۲۴م، شهریور ۱۳۹۶
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

زندگی نامه شهید محمدعلی ملک ذاکر

به گفته شهید ملک ذاکر انسان باید بکوشد تا میان رفتار و کردار و گفتارش تناقض نباشد.

زمان انتشار: ۲۴م, شهریور ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۰۰ ق.ظ | کد خبر: 66557

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

زندگی نامه سرباز شهید محمد علی ملک ذاکر

إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذِینَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُم بُنْیَانٌ مَّرْصُوصٌ

خداوند آن مؤمنان را که در صف جهاد با کافران مانند سد آهنین همدست و پایدارند  دوست میدارد .                          « قرآن کریم ـ سورة آیة‌۴ »

محمد علی ملک ذاکر در خانواده ای مسلمان و مذهبی در سال ۱۳۴۱ متولد شد او بعد از دوران کودکی و طی دبستان  با شوق و علاقه زیادی که در سیمای او هویدا بود شروع به فراگیری علم نمود . وی در هنگامیکه از درسهایش فارغ می شد به دکّان دوچرخه سازی (تعمیرگاه دوچرخه ) پدرش می رفت.

در تابستان در آن گرمای طاقت فرسا به سر کوره می رفت و کار می کرد. اگر چه او کار می کرد لیکن در فراگیری درسهایش موفق بود تا اینکه در سال ۱۳۶۰ با موفقیت کامل به اخذ دیپلم تجربی نائل گشت وی بعد از اینکه دیپلم گرفت به خدمت مقدس سربازی رفت سپس به جبهه مهران اعزام گشت.

محمد علی فردی صابر و مهربان بود و در برابر مشکلات بی تابی نمی کرد و همیشه در سختی ها از خدا کمک می گرفت و توکلش به خدا بود او در تمام شئون زندگی سعی داشت تا علی وار  زندگی کند و تمامی اعمالش گویای همین مطلب بود. در موارد تنگدستی اگر به درمانده ای برخورد می کرد خود را فراموش نموده و به او صدقه در راه خدا می داد چرا که توکل بر خداوند منان داشت و بر این عقیده استوار بود.

اخلاقیات: وی معتقد بود که یگانه پشتوانه اخلاق اعتقاد به خدای یکتاست و تنها چیزی که به اخلاق و ارزشهای انسانی اصالت می بخشد اعتقاد به ماوراء الطبیعه و خدای واحد است زیرا کسی می تواند دست به ایثار و فداکاری و گذشت بزند و از جان خویش عاقلانه و خالصانه مایه بگذارد که در برابر چیزی قرار گرفته  باشد که از بودن و زیستن او زنده تر باشد و در طبیعت و نظام مادی که خدا مطرح نباشد ارزنده تر از بودن و زیستن چه می تواند باشد.

او معتقد بود که انسان هر چه بیشتر با ارزشهای انسانی فاصله بگیرد و لذتهای حیوانی پیش بتازد و از نردبان منیت و خودپرستی و انحصار طلبی و بی انصافی و غرور بالاتر برود ، سرانجامش جز سقوط کردن و از بالا افتادن و استخوانهای خویش را شکستن و حماقت خویش را نشان دادن چاره ای ندارد.

این شهید عزیز گفت تا انسان در جاده هوا پرستی و رزائل و خود محوری و حرص مردم آزاری پیش می تازد ایمان در دلش راه پیدا نمی کند و چنین انسانی برای تازه کردن ایمان در دلش چاره ای ندارد. جز اینکه آن لذائذ را که راندن آنها به منزلة بدست آوردن کلید ایمان است از خود براند و بدین شکل کلید بازکردن دروازه درون را برای ورود صفات الهی و امانتهای خدائی باز کند.

محمد علی این ذاکر حسین (ع) با استعداد از آیة قرآنیإِنَّ الصَّلاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَآءِ وَالْمُنکَرِ.  می گفت انسان مسلمان باید بوسیلة نماز خواندن تمام امراض روحی و آلودگیهای درونی را پاک و باید بداند که الله اکبری که می گوید به عبارتی می گوید که خدای بلند مرتبه من خود را در برابر تو قربانی کردم و از خود طبیعی و شیطانی فارغ شده و خودی را که تو به انسان مؤمن سفارش کردی در خود ایجاد کرده و بوسیلة این الله و اکبر نفس شیطانی خویش را ذبح کرده و صفات پلید درونم را بوسیلة‌ بسم الله (سنبل برگزیده ) کرده ام .

انسان اگر می خواهد دعایش و نمازش پذیرفته شود و درِ هستی را که بدین وسیله میکوبد خدا باز کند باید بکوشد تا میان رفتار و کردار و گفتارش تناقض نباشد و نفاق وجود و درونی خویش را با خود از بین ببرد تا خداوند سبحان در رحمت را بسوی او بگشاید و میثاقی را که با خدای خویش بسته توسط اعمال و رفتارش نشان دهد و از نردبان تقوی بالا رفته و شعاع دیدش را بیشتر باز کرده تا جائیکه بتواند حقایق اخروی را در جهان دنیوی مشاهده کند و به یقین برسد.

محمد علی فردی بود وارسته به اخلاق حسنه. با پدر و مادر به نیکوئی و مهربانی رفتار می کرد به دوستان و اقوام و خویشان سرکشی می نمود و تا آنجا که ممکن بود صلة رحم را بجا می آورد و از حال و احوال آنها جویا می شد دیگر از خصوصیات اخلاقی وی شوخ طبعی او بود که همیشه با دوستان و آشنایان با رفتار خاص خود که با خوش رویی و تبسم همیشگی خود صحبت میکرد و سعی می کرد اگر دوستش ناراحت است حال و احوال  و علت ناراحتی او را جویا شود تا بتواند کمکش کند وی از ذاکران امام حسین (ع) بود که همچون جدش و پدرش و عمویش و سپس پسر عمویش عبدالعلی ملک ذاکر ذکر مصائب امام حسین (ع) زیاد می خواند او در دوران کودکی همراه با پسر عمویش هر دو شهید با هم به روضه خوانی میرفتند.

محمد علی پس از شهادت پسر عمویش در حمله والفجر مقدماتی ، نوارهای نوحه خوانی عبدالعلی را خوب گوش می داد و گاهی تا نیمه های شب می نشست و گوش می کرد . وقتی از مرخصی به پادگان بر می گشت نوحه ها را جمع آوری می نمود و برای سربازان نوحه سرایی می نمود و به ذکر مصائب امام حسین (ع) می پرداخت . شهید محمد علی یک نوحه برای پسر عمویش عبدالعلی با دلی شکسته خواند که گویی تاب خواندن آن را هم نداشت .

او تکیه زیادی روی این آیة شریفه : لِمَ تَقُولُونَ مَا لَا تَفْعَلُونَ  داشت . یعنی می گویند آنچه را که بدان عمل نمی کنید . وَلا تَقفُ ما لَیسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ. یعنی چیزی را که به آن علم و آگاهی نداری پیروی و دربارة آن قضاوت مکن . و به اندازة توان خویش به مرحله عمل در می آورد .

شهید می گفت از علائمی که نشان می دهد انسان در صراط الله گام بر می دارد استقبال کردن از مرگ در راه خدا است و دلهره نداشتن از این خطر در راه محبوب و اینکه مشاهده کند چه مقدار به آخرت و معنویت علاقمند است و تا چه اندازه از دنیا و مادیات و تعلقات آن روح خویش را آزاده کرده است .

منبع: مرکز فرهنگی دفاع مقدس دزفول