزاوارترى که در آن بسوزى یابن الراعیه المعزى أنت أولى بها منى صلیاً.

در همین هنگام مسلم بن عوسجه تصمیم گرفت او را هدف تیر خود قرار دهد. امام (علیه السلام) او را منع فرمود و گفت: من دوست ندارم آغازگر جنگ بوده باشم اکره آن أبدءهم بقتال.

منبع: مؤسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان