۲۳م، شهریور ۱۳۹۲
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com
زمان انتشار: ۲۳م, شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۸:۲۸ ق.ظ | کد خبر: 34335

برگرفته از خطبه اول مورخ ۲۲/۶/۱۳۹۲    – حجت الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه /امام جمعه موقت دزفول

اوصیکم عبادالله به نفسی و نفسی به تقوالله ، آغاز سخن سفارش نفس خودم مخصوصاً و نفوس شما نمازگزاران عزیز هست به تقوای الهی ، تقوایی که زاییده ی ایمان است ،هرچه قدر ایمان آدمیان افزون تر شود تقوای آنها هم فزونی می یابد ؛ یک رابطه و پیوند وسیعی هست بین ایمان و تقوا …

ما در خطبه های نخست قبلی درباره ی آیین معاشرت سخن گفتیم ، آیین معاشرت یعنی نحوه ی ارتباطی که ما با یکدیگر باید داشته باشیم ، ما انسانها علاوه بر ارتباطی که با خدای سبحان داریم ، ارتباطی که با خودمان و خویشتن داریم ، ارتباطی هم با جامعه داریم ، این آیین معاشرت زیرمجموعه ی تعلیم و تربیت اسلامی است و از مهمترین شرایط رسیدن به آیین معاشرت درست و صحیح تربیت عقلانی انسان است ، یعنی پرسش از جایگاه عقل در معاشرت و به تعبیری تربیت عقلانی در معاشرت ، پرسش بسیار مهمی است و در اولویت قرار دارد ، همانطوری که انواع و اقسام تربیت وجود دارد ، تربیت سیاسی، تربیت اخلاقی، تربیت جنسی و سایر اقسام تربیت ، یک قسم از تربیت ، تربیت عقلانیست و مربوط به رشد عقلانیت انسان است .

اینکه در روایت مولی الموحدین امیرالمومنین علیه السلام می فرماید: ” الْعِلْمُ عِلْمَانِ: عِلم ٌ مَطْبُوعٌ وَ عِلم ٌمَسْمُوعٌ” انسان دو نوع علم به دست می آورد یک علم مسموع دارد یعنی علمی که شنیده می شود؛بچه های ما می روند مدرسه معلم سر کلاس درس می گوید یا مثلاً می رود به دانشگاه از استاد دانشگاه بهره می برد و یا زیر منبر عالمی می نشینیم و مطالبی می گوید و می شنویم و یاد می گیریم ، این رو بهش می گویند علم مسموع یعنی علمی که شنیده می شود ،شنیده شده است …

 ولی علمی هست که علم مطبوع است یعنی علمی که مربوط به طبع و فطرت انسان است ؛ زاییده ی آن منبع و ابزار معرفتی خدادادیست که خدا در او نهاده است یعنی عقل ، ما حتی اگر هیچ کلاس درسی نرویم و معلم هم نبینیم ، پای درس هیچ استادی هم ننشینیم ، از منبر هیچ عالمی هم بهره نبریم خدای سبحان یک منبع معرفتی به نام عقل به ما داده که می توانیم بعضی حقایق را بفهمیم ،اینکه ما از عدالت خوشمان می آید و از ظلم بدمان می آید این فطری ماست ؛ این علمٌ مطبوع است لازم نیست کسی به ما یاد دهد که ای آدمها ، ای انسانها آدم خوبی باشید خوبی خوب است عدالت و احسان خوب است ظلم و کینه و حسد ورزی بد است ، رقیب شکنی بد است ، عاطفه و محبت و تواضع خوب است آدمها خود می فهمند “فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا”خدای سبحان این نعمت معرفتی را به ما داده که خوبیها وبدیها را بفهمیم و درک کنیم و اگر بخواهیم ما یک آیین معاشرت درستی داشته باشیم حتماً علاوه بر علم مسموع که باید  بنشینیم از معلمان خوب اخلاق بهره مند بشویم لازم است که از آن عقل فطری خود استفاده کنیم و بهره ببریم یعنی هم پیش معلم درونی که عقل است شاگردی کنیم و هم نزد معلمان بیرونی که استادان فرهیخته هستند باید بنشینیم و از انها استفاده کنیم هر دو لازم است لذا می بینیم علم جایگاه مهمی در شریعت اسلامی دارد خدای سبحان در قرآن صریحاً می فرماید “عالم با غیر عالم در یک رتبه قرار ندارد ؛ عالم نزد خدای سبحان رفیع درجات است یعنی جامعه ای که جامعه ی علمی هست آن جامعه نزد خداوند جامعه ی مقربیست البته شرایط دیگر هم لازم است علم همراه با عمل ، علم نافع نه هر علمی ، حالا ممکن است کسی عالم باشد به ساختن بمب اتم ، این علم از هزاران و میلیون ها جهل بدتر است ، لذا فزمودند در روایت که “تفکر درباره ی خدا و قدرت خدا افضل و برترین عبادت است “انسان بنشیند درباره ی خدای سبحان و درباره ی قدرت خدا بیندیشد و فکر کند ؛ یکی از فضایل شبهای قدر هم همین تفکر در قدرت  الهیست ؛ حالا ممکن است کسی بپرسد که آیا این رشد علم و رشد عقلانیت برای یک عده ای واجب است یا برای همه ؟ فرمودند :”همه ی مسلمانان باید طالب علم باشند یعنی اصل تحصیل علم و معرفت و تربیت عقلانی بر همه واجب است اما حالا اینکه دنبال چه علمی برویم چون تخصص ها فراوان است و نیاز جامعه هم متنوع است و ما هم نمی توانیم در همه ی علوم تخصص پیدا کنیم گفتند واجب کفایی است که هر کس بر اساس استعدادش یکی از این علوم را فرا بگیرد اما دنبال علم نافع و هدایتگر بروید ؛ دنبال علم نافع …..

جمله ی امیرالمومنین در خطبه ی اهل تقوا : یکی از ویژگی های اهل تقوا این است که گوشهای خود را وقف تحصیل علم می کنند اما علمی که نافع باشد برایشان و البته علمی که برای انسان و عالم نافع باشد برای جامعه هم نافع است یعنی علمی که فایده برساند و گرهی را بازکند هم برای جامعه مفید باشد و هم خود عالم …

توجه کنید مومنین و مومنات یک وقت هایی علم برای جامعه مفید است ولی برای عالم ، خود کسی که علم را فراگرفته مفید نیست ، یک عالم دین ، علم دین را گرفته و علم دین را به مردم یاد می دهد ، به جامعه خدمت می کند و مفید است اما معاذالله گرفتار عجب و تکبر بشود ، این برای خودش ضرر است ، یا عالم علم پزشکی دارد طبابت می کند و برای جامعه مفید است ولی با این علم بخواهد تمام هم و غمش این باشد که تجارت کند خوب این برای خودش ضرر می زند حالا یک خدمتی هم به جامعه می کند خیلی مراقب باشید و به اینها توجه کنید …

علم برای خود عالم هم باید نافع باشد و هدایتگری کند ، علم خشیت بیاورد برای عالم ، “انما یخش الله من عباده العلما “عالم است که خشیت پیدا می کند ، اگر کسی تحصیل علم کرد اما خشیت پیدا نکرد ؛ خشیت یعنی ترس در برابر حق تعالی ، عظمت و بزرگی حق تعالی را بزرگ دیدن ،و خود را دربرابر حق تعالی حقیر و کوچک دانستن ، این خشیت است ، خشیت را با خوف و ترس یک معنا نگیرید ، آدم ممکن است از یک جانور وحشی هم بترسد این خوف است ولی خشیت نیست اما در برابر یک انسان بزرگ یک وقت آدم خشیت پیدا می کند این خوب است ؛ حالا در برابر خدا خشیت ما چگونه باید باشد ؟

ما در برابر خدا که چیزی نیستیم : ما عدمهاییم و هستی ها نما… ما کی هستیم ؟ ما جز فقر چیزی داریم ؟ اصلاً هستی داریم که به آن بنازیم ؟ وجود من از خداست ، حیات ما از خداست …علم و جان ما از خداست …. همه را خدا افاضه کرده و لحظه به لحظه خدا دارد افاضه می کند ، همین حالا اگر خدا یک لحظه فیض اش را قطع بکند چیزی اصلاً از ما نمی ماند می شویم عین عدم و نیستی …هر کسی حالا هر توانایی داشته باشد ، لحظه به لحظه فیض خداست ، و اگر انسان این حالت را پیدا کرد قطعاً علمش علم نافعی است و این تربیت عقلانیست و این تربیت عقلانی نوع روابط ما را تغییر می دهد ، اگر کسی این تربیت عقلانی را پیدا کند نوع تعاملش با دیگران جور دیگریست ، با احتیاط برخورد می کند ، دیگران را از خودش پست تر نمی داند ، خودش را ناچیز می داند ، این می شود بنده ی خدا و پیامبر وقتی بنده شد رسول شد ، اشهدُ انَّ محمداً عبده ُ و رسولُ ، بنده است که می شود رسول …

می خواهید به مقام محمود برسیم بنده بشویم راهش بندگی خداست و بندگی خدا با تربیت عقلانی به دست می آید ، نوع تعامل ما با جامعه تغییر پیدا می کند ، حالا هر کسی دانشی که مربوط به خودش هست باید فرا بگیرد مثلاً کسی مشغول کسب و کار است خوب مکاسب محرمه را یاد بگیرد و بفهمد چه کسبی حلال و چه کسبی حرام است ، عمری کسب نکند و بعد بفهمد عجب عمری حرام خواری کرده است مثلاً در بازار قدیم مرسوم بوده که بازاریها کتاب مکاسب فقه را می خواندند و می رفتند نزد یک عالم جمع می شدند نماز صبح به جماعت می خواندند و بعد از نماز یک درس مکاسب پیش آن عالم می خواندند و بعد می رفتند مغازه را باز می کردند ….می دانستند حلال چیست و حرام چیست و ربا و معامله ی ربوی و معامله ی غیر ربوی چیست ؟ این علم را باید یاد بگیرد کسی که می خواهد کسب و کار کند …

کسی که به دنبال علوم جدیده است بداند که با چه رویکردی این علوم را فرا بگیرد ، بعضی از دانشجوها و اساتید از من سوال می کنند و مکرر هم این سوال را می پرسند ؛ می گویند این علوم دانشگاهی آیا علم نزد اسلام هم هست یا نیست ، وقتی می گویند “طلب العلم فریضة ٌ علی کل مُسلم ٍ”یعنی فیزیک و شیمی و … را نیز شامل می شود ؟ اینها که علوم دنیوی اند شامل می شود؟ بله شامل می شود اما چه طور؟اگر کسی فیزیکی که می خواند ، فیزیک با وزن و جرم و فیزیک کوانتوم با اتم سرو کار دارد  ، اتم شناسی می کند و این اتم شناسی خداشناسی باشد ، دارد علم شیمی می خواند و شیمی با مولکول سروکار دارد ،مولکول شناسی خداشناسی باشد ….

دارد زیست شناسی می خواند و زیست شناسی با سلول سرو کار دارد ،سلول شناسی خداشناسی باشد ، آناتومی خداشناسی باشد ، فیزیولوژی همه ی اینها بشود خداشناسی نمی شود بله چرا نمی شود ….تمام این علوم می توانند علم توحید بشوند اما اگر کسی فیزیک بخواند که بخواهد بمب اتم بسازد و مردم را نابود کند این علم واجب است تحصیلش ؟ این علم می شود شیطان و شیطانی چون نافع و هدایتگر نیست ….

خدا را قسم می دهیم به عزت و جلالش که توفیق عبادت و بندگی و ترک معصیت و توفیق کسب تربیت عقلانی برای تعاملات اجتماعی را نصیب همه ی ما مرحمت بفرماید .