۲۸م، اسفند ۱۳۹۴
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com
زمان انتشار: ۲۸م, اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۵:۳۵ ب.ظ | کد خبر: 55610

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی “مجد دز” درآخرین جمعه سال ۹۴ آئین باشکوه نماز جمعه با حضور اقشار مردم متدین و ولایت مدار دزفول و به امامت حجت الاسلام والمسلمین مرتضی بیگدلی شاملودر مصلای امام علی (ع) شهرستان دزفول بر گزارشد.

دعوت به تقوای الهی وبرشمردن حوادث شیرین سال ۹۴

خطیب جمعه دزفول در خطبه های نماز ضمن دعوت مردم به رعایت تقوای الهی با اشاره به حوادث شیرین سال ۹۴، انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری با مشارکت بالای مردم را از جمله شیرینی های این سال خواند و گفت: در این رقابت سیاسی کسانی که رأی نیاوردند با متانت به منتخبین ملت تبریک گفته و با این کار نجابت خود را به همه نشان دادند.

 لفظ “نانجیب”بهترین کلمه برای توصیف اقدامات فتنه گران در سال ۸۸ است

امام جمعه موقت دزفول با نانجیبانه خواندن رفتار سران فتنه ۸۸، بکاربردن لفظ “نانجیب” برای این اقدامات توسط رهبر معظم انقلاب را بسیار دقیق خواند و افزود: نانجیب یعنی تندخویی، عصیان گری، تمرد و هرزگی و بهترین کلمه برای توصیف اقدامات فتنه گران در سال ۸۸ است.

امام جمعه موقت دزفول، ادامه داد: فتنه گران در سال ۸۸، کام مردم از مشارکت بالای ۸۰ درصدی در انتخابات را تلخ و خساراتی به کشور وارد کردند که بیش از هشت سال دفاع مقدس بود.

خطیب جمعه دزفول، تاکید کرد: در هشت سال دفاع مقدس، دشمنان ایران اسلامی تمام توان خود را برای ایجاد فشار به ملت ایران به کار برد ولی نتوانست انسجام ملی را خدشه دار کند ولی در فتنه ۸۸، موفق به این کار شدند و به وحدت و انسجام کشور خدشه وارد کردند.

تبیین بخشی از خسارات فتنه گران به نظام اسلامی در هشت ماه فتنه ۸۸

حجت الاسلام والمسلمین بیگدلی ازتبدیل پیروزی به شکست، تخریب مراکز اداری، نظامی و انتظامی، بی حرمتی به امام راحل و مقام معظم رهبری، امیدوار کردن دشمن به برخی جریانات داخلی، ایجاد تزلزل وجهه نظام اسلامی در جهان، خسارت اقتصادی فراوان و زمینه سازی برای اعمال تحریم های ظالمانه بعنوان بخشی از خسارات فتنه گران به نظام اسلامی نام برد و افزود: در هشت ماه فتنه ۸۸، ۳۲۴ هزار میلیارد تومان به کشور خسارت وارد شد که با پول آن امکان ایجاد دومیلیون و ۱۶۳ هزار فرصت شغلی وجود داشت.

امام جمعه موقت دزفول تاکید کرد: به جای سرزنش فتنه گران، زیر نگاه مسئله دار برخی مسوولان کشور دوباره این افراد روی کار آمده و مسوولیت های دولتی را تصاحب کردند و امروز مدعی شدند.

خطیب جمعه دزفول، با انتقاد از خطاب کردن یکی از سران فتنه با لفظ “حضرت آقا” توسط یکی از مسوولان کشور، گفت: ملت ایران از مراجع قضایی درخواست می کند به جرم نانجیبانی که ملت نجیب ایران را دچار خسارت کرده اند، رسیدگی کرده و به سزای خود برساند.

دستگیری امریکاییها،رونمایی از توان موشکی و مشارکت مردم درانتخابات از شیرینی های امسال بود.

حجت الاسلام والمسلمین بیگدلی در ادامه، افزایش نفوذ ایران در منطقه را از دیگر شیرینی های سال ۹۴ برشمرد و اظهار کرد: دستگیری متجاوزان امریکایی، افتتاح فازهای ۱۵ و ۱۶ پارس جنوبی، رونمایی از بخشی از توان موشکی و تحقق مشارکت حداکثری مردم در انتخابات از دیگر شیرینی های سالی است که رو به پایان است.

خطیب جمعه دزفول، با اشاره به تلخی های امسال نیز گفت: فقدان، آیت الله خزعل، آیت الله واعظ طبسی و سردار شهید حسین همدانی سه یار بزرگ انقلاب، فاجعه منا و تلاش دشمن برای ایجاد نفوذ در ارکان انقلاب از جمله حوادث تلخ سال ۹۴ بود.

امام جمعه موقت دزفول همچنین تلاش برای تطهیر چهره استکبار و تقبیح انقلابی گری را هشدار داد و گفت: عده ای در تلاش هستند تا چهره زشت و قبیح غرب و استکبار جهانی را که در طول دهها سال گذشته جز، فتنه گری و آسیب وارد کردن به ملت ایران، اقدامی انجام نداده اند، تطهیر کنند و از امکان ایجاد روابط دیپلماتیک با آمریکا و استکبار حرف زنند.

دستگیری از فقرا، حفظ طبیعت، وشان شهرستان دزفول و کمک به پلیس را مردم رعایت کنند

حجت الاسلام والمسلمین  بیگدلی، در بخش دیگر از سخنان خود با اشاره به ۲۹ اسفندماه سالروز ملی شدن صنعت نفت، گفت: سالروز ملی شدن صنعت نفت، نقطه شروعی بر تحولاتی اساسی تر و گام هایی مهمتر در جهت استقلال کامل کشور شد.

امام جمعه موقت دزفول همچنین با اشاره به روز اول فروردین ماه، آغاز سال شمسی ۹۵ گفت: دستگیری از فقرا، حفظ طبیعت، حفظ شأن شهرستان دزفول و کمک به پلیس در برقراری امنیت مواردی است که باید همه،  بویژه میهمانان عزیز نوروزی در ایام تعطیلات به آن توجه کنند.

متن کامل خطبه ها:

خطبه اول:

خدمت همه عزیزان، سروران محترم، برادران و خواهران ایمانی عرض سلام، ادب و ارادت دارم و در این روز مبارک که سید الأیام و منتسب به رسول اکرم(ص) است و در این مکان مقدس و در پیشگاه با عظمت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه امید دارم که در ظل عنایات او و تفضلات الهی آنچه که مرضی خداوند است بر زبان جاری کند و عزیزان بهره بگیرند.

گرچه بحث بنده در خطبه های گذشته ای که در محضر عزیزان خطبه خواندم موضوع خانواده و پرداختن به روش های نادرست تربیتی بود که موجب خدشه وارد شدن به سامان و بساط زندگی بود ولی به جهت اهمیت این ایام خصوصا نزدیک شدن به عید نوروز و توجهی که همه مؤمنین و مؤمنات در تحویل سال دارند و نگاهشان به آسمان و ذات اقدس الهی است که خداوند متعال در کنار تحویل سال به اینها توجهی کند و زندگانی، دل و طبیعت حال اینها را دگرگون کند و رو به ترقی و تعالی ببرد، از این جهت این خطبه را اختصاص به توضیح و بسط دعای هنگام تحویل سال قرار دادم.

ابتدا نسبت به سند این دعا توضیحاتی را خدمتتان بیان می کنم. همه عزیزان با مراجعه به کتب ادعیه این دعا را می بینند ولی در میان کتب معتبر کمتر دیده می شود که سندی محکم برای آن باشد، یعنی سندی که قابلیت برای استناد به آن باشد کمتر دیده می شود ولی در کنار مضامین و مفاهیمی که دارد و از نظر محتوایی حسب آنچه که در فرهنگ شیعه قاعده وجود دارد وقتی که بنا باشد روایتی از نظر مضامین برگرفته از معارف حقه و منطبق با آیات قرآن و روایات صحیح معصومین(ع) باشد اگر ضعف سندی داشته باشد معمولا این ضعف جبران می شود.

در کنار آن سیره عملی فقها و متشرعه نیز منطبق بر همین بوده است که این دعا را خوانده اند و هیچ کدام از فقها مخالفتی با این دعا نکرده اند و همانگونه که عزیزان مستحضرند خصوصا بعد از انقلاب و در هنگام تحویل سال چه در زمان حضرت امام(ره) و چه الان در زمان مقام معظم رهبری این دعا خوانده می شود و تمام مراجع، علما و فقها نسبت به این دعا توجه داشته اند.

اولین فقره می فرماید: یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ای کسی که دگرگون کننده قلب ها، دیده ها و ابصاری.

مُقَلِّبَ یا الْقُلُوبِ از قلب گرفته شده و قلب اصطلاحا می گویند مصدر است که این مصدر به معنای دگرگونی است ولی اسم شده برای عضوی در بدن یا کانونی که محل توجهات، گرایش ها، عواطف و احساسات بشر است به عبارتی دیگر اگر عشق و نفرتی در وجود انسان است همه جمع در این کانون می باشد و مبداء و منشاء آن این کانون است، از این جهت به آن قلب گفته اند چون گاهی حالت عشق منقلب می شود و تبدیل به حالت نفرت می شود و گاهی نه برعکس نفرت، انزجار و تنفر انسان منقلب و تبدیل به عشق، علاقمندی، شوق و ذوق می شود و چون قلب اینچنین متأثر می شود و از طرفی هم بر تمام اعضا و جوارح بدن تاثیر دارد و به تعبیری دیگر تمام اعضا و جوارح بدن مسخر اراده او هستند بنابراین قلب را از این جهت قلب می گویند.

اگر نهاد آدمی مالامال به عشق باشد آنوقت است که انسان مظهر جذبه، جلب، جاذبه و نورانیت می شود، اگر این قلب مالامال از نفرت باشد آنوقت تاریکی، گریز، نفرت و دفع از او به کثرت دیده می شود پس هر چه هست مربوط به قلب است و آنچه که در میان عوامل دگرگون کننده قلب وجود دارد ذات اقدس الهی است که می تواند قلب ها را دگرگون کند.

یک جمله ای از مرحوم حضرت آیت الله العظما بهاء الدینی(ره) وجود دارد که می فرماید اگر انسان خواسته باشد قلبش دگرگون شود باید به مبداء دگرگون کننده قلب که خداوند متعال است توجه کند و از او بخواهد که قلبش را دگرگون کند.

در قرآن کریم از قلب به حالات و کیفیات مختلفی تعبیر آورده شده است که من چند مورد را خدمت عزیزان یادداشت کردم:

اولین مورد قلب مریض است. خداوند متعال در سوره آل عمران به وجود مقدس پیامبر اکرم(ص) می فرماید “فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ”  این از رحمت خداست که تو بر اینها نرم خو بودی که اگر هر آینه تندخو یا درشت خو و همچنین درشت گو بودی چون “فَظًّ” به معنای کسی است که درشت و تند سخن می گوید و “غَلِیظَ الْقَلْبِ و یا “غَلِیظُ الْقَلْبِ به کسی می گویند که از نظر قلبی آدم تندی باشد می گوید اگر تندخو و یا تند گو بودی یا غضب آلود سخن می گفتی و قلبت آلوده به غضب بود هر آینه از اطرافت پراکنده می شدند.

دوم قلب قسی و سخت است. “ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُم مِّن بَعْدِ ذَلِکَ فَهِیَ کَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً” قلب ها به اصطلاح همچون سنگ شد البته “کَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ یا اینکه نه سخت تر، سفت تر و صلب تر از سنگ شد.

سوم قلب بیمار است، “فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ” اشاره به مسئولیتی است که خانم ها، زن ها و دخترها دارند که اینها نرم، با ادا و طنازی سخن نگویند که کسانی که قلبی مریض دارند نسبت به اینها تمایلی در دلشان ایجاد شود و یا سبب کشش دل اینها شود.

قلب زنگ زده است که می فرماید “کَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا کَانُوا یَکْسِبُونَ، کَلاَّ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ” اینها کسانی هستند که قلبشان زنگ زده است و بر قلب هایشان زنگار وجود دارد و این هم بواسطه کاری است که خودشان انجام داده اند، “مَّا کَانُوا یَکْسِبُونَ” یعنی کسی زنگار را از ظلم بر قلب اینها نگذاشته است بلکه نتیجه عمل خود انسان است.

قلب مختوم است، “خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ” اینها بر دلهایشان مهر است یعنی اینکه دیگر هیچ اثری از نورانیت در آنها ایجاد نخواهد شد و دیگر تأثیر پذیری ندارند مثل نامه ای که وقتی مهر زده شد دیگر هر دست خطی، هر عنوانی زیر این مهر و تحت این عنوان مهر نوشته شود ارزش ندارد این نیز همین طور است هر چه برایشان نسخه شفا بخش نوشته شود دیگر فایده ای ندارد و از بین رفته است. وقتی چیزی خاکستر شد و مثلا بدنی آتش گرفت، سوخت و خاکستر شد دیگر خواسته باشند بر او آب بریزند و یا مثلا وسایلی بیاورند که این آتش را خاموش کنند و وسایل اطفاء حریق، دیگر فایده ای ندارد این نیز همین طور است.

پنجم قلب مرعوب است، “سَنُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُواْ الرُّعْبَ” در قلب کسانی که کافر هستند و این نشان می دهد که کفارهستند که مرعوب هستند و انسان های مؤمن خوف، حزن و ترسی ندارند و همیشه تحت فرمان الهی و با توکل به خدا و از نظر لطف الهی و نزول فرشتگان مؤید به تأییدات الهی هستند و دلشان و پشتشان گرم است و گام های محکم بر می دارند و از ریسک پذیری و خطر پذیری نمی ترسند.

قلب بدون فهم داریم، می فرماید “ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا” این افراد دارای قلب هایی هستند که با آن درکی ندارند، نهایت چه کسانی هستند؟ “ أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ” این افراد از حیوانات بدتر هستند.

گاهی اوقات می فرماید “إِنَّ شَرَّ الدَّوَابَّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لاَ یَعْقِلُونَ” افرادی که با قلبشان تعقل و فهمی ندارند.

قلب رئوف داریم،”وَجَعَلْنَا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً  وَ رَحْمَةً”  اشاره به مسیحیان واقعی است که در تبعیت از حضرت عیسی مسیح(ع) رأفت و رحمت دارند.

قلب سلیم داریم، یَومَ لا یَنفَعُ مالٌ وَ لابَنُونَ اِلاّ مَن اَتَی اللهَ بِقَلبٍ سَلیمٍ غرض از قلب سلیم قلبی است که از هرگونه شک و تردید و دودلی رهایی پیدا کرده و قلبی به اصطلاح محکم و سالم دارد.

قلب مطمئن، “قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإیمانِ” یعنی ایمان آثاری دارد که یکی از آثار ایمان قلب مطمئن است. در جایی از آن به عنوان سد نام برده می شود، آدم های با مسئولیت وقتی که می خواهند در میدان های خطیر داخل شوند اولین چیزی که درخواست می کنند همین است.

حضرت موسی(ع) از خدا این را درخواست کرد “رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی” وقتی می خواست پنجه در پنجه فرعون بیاندازد و با شیطان زمان خودش بجنگد و از طرف خدا مأمور شد اولین چیزی که از خدا درخواست کرد همین شرح صدر است پس انسان در میادین سخت باید از خدا این مهم را درخواست کند.

حضرت موسی(ع) این را از خدا درخواست کرد در حالتی که خدا این را به حضرت ختمی مرتبت محمد(ص) داد، “أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ” آیا من سینه تو را شرح صدر ندادم؟ که نشان می دهد خداوند متعال پیامبر اکرم(ص) را قبل از اینکه بخواهد، نصیبش کرد و ناخواسته داد تا اینکه در این میدان بتواند تحمل کند و تاب بیاورد، بنابراین این مهم است.

عامل دگرگونی دوم می فرماید بصیرت انسان است یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یعنی انسان باید بصیرت داشته باشد. اصولا یکی از اساسی ترین بنیادهای عملی و زندگانی انسان مبتنی بر فکر و اندیشه اش است، انسان با عقیده اش زندگی می کند و اگر دیدگاه عوض شود انسان هم عوض خواهد شد.

آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست            عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی

آدم باید فکر، ذهن و عالم خود را عوض کند تا این آدم عوض شود بنابراین مهم است که نگاه انسان به دنیا چه نگاهی است؟ نگاهی به عالم طبیعت یا نگاهی به عالم ماوراء الطبیعه دارد، نگاهش به عالم هستی چیست؟ نگاهش در دنیا می ماند یا مرزهای دنیا را در می نوردد و به آخرت هم توجه دارد.

آیا به تعبیری به دنیا نگاهی عالی و ابزاری دارد یا اینکه نه، نگاهی غایی دارد و دنیا را مقصد و منزل خود می داند؟ در صورتی که بصیرت علوی متفاوت است و دنیا را چیزی کم ارزش می داند، وَ اللَّهِ لَدُنْیَاکُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِی عَیْنِی مِنْ عُرَاقِ خِنْزِیرٍ فِی یَدِ مَجْذُومٍ می فرماید دنیای شما با تمام زیبایی ها و لذاتش همانند استخوان لیسیده شده خوک که در دست یک انسان جذامی و کسی که بیماری خوره دارد است. و تشبیه می کند دنیا را شبیه به این، یعنی اینچنین ناخواسته است.

یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ که باز شب و روز در شناخت خداوند و معرفت داشتن نسبت به خدا بسیار مهم است.

جَعَلَ لَکُمُ اللَّیلَ لِباساً” شب ساتر و سبب پوشش و آرامش انسان است، “وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا” روز سبب کار و معیشت است بنابراین شب و روز مکمل همدیگر هستند، می گوید خداوندا تو که این همه تدبیر در عالم خلقت داری و شب ها را به روز و روز ها را به شب می رسانی یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ کلا کل دنیا محل تحول است، تحول مادی هم یکی از این تحولات است، تحول از حالت سرد و سرما به سوی اعتدال بهار و ربیع و تحول اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ولی این تحول مورد خاصه تحول در وجود انسان است که انسان از خدا درخواست می کند و یکی از این تحولات تثبیت است و این دل بی قرار باید آرامشی پیدا کند.

ثَبِّتْ قُلُوبَنَا یا ثَبِّتْ قَلْبِی عَلی دِینِکَ خداوندا قلب مرا بر دین تو استوار کن که باید ۳-۲ کار انجام داد:

یکی اینکه انسان از خود را پلیدی های گناه برهاند.

دوم به انجام واجبات مقید باشد که هیچ کوتاهی نکند.

سوم دل از پلیدی ها پاک کند و زنگار دهد، بنابراین بهترین حالت قلب و زندگانی انجام عبادت و حالت عبادت، ذکر، توجه، توکل، عزت مندی و خدمت است. امیدوارم خداوند متعال همه اینها را نصیبمان کند و آنچه که نصیب خوبان کرده آن را هم نصیب ما کند.

شاعر می فرماید:

تا در طلب گوهر کانی کانی          ور در طلب جستن جانی جانی

من فاش کنم حقیقت مطلب را         هر چیز که در جستن آنی آنی

یعنی انسان هر چیز را که طلب کند همان خواهد بود پس انسان وقتی که اینها را طلب می کند و می گوید یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ  وَ  الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ همین درخواست نشان از این دارد که او انسانی تحول خواه است که می خواهد خودش را از حالت بد به خوبی و از حالت خوب به خوب تر برساند.

خداوندا بین ما و خودت جدایی نیانداز.

قلب ما را سرشار از معرفت به قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بگردان.

خداوندا بر جرائم اعمال ما قلم عفوت را بکش.

خداوندا دعاهایی که همه عزیزان در وقت تحویل سال دارندبرآورده کن و دردمندان، مشکلات فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و هر مشکلی که در مملکت اسلامی ایران وجود دارد و در تمام ممالک اسلامی این مشکلات را برطرف کن.

امام زمان(عج) را به فریاد ما برسان.

خداوندا امسال را سال پیروزی مؤمنان و شکست دشمنان خصوصا داعش جنایت کار و پشتیبانان اینها بگردان.

خطبه اول:

خدمت همه عزیزان، سروران محترم، برادران و خواهران ایمانی عرض سلام، ادب و ارادت دارم و در این روز مبارک که سید الأیام و منتسب به رسول اکرم(ص) است و در این مکان مقدس و در پیشگاه با عظمت حضرت ولی عصر ارواحنا فداه امید دارم که در ظل عنایات او و تفضلات الهی آنچه که مرضی خداوند است بر زبان جاری کند و عزیزان بهره بگیرند.

گرچه بحث بنده در خطبه های گذشته ای که در محضر عزیزان خطبه خواندم موضوع خانواده و پرداختن به روش های نادرست تربیتی بود که موجب خدشه وارد شدن به سامان و بساط زندگی بود ولی به جهت اهمیت این ایام خصوصا نزدیک شدن به عید نوروز و توجهی که همه مؤمنین و مؤمنات در تحویل سال دارند و نگاهشان به آسمان و ذات اقدس الهی است که خداوند متعال در کنار تحویل سال به اینها توجهی کند و زندگانی، دل و طبیعت حال اینها را دگرگون کند و رو به ترقی و تعالی ببرد، از این جهت این خطبه را اختصاص به توضیح و بسط دعای هنگام تحویل سال قرار دادم.

ابتدا نسبت به سند این دعا توضیحاتی را خدمتتان بیان می کنم. همه عزیزان با مراجعه به کتب ادعیه این دعا را می بینند ولی در میان کتب معتبر کمتر دیده می شود که سندی محکم برای آن باشد، یعنی سندی که قابلیت برای استناد به آن باشد کمتر دیده می شود ولی در کنار مضامین و مفاهیمی که دارد و از نظر محتوایی حسب آنچه که در فرهنگ شیعه قاعده وجود دارد وقتی که بنا باشد روایتی از نظر مضامین برگرفته از معارف حقه و منطبق با آیات قرآن و روایات صحیح معصومین(ع) باشد اگر ضعف سندی داشته باشد معمولا این ضعف جبران می شود.

در کنار آن سیره عملی فقها و متشرعه نیز منطبق بر همین بوده است که این دعا را خوانده اند و هیچ کدام از فقها مخالفتی با این دعا نکرده اند و همانگونه که عزیزان مستحضرند خصوصا بعد از انقلاب و در هنگام تحویل سال چه در زمان حضرت امام(ره) و چه الان در زمان مقام معظم رهبری این دعا خوانده می شود و تمام مراجع، علما و فقها نسبت به این دعا توجه داشته اند.

اولین فقره می فرماید: یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ای کسی که دگرگون کننده قلب ها، دیده ها و ابصاری.

مُقَلِّبَ یا الْقُلُوبِ از قلب گرفته شده و قلب اصطلاحا می گویند مصدر است که این مصدر به معنای دگرگونی است ولی اسم شده برای عضوی در بدن یا کانونی که محل توجهات، گرایش ها، عواطف و احساسات بشر است به عبارتی دیگر اگر عشق و نفرتی در وجود انسان است همه جمع در این کانون می باشد و مبداء و منشاء آن این کانون است، از این جهت به آن قلب گفته اند چون گاهی حالت عشق منقلب می شود و تبدیل به حالت نفرت می شود و گاهی نه برعکس نفرت، انزجار و تنفر انسان منقلب و تبدیل به عشق، علاقمندی، شوق و ذوق می شود و چون قلب اینچنین متأثر می شود و از طرفی هم بر تمام اعضا و جوارح بدن تاثیر دارد و به تعبیری دیگر تمام اعضا و جوارح بدن مسخر اراده او هستند بنابراین قلب را از این جهت قلب می گویند.

اگر نهاد آدمی مالامال به عشق باشد آنوقت است که انسان مظهر جذبه، جلب، جاذبه و نورانیت می شود، اگر این قلب مالامال از نفرت باشد آنوقت تاریکی، گریز، نفرت و دفع از او به کثرت دیده می شود پس هر چه هست مربوط به قلب است و آنچه که در میان عوامل دگرگون کننده قلب وجود دارد ذات اقدس الهی است که می تواند قلب ها را دگرگون کند.

یک جمله ای از مرحوم حضرت آیت الله العظما بهاء الدینی(ره) وجود دارد که می فرماید اگر انسان خواسته باشد قلبش دگرگون شود باید به مبداء دگرگون کننده قلب که خداوند متعال است توجه کند و از او بخواهد که قلبش را دگرگون کند.

در قرآن کریم از قلب به حالات و کیفیات مختلفی تعبیر آورده شده است که من چند مورد را خدمت عزیزان یادداشت کردم:

اولین مورد قلب مریض است. خداوند متعال در سوره آل عمران به وجود مقدس پیامبر اکرم(ص) می فرماید “فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِکَ”  این از رحمت خداست که تو بر اینها نرم خو بودی که اگر هر آینه تندخو یا درشت خو و همچنین درشت گو بودی چون “فَظًّ” به معنای کسی است که درشت و تند سخن می گوید و “غَلِیظَ الْقَلْبِ و یا “غَلِیظُ الْقَلْبِ به کسی می گویند که از نظر قلبی آدم تندی باشد می گوید اگر تندخو و یا تند گو بودی یا غضب آلود سخن می گفتی و قلبت آلوده به غضب بود هر آینه از اطرافت پراکنده می شدند.

دوم قلب قسی و سخت است. “ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُکُم مِّن بَعْدِ ذَلِکَ فَهِیَ کَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ قَسْوَةً” قلب ها به اصطلاح همچون سنگ شد البته “کَالْحِجَارَةِ أَوْ أَشَدُّ یا اینکه نه سخت تر، سفت تر و صلب تر از سنگ شد.

سوم قلب بیمار است، “فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ” اشاره به مسئولیتی است که خانم ها، زن ها و دخترها دارند که اینها نرم، با ادا و طنازی سخن نگویند که کسانی که قلبی مریض دارند نسبت به اینها تمایلی در دلشان ایجاد شود و یا سبب کشش دل اینها شود.

قلب زنگ زده است که می فرماید “کَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا کَانُوا یَکْسِبُونَ، کَلاَّ إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ یَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ” اینها کسانی هستند که قلبشان زنگ زده است و بر قلب هایشان زنگار وجود دارد و این هم بواسطه کاری است که خودشان انجام داده اند، “مَّا کَانُوا یَکْسِبُونَ” یعنی کسی زنگار را از ظلم بر قلب اینها نگذاشته است بلکه نتیجه عمل خود انسان است.

قلب مختوم است، “خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِیمٌ” اینها بر دلهایشان مهر است یعنی اینکه دیگر هیچ اثری از نورانیت در آنها ایجاد نخواهد شد و دیگر تأثیر پذیری ندارند مثل نامه ای که وقتی مهر زده شد دیگر هر دست خطی، هر عنوانی زیر این مهر و تحت این عنوان مهر نوشته شود ارزش ندارد این نیز همین طور است هر چه برایشان نسخه شفا بخش نوشته شود دیگر فایده ای ندارد و از بین رفته است. وقتی چیزی خاکستر شد و مثلا بدنی آتش گرفت، سوخت و خاکستر شد دیگر خواسته باشند بر او آب بریزند و یا مثلا وسایلی بیاورند که این آتش را خاموش کنند و وسایل اطفاء حریق، دیگر فایده ای ندارد این نیز همین طور است.

پنجم قلب مرعوب است، “سَنُلْقِی فِی قُلُوبِ الَّذِینَ کَفَرُواْ الرُّعْبَ” در قلب کسانی که کافر هستند و این نشان می دهد که کفارهستند که مرعوب هستند و انسان های مؤمن خوف، حزن و ترسی ندارند و همیشه تحت فرمان الهی و با توکل به خدا و از نظر لطف الهی و نزول فرشتگان مؤید به تأییدات الهی هستند و دلشان و پشتشان گرم است و گام های محکم بر می دارند و از ریسک پذیری و خطر پذیری نمی ترسند.

قلب بدون فهم داریم، می فرماید “ لَهُمْ قُلُوبٌ لاَّ یَفْقَهُونَ بِهَا” این افراد دارای قلب هایی هستند که با آن درکی ندارند، نهایت چه کسانی هستند؟ “ أُوْلَئِکَ کَالأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ” این افراد از حیوانات بدتر هستند.

گاهی اوقات می فرماید “إِنَّ شَرَّ الدَّوَابَّ عِندَ اللّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذِینَ لاَ یَعْقِلُونَ” افرادی که با قلبشان تعقل و فهمی ندارند.

قلب رئوف داریم،”وَجَعَلْنَا فِی قُلُوبِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً  وَ رَحْمَةً”  اشاره به مسیحیان واقعی است که در تبعیت از حضرت عیسی مسیح(ع) رأفت و رحمت دارند.

قلب سلیم داریم، یَومَ لا یَنفَعُ مالٌ وَ لابَنُونَ اِلاّ مَن اَتَی اللهَ بِقَلبٍ سَلیمٍ غرض از قلب سلیم قلبی است که از هرگونه شک و تردید و دودلی رهایی پیدا کرده و قلبی به اصطلاح محکم و سالم دارد.

قلب مطمئن، “قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإیمانِ” یعنی ایمان آثاری دارد که یکی از آثار ایمان قلب مطمئن است. در جایی از آن به عنوان سد نام برده می شود، آدم های با مسئولیت وقتی که می خواهند در میدان های خطیر داخل شوند اولین چیزی که درخواست می کنند همین است.

حضرت موسی(ع) از خدا این را درخواست کرد “رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی” وقتی می خواست پنجه در پنجه فرعون بیاندازد و با شیطان زمان خودش بجنگد و از طرف خدا مأمور شد اولین چیزی که از خدا درخواست کرد همین شرح صدر است پس انسان در میادین سخت باید از خدا این مهم را درخواست کند.

حضرت موسی(ع) این را از خدا درخواست کرد در حالتی که خدا این را به حضرت ختمی مرتبت محمد(ص) داد، “أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ” آیا من سینه تو را شرح صدر ندادم؟ که نشان می دهد خداوند متعال پیامبر اکرم(ص) را قبل از اینکه بخواهد، نصیبش کرد و ناخواسته داد تا اینکه در این میدان بتواند تحمل کند و تاب بیاورد، بنابراین این مهم است.

عامل دگرگونی دوم می فرماید بصیرت انسان است یَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ یعنی انسان باید بصیرت داشته باشد. اصولا یکی از اساسی ترین بنیادهای عملی و زندگانی انسان مبتنی بر فکر و اندیشه اش است، انسان با عقیده اش زندگی می کند و اگر دیدگاه عوض شود انسان هم عوض خواهد شد.

آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست            عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی

آدم باید فکر، ذهن و عالم خود را عوض کند تا این آدم عوض شود بنابراین مهم است که نگاه انسان به دنیا چه نگاهی است؟ نگاهی به عالم طبیعت یا نگاهی به عالم ماوراء الطبیعه دارد، نگاهش به عالم هستی چیست؟ نگاهش در دنیا می ماند یا مرزهای دنیا را در می نوردد و به آخرت هم توجه دارد.

آیا به تعبیری به دنیا نگاهی عالی و ابزاری دارد یا اینکه نه، نگاهی غایی دارد و دنیا را مقصد و منزل خود می داند؟ در صورتی که بصیرت علوی متفاوت است و دنیا را چیزی کم ارزش می داند، وَ اللَّهِ لَدُنْیَاکُمْ هَذِهِ أَهْوَنُ فِی عَیْنِی مِنْ عُرَاقِ خِنْزِیرٍ فِی یَدِ مَجْذُومٍ می فرماید دنیای شما با تمام زیبایی ها و لذاتش همانند استخوان لیسیده شده خوک که در دست یک انسان جذامی و کسی که بیماری خوره دارد است. و تشبیه می کند دنیا را شبیه به این، یعنی اینچنین ناخواسته است.

یَا مُدَبِّرَ اللَّیْلِ وَ النَّهَارِ که باز شب و روز در شناخت خداوند و معرفت داشتن نسبت به خدا بسیار مهم است.

جَعَلَ لَکُمُ اللَّیلَ لِباساً” شب ساتر و سبب پوشش و آرامش انسان است، “وَجَعَلْنَا النَّهَارَ مَعَاشًا” روز سبب کار و معیشت است بنابراین شب و روز مکمل همدیگر هستند، می گوید خداوندا تو که این همه تدبیر در عالم خلقت داری و شب ها را به روز و روز ها را به شب می رسانی یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ وَ الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ کلا کل دنیا محل تحول است، تحول مادی هم یکی از این تحولات است، تحول از حالت سرد و سرما به سوی اعتدال بهار و ربیع و تحول اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ولی این تحول مورد خاصه تحول در وجود انسان است که انسان از خدا درخواست می کند و یکی از این تحولات تثبیت است و این دل بی قرار باید آرامشی پیدا کند.

ثَبِّتْ قُلُوبَنَا یا ثَبِّتْ قَلْبِی عَلی دِینِکَ خداوندا قلب مرا بر دین تو استوار کن که باید ۳-۲ کار انجام داد:

یکی اینکه انسان از خود را پلیدی های گناه برهاند.

دوم به انجام واجبات مقید باشد که هیچ کوتاهی نکند.

سوم دل از پلیدی ها پاک کند و زنگار دهد، بنابراین بهترین حالت قلب و زندگانی انجام عبادت و حالت عبادت، ذکر، توجه، توکل، عزت مندی و خدمت است. امیدوارم خداوند متعال همه اینها را نصیبمان کند و آنچه که نصیب خوبان کرده آن را هم نصیب ما کند.

شاعر می فرماید:

تا در طلب گوهر کانی کانی          ور در طلب جستن جانی جانی

من فاش کنم حقیقت مطلب را         هر چیز که در جستن آنی آنی

یعنی انسان هر چیز را که طلب کند همان خواهد بود پس انسان وقتی که اینها را طلب می کند و می گوید یَا مُحَوِّلَ الْحَوْلِ  وَ  الْأَحْوَالِ حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ همین درخواست نشان از این دارد که او انسانی تحول خواه است که می خواهد خودش را از حالت بد به خوبی و از حالت خوب به خوب تر برساند.

خداوندا بین ما و خودت جدایی نیانداز.

قلب ما را سرشار از معرفت به قرآن و اهل بیت عصمت و طهارت(ع) بگردان.

خداوندا بر جرائم اعمال ما قلم عفوت را بکش.

خداوندا دعاهایی که همه عزیزان در وقت تحویل سال دارندبرآورده کن و دردمندان، مشکلات فردی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و هر مشکلی که در مملکت اسلامی ایران وجود دارد و در تمام ممالک اسلامی این مشکلات را برطرف کن.

امام زمان(عج) را به فریاد ما برسان.

خداوندا امسال را سال پیروزی مؤمنان و شکست دشمنان خصوصا داعش جنایت کار و پشتیبانان اینها بگردان.

خطبه دوم:

بندگان خدا خودم را مؤکدا و شما را ملتمسانه به رعایت تقوای الهی، اطاعت از اوامر خدا، پرهیز و اجتناب از نواهی خدا توصیه می کنم.

مناسبتها: اولین مناسبت فردا ۲۹ اسفند سالروز ملی شدن صنعت نفت در سال ۱۳۲۹ هجری شمسی است. تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت یکی از نقاط عطف تاریخ مبارزاتی ملت ایران است که برای کسب حق و حقوق خود انجام گرفت و توانست بدین وسیله دست بیگانگان را از این شریان حیاتی قطع کند و سبب افزایش غرور ملی و حفظ و توجه به منافع ملی این مردم شریف شود.

ضمن احترام گذاشتن به شخصیت های تأثیرگذار در این قضیه چه شخصیت های دینی که در رأس آنها شخصیتی بزرگ همانند حضرت آیت الله کاشانی(ره) است و چه دیگر شخصیت های ملی که تاثیرگذار بودند از نمایندگان مجلس، نخست وزیر وقت و شخصیت های سیاسی که البته نقش فدائیان اسلام را نباید فراموش کرد که نشان داد اگر تمام جریانات در تبعیت از روحانیت بر آن نهضت و حرکت که کار را شروع کردند ادامه می دادند و مخصوصا ملی گراها با گوش به فرمان بودن روحانیت و نسبت به جایگاه و حساسیتی که دارد توجه داشتند قطعا می توانستند این را نقطه شروعی بر تحولات اساسی تر و حرکاتی با گام های بلندتر در جهت رسیدن به استقلال کامل مملکت شود ولی در جایگاه خود، جایگاهی مهم دارد و از این جهت باید قدر دانست.

البته جایگاه تمام مهندسین، کارگران و تمام دست اندرکارانی که در طول ۸ سال دفاع مقدس زیر بمباران ها توانستند این صنعت را حفظ کنند و الان با گذشت سال ها و البته دیدن خسارت های دوران جنگ و همچنین تحریم های اقتصادی توانستند بیش از ۷۰ درصد از این صنعت مهم و راهبردی را به خودکفایی برسانند و حلقه ای از این زنجیره موفقیت های ملت ایران را درست کنند، و امیدوارم مسئولین با تدبیر امر چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بین المللی بتوانند از حقوق حقه و بر حق این ملت دفاع کنند و ایران را در جایگاه حقیقی خود بنشانند.

مورد بعدی یکشنبه ۱ فروردین آغاز سال ۱۳۹۵ خواهد بود که من پیشاپیش خدمت همه عزیزان تبریک و تهنیت عرض می کنم و امیدوارم سالی توأم با موفقیت، بندگی و همراه با برآورده شدن آرزوهایی که در دل دارند، شفای عاجل بیماران، تعجیل در فرج امام زمان(عج)، دوام عمر و تأییدات خاصه برای مقام معظم رهبری شود.

همه عزیزان انشاء الله در زندگانی کامیاب شوند و انشاءالله نهایت سعی و تلاش شود که عزیزان برخوردار، توجهی به فقرا و محرومین کنند و در همه شرایط سعی کنند این شادی ها، خوشی ها و دلخوشی هایی که دارند فقرا را فراموش نکنند، توصیه ای که بارها امیرالمؤمنین(ع) نسبت به فقرا داشت و می فرمود الله! الله!  فی الفقراء و المساکین فشارکوهم فی معائشکم شما این عزیزان را در زندگانی خود شریک کنید.

عزیزان توجه کنند در امر ازدواج، اشتغال، معیشت و در امور مختلف، مسکن، در مسائل و حتی برطرف کردن شبهات فکری، فرهنگی، تکمیل مساجد و حسینیه ها که پایگاه های بسیار بزرگی هستند و مورد توجه می باشند و به فرمایش امام(ره) سنگرهایی انسان ساز هستند که در جهت تحویل و تحول در جوامع و نگه داشتن گام ها بر صراط ایمان نقشی بسیار مؤثر دارند، کاش در این جهت فراموش نشود.

در جهت حفظ طبیعت نیز توجه کنند، بالاخره عزیزان به تفرجگاه ها می روند و به تفریح و تفرج می پردازند قدر این نعمت های بزرگ الهی را بدانند و خسارتی به این نعمت های خدادای وارد نکنند، طبیعت فقط مال ما انسان ها نیست مال کل موجودات است که باید از این طبیعت بهره بگیرند و به جای شکرانه آن، خدای نخواسته معصیتی صورت نگیرد.

انشاء الله سنگینی، متانت، وزانت و وقار همشهریان عزیز ما سبب شود مهمانانی که می آیند با دیدن این سنگینی، وقار و متانت خدای نخواسته دچار برخی غفلت ها نشوند که دیده شده متأسفانه برخی از مسافران بدون در نظر گرفتن جایگاه شریف این دیار و بی توجه به مسئولیتی که دارند تحرکات و حرکاتی انجام می دهند که هرگز مطابق با شأن جامعه ما و شهر دارالمؤمنین دزفول نیست.

انشاء الله همگان مخصوصا عزیزان نیروی انتظامی که البته همه ما باید احساس کنیم مأمور نیروی انتظامی و همیار پلیس هستیم و وظیفه داریم در امر به معروف و نهی از منکر از هیچ چیز فروگذار نکنیم و تذکر دهیم که انشاء الله امسال عیدی را همراه با شادمانی، خوشحالی، بندگی و توجه داشته باشیم و آغاز کننده سالی نو باشیم که از خداوند با این روز نو، روزی نو از هر جهت چه از باب امور مادی و چه از باب امور معنوی لقمه های نعمانی را نصیب خود کنیم.

سال گذشته یکسری شیرینی ها داشتیم از جمله افزایش نفوذ ایران اسلامی در منطقه، دستگیری متجاوزان آمریکایی که بسیار عزت آفرین بود، افتتاح فازهای ۱۶ و ۱۵ پارس جنوبی که نماد این شعار مهم “ما می توانیم” هست و توسط برادران عزیز قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص) سپاه پاسداران انقلاب اسلامی رقم خورد و باز سطری زرین در دفتر خدمات بزرگی که دارند دیده شد، رونمایی از توان موشکی که به شکلی خواب را از سر دشمن ربوده و با عرضه این توان و البته بخشی از این توان دشمن و دشمنانی که دشمنان خداوند هستند و مصداق “تُرهِبونَ بِه‌ عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّکُم” فهمیدند که اگر دست از پا خطا کنند ملت ایران ملتی ناتوان نیست و هر اراده سوئی داشته باشند و هر شاخی را تیز کرده باشند این شاخ ها با دست پرتوان مردم شریف، جوانان و دانشمندان عزیز ما که در این عرصه خوش درخشیدند شکسته خواهد شد. (تکبیر نمازگزاران)

تحقق مشارکت حداکثری مردم در انتخابات هم مجلس شورای اسلامی و هم مجلس خبرگان رهبری را داشتیم که من لازم می دانم به منتخبین این ملت تبریک بگویم و همچنین از همه شما عزیزان تقدیر و تشکر بعمل بیاورم که حقیقتا موجب روسفیدی شدید و بر افتخارات خودتان افزودید و واقعا حماسه ای بزرگ، بی نظیر و بی بدیل بود.

از جمله صحنه های بسیار، بسیار زیبا این بود که عزیزانی که در این رقابت سیاسی نتوانستند راه پیدا کنند چگونه با متانت تبریک گفتند و آرزوی موفقیت کردند و حتی عرضه داشتند که  حاضرند در نهایت سعی و کوشش تلاشی مضاعف در جهت کمک به عزیزانی که به این مناصب خطیر راه یافتند کنند و بنا به فرمایش مقام معظم رهبری چگونه نجابت خود را به همگان ثابت کردند و حقیقتا نمایشی بی بدیل و بی نظیر است که دقیقا می تواند آن تاریکی و ظلمت دوران فتنه ۸۸ را نشان دهد که باز بحق مقام معظم رهبری از آن رفتار تحت عنوان “رفتار نانجیبانه” نام بردند که لفظی بسیار، بسیار دقیق است.

یعنی وقتی که انسان نظر بیاندازد به معنای نجابت که در آن شرافت و اصالت فهمیده می شود و نانجیبی که تند خویی، عصیان گری، زیربار نرفتن، تمرد و هرزگی از آن فهمیده می شود دیده شد که در فتنه ۸۸ این افراد چه خسارت های زیاد و هنگفتی را چه در سطح داخل و چه در سطح بین الملل به مملکت اسلامی ما وارد کردند و فتنه بزرگی واقع شد و آن شیرینی پیروزی حضور مردم و حضور هشتاد و چند درصدی مردم را که در عرصه انتخابات توانستند حضور پیدا کنند و این گام بلند را بردارند و ریاست محترم جمهوری با رأی بالای ۶۵ درصد توانست به این منصب برسد را به کام ملت تلخ کردند، یعنی شرایطی که شاید از جهاتی بدتر از شرایط سخت دوران دفاع مقدس بود.

یعنی آنچه که دشمنان ما آمریکا، صدام و برخی از پشتیبانان آنها و ۳۵ کشور نتوانستند در دوران دفاع مقدس به ما وارد کنند این شیاطین پشت به پشت همدیگر، دست به دست هم دادند و خسارت به ما وارد کردند و شاید بتوان گفت از جهتی این دشمنان، این افراد گمراه و این فتنه گران خسارتی به مراتب بیشتر وارد کردند که ارقام نشان دهنده همین مطلب است.

اگر در دوران ۸ سال دفاع مقدس دشمن از خارج حمله کرد و فشار آورد ولی هرگز نتوانست به انسجام ملی خدشه وارد کند ولی فتنه گران آمدند با توطئه ای که داشتند و از سال قبل و شاید از ۱۰ سال قبل در فتنه سال ۷۸ این را طراحی کردند و ۱۰ سال کار کردند تا آمدند و نه تنها شرایط دشواری را فراهم کردند بلکه خسارات بسیاری نیز وارد کردند.

یکی از این خسارت ها لطمه و خدشه وارد کردن به انسجام ملی بود، در جایی مردم را در مقابل خود مردم انداختند و آنها را به صحنه آوردند و اسباب خسارت وارد کردن به نظام جمهوری اسلامی فراهم شد، تبدیل پیروزی به شکست، تخریب چهره ها، نهادها، شخصیت ها و مراکز قانونی نظام که هر کدام از اینها ارکان نظام هستند و میادین مینی می باشند که اجازه نمی دادند دشمن رخنه کند ولی اینها آمدند و همه را تخریب کردند و شرایط را فراهم و جاده را صاف برای اعمال سیاست دشمن از جمله بی حرمتی به حضرت امام(ره)، بی حرمتی به مقام معظم رهبری، امیدوار کردن دشمنان نظام به برخی جریان های داخلی و افزایش امید دشمن، بی ثبات کردن سیاسی و تزلزل در نظام جمهوری اسلامی، باج خواهی در پروژه هسته ای، بازی با حیثیت نظام در خارج از کشور و حتی افزایش جرائم امنیتی کردند.

۵۰ درصد بر جرائم امنیتی افزوده شد، حتی خسارات اقتصادی که وارد شد علاوه بر بی رغبتی سرمایه گزاران خارجی در امر سرمایه گذاری در مملکت، ایجاد تحریم های گسترده ای بود که دشمن ظالمانه بواسطه آنها بر مملکت اسلامی ما وارد کرد.

 من از منابع موثق رقمی را پیرامون میزان خسارت ها یادداشت کرده ام رقمی بالغ بر ۳۲۴ هزار میلیارد تومان بر این مملکت خسارت وارد کردند که اگر بنا شده بود این مبلغ فقط در جهت اشتغال به کار گرفته شود دو میلیون و ۱۶۳ هزار عدد شغل می توانستند ایجاد کنند یعنی این تعداد شغل می توانستند ایجاد کنند و نفراتی را به اصطلاح می توانستند به کار مشغول کنند و تولید معیشت و سرمایه کنند و چرخه اقتصاد را بچرخانند و رشدی که ۶٫۳۶ درصد در سال ۸۷ بود را به منفی۴٫۶- درصد رساندند بواسطه آن تحریم هایی که ایجاد کردند.

خسارت بعدی تنزل ۵۵ درصدی ارزش ریال در مقابل دلار بود که این خسارات کم کم وارد شد و متأسفانه الان عوض اینکه باز این افراد تخطئه شوند در زیر نگاه تسامحی و بعضا مسئله دار برخی مسئولین متأسفانه دوباره برخی از این افراد به کار گرفته شدند و به عرصه آمدند و مدعی شدند و حتی تذکراتی که داده می شود نسبت به این تذکرات حساسیت نشان می دهند و از سران فتنه تحت عنوان حضرت آقا نام می برند که این بسیار، بسیار آزار دهنده است و هرگز این عنوان را ملت ایران نخواهد پسندید و این افراد را مؤاخذه خواهد کرد.

ملت ایران از مراجع قانونی و قضائی درخواست می کنند که به جرم این افراد رسیدگی شود و آنها را به اشد مجازات بواسطه خیانتی که به این ملت کردند و همین عنوان نانجیبی که داده شد و به این صورت این ملت نجیب را دچار خسارات بسیاری کردند را به سزای اعمالشان برساند. (تکبیر نمازگزاران)

ما در سال گذشته تلخی هایی نیز داشتیم. فقدان سه یار مجاهد انقلابی از جمله حضرت آیت الله خز علی(ره)، حضرت آیت‌ الله واعظ طبسی(ره) و شهید سرافراز مرحوم سردار شهید حسین همدانی را داشتیم که این عزیزان سه یار بزرگ انقلاب بودند که خداوند آنها را به نزد خود برد و ما را از فیض وجودیشان محروم کرد.

دوم فاجعه منا بود که دردی سنگین بر دل امت اسلامی گذاشت.

سوم سعی دشمن در جهت نفوذ در بدنه انقلاب بود که متأسفانه می بینیم گاهی از زبان برخی از کسانی که باید مسئولانه سخن بگویند چه شخصیت هایی که تأثیرگذار در مسائل سیاسی هستند و چه شخصیت هایی که تأثیرگذار در مسائل اجتماعی و فرهنگی هستند این افراد سخنانی می گویند و همان روش هایی را می خواهند اعمال کنند که در اصل ناخواسته آب به آسیاب دشمن می ریزند و سیاست های دشمن را پیاده می کنند که این خطر، خطر بسیار، بسیار بزرگی است که مخصوصا مقام معظم رهبری توجه دادند که من ۳-۲ نکته را به سرعت عرض می کنم:

یک مورد تطهیر چهره استکبار است که متأسفانه، متأسفانه تحت این عنوان که می شود با کارگزاران غربی کنار آمد یا اگر امتیازی به آمریکایی ها داده شود آنها هم منطقی و اصولی امتیاز هموزنی را به ما خواهند داد یا اینکه اهل مذاکره و مقابله دو سویه و منطقی هستند یعنی این افراد می خواهند آن جلوه زشت و قبیح دشمنی که سال ها ملت ایران چیزی جز خیانت، جنایت، بی وفایی و بدعهدی را ندیده اند را از چهره دشمنان و استکبار پاک و آنها را تطهیر کنند.

دوم تقبیح انقلابی گری است که باز خطری بزرگ می باشد. این افراد روحیه انقلابی گری را مساوی با روحیه تندروی و افراطی گری می دانند و می گویند که این روحیات باید برطرف و اصلاح شود و تحت عنوان عناوین مختلف که باید معتدلانه رفتار کرد می خواهند القا کنند که نگرش های مبتنی بر ایستادگی و استقامت در مقابل دشمن و نظام سلطه بایستی اصلاح شود تا در شرایطی بهتر با دشمن کنار آمد و باید همراه و همگام با سیاست هایی که دشمن می خواهد در کل دنیا پیاده کند بود که بتوان به زندگانی ادامه داد که این هرگز پذیرفتنی نیست و برای ما موجب هوشیاری بیشتر خواهد شد.

ما از دولتمردان عزیز تقاضا داریم کماکان توجه به گذشته های پرافتخار خود کنند و ما دوست داریم که این گذشته ها کماکان پرافتخار و حال و آینده نیز همانند گذشته های پرافتخار بماند و ملت ایران چیزی جز این را نمی پسندد.

امیدوارم خداوند متعال توجه خود را از ما قطع نکند و به مسئولین روحیه خدمت گذاری بیشتر، به فقرا و مستمندان رفع مشکلات و معضلات عنایت و دشمن را رسوا کند.

خداوندا قسمت می دهیم بحق امام زمان(عج) مملکت اسلامی ما را از هر گونه شرور و آفات مصون و محفوظ بدار…..

namaz94.12.2800004namaz94.12.2800003namaz94.12.2800005namaz94.12.2800001