۳م، خرداد ۱۳۹۳
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

ما و چهارم خردادی دیگر

استادسیدعلی صافی

زمان انتشار: ۳م, خرداد ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۳۰ ب.ظ | کد خبر: 41301

یادداشتی که می خوانید را استاد سید علی صافی به درخواست “مجددز” و به مناسبت سالروز چهرم خرداد نگاشته است که ذیلاً منتشر می گردد .

در روزگار ما که تمدن مادی غرب می کوشد عالم و آدم را به ماده و غریزه فرو کاهد تا همه چیز در محدوده ماده گرایی تعریف شده ، ساحت معنوی و حقیقی عالم و “آیه” بودن آن فراموش گردد . شناخت داشته ها و مواریث فکری ،اعتقادی،تمدنی و  تمسک به معارف مکتب و آرمانها و ارزش ها و هنجارها ،اهمیتی مضاعف می یابد .

گفتمان مقاومت در عرصه های فردی ،اجتماعی ،اعتقادی ،سیاسی ،فرهنگی اقتصادی و دیگر زمینه ها ، متضمن حفظ هویت ما برای رسیدن به تمدن نوین اسلامی و گامی بلند در جهت تحقق ظهور است .

همیشه در طول تاریخ اسلام ،گروه ها ،جریان ها و افرادی بوده اند که هرچند در جبهه خودی قرار داشتند اما به دلیل مرعوب شدن و از دست دادن ذخیره های ایمانی،اعتقادیو اخلاقی کوشیده اند روحیه ی  خود باخته ،ضعیف و وارفته خود را در جامعه تسری دهند و در حالی که جبهه خودی را ناتوان و سست معرفی می کنند ،دشمن را قدرتمند و مسلط نشان می دهند .

این جریان در دوران مبارزه با رژیم شاه،از مبارزه مشت و درفش و بی نتیجه بودن مجاهدت مردم سخن می گفت و با تضعیف عزم واراده مردم ، سرد شدن تنور مبارزات مردم را دنبال می کرد .

گروهی دیگر معتقد بودن که اگر شاه به قانون اساسی عمل می کرد و مقداری فشار و استبداد را کم می کرد، احتیاجی به انقلاب نبود و البته امروز هم بدشان نمی آید مردم علیه نظام سلطه شعار ندهند و شعار مرگ بر آمریکا با استناد کاذب به دیدگاه امام خمینی(ره) !!! بایگانی شود . این جریان در دوران دفاع مقدس علیرغم شور و اشتیاق عمومی برای تنبیه متجاوز،نسخه صلح و سازش را به امام (ره) تحمیل کردند .

قرآن کریم راوی صادقانه ایستادگی ابراهیم در برابر نمرود، موسی در برابر فرعون ،مسیح در برابر دشمنان و پیامبر اسلام در برابر ابولهب ها و ابوجهل ها و ابوسفیان ها و جریان شرک و کفر و نفاق ، از سی گروه مخالف در عرصه های عقیدتی ،اخلاقی و ارزشی و عملی نام برده است که شناخت مصادیق گروه اخیر یعنی دین فروشان ،آزمندان ، مُرجفون ،خدعه گران و مکاران برای امروز ما بسیار کارگشاست.

اما مومنان حقیقی آنانند که وصفشان در قرآن کریم آمده است :

ان الذین قالوا ربنا الله ثم استقامو(فصلت ۳۰)

و ما نقمو منهم انما یومنو بالله(بروج ۸)

ولنبلونکم بشی ……. فبشرالصابرین (بقره ۱۵۵)

و دیگر  ۲۲ احزاب – ۴ فتح )

مومنان مجاهد در برابر تهدیدها و فشارهای سنگین سلطه گران ،نه تنها مرعوب و مضطرب و تسلیم نمی شوند که بر ایمان آنان افزوده می شود . راهبرد مقاومت ،ایستادگی و پایداری و مجاهدت با جان و مال گفتمان قرآنی است که انبیاء و اولیای الهی در طول تاریخ با تمسک به آن دین خدا و عدالت اجتماعی را گسترش داده و بشریت را ارتقاء بخشیده و مستکبران و سلطه گران را سرجای خود نشانده اند .

اگر به تعبیر سیدمجاهدان راه خدا ،سیدحسن نصرالله ،امام خمینی(ره) فرهنگ مقاومت و جهاد را زنده کرد . مردم ایران نیز با همین سلاح الهی بر دشمنان خود فائق آمدند و مردم دزفول با تکیه بر این راهبرد ،با قامتی استوار ایستادند و در حالیکه آماج موشک ها ،بمب ها و گلوله ها بودند یک لشکر نیروی کیفی و پا به رکاب ولایت را به جبهه گسیل داشته و حمایت و پشتیبانی از آنان و همه رزمندگانی را که به این منطقه اعزام شده بودند عهده دار گشتند .

 در دوران دفاع مقدس ،مقاومت مردم دزفول بر چه اساسی شکل گرفت؟ چرا مردم ترجیح دادند در شهر بمانند و سر عافیت بر زمین ننهند؟

چرا زنان و دختران این دیار به عنوان لشکر پشتیبانی کننده بار حمایت از رزمندگان را با افتخار به دوش کشیدند؟

چرا علیرغم شهادت ها و جراحت ها و ناامنی ها و ویرانی ها و تنگناها،هرگز شعله ایمان و نور امید در دل این مردم خاموش نگردید؟

چرا شخصیتی مانند آیت الله سیدمجدالدین قاضی نماینده امام خمینی(ره) و امام جمعه دزفول هرگز حاضر نشد محلی امن برای خود برگزیند و با کهولت سن در جبهه ها حضور می یافت و شور و شعف و امید می آفرید؟

چرا عموم مردم در حمایت از رزمندگان اسلام اصل را بر نیاز جبهه ها می گذاشتند ؟

چرا دختران جوان،طلاهای ازدواج خود را تقدیم جبهه ها می کردند؟

چرا موشک ها و بمب باران ها وتهدیدها ی مستمر دشمن نتوانست نماز جمعه را به تعطیلی بکشاند؟

چرا امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری و دیگر شخصیت ها زبان به ستایش و تقدیر از مردم دزفول گشودند و چرا عمامه ده ها روحانی و طلبه این دیار به خون سرشان رنگین شد؟

و دهها و صدها پرسش دیگر که اگر بررسی شود مولفه های مقاومت شهری با تکیه بر ایمان و آموزه های شیعی،استخراج خواهد شد .

والبته آنچه می ماند ده ها پرسش دیگر است که طبعاً مسئولان دیروز و امروز و فردا باید پاسخگوی آن ها باشند :

چه مقدار توانسته ایم با بهره گیری از این ذخایر بی پایان ،گفتمان مقاومت فرهنگی را به عنوان یک راهبرد عملی به نسل جدید هدیه کنیم؟چند کتاب،چند مستند،چند فیلم،چند داستان،چند کتاب خاطره ،چند بازی کامپیوتری ،چند سریال ،چند تئاتر،چند مجموعه وصیت نامه ،چند دایرة المعارف و … در حوزه دفاع مقدس در دزفول نگاشته ایم ؟ چه مقدار از آثار و زخم های وارد شده بر پیکر دزفول را برای نسل های بعد به یادگار گذاشته ایم؟کسانی که بخواهند تصویری از دزفول در دوران هشت سال دفاع مقدس را مشاهده کنند به کجا باید بروند ؟

بپذیریم قصور و تقصیراتمان بسیار بوده است و شهیدان اگر از ما شاکی نباشند حتماً دلخور و نگران هستند . بپذیریم نتوانسته ایم از این همه گنج برای استحکام فرهنگ و دین جامعه مان بهره بگیریم و بپذیریم آنچه را داشته ایم پاس نداشتیم و اینک مکافات آن را در کوچه و خیابان خود می بینیم و تلخ تر شاهد تحریف حقایق جنگ و پنجه کشیدن بردگان دنیا به چهره امام عزیز و شهیدانمان هستیم .

اما بسیارند غیرتمندان و صاحب نفسان و شهید باوران و شهید یاوران و اهل قلم و هنر و فضیلت در دیار ما

بکوشند و بکوشیم شاید در چهار خرداد سالی دیگر اندکی از دِین دزفول مظلوم و شهیدان ناشناخته و مجهول القدر و مردم پایدار و باصفایش را ادا کنیم .

مطلب را با شعری از محمد کاظم کاظمی شاعر خوش قریحه افغانی به پایان می برم که گویی از زبان ما سروده است :

مریز آبروی سرازیر ما را /به ما باز ده نان و انجیر ما را

خدایا اگر دستبند تجمل / نمی بست دست کمانگیر ما را

کسی تاقیامت نمی کرد پیدا / از آن گوشه ی کهکشان تیر ما را

 ولی خسته بودیم و یاران همدل / به نانی گرفتند شمشیر ما را

ولی خسته بودیم و می برد طوفان / تمام شکوه اساطیر ما را

سیدعلی صافی – ۹۳/۰۳/۰۳

طلا را که مس کرد؟دیگر ندانم

چه خاصیتی بود اکسیر مارا

نظر بینندگان
  1. بهزاد says:

    سلام البته دغدغه های استاد اخلاق وهمرزم شهیدان بجاست ولی گفتن این نکته جهت اطلاع عزیزان مفیداست. درمرکز فرهنگی دفاع مقدس دزفول هم کارهای پزوهشی خوبی انجام گرفته ودر حال انجام است وهم اینکه آرشیو مناسبی ازاسنادومدارک دفاع مقدس ایحاد شده وکتابخانه ای تخصصی دفاع مقدس با۶۵۰۰عنوان ‏‏‎کتاب موحوداست.