۱۶م، بهمن ۱۳۹۱
نويسنده: user1daftar

www.MajdeDez.com

روایت مجد دز از ۲۴مهر ۱۳۵۷ دزفول + رونوشت اسناد

شهر دزفول از زمان رضا خان در مبارزه علیه سیاستهای دین زدایی خاندان پهلوی، نقش موثری در جنوب کشور ایفا نمود. حضور مردم در صحنه های سیاسی بعد از قیام 15 خرداد 42 آغاز شد و با حرکت گروه «جبهه اسلامی دفاع» – گروه مبارزی که در سال 1350 به فرمان حضرت امام(ره) مبنی بر تحریم جشنهای شاهنشاهی به پا خاسته و مبارزه خود را با رژیم به صورت علنی آغاز کرد- ادامه یافت و در سال 1357 به اوج خود رسید.

زمان انتشار: ۱۶م, بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۶:۳۸ ق.ظ | کد خبر: 3234

اشاره

پرداختن به زوایای مختلف انقلاب اسلامی که از جای جای کشور شکل گرفت، به منظور انتقال صحیح و درست به نسل های آینده امری ضروری است و این مسئولیت سنگین بر دوش محققان و پژوهشگران است. حضرت امام خمینی در قسمتی از پیام مورخه ۵ مرداد ۱۳۵۷ خود به ملت ایران می فرمایند: « لازم است برای بیداری نسل های آینده و جلوگیری از غلط نویسی مغرضات، نویسندگان متعهد با دقت تمام به بررسی دقیق تاریخ این نهضت اسلامی بپردازند و قیام ها و تظاهرات مسلمین ایران را در شهرستانهای مختلف با تاریخ و انگیزه آن ثبت نمایند تا مطالب اسلامی و نهضت روحانیت سرمشق جوامع و نسل های آینده شود[چرا که] امروز قلمهای مسموم درصدد تحریف واقعیت ها هستند.»(۱)
حوادث پی درپی و تظاهرات مردم مسلمان و ناراضی بر ضد رژیم خودکامه و دست نشانده اجانب روز به روز فزونی می یافت و از شهرهای بزرگ به شهرهای کوچک سرایت کرده و مردم در اکثر شهرها به صف انقلابیون می پیوستند.
با نزدیک شدن چهلم واقعه۱۷ شهریور تهران، نارضایتی مردم از رژیم بیشتر شده و حس پیوستگی عمومی، مردم نقاط مختلف کشور را به هم نزدیکتر می کرد؛ به طوری که در روز۲۴ مهر در چند شهر دزفول، کرمان، زنجان، میناب و اندیمشک به شهادت رسیدند.

شهر دزفول از زمان رضا خان در مبارزه علیه سیاستهای دین زدایی خاندان پهلوی، نقش موثری در جنوب کشور ایفا نمود. حضور مردم در صحنه های سیاسی بعد از قیام ۱۵ خرداد ۴۲ آغاز شد و با حرکت گروه «جبهه اسلامی دفاع» – گروه مبارزی که در سال ۱۳۵۰ به فرمان حضرت امام(ره) مبنی بر تحریم جشنهای شاهنشاهی به پا خاسته و مبارزه خود را با رژیم به صورت علنی آغاز کرد- ادامه یافت و در سال ۱۳۵۷ به اوج خود رسید.
در روند این مبارزات، واقعه مهر ۱۳۵۷ نقطه عطفی در تاریخ انقلاب اسلامی در دزفول به شمار می رود. در این مقاله تلاش شده به این واقعه مهم پرداخته شود.
در فاصله بین ۱۷ شهریور تا ۲۴ مهر را به عنوان روز بزرگداشت شهدای واقعه ۱۷ شهریور اعلام کردند. مردم دزفول نیز برای همدردی با مردم تهران به مناسبت بزرگداشت شهدای میدان ژاله در مسجد بازار دزفول اجتماع کرده و برای برپایی تظاهرات آماده بودند. مسجد مملو از جمعیت شد، پلیس با آرایش خاصی در مقابل مردم صف کشید و در حالی که اجتماع کنندگان برای حرکت آماده بودند، ناگهان شروع به پرتاب گاز اشک آور نموده و با مردم درگیر شد.(۲)
ما از روز قبل برای برگزاری مراسم برنامه ریزیهای لازم را انجام داده و آماده شده بودیم که تظاهرات عظیمی برپا کنیم. شهید عبدالکریم راجی در این مراسم بلند گودار(۳) بود. در این برنامه آقایان عبدالکریم راجی، محمد علی مؤمن، حمید جهانی(۴) و شاه حیدر امور عملیاتی را به عهده داشتند. شروع تظاهرات بنا به دلایلی با تأخیر صورت گرفت و همین تأخیر سبب شد که نیروهای شهربانی مطلع شده و در محل حضور پیدا کنند. مأموران رژیم با تعداد زیاد و آمادگی لازم برای مقابله با تظاهر کنندگان(۵)؛ شروع به بستن راه و پرتاب گاز اشک آور نمودند. با این اقدام تظاهرات از حالت سازمان یافته خارج شد و تبدیل به یک حرکت مردمی خود جوش گردید.(۶)

مجید کاظم خبازی از فعالان انقلاب در دزفول می گوید:
در این روزها ما به عنوان تظاهرات در مسجد بازار اجتماع کرده، وقتی خواستیم برای راهپیمایی در خیابان حرکت کنیم، ناگهان کادر شهربانی به مردم حمله کرد و یکی از مأموران گاز اشک آور پرتاب نمود به طوری که چند نفر زن و مرد و کودک خردسال در حال خفه شدن بودند و پیرمردی به نام علی عابد( همایون پور) (۷) در اثر خفگی گاز اشک آور به شهادت رسید. سپس مأموران به بلند گوها و عکس های حضرت امام و شهدا حمله کرده و آنها را شکسته و پاره کردند. اما مردم به تظاهرات ادامه داده به سوی خیابان سی متری [دکترشریعتی] حرکت کردند. در آنجا در درگیری رحیم بوستانی مورد اصابت گلوله مأموران رژیم قرارگرفت و به شهادت رسید و مردم خشمگین از اقدام مأموران رژیم، جنازه این شهید بزرگوار را برداشته به منزله اعتراض به ایادی رژیم و نشان دادن مظلومیت مردم بی دفاع در مقابل رژیم تا بن دندان مسلح در کلیه خیابان های اصلی شهر گردانده و سند جنایت شاه را به همه نشان دادند.(۸)
سپس به جلو اداره ساواک رفته در آنجا به ماشین های ساواک حمله کردند.
در این موقع از پشت بام زندان، شلیک پاسبان ها شروع شد که رحیم مجدیان کارمند اداره ثبت احوال و خانم صغری عصارین شهید و دو نفر نیز مجروح شدند. سپس تظاهر کنندگان به طرف منزل شهید بوستانی حرکت کردند. در آنجا نیز مأمورین شهربانی به طرف مردم شلیک کرده و ما ناگزیر تابوت شهید بوستانی را داخل یکی از منازل گذاشتیم و به تظاهرات ادامه دادیم. مأموران دوباره به طرف تظاهر کنندگان شلیک کردند که سید محمود موسوی از معلمان فعال و انقلابی زخمی شد و چند روز بعد از این واقعه به شهادت رسید.
تظاهرکنندگان که اغلب جوانان ۱۴ تا ۲۰ ساله بودند از ساعت ۹ صبح تا ۳ بعد از ظهر روز ۲۴ مهر در خیابان های سیروس[ طالقانی]، پهلوی [امام خمینی] و سی متری[شریعتی] حرکت کرده و شیشه های ۲۸ شعبه بانک و دیگر تأسیسات دولتی از جمله ساختمان شعبه مرکزی بانک صادرات را شکسته و به آتش کشیدند. مردم خشمگین همچنین در این روز منزل دکتر عباسی پزشک ساواک را سنگباران کردند. به پاس ارج نهادن به مقام شامخ شهدای این واقعه در دزفول سه روز عزای عمومی اعلام شد.(۱۰)
خبر حمله وحشیانه نیروهای رژیم به مردم بی دفاع که منجر به شهادت چند نفر در دزفول و اندیمشک گردید، از تلویزیون ایران پخش شد و انعکاس ملی پیدا کرد تا جایی که حتی کریم آصف نماینده مردم دزفول در مجلس شورای ملی، نخست وزیر را مورد بازخواست قرار داد.از نامه نماینده مردم دزفول به ریاست مجلس شورای ملی و اعتراض به دولت و برخی وزرا در خصوص حوادث و وقایع روز ۲۴ مهر، وضعیت نابسامان و هرج و مرج در مدیرت کلان کشور و ارکان اصلی آن، از جمله عدم هماهنگی بین قوای مجریه و مقنّنه مشخص می شود (نمایندگان مجلس شورای ملی در وقایع مربوط به کشتار مردم توسط رژیم به جهت مردمی نشان دادن خود، ناگزیر بودند از دولت انتقاد کنند.) در این نامه کریم آصف نماینده دزفول از فساد درون دستگاه های دولتی که عامل تحریک مردم علیه رژیم بود، پرده برداشته و گوشه هایی از این فساد را بیان کرده است. از جمله به اقدام منصور روحانی وزیر کشاورزی دولت هویدا برای یک هدف خاص سیاسی و مادی اشاره کرده و می گوید: «خوش خدمتی این وزیر واگذاری ۸۰/۰۰۰ هکتار از حاصلخیزترین اراضی ایران به بیگانگان با تزویر و حقه بازی بود.» این اراضی شامل زمین های زیر سد دز و اراضی آبی و دیم کشاورزان شهرستان دزفول بود که وی با زور و قلدری و تهدید و ارعاب و با سپردن مبلغی کمتر از یک صدم قیمت به صندوق ثبت، آن زمین ها را تصرف و به چند شرکت خارجی واگذار نمود و در نتیجه این اقدام خائنانه ۶۵ روستا تخریب و جمعیتی در حدود ۶۵ هزار نفر آواره شده و۷ میلیارد تومان به کشاورزان دزفول خسارت وارد گردید(۱۱).
همچنین در این نامه به اقدام نادرست و ضد اسلامی شهردار دزفول در دایر نمودن کلاس موسیقی وآواز خوانی در مقابل مسجد قلعه اشاره شده و آمده که هر روز هنگام اقامه نماز جماعت به منظور توهین به روحانیت و مقدسات مردم، صدای ساز و آواز از آنجا بلند می شد.(۱۲)
پاسخ نامه نمایندگان دزفول و اندیمشک هم جای بسی تأمل و تعمق دارد. این گزارش که توسط شهربانی تهیه شده، نشان دهنده شدت خشم و نفرت مردم دزفول از رژیم پهلوی است.(۱۳) منوچهر آزمون وزیر مشاور در امور اجرایی، بعد از حادثه ۵۷/۷/۲۴ در شهرهای دزفول، اندیمشک، کرمان و زنجان گفت:
عده ای از مردم با گلوله های مأموران حکومتی به خاک و خون کشیده شدند، برای دولت آشتی ملی هر خونی که ریخته شده به مثابه یک عزا خواهد بود. آنچه که مردم بگویند و مردم بخواهند، دولت در مقابلش قرار نمی گیرد.
این دروغ بزرگ، درست در زمانی بیان می شد که پایه های «دولت آشتی ملی»(۱۴) به لرزه درآمده بود تا جایی که پیش از فروپاشی جای خود را به یک دولت نظامی داد.(۱۵)
روز بعد از این تظاهرات دوباره مردم به خیابان ها آمده و شعارهایی علیه رژیم پهلوی سر دادند و با فرستادن صلوات و زدن بر سر خود به عنوان عزاداری مبادرت به آتش زدن لاستیک در خیابانهای اصلی شهر نمودند.(۱۶)
گزارش ساواک تظاهر کنندگان را ۱۰ هزار نفر(۱۷) اعلام کرد که با اخطار فرمانده دسته نظامی تیپ ۲ زرهی دزفول به گروه های مختلف تقسیم شده، به آتش زدن لاستیک در شهر پرداختند و در همان شب دوباره مردم در مسجد چینی سازان اجتماع کرده و به صورت دسته های ۱۰۰ و ۲۰۰ نفری از مسجد خارج شدند، سپس در خیابان های شهر تظاهرات کرده و علیه مقامات رژیم شعار سر دادند.
در ادامه این حرکت ها تظاهرات دیگری در سومین روز فاجعه ۲۴ مهر از ساعت ۶/۳۰ صبح روز ۵۷/۷/۲۶ آغاز شد. در آن روز از بلندگوهای اکثر مساجد شهر قرآن پخش می شد و مردم در دستجات ۵۰ الی ۱۰۰ نفری در مقابل مساجد اجتماع کرده و علیه شاه شعار می دادند. شعارهای زیادی نیز در سطح معابر و دیوارهای شهر مبنی بر محکوم کردن جنایات رژیم نوشته شده و کلیه مغازه های شهر در این روز تعطیل بود.(۱۸)
از ساعت ۶ بعد ازظهر روز ۵۷/۷/۲۶ مجالس ختمی به مناسبت سومین روز شهدای فاجعه ۲۴ مهر دزفول، در برخی از مساجد شهر برگزار گردید. هم زمان با آن، جلسه فوق العاده شورای تأمین شهرستان دزفول جهت بررسی تقاضای اعلام وضعیت قرمز تشکیل شد. در ساعت ۹ شب حجت الاسلام سید مصطفی فارغ(۱۹) در مسجد جامع به منبر رفته و اظهار داشت:
افرادی که جهاد می کنند و در راه مبارزه با ظلم کشته می شوند، همانند شهدای اُحُد می باشند.

شما هم از کشته شدن و زندان یا تبعید نترسید، این وظیفه هر مسلمانی است که هر وقت دین تهدید شود، باید قیام کند.
پس از سخنان وی حدود ۵۰۰۰ نفر از مسجد جامع حرکت کرده و بدون توجه به شلیک هوایی مأموران در خیابان به تظاهرات پرداختند.(۲۰)
دو روز بعد از فاجعه مسجد جامع کرمان و جریان کشتار مردم در دزفول، عده ای از روحانیون کرمانی مقیم قم اعلامیه ای منتشر کرده و در آن علاوه بر محکوم کردن فاجعه مسجد جامع کرمان، به حمله دژخیمان رژیم به مردم بی دفاع و راهپیمایان در شهر دزفول نیز اشاره کرده و نوشته اند:

در روز ۲۴ مهر در شهرهای دیگر ایران مانند دزفول، زنجان و میناب، ده ها تن را به جرم آزادی خواهی به رگبار مسلسل بستند. آری این است معنی آزادی و دموکراسی، این است معنی آشتی و ترویج شعائر مذهبی، این است همان شعائر اسلامی که شاه می خواهد آن را ترویج کند. ولی شاه و دار و دسته اش بدانند که ملت ایران بیدار شده است و این نقشه ها در میان مردم هیچ گونه اثری جز برانگیختن هر چه بیشتر نفرت و انزجار نسبت به شاه را ندارد.
در روز ۲۷ مهر نیز از طرف آیت الله صدوقی اطلاعیه ای درباره حوادث کرمان و دزفول منتشر شد که در آن به جنایات مأموران رژیم در مقابل مردم بی دفاع دزفول و به گلوله بستن آنها در روز ۲۴ مهر اشاره شد و آمده: «این کشتارها، جنایت ها و وحشی گریها برای ادامه حکومت فردی است که در بین مردم جایی ندارد. ملت مبارزه مسلمان تحت رهبری روحانیت تصمیم خود را گرفته و تا رسیدن به هدف نهایی از پای نخواهد نشست.»(۲۲) همچنین انجمن شهر دزفول نیز فاجعه روز دوشنبه ۲۴ مهر را محکوم کرد.(۲۳)
بعد از اعلام عزای عمومی توسط روحانیون شهر دزفول، کلیه خیابانهای شهر با پارچه سیاه پوش شده و از بلندگوهای مساجد صدای تلاوت آیات کلام الله مجید به گوش می رسید.(۲۴)
حجت الاسلام علی اکبر رضوانی( از علمای حوزه علمیه قم) که در مراسم سوم شهدای ۲۴ مهر دزفول در قبرستان معصوم آباد[ شهید آباد] شرکت داشته و سخنرانی کرده بود، در خاطرات خود می گوید:
در خلال مدتی که در خوزستان به صورت سری و علنی بحث ها و سخنرانی هایی داشتم، چند نوبت هم به دزفول رفتم که در بین شهرهای خوزستان از لحاظ انقلابی بودن و برخورداری از شور و حرکت انقلابی ، پرشور و پرحرکت تر بود و مردم در برخورد با نظام شاه به شدت عمل می کردند. با این که در دزفول حکومت نظامی اعلام نشده بود، اما بیشتر از اهواز که حکومت نظامی بود تانک ها و زره پوش های رژیم مستقر بودند. در دزفول که نیروهای انقلابی، زندان رفته ها و افراد متعهد زیادی داشت، بیشتر از جاهای دیگر فعالیت های انقلابی شکل گرفت. جوانان مبارز در سرداب های عمیق دزفول جلسات متعددی تشکیل داده و اقدامات بسیار سودمندی در جهت رشد انقلاب انجام می دادند.(۲۵)
روز ۲۷ مهر به مناسبت سومین روز شهدای فاجعه ۲۴ مهر، مراسم گسترده ای با شرکت اقشار مختلف مردم انقلابی دزفول در شهید آباد برگزار شد. در این مراسم که حدود ۳۰ هزار نفر شرکت داشتند، حجت الاسلام علی اکبر رضوانی(۲۶) علیه شاه و مقامات مملکت سخنرانی کرده و ساواک را محکوم نمود و گفت واقعه شهر کرمان به دست ساواک صورت گرفته و در ادامه سخنرانی خود به جهت شدت نفرت از شاه بیان می کند که هر کس در نام و شهرتش کلمه شاه باشد، باید آن را تغییر دهد. سپس در مورد عدم حضور برخی از روحانیون دزفول در صحنه های انقلاب صحبت و آنها را نکوهش کرد که به صف انقلابیون بپیوندند. بعد از اتمام این سخنرانی که به مدت یک ساعت به طول انجامید سخنران عبا و عمامه خود را درآورده، کت و شلوار پوشیده و به میان جمعیت رفت که شناسایی نشود.(۲۷)
برگزار کنندگان این مراسم در حرکت جالب و شجاعانه ای بلندگو ها را به طرف پادگان قرار داده، این شعارها را سر دادند:
ارتش تو انتخاب کن /یا جبهه حسین را یا جبهه یزید را
ارتش تو بی گناهی/اسیر دست شاهی
شهیدان بدانید /تا انتقام نگیریم /آرام نمی نشینیم.
با توجه به فاصله کم بین شهید آباد و پادگان دزفول- عرض رودخانه دز – این شعارها تأثیر زیادی در روحیه درجه داران و به خصوص سربازان تیپ ۲ زرهی داشت. بعد از اتمام مراسم مردم در حالی که شعار می دادند، از شهیدآباد به طرف شهر حرکت کردند و در مرکز شهر متفرق شدند. در ساعت ۹ همان شب نیز مراسم «شام غریبان» در مسجد آقا حبیب برگزار شد که تا ساعت ۱۱ شب ادامه داشت.(۲۸) بعد از یک هفته از جریان ۲۴ مهر، بامداد روز دوم آبان ماه، سید محمود موسوی(۲۹)- از معلمان فعال و انقلابی- که در تظاهرات ۲۴ مهر توسط مأموران رژیم با گلوله اسلحه ژ-۳ زخمی شده بود، به فیض شهادت نائل گردید.
متعاقب این جریان، صبح همان روز، حدود ۴۰۰۰ نفر از مردم در مقابل بیمارستان افشار اجتماع و جنازه شهید را به سمت شهیدآباد تشییع کرده و به خاک سپردند. نکته جالب توجه در این تشییع جنازه حضور حدود ۳۰ هزار نفر از مردم انقلابی دزفول بود.(۳۰)
در مراسم تشییع جنازه این شهید بزرگوار، استوار علی اصغر فرخ شاهی(۳۱) (کادر ژاندارمری دزفول) از تجمع مردم در اطراف پیکر شهید جلوگیری کرده و به طرف مردم تیراندازی کرد تا جایی که پیکر شهید از دست مردم به زمین افتاد. پدر شهید به استوار فرخ شاهی و افراد مسلح ژاندارمری که همراه وی بودند گفت: «این شهید پسر من است که به دست شما کشته شده، چرا اجازه نمی دهید او را به خاک بسپاریم.» استوار در پاسخ به وی گفت که از کجا بدانیم که دروغ نمی گویی؛ شاید این نقشه ای باشد که مردم را تحریک کنید.(۳۲)
حمید خاکسار در مورد این واقعه می گوید:
وقتی که مردم خواستند از محل بیمارستان افشار پیکر شهید موسوی را به شهید آباد تشییع کنند، خودرو دوج ژاندارمری جلوی مردم را گرفت و اجازه نداد حرکت کنند. بعد از مذاکره مفصل با وی بالاخره پذیرفت پیکر شهید را تشییع کنیم به شرط این که شعار علیه شاه ندهیم. ما در آن لحظه ناگزیر بودیم به خاطر این که مردم به حرکت درآیند بپذیریم، اما پس از حرکت، شعار مرگ بر شاه را سردادیم که ناگهان استوار فرخ شاهی شروع به تیراندازی هوایی کرد. بعد از این اتفاق که سر پیچ شهید آباد رخ داد، مردم از ترس متفرق شدند و پیکر شهید از روی دوش مشایعت کنندگان به زمین افتاد. این عمل دو مرتبه تکرار شد. زمانی که من با استوار در حال مذاکره بودم ناگهان متوجه یکی از سربازها شدم که گارد تیراندازی گرفته بود. بعد از این اتفاق نزد وی رفتم و پرسیدم که چرا این جور آماده برای شلیک ایستاده بودی؟ او در پاسخ گفت وقتی که شما با استوار در حال مذاکره بودید، تصمیم گرفتم اگر وی به شما شلیک کرده، من هم او را بزنم.(۳۳)

در روز چهارم آبان دزفول شاهد تظاهرات ۲۰ هزار نفری مردم بودکه به مناسبت سومین روز شهادت سید محمود موسوی(آموزگار جوان دزفولی) صورت گرفت. مردم در این تظاهرات یکی از شعب بانک صادرات، اداره بیمه های اجتماعی واداره دارایی(۳۴) را به آتش کشیدند و شیشه های چند بانک دیگر را نیز شکستند. این جمعیت پرچم های سیاه با خود حمل می کردند و علیه رژیم شعار می دادند. در این تظاهرات ۵ نفر هدف گلوله ماموران قرار گرفتند که یک نفر از آنان به شهادت رسید.(۳۵) اداره دادگستری نیز به آتش کشیده شد که به نظر می رسد اقدام مشکوکی بود.(۳۶) رادیو لندن در این روز با بیان مطالبی در مورد حوادث ایران گفت:
آشوب در۱۳ شهر رخ داد و شورشیان در چندین شهر از جمله زنجان و دزفول کوشیدند تا ساختمان های دولتی را آتش بزنند.(۳۷) بیشتر کشته شدگان در چند روز آغازین آبان ماه مربوط به شهرهای دزفول ،کرمانشاه و شهرضای اصفهان است.(۳۸)
خبرگزاری فرانسه نیز اعلام کرد ده ها هزار نفر مخالفان رژیم در شهرهای اهواز، دزفول، زنجان و رضائیه دست به تظاهرات زدند. بیلان کشته شدگان مشخص نیست.(۳۹).

با نزدیک شدن به ماه محرم، هر روز که از تظاهرات می گذشت، تجربه و قدرت نظامی مردم جهت مقابله با رژیم افزایش پیدا می کرد. گزارش مورخ ۱۳۵۷/۸/۱۷ استانداری خوزستان به وزارت کشور حاکی از مبارزه مردم دزفول با مأموران مسلح رژیم است.(۴۰)
با روی کارآمدن دولت ازهاری و تشکیل کابینه نظامی، فشار رژیم و استقرار حکومت نظامی در شهرها شدت پیدا کرد، اما از نظر روانی توانایی رژیم رفته رفته در حال نقصان بود.
از ۱۵ تا ۳۰ آبان تظاهرات در دزفول هر شب ادامه داشت. سردار غلامعلی رشید جانشین ستاد کل نیروهای مسلح در این مورد می گوید:
با اوج گرفتن تظاهرات دزفول در سال ۱۳۵۷، شب ها می نشستیم و برنامه ریزی می کردیم که تظاهرات از کجا شروع شود، در کجا خاتمه پیدا کند و چه نوع پلاکاردهایی داشته باشیم. به طور کلی امور مربوط به سازماندهی و کنترل تظاهرات را انجام می دادیم. تظاهرات مردم دزفول عمدتاً از مسجد بازار(مسجد آیت الله قاضی) شروع می شد و به سمت مسجد جامع و فلکه و بعد در مسیر خیابان سیروس[ طالقانی] و خیابان آفرینش (محل ساختمان ساواک) و چهار راه سی متری [ شریعتی] امتداد پیدا کرده و به پل جدید ختم می شد. در این مسیرها نیروهای نظامی و انتظامی با گاز اشک آور و تیر هوایی یا تیراندازی زمینی به تظاهر کنندگان حمله می کردند که در این درگیری ها تعدادی از مردم شهید یا مجروح می شدند.(۴۱)
در چهارم آذرماه ۱۳۵۷ مردم دزفول مراسم چهلم شهدای ۲۴ مهر را در مسجد اباذر برگزار کردند. در این مراسم که جمع کثیری از مردم شرکت داشتند، حجت الاسلام رضا گلسرخی(۴۲) سخنرانی کرده و ضمن تجلیل از مقام شهدای این واقعه جنایت مأموران رژیم را محکم کرد. در پایان این سخنرانی مردم تظاهرات کردند. در این تظاهرات مأموران نظامی به مردم شلیک کردند. و یک نفر به شهادت رسید.(۴۳).

نتیجه

از واقعه ۲۴ مهر ۱۳۵۷ دزفول به عنوان نقطه عطفی در تاریخ مبارزات مردم دزفول می توان یاد کرد چرا که مردم بعد از این جریان بیشتر آماده مبارزه شدند و حضور پرشور آنها در تظاهرات نشان از پیوستن اقشار مختلف به درگیری با رژیم شاه داشت. بعد از این واقعه، شاخه نظامی انقلاب، مسلح به سلاح گرم شد و با درست کردن بمب های دستی به مقابله نظامی با نیروهای مسلح رژیم پرداخته، اقدام به ترور برخی از مأموران رژیم از جمله استوار فرخ شاهی نمود و از این زمان شهر دزفول برای سکونت نظامیان، مأموران ساواک و شهربانی ناامن شد، ادارات امنیتی و انتظامی به آن طرف پل در کنار پادگان منتقل شده و درجه داران و مأموران ساواک شهر نیز در منازل سازمانی پادگان اقامت کردند و متعاقب آن جوانان مبارز، شبها از شهر محافظت کرده و امنیت آن را به عهده گرفتند.

پی نوشت ها :

۱- صحیفه نور، ج۳، تهران، مؤسسه تدوین و نشر آثار امام خمینی(ره)، ۱۳۷۸، ص۴۳۴٫
۲- « روز شمار انقلاب اسلامی در دزفول» ، هفته نامه دزفول فردا، س۱، شم ۵، بهمن ۱۳۷۴٫
۳- شهید عبدالکریم راجی به جهت صدای خوب و شجاعت زیاد در اغلب تظاهرات شعار می داد. وی بعد از پیروزی انقلاب در درگیری یکی از پاسگاه های مرزی با دشمن در غرب دزفول به شهادت رسید.
۴- حمید جهانی از افراد فعال در زمینه توزیع اعلامیه ها در سطح استان بود که بر اساس اسناد ساواک چند مرتبه نیز دستگیر شده بود.
۵- یکی از اتهامات سرتیپ اکبر غفاریان فرمانده پادگان دزفول صدور دستور سرکوب تظاهر کنندگان با تمام قدرت و دستور شلیک به مردم بود. نقل از دادگاه انقلاب اسلامی شهرستان دزفول، پرونده شماره ۹/غ
۶- مجموعه مصاحبه های نگارنده با فعالان انقلاب در دزفول، مصاحبه با دکتر حمید خاکسار، جلسه اول، نوار دوم، تهران، مورخ ۸۷/۲/۳
۷- علی همایون پور متولد سال ۱۳۰۱ بود و علاقه زیادی به خدمت در مساجد و جلسات قرآن داشت. تا جایی که دوستانش به وی لقب عابد دادند. بعد از سال ۱۳۴۲ سرپرستی انجمن اسلامی دانش آموزان مدرسه صاحب الزمان را به عهده گرفت و در زمینه قرائت قرآن، نهج البلاغه و احکام فعالیت داشت و به همین دلیل مرتباً مورد اذیت و آزار مأموران ساواک بود. نقل از : مدیریت بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان دزفول، واحد فرهنگی.
۸- مأمورین قصد داشتند جنازه شهید بوستانی را از مردم بگیرند که غائله را تمام کنند اما مردم مقاومت کرده و نگذاشتند جنازه شهید را ببرند. (« روز شمار انقلاب اسلامی در دزفول»، هفته نامه دزفول فردا، همان).
۹- دادگاه انقلاب شهرستان دزفول ، پرونده شم ۲۶/۵۸ /ق
۱۰- هفته نامه دزفول فردا، همان.
۱۱- روزشمار انقلاب اسلامی، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی- حوزه هنری، ۱۳۷۶، ج۶، صص ۱۲۷-۱۲۶٫
۱۲- سند شم ۱٫
۱۳- سند شم۲٫
۱۴- جعفر شریف امامی در شهریور ۱۳۵۷ برای دومین بار به عنوان نخست وزیر انتخاب شد. پس از به قدرت رسیدن به منظور کاستن از تشنجات جامعه، دولت خود را« دولت آشتی ملی» نام نهاد و در این راستا دست به اقداماتی از جمله تغییر تاریخ شاهنشاهی به تاریخ هجری شمسی، تعطیل کازینو ها و قمارخانه ها ، آزادی فعالیت احزاب سیاسی در کشور، انحلال حزب دولتی رستاخیز، اجازه فعالیت به جراید تعطیل شده و آزادی تعدادی از زندانیان سیاسی نمود. امّا این اقدامات نتیجه نداد و وی مجبور به اعلام حکومت نظامی در تهران و ۱۱ شهر دیگر گردید که پی آمد آن واقعه ۱۷ شهریور میدان ژاله تهران بود( دولتهای ایران از میرزا نصرالله خان مشیرالدوله تا میرحسین موسوی، تهران، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۸، ص ۲۸۶).
۱۵- انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، کتاب سیزدهم، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، تهران، ۱۳۸۲،صص ۴۹۷-۱۷۱٫
۱۶- فرازهایی از تاریخ انقلاب به روایت اسناد ساواک و آمریکا، تهران، روابط عمومی وزارت اطلاعات، ۱۳۶۸،صص ۱۷۲-۱۷۱٫
۱۷- بولتن خبرگزاری پارس تعداد تظاهرکنندگان را ۲۰ هزارنفر اعلام کرده بود.
۱۸- انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، کتاب سیزدهم، صص ۵۲۸-۵۲۷٫
۱۹- حجت الاسلام سید مصطفی فارغ دزفولی در سال ۱۳۱۱، در دزفول متولد شد. وی فرزند آیت الله سید حسین فارغ دزفولی است. وی دوران ابتدایی تا مقطع دیپلم را با شرکت در امتحانات متفرقه سپری نمود. سپس دروس حوزوی را در محضر مراجع عالیقدر دزفول همچون مرحوم آیت الله نبوی، آیت الله شیخ محمد علی معزی، آیت الله شیخ منصور سبط الشیخ انصاری تلمذ نمود و سپس در قم از محضر درس آیت الله نبوی، آیت الله شیخ محمدعلی معزی، آیت الله شیخ منصور سبط الشیخ انصاری تلمذ نمود و سپس در قم از محضر درس آیت الله بروجردی و آیت الله گلپایگانی و درس اصول حضرت امام(ره) بهره برد.در دوران مبارزه با جسارت و شجاعتی کم نظیر در تظاهرات و ایراد سخنرانی در مراسم ختم شهدا، فشارهای فراوانی را از طرف مأموران رژیم تحمل نمود. بعد از پیروزی انقلاب به عنوان نماینده حضرت امام در شهربانی دزفول منصوب شد. سپس در دوره دوم و سوم مجلس شورای اسلامی به عنوان نماینده مردم دزفول انتخاب شد و پس از مدتی ریاست هلال احمر دزفول و مدتی نیز ریاست بنیاد پانزده خرداد شهرستان دزفول را به عهده داشت. در حال حاضر در «مدرسه علمیه سادات دزفول» به تدریس مشغول می باشد.) عرب، محمد حسن و احمد لطیف پور، اندیشمندان دزفول، صص ۱۳۶- ۱۳۴)
۲۰- انقلاب اسلام به روایت اسناد ساواک، کتاب سیزدهم، صص ۵۷۳-۵۷۲٫
۲۱- روز شمار انقلاب اسلامی، همان.
۲۲- همان، ص۳۸۴٫
۲۳- روزنامه اطلاعات، پنج شنبه ۴آبان ۱۳۵۷٫
۲۴- روزنامه اطلاعات، شنبه ۶آبان ۱۳۵۷٫
۲۵- بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی، آرشیو خاطرات حجت الاسلام علی اکبر رضوانی.
۲۶- دقت بالا و تجربه جوانان انقلابی و سازمان دهنده این گونه تظاهرات در دعوت از روحانیون جهت سخنرانی های مذهبی و مراعات مسائل محرمانه در برنامه ریزی ها باعث شده بود که مأموران ساواک حاضر در این مراسم نتوانند سخنران را بشناسند. به طوری که در یک گزارش وی را شیخ احمد نظری و در گزارش دیگر مکارم درج کرده اند.
۲۷- آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، سند شم ۲۰۰۶۸٫
۲۸- انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، کتاب سیزدهم، ص ۶۱۸٫
۲۹- شهید سید محمود موسوی در سال ۱۳۵۶ در حالی که اعلامیه پخش می کرد توسط ساواک دستگیر و مدتی تحت شکنجه های ساواک قرار گرفت. وی در تظاهرات دانش آموزان و فرهنگیان در ۱۵ مهر ۱۳۵۷ نیز حضور چشمگیری داشت. نقل از: مدیریت بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان دزفول، همان.
۳۰- انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، کتاب چهاردهم، ص ۶۸٫
۳۱- استوار فرخ شاهی در دی ماه ۱۳۵۷ توسط گروه منصورون ترور شد.
۳۲- مدیریت بنیاد شهید و امور ایثارگران دزفول، همان.
۳۳- مصاحبه با دکتر حمید خاکسار، جلسه اول، نوار دوم، همان.
۳۴- براساس اسناد موجود، اداره دارایی در روز پنجم آبان به آتش کشیده شد. نک: سند شم ۳٫
۳۵- روزشمار انقلاب اسلامی، ج۷، همان، ص۹۹٫
۳۶- براساس اعلامیه ای که توسط جامعه فرهنگیان دزفول چاپ و توزیع شد، این جامعه پشتیبانی خود را از قضات باایمان شهر دزفول که پرونده ای جهت مجازات خاطیان وقایع ۲۴ مهر تشکیل داده بودند، اعلام و مراتب انزجار خود را از اقدام خاطیان که برای از بین بردن پرونده مزبور در تاریخ ۵۷/۸/۵ مبادرت به آتش زدن دادگستری نموده بودند، بیان داشتند.(انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، کتاب چهاردهم، ص۶۴۵). اما آنچه مسلم است با توجه به سوابق عوامل رژیم در این گونه اقدامات جهت تخریب انقلابیون نزد مردم و براساس شواهد موجود به خصوص در مورد پرونده تشکیل شده در دادگاه؛ نظر جامعه فرهنگیان دزفول در مورد آتش زدن دادگستری تقویت می گردد.
۳۷- سیر مبارزات امام خمینی(ره) درآیینه اسناد به رویت اسناد، ج۲۱، تهران، تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، ۱۳۸۲، ص۳۶۵٫
۳۸- روزشمار انقلاب اسلامی، ج۷، ص۱۹۹٫
۳۹- سیر مبارزات امام خمینی(ره) در آیینه اسناد به روایت ساواک، ج۲۱، ص۳۶۵٫
۴۰- انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، کتاب سیزدهم، ص۱۰۰٫
۴۱- مصاحبه با غلامعی رشید از فعالان انقلاب در دزفول، تهران، مرکز اسناد اسلامی، جلسه چهارم، شم بازیابی ۲۰۰۸۴، تهران، مورخ ۸۵/۹/۲۳٫
۴۲- حاج شیخ رضا گلسرخی کاشانی در سال ۱۳۱۲ در شهر کاشان دیده به جهان گشوده و دروس ابتدایی و متوسطه را در آن شهر آموخت. و آنگاه به تحصیل علوم اسلامی پرداخت و وارد حوزه علمیه قم شد. او از همان زمان که طلبه جوانی بود تحت تأثیر برخی از روحانیون برجسته، انسانی پرشور پرورش یافت و همین روحیه پرشور او را با فدائیان اسلام و آرمانهای شهید سید مجتبی نواب صفوی پیوند داد و در سن جوانی به عضویت این جمعیت درآمد. پس از شهادت نواب صفوی به زندگی مخفی روی آورد و پس از مدتی در حوزه علمیه قم به تحصیل پرداخت. او در دوران رژیم پهلوی بارها به زندان و تبعید محکوم گردید. سخنرانی های انقلابی او در جریان قیام ۱۵ خرداد و در دوران پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در شبه جزیره هندوستان و برخی کشورهای دیگر به فعالیتهای فرهنگی روی آورد و سفرهای تبلیغی متعددی انجام داد. در جریان جنگ تحمیلی نیز در جبهه های غرب و جنوب فعالیتهای پیگیری برای رفع نیازهای فرهنگی و تدارکاتی جبهه داشت. سرانجام پس از یک دوره کوتاه بیماری در روز۲۲ مهر ۱۳۶۹ به دیار باقی شتافت. نقل از قیام ۱۵ خرداد به روایت اسناد ساواک، ج۲، تهران: مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، ۱۳۷۸، صص۲۸و۲۹٫
۴۳- «روزشمار انقلاب اسلامی در دزفول»، هفته نامه دزفول فردا، همان.

منبع:فصلنامه مطالعات تاریخی ۲۵

“صفحه معرفی کتاب” کلیک کنید