۳۰م، دی ۱۳۹۳
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

مادر شهیدی که ۳۵ سال یاور ستاد نماز جمعه هست.

بیش از 35 سال است که با دوستانش مهرومحبت به انقلاب دارد. در دفاع مقدس و شرایط بحرانی جنگ به کمک رزمندگان می شتافت.

زمان انتشار: ۳۰م, دی ۱۳۹۳ ساعت ۱:۰۹ ب.ظ | کد خبر: 46235

بیش از ۳۵ سال است که با دوستانش مهرومحبت به انقلاب دارد. در دفاع مقدس و شرایط بحرانی جنگ به کمک رزمندگان می شتافت. ازاولین نماز جمعه دزفول با ستاد آن  همکار و همراه است و برغم شهادت فرزند دلبندش درجنگ همچنان ثابت قدم و استوار برسر پیمان مقدسش در پاسداری ار آرمانهای متعالی شهیدان وانقلاب اسلامی ورهبرعزیزش باقی مانده است. او مادر سردار شهید مسعود خرمی فرمانده بهداری لشکر۷  حضرت ولیعصر(عج) خوزستان است.

شرکت در نماز جمعه ومسئولیت قسمت خواهران نماز جمعه

به اتفاق فرزندش  در فضایی ساده و صمیمی به خدمتش رسیدم و در مصاحبه با ما خود را “روبخیر صفار زاده” معرفی کرد و خودرا خدمتگزار اسلام  و رهبرنامید.  مادر شهید با یاد آوری خاطراتی شیرین از دوران انقلاب که در آستانه سالروزگرامیداشت آن هستیم برایمان تعریف کرد: از همان ابتدای انقلاب ، به اتفاق مادرم عطر گل صفار زاده و خانم طاهره شاکر زاده در راهپیمائیها علیه شاه خائن شرکت مستمر داشتم .

 شهید سید هبت اله قاضی

یک روز شهید سید هبت اله قاضی (نوه  آیت اله قاضی امام جمعه فقید دزفول) مرا به چند نفر از مربیان آموزش و پرورش که در آن زمان  دربرپایی بعضی از راهپیمائیها  مسئولیت داشتندمعرفی کرد. آنها دانش آموزان خوبی  را  معرفی کردند  که وظیفه  انتظامات  را به عهده آنها گذاشتم .

اولین نماز جمعه دزفول به امامت آیت اله در چمن کلوپ ورزشی

 مادرشهید خرمی از اولین نماز جمعه دزفول پس از پیروزی انقلاب که در زمین چمن کلوپ ورزشی برگزار شد سخن به میان آورد ودر تکمیل آن گفت:  بعد از آن هم نماز باشکوه جمعه چندین هفته  در ورزشگاه شهید مجدیان برگزار شد که مسئولیت قسمت خواهران که معمولاً آن را با طناب و میخ  ، خط کشی وآماده می کردم بعهده داشتم  و چندین هفته هم این فریضه ی الهی  در مسجد جامع اقامه شد و در آنجا بود که با بعضی از خواهران دیگر بنامهای  مرحومه سیه باز ، قربان زاده ، آبیار زاده و شریفی حداد وخواهر سوار سیم  آشنا شدم و درامر انتظامات به آنها کمک می کردم تا اینکه به دستور  آیت الله سید مجد الدین قاضی رحمت الله  علیه نماز جمعه به مصلای امام علی (ع) انتقال یافت و در آنجا بود که خواهر حداد ، عبدان و مادرش حنطه زاده –  زکی زاده- رشنو- علم چی- رکاب ساز – خلف پور- همتی و خواهران مرحوم شهروز- فیض الهی- برمان زاده و بند بالی همکاری خود را با ما آغاز کردند و در امر خدمات و انتظامات و تدارکات پشت جبهه و خدمت رسانی در امر نهار صلواتی که در روز جمعه برای برادران رزمنده تهیه و مهیا می شد همکاری خالصانه داشتند .

MOKHBER (10)

 نهارصلواتی رزمندگان  به سفارش آیت اله قاضی

مادر شهید خرمی به  روزهای معنوی ومیهمان نوازی مردم دزفول در دوران جنگ هم اشاره ای داشت وگفت:  نهار صلواتی در سالهای اول جنگ به سفارش آیت اله قاضی (ره) و با همکاری خوب مردم تهیه  ودربین برادران رزمنده ای که هرهفته از جبهه و مقرهای نظامی خود به شهر می امدند ودر نماز جمعه حضور با شوری داشتند توزیع می شد.

مادر شهید خرمی

 برادران رزمنده با حضور در نماز جمعه از امکانات حمام ، شستشوی لباس  وحتی  اصلاح سروصورت خود که در مصلی دزفول فراهم بود استفاده می بردند. ما در آن روزهای سخت جنگ و درطول هفته تدارکات نهار صلواتی را بعهده داشتیم  و آن عبارت بود از پاک کردن سبزی ، برنج ،نخود ، لوبیا و تهیه نان و همچنین فعالیت خالصانه در بسته بندی تنقلات و خشکبار برای جبهه و بعضی وقتها هم می شد که از جبهه پتو و ملحفه می آوردند و خواهران آنها را می شستند .

شستن پتو و ملحفه اجبهه  در کنار آب رودخانه دز

یک روز یک کامیون بزرگ پر از پتو و ملحفه از جبهه آوردند که به علت زیاد بودن پتوها آنها را به کنار رودخانه دز  بردیم و همه خواهران بسیج شده و آنها را کنار آب رودخانه شستند .

در ایام جنگ اکثر مواقع حبوبات و پتوها را به منزل مسکونی مان می آورند و من و جمعی از خواهران همسایه در پاک کردن حبوبات و شستشوی پتوها به همدیگرکمک می کردیم .

کیسه های حبوبات رزمندگان در زیر موشکباران صدامیان سالم ماند

یک روز چند کیسه  از حبوبات را آوردند که پاک کنیم آنها را گذاشتیم در یک قسمت از ایوان خانه و عصر آن روز به همراه مادرم برای زیارت اهل قبور به شهید آباد رفتیم به محض اینکه به شهید آباد رسیدیم صدای انفجار مهیبی به گوش رسید و شهر را لرزاند، ما هم خود را سراسیمه به شهر رساندیم.وقتی که به نزدیک منزلمان واقع در محله مسجد جامع رسیدم  تازه فهمیدیم که خانه خودمان مورد اصابت موشک قرار گرفته و به تلی از خاک تبدیل شده بود در حالی که عروسم و همچنین زن برادرم در زیر آوار مانده بودند که من ناخود آگاه به فکر حبوبات رزمندگان افتادم که برای تمیز کردن در منزل ما بود و ناراحت از اینکه از بین رفته باشند بی اختیار بر سر و سینه می زدم که ای وای مال بیت المال نابود شد. قوت و خوراک رزمندگان نابود شد. در این موقع یکی از برادران سپاهی به من گفت :” خواهر آرام باش، حبوبات همه سالم مانده اند “

پس از لحظاتی  در کمال تعجب دیدم قسمتی از سقف ایوان که حبوبات زیر آن بودند سالم مانده بود تعجب کردم که حتی یک خراش به کیسه های حبوبات وارد نشده بود. من شکر خدا را به جای آوردم که امانت رزمندگان سالم مانده است .

 مادر شهیدخرمی  به همکاری دیگر بانوان دلسوز ومقاوم دزفول اشاره داشت و گفت: من با بقیه خواهران ستاد نماز جمعه دزفول که اکثریت آنها از خانواده های معزز شهدا بودند در فضایی ساده ، صمیمی ومعنوی کار می کردیم  حتی در اوج موشک باران ها و خاموشی شبانه  شهر، چه  در تابستان ویا زمستان،  بدون ترس  واهمه  وبی توفع  خالصانه خدمت می کردیم که امیدوارم خدا قبول کند .

 ایاب و ذهاب خواهران در شرایط سخت

این مادر شهید از اوضاع ایاب و ذهاب دوران جنگ هم یاد کرد وگفت:در آن ایام تنها فردی که مسئول حمل و نقل خواهران  را بعهده داشت  علی رنجبربود. او با وانت مزدایی که نه پوشش ونه سقفی داشت  در گرمای ۵۰ درجه تابستان و یا سوز زمستان مارا جابجا می کرد.

بعد از جنگ هم سازمان اتوبوسرانی یک دستگاه مینی بوس و راننده ای بنام آقای وکیلی در اختیار خواهران ستاد قرار داد .

 در اوج جنگ و موشک باران مادر شهیدان هاشمی (حاجیه بی بی هاشمی) برای خواهران ستاد جلسه قرآنی در مصلی دزفول برگزار کرد. کم کم جلسه گسترش یافت و خواهران زیادی جذب آن شدند. با پایان جنگ و تشکیل حوزه علمیه  ، جلسه قرآن را به قاسمیه واقع درمحله مسجد جامع بردیم و با همکاری خواهران ستاد،  مراسم عزاداری حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) را به مدت ۲ ماه در قاسمیه برگزار کردیم .

حتی در ماه مبارک رمضان ختم قرآن داریم و در طول سال کلاس آموزش قرآن و روان خوانی و تفسیر قرآن ، در روز عاشورا هم ختم زیارت عاشورا را با ۱۰۰ سلام به امام حسین(ع) و اهل بیتش و ۱۰۰ لعنت بر دشمنان امام حسین(ع) برگزار می کنیم که بسیار مورد استقبال خواهران قرار می گیرد

جلسه قرائت قرآنی که با دعای خیر امام زمان (عج) همچنان در دزفول بر پاست.

شهید خرمی 2

وسرانجام نکته پایانی مادر شهیدمسعود خرمی این بود:  در موقعی که جلسه قرآن  برای اولین بار در نماز جمعه شروع شد حاجیه بی بی هاشمی گفتند” اگر امام زمان(عج) با شما همکاری کرد جلسه قرآن ادامه پیدا می کند و اگر با شما همکاری نکرد جلسه قرآن ادامه پیدا نمی کند” که شکر خدا تا به حال امام زمان(عج) از جلسه ما پشتیبانی نموده و این جلسه ادامه دارد و انشاءالله ادامه خواهد داشت و۳۰ سال است که این خدمات را انجام می دهیم و خواهیم داد در پایان از خداوند مهربان بسیار شاکرم که به ما توفیق خدمت به اسلام و مسلمین  ورهبر عزیزرا به ما عطا فرمود .

به قلم : محمد حسین در چین  فعال  فرهنگی و دفاع مقدس

“پایگاه اطلاع رسانی مجد دز”   آرزوی سلامتی و موفقیت برای همه مردم مقاوم دزفول بویژه خانواده های معزز شهدا  ایثارگران ، جانبازان آزادگان وبخصوص مادران  عزیز شهدا را از خداوند متعال خواهان است.